پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

(۱۷۴۴) حکم ترک بعضی از نمازها بدلیل عدم حواس

(۱۷۴۴) سوال: مرد مسنی که مریض می‌باشد و بدلیل عدم حواس، نماز دو وقت را نمی‌خواند و بعد از آن می‌خواند آیا آن نمازهایی که ترک کرده است قضا دارد؟

جواب:

قول راجح در مورد بی‌هوشی، اگر بدون اختیار مریض باشد قضا ندارد یعنی آن نمازی که از او فوت شده را قضا نمی‌کند زیرا زمانی که او عقلش را از دست داده است مکلف نیست و قیاس آن بر خواب که وجوب قضای آن با سنت ثابت است، صحیح نیست به خاطر این که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: {إِذَا رَقَدَ أَحَدُكُمْ عَنِ الصَّلَاةِ، أَوْ غَفَلَ عَنْهَا، فَلْيُصَلِّهَا إِذَا ذَكَرَهَا، لا کفارة لها الا ذلك}[۱] (هرگاه یکی از شما در وقت نماز خواب باشد يا از آن غافل گردد باید چون به یاد آورد نمازش را ادا کند و کفاره‌ی آن نماز، فقط خواندش است) سپس این قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را تلاوت نمود: {وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِذِكۡرِیۤ }[۲] (و نماز را برای یاد من بر پا دار) چون فرق بین شخص خوابیده و بی‌هوش بسیار واضح است و کسی که خوابیده چیزی را احساس می‌کند به همین خاطر کسی می‌تواند او را بیدار کند به خلاف کسی که بی‌هوش شده است و هوشیاری عقل او کمتر است برای همین اگر کسی او را صدا بزند بیدار نمی‌شود.

اما اگر انسان خودش سبب بی‌هوشی خودش شود مثل اینکه بنگ (نوعی مواد مخدر) و مانند آن مصرف بکند پس او باید قضای آن را بجا آورد چون که این با فعل خودش حاصل شده است.

قاعده: پس هنگامی که بی‌هوشی با مریضی یا حادثه‌ای و یا چیزهای دیگر که سببش نبوده است باشد قضای نماز آن واجب نیست و اما اگر بی‌هوشی او به سبب خودش بود بر او قضا لازم است.

اما در مورد روزه مثلا اگر در رمضان بی‌هوش شد چه یک روز یا بیشتر باشد باید قضای آن را بگیرد.

و فرق بین نماز و روزه واضح است: شحض حائض روزه گرفتن برای او ممنوع است و قضای روزه را می‌گیرد ولی قضای نماز را نمی‌گیرد و همینطور مانع روزه‌ نیز بدون اختیارش می‌باشد ولی قضای آن را می‌گیرد ولی قضای روزه را نه.


[۱] [تخریج آن گذشت]

[۲] [سوره طه: ۱۴]

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: رجل كبير أصيب بمرض فلم يُصَلُّ وقتين لعدم شعوره، ثم بدأ يصلي، فهل عليه أن يصلي ما ترك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: القول الراجح في مسألة الإغماء أنه إذا كان بغير اختيار من المريض فإنه لا قضاء عليه، أي: لا يقضي الصلاة التي فاتته وذلك لأنه غير مكلف، حيث إن عقله قد غاب ولا يصح قياسه على النائم الذي ثبت وجوب القضاء عليه بالسنة حيث قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: « إذا رَقَدَ عن الصلاة، أو غَفَل عنها، فليصلها إذا ذكرها، لا كفارة لها إلا أحدكم ذلك»، ثم تلا قوله تعالى: ﴿ وَأَقِمِ الصَّلَوَةَ لِذِكْرِي ﴾ [طه: ١٤]، لأن الفرق بين الْمُغْمى عليه والنائم ظاهر جدا، فالنائم معه شيء من الإحساس، ولهذا يستيقظ إذا أوقظ، بخلاف المغمى عليه، فإنه أشد منه تغطية للعقل، ولهذا لا يستيقظ إذا أوقظ.

أما إذا كان الإغماء بسبب من الإنسان مثل: أن يكون سببه تعاطي البنج، أو نحو ذلك فإنه يجب عليه القضاء، لأن الغيبوبة التي حصلت له كانت بفعله.

فالقاعدة إذا: أن من أغمي عليه بمرض أو حادث، أو غير ذلك مما ليس له سبب فيه فإنه لا يجب عليه قضاء الصلاة، وإذا كان إغماؤه بسبب منه فإن عليه أن يقضي.

أما في الصوم -أي: لو أغمي عليه في رمضان- فإنه يقضي اليوم الذي أغمي عليه فيه، سواء كان يوما واحدا أم أكثر.

والفرق بين الصلاة والصيام ظاهر فإن الحائض الممنوعة من الصوم شرعًا تقضي الصوم ولا تقضي الصلاة، كذلك هذا الذي منع من الصوم بغير اختيار، عليه أن يقضي الصوم ولا يقضي الصلاة.

مطالب مرتبط:

(۱۷۷۶) حکم شخصی که شهادتین را می‌گوید ولی نماز نمی‌خواند

این مرد در تناقض است چگونه بر فعل خیر حریص است در صورتی که بزرگترین خیر نماز است؟ برای چه بر نماز حریص نمی‌باشد؟...

ادامه مطلب …

(۱۷۶۷) حکم حج و روزه‌ شخص بی‌نماز

کسی که نماز را رها کرده هر آنچه از روزه، صدقه و حج انجام دهد از او قبول نمی‌باشد زیرا که شرط قبولی اعمال صالح این که شخص مسلمان باشد...

ادامه مطلب …

(۱۷۸۴) حکم کمک به شخصی كه نماز و روزه را بجای نمی‌آورد

او حرمتی ندارد و شایسته نیست که چیزی از غذا و نوشیدنی و یا غیره به او کمک شود زیرا او از اسلام مرتد گشته است و حکم او این است که به اسلام دعوت شود...

ادامه مطلب …

(۱۷۸۱) نصيحت خویشاوندانی که نماز نمی‌خوانند

بر تو واجب است که ابتدا آنها را نصحیت کنی و کسی غیر از خود را بیاوری که نصیحتشان کند اگر که از تو نصحیت گوش نمی‌کنند یا از طریق کتابت و یا نوار‌های صوتی....

ادامه مطلب …

(۱۷۶۰) مناظره‌ی دو امام بزرگوار امام شافعی و امام احمد درباره‌ی تارک نماز

نیاز است که اثبات شود یعنی ثابت شود که بین این دو امام واقع شده است که باید با شرایطی که محدثین برای اثبات سند می‌گذارند مقبول باشد و این مجرد نقل از سبکی می‌باشد که چند صد سال با این دو امام فاصله دارد که پر ثبوت آن حجت نمی‌باشد....

ادامه مطلب …

(۱۷۴۲) اسباب سبک شمردن نماز

اسباب متعدد زیادی دارد که از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین آن اتباع از شهوت است و برای همین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اتباع از شهوت را قرین ضایع کردن نماز بیان کرده استززز

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه