(۲۱۶۰) سوال: آیا قرائت فاتحه در نماز جهری برای مأموم واجب است؟
جواب:
قول راجح این است که قرائت فاتحه برای مأموم واجب است و تفاوتی بین نماز جهری و سری ندارد برای عموم قول رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم که میفرماید: «لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَمْ يَقْرَأْ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ»[۱] (کسی که سورهی فاتحه نخواند نماز ندارد) و در سنن حدیث عبادة بن الصامت رَضِيَاللهُعَنْهُ از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آمده است هنگامی که نماز صبح را به پایان رساند و فرمود: «ما لی أنازع القرآن؟لَعَلَّكُمْ تَقْرَءُونَ خَلْفَ إِمَامِكُمْ ؟ “. قُلْنَا : نَعَمْ، هَذًّا يَا رَسُولَ اللَّهِ. قَالَ : ” لَا تَفْعَلُوا إِلَّا بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ ؛ فَإِنَّهُ لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَمْ يَقْرَأْ بِهَا»[۲] (چرا در قرآن خواندن من نزاع و تداخل پیش آمده است؟شما پشت سر امامتان قرائت می خوانيد؟ گفتیم: بله یا رسول الله، رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمود: جز سوره ی فاتحه، چيزی نخوانيد، زيرا نماز کسی که در آن سوره ی فاتحه را نخواند، صحيح نيست) و برای همین پس برای مأموم واجب است که سورهی فاتحه را به صورت کامل بخواند و تفاوتی نمیکند که در نماز به صورت سری یا جهری باشد مگر این که مسبوق باشد یعنی هنگامی که نمازگزار وارد میشود و امام در حالت رکوع است پس تکبیرة الإحرام را میگوید سپس به رکوع میرود پس فاتحه در این حالت از ایشان ساقط میشود زیرا قیام را که در آن فاتحه واجب است درک نکردهاند. و برای همین هنگامی که ابوبکرة وارد مسجد شد و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در حالت رکوع بود، او شتاب ورزید و قبل از این که به صف برسد به رکوع رفت و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بعد از پایان نماز به او گفت: «زادك الله حرصاً، و لاتعد}[۳] (الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ حرص تو را زیاد کند ولی بار دیگر این کار را انجام نده) و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به او امر نکرد که قضای آن رکعتی که قرائت فاتحه را درنیافته بود قضا کند.
و همچنین اگر کسی بیاید و امام در حالت قیام باشد پس تکبیرة الإحرام را بگوید و استفتاح را بخواند و قرائت فاتحه را شروع کند سپس امام به رکوع برود پس بقیهی فاتحه از او ساقط میشود برای این که قیام را به صورتی که بتواند در آن قرائت فاتحه کند را درنیافته است.
[۱] رواه البخاری (۷۵۶) و مسلم (۳۹۴).
[۲] رواه ابو داود (۸۲۳).
[۳] تخریج آن گذشت.