پنج‌شنبه 20 ذیقعده 1447
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
7 می 2026

(۱۷۵۲) حکم تارک نماز

(۱۷۵۲) سوال: حکم تارک نماز چیست درحالی که او گمان می‌کند مسلمان است و شهادتین را می‌گوید و فرض بودن آن را انکار نمی‌کند ولی در امر نماز کم‌کاری و کسالت به خرج می‌دهد؟ و آیا این با شخصی که فقط در ماه رمضان نماز می‌خواند و روزه می‌گیرد و در باقی ایام سال نماز نمی‌خواند مثل هم هستند؟ و همچنین برخی از مردم بعضی اوقات نماز می‌خوانند و بعضی اوقات نمی‌خوانند و همچنین بعضی فقط نماز جمعه را می‌خوانند. و اگر تارک نماز کافر است جایز است که به او بگوییم: ای کافر؟

جواب:

بله تارک نماز طبق قول راجح کافر است و از ملت اسلام خارج می‌باشد و به خاطر قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که می‌فرماید: {فَإِن تَابُوا۟ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُا۟ ٱلزَّكَوٰةَ فَإِخۡوَ ٰ⁠نُكُمۡ فِی ٱلدِّینِ} [۱](پس اگر توبه کنند، و نماز را بر پا دارند، و زکات را بدهند، برادران دینی شما هستند) پس الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بیان نمود که برادری در دین محقق نمی‌گردد مگر به این سه شرط: توبه از شرک، اقامه‌ی نماز و دادن زکات.

اما توبه از شرک: واضح است که مشرک برادر مومن نیست و او کافر مشرک است.

و اما اقامه‌ی نماز: این آیه دلالت بر این می‌دهد که هنگامی که نماز را بر پا ندارد از برادر ما در دین نیست و وقتی که اخوت دینی منتفی شد معنای آن این است که کفر است چون که مومن برادر مومن است در صورتی که کسی فسق دارد برادر محسوب می‌شود و به آیه‌ای که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مورد دو طائفه‌ای مومن، که یک دیگر می‌کشند توجه کن: {وَإِن طَاۤىِٕفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٱقۡتَتَلُوا۟ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَاۖ فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَـٰتِلُوا۟ ٱلَّتِی تَبۡغِی حَتَّىٰ تَفِیۤءَ إِلَىٰۤ أَمۡرِ ٱللَّهِۚ فَإِن فَاۤءَتۡ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوۤا۟ۖ إِنَّ ٱللَّهَ یُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِینَ* إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةࣱ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَ أَخَوَیۡكُمۡ}[۲] (و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر به جنگ بر خاستند، میان‌شان آشتی بر قرار کنید، پس اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کرد، با گروه متجاوز بجنگید تا به فرمان الله باز گردد، پس اگر بازگشت، میان آن‌ها به عدالت صلح بر قرار کنید، و عدالت پیشه کنید، بی‌گمان الله عادلان را دوست می‌دارد.* یقیناً مؤمنان برادرند، پس میان برادران‌تان صلح (و آشتی) بر قرار کنید) با وجود این که قتال از بزرگترین گناهان کبیره است ولی الله آنها را برادر طایفه سومی که می‌خواهد صلح برقرار کند، قرار می‌دهد و همچنین در آیه‌ی قصاص و قصاص فقط در مورد قتل عمد می‌باشد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {فَمَنۡ عُفِیَ لَهُۥ مِنۡ أَخِیهِ شَیۡءࣱ فَٱتِّبَاعُۢ بِٱلۡمَعۡرُوفِ}[۳] (پس اگر کسی از سوی برادر (دینی)اش (یعنی ولی مقتول) چیزی به او بخشیده شد، (و حکم قصاص تبدیل به خون بهاء گردید) باید (ولی مقتول) از راه پسندیده پیروی کند) مهم این است که اخوت ایمانی با فسق از بین نمی‌رود ولی با کفر منتفی می‌شود و این آیه: {فَإِن تَابُوا۟ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُا۟ ٱلزَّكَوٰةَ فَإِخۡوَ ٰ⁠نُكُمۡ فِی ٱلدِّینِ}[۴]  (پس اگر توبه کنند، و نماز را بر پا دارند، و زکات را بدهند، برادران دینی شما هستند) دلالت بر این می‌دهد که وقتی نماز را اقامه نکرد یعنی از برادران دینی نمی‌باشد که معنای آن این است که کافر می‌باشد.

و اما مسئله سوم و آن هم قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {وَءَاتَوُا۟ ٱلزَّكَوٰةَ}[۵] (و زکات را بدهند) و آیه در اینجا دلالت بر کفر کسی که زکات نمی‌پردازد، می‌دهد و همین را بعضی از اهل علم گفته‌اند و روایتی از امام احمد رَحِمَهُ‌الله نیز هست که راجح آن است که تارک زکات کافر نمی‌باشد زیرا که در حدیث ثابت و صحیح زمان ذکر شخص مانع زکات و سپس ذکر عذابش می‌فرماید: {ثُمَّ يَرَى سَبِيلَهُ ؛ إِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِمَّا إِلَى النَّارِ}[۶] (سپس هر یک راه خود را به سوی جهنم یا بهشت پیش می‌گیرد) و ممکن است که مسیر او به بهشت باشد پس او کافر نیست.

بنابراین آیه دلالت بر کفر تارک نماز دارد و در صحیح مسلم از جابر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: {إِنَّ الْعَهْدَ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمُ الصَّلَاةُ، فَمَنْ تَرَكَهَا فَقَدْ كَفَرَ}[۷] ( عهد بین ما و ایشان نماز است پس کسی آن را ترک کند حقیقتا کافر گشته است) و همچنین ادله‌های دیگر که مجال بحثش اینجا نمی‌باشد همه‌اش دلالت بر کفر تارک نماز می‌دهند و با این وجود پس کسی که با تارک نماز بودنش وفات کند جایز نیست که غسل و کفن کرده شود و بر او نماز خواند و در قبرستان مسلمانان دفن شود و بر او دعای رحمت نمی‌شود چون که او کافر است -والعیاذ بالله- در روز قیامت با فرعون، هامان، قارون و اُبیِّ بن خلف حشر می‌گردد.

و اما کسی که فقط در رمضان نماز می‌خواند اهل علم در کفرش اختلاف کرده‌اند زیرا که او به صورت مطلق نماز را ترک نکرده است و ظاهر والله اعلم این است که کسی که فقط در رمضان نماز می‌خواند دین را به بازیچه گرفته است و نماز نمی‌خواند مگر در وقتی که دلش بکشد نماز می‌خواند و دلش نکشد نماز نمی‌خواند پس او به شخص بازی کننده نزدیک‌تر است.

و اما شخصی که فقط نماز جمعه را می‌خواند پس او در خطر بزرگی است چون که بعضی از اهل حکم به کفرش داده‌اند.

پس برای شخصی که در مورد خودش تقوای الهی را پیشه می‌کند واجب است که نماز‌های پنجگانه در وقتش با جماعت بخواند اگر از کسانی است که نماز جماعت بر او واجب است بدون این که سرپیچی کند.


[۱] [سوره التوبة: ۱۱]

[۲] [سوره الحجرات: ۹-۱۰]

[۳] [سوره البقرة: ۱۷۸]

[۴] [سوره التوبة: ۱۱]

[۵] [سوره التوبة: ۱۱]

[۶]  [رواه مسلم (٩٨٧)]

[۷] [تخریج آن گذشت]

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم تارك الصلاة، وهو يزعم أنه مسلم، وأنه يشهد أن لا إله إلا الله وأن محمدًا رسول الله، ولم يجحد فرضيتها، ولكنه تهاون بها وتكاسل عنها؟ وهل يستوي هو ومن يصوم ويصلي في شهر رمضان فقط ولا يصلي باقي العام؟ وكذلك صنفٌ من الناس يصلي فترة وينقطع فترة، وكذلك صنف من الناس يصلي الجمعة فقط. وإن كان تارك الصلاة كافرًا فهل يجوز أن نقول له: يا كافر؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نعم تارك الصلاة كافر على القول الراجح كفرًا مخرجا عن الملة، وذلك لقوله تعالى: ﴿ فَإن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَوةَ وَمَاتَوُا الزَّكَوةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ ﴾ [التوبة: ١١]، فَبَيَّنَ الله تعالى أن الأُخُوَّةَ في الدين لا تتحقق إلا بهذه الشروط الثلاثة: التوبة من الشرك، إقامة الصلاة، وإيتاء الزكاة.

أما التوبة من الشرك: فإن من المعلوم أن المشرك ليس أخا للمؤمن، وأنه مشرك كافر.

وأما إقامة الصلاة فإن هذه الآية تدل على أنه إذا لم يقم الصلاة فليس من إخواننا في الدين، فإذا انتفت الأخوة الدينية فإن معنى ذلك الكفر، لأن المؤمن أخو المؤمن، مهما كان عليه من الفسق فهو أخوه، وانظر إلى قوله تعالى في الطائفتين المقتتلتين من المؤمنين: ﴿ وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَنَهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ﴾ [الحجرات: ٩-١٠]، مع أن قتال المؤمن من أعظم كبائر الذنوب، ومع ذلك جعلهم الله إخوة للطائفة الثالثة المصلحة، وكذلك

في آية القصاص قال الله تعالى فيها – والقصاص لا يكون إلا عن قتل عمد- قال: ﴿فَمَنْ عُفِى لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَأَنْبَاعُ بِالْمَعْرُوفِ﴾ [البقرة: ۱۷۸]، المهم أن الأخوة الإيمانية لا تنتفي بالفسق، لكنها تنتفي بالكفر، وهذه الآية: ﴿ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلوةَ وَ اتَوُا الزَّكَوةَ ﴾ [التوبة: ٥] تدل على أنه إذا لم يقم الصلاة فليس أخا في الدين، ومعنى ذلك أنه كافر.

وأما الأمر الثالث وهو قوله: ﴿وَءَاتَوُا الزَّكَوةَ، فالآية هنا تدل على أن من لم يؤتِ الزكاة فهو كافر أيضًا، وقد قال به بعض أهل العلم، وهي رواية عن الإمام أحمد الله ، لكن الراجح أن تارك الزكاة لا يكفر، لأن في حديث أبي هريرة الثابت في الصحيح حين ذكر مانع الزكاة ثم ذكر عذابه قال: «ثم يرى سبيله : إما إلى الجنة، وإما إلى النار ). ومن يمكن أن يرى سبيلا له إلى الجنة فليس بكافر.

وعلى هذا فتكون الآية دالة على أن تارك الصلاة كافر، وثبت في صحيح مسلم من حديث جابر أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «بين الرجل وبين الكفر والشرك ترك الصلاة»، وفي السنن أيضًا من حديث بريدة رضي الله عنه أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «العهد الذي بيننا وبينهم الصلاة، فمن تركها فقد كفر»، وكذلك أيضًا أدلة أخرى – ليس هذا موضع بحثها – كُلُّهَا تدل على أن ترك الصلاة كفر مخرج عن الملة، وعلى هذا فإذا مات الإنسان على ترك الصلاة فهو كافر لا يجوز أن يُغَسَّلَ ولا يُكَفَّنَ، ولا يُصَلَّى عليه، ولا يُدفن في مقابر المسلمين، ولا يُدعى له بالرحمة، لأنه كافر والعياذ بالله يحشر يوم القيامة مع فرعون وهامان، وقارون، وأبي بن خلف.

وأما من كان لا يصلي إلا في رمضان فقد اختلف أهل العلم في حكم كفره، لأن هذا لم يتركها تركا مطلقا، والظاهر والله أعلم أن من لا يصلي إلا في رمضان الظاهر أنه يتلاعب بالدين كونه لا يصلي إلا في وقت يهواه ويدعه، فهو أقرب ما يكون متلاعبا.

وأما من لا يصلي إلا الجمعة فإنه على خطر عظيم، وقد قال بعض العلماء بكفره كفرًا مخرجا عن الملة.

فالواجب على المرء أن يتقي الله في نفسه وأن يصلي الصلوات الخمس في أوقاتها مع الجماعة، إن كان من أهل الجماعة، بدون تخلف. والله المستعان.

مطالب مرتبط:

(۱۷۶۱) حکم تارک نمازی که می‌داند خواندن آن واجب است

اگر نماز را به صورت کلی ترک کند و هیچ نمازی را نمی‌خواند نه انفرادی و نه جماعتی این مسئله‌ای است که اهل علم در مورد آن اختلاف کرده‌اند و قول درست از بین اقوالشان کافر بودن آن است از آنجایی که قرآن و سنت دلالت بر کفر آن می‌دهد....

ادامه مطلب …

(۱۷۸۸) حکم ترک نماز و بازگشت به آن

بر تو واجب است که الان به سوی الله توبه کنی از ترک کردن نماز و زیاد عمل صالح انجام دهی و طبق قول راجح قضای آن بر تو واجب نیست...

ادامه مطلب …

(۱۷۴۴) حکم ترک بعضی از نمازها بدلیل عدم حواس

قول راجح در مورد بی‌هوشی، اگر بدون اختیار مریض باشد قضا ندارد یعنی آن نمازی که از او فوت شده را قضا نمی‌کند زیرا زمانی که او عقلش را از دست داده است...

ادامه مطلب …

(۱۷۴۷) حکم قرائت کردن قرآن برای تارک نماز

تارک نمازی که به صورت کلی نماز را ترک کند و هیچ نمازی از جمعه و غیر آن را نخواند کافر است و از ملت اسلام خارج گشته است....

ادامه مطلب …

(۱۷۴۸) حکم دعا برای تارک نماز

برای این سوال کننده جایز نیست که برای پدرش که با تارک نماز بودن از دنیا رفته است دعا کند چون که تارک نماز کافر است و طبق قول راجح از ملت اسلام خارج گشته است...

ادامه مطلب …

(۱۸۲۶) با زنی ازدواج کرده‌ام که نماز نمی‌خواند، لطفا مرا راهنمایی کنید

بر تو واجب است که از آن دو جدا شوی زیرا که ترک نماز موجب کفری است که انسان را از دایره‌ی اسلام خارج می‌کند و زن کافر برای مرد مؤمن حلال نیست...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه