(۱۴۸۰) سوال: جوراب پوشیدم اما هنگام وضو گرفتن، فراموش کردم که آیا قبل از پوشیدن جوراب، وضو داشتهام یا خیر؟ چه کاری باید انجام دهم؟
جواب:
واجب است جوراب را بیرون آورده و پاهای خود را بشویی؛ زیرا در وجود یک شرط، تردید داری و اصل بر عدم وجود شرط است لذا اگر شک و تردید داری که هنگام پوشیدن جوراب، وضو داشتهای یا خیر، جایز نیست که بر آن مسح کنی.
مسح بر خف بنا بر دلالت کتاب الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم جایز است:
الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در قرآن میفرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إلَی الکَعْبَینِ} [المائدة: ۶] : (ای کسانی که ایمان آوردهاید! هرگاه خواستید به نماز برخیزید، صورتها و دستانتان را تا آرنج بشویید، سرهایتان را مسح نمایید و پاهایتان را تا مچ بشویید). این بر اساس قرائت جرّ (مکسور بودن لام در «وَأَرْجُلَكُمْ») است زیرا در مورد فرمودهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ {وَأَرْجُلَكُمْ} دو قرائت وجود دارد:
اول: قرائت نصب و فتحه داشتن لام که در این قرائت {وَأَرْجُلَكُمْ} خوانده میشود و عطف بر {وُجُوهَكُمْ} خواهد بود. پا بر اساس این قرائت، باید شسته شود.
دوم: قرائت جرّ و کسره داشتن لام که در این قرائت {وَأرجُلِکُم} خوانده میشود و عطف بر «بِرُؤُوسِکُم» خواهد بود. پا بر اساس این قرائت، باید مسح شود. در سنت بیان شده است که پا چه زمانی مسح میشود و چه زمانی باید شسته شوند: شستن پا زمانی است که پاها برهنه بوده و پوشیده نباشند و هرگاه با خُفّ یا جوراب پوشیده باشد، مسح میشود.
احادیث در سنت رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از قول و عمل ایشان در مورد مسح بر خف به حد تواتر رسیده است و از جمله کسانی که این احادیث را از ایشان روایت کردهاند علي بن ابي طالب رَضِيَاللهُعَنْهُ میباشد. برخی از علما در دو بیت، برخی موارد که در سنت از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به تواتر رسیده را بر شمرده و سرودهاند:
ممّا تَواتَرَ حدیثُ مَن کَذَب … وَمَن بَنی لله بیتاً وَاحتَسَب
وَرؤیَةٌ شفاعةٌ والحوضُ … ومسحُ خُفَّین وهذی بعضُ
ترجمه: (از جمله احادیثی که به تواتر رسیده، احادیث هشدار برای کسی است که به رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم دروغی نسبت دهد. همچنین احادیث مژده برای کسی که خانهای برای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بنا کند و از او امید اجر و پاداش داشته باشد. همچنین احادیث رؤیت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در آخرت، احادیث شفاعت، احادیث حوض رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در قیامت و احادیث مسح بر خفّین. موارد مذکور فقط چند مثال بود).
امام احمد بن حنبل رَحِمَهُالله میگوید: «ليس في قلبي من المسح شيء، فيه أربعون حديثا عن النبي صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وأصحابه» : (در قلبم هیچ شک و تردیدی نسبت به مشروعیت و جایز بودن مسح بر خف وجود ندارد زیرا در این باره چهل حدیث از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و یارانش رَضِيَاللهُعَنْهُم وجود دارد)؛ اما جایز بودن مسح بر خف، شروطی دارد که عبارتاند از:
شرط اول: خف یا جوراب را در حالی بپوشد که وضو داشته باشد؛ زیرا مغيره بن شعبه رَضِيَاللهُعَنْهُ گفت: با رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در سفر بودم؛ ایشان خواست وضو بگیرد لذا خواستم خف ایشان را بیرون بیاورم که فرمود: «دَعْهُمَا، فَإنّی أدْخَلْتُهُما طَاهِرَتَینِ» : (آن دو را رها کن زیرا در حالی پوشیدم که پاکیزه بودند). سپس بر آنها مسح نمود. اگر شخصی خف را بدون وضو و طهارت بپوشد، مسح کردن بر آن جایز نیست.
شرط دوم: مسح باید در زمان تعیین شده انجام شود که همان یک شبانه روز برای مقیم و سه شبانه روز برای مسافر است. این مدت زمان از نخستین مسح بعد از بیوضو شدن، شروع میشود و از زمان پوشیدن خف یا زمان باطل شدن وضو شروع نمیشود؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم زمان مسح را مشخص نموده و فرموده است: «ثَلاثَةَ أيّام وَلَيَالِيَهُنَّ لِلمُسَافِرِ وَيَومَاً وَلَيلَةً لِلمُقِيمِ» : (سه شبانه روز برای شخص مسافر و یک شبانه روز برای شخص مقیم). منظور ایشان صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم مسح بر خف است و این مسح فقط با انجام آن شروع و محقق میشود.
بنابراین اگر مثلا شخصی برای نماز صبح وضو گرفت و خف یا جوراب پوشید سپس دو ساعت قبل از نماز ظهر، وضویش باطل شد و وضو نگرفت سپس برای نماز ظهر وضو گرفت؛ ابتدای فرصت وی برای مسح بر خف، همین وقت وضو گرفتن برای نماز ظهر است، نه دو ساعت قبل از ظهر که وضویش باطل شد. اگر شخصی برای نماز صبح وضو گرفت و خف یا جوراب پوشید و تا نماز عشا با وضو ماند سپس خوابید و وضو نگرفت سپس وقتی برای نماز صبح روز دوم از خواب برخاست، وضو گرفت و مسح نمود. آغاز فرصت این فرد از همین وقت نماز صبح روز دوم است. قاعده این است: مدت زمان قبل از اولین مسح، جزو مدت مسح شمرده نمیشود.
بدین ترتیب پی میبریم که تصوری که بین مردم عوام رواج دارد که در مدت زمان مسح بر خف فقط میتوان پنج وعده نماز خواند، هیچ پایه و اساس صحیحی ندارد؛ زیرا در مثال دوم دیدیم که آن شخص، چهار نماز (ظهر، عصر، مغرب و عشا) را با خف خواند اما جزو مدت او برای مسح بر خف محاسبه نشد و ابتدای زمانش از مسح برای نماز صبح روز دوم آغاز گشت.
شرط سوم: مسح بر خف باید برای حدث اصغر باشد، یعنی مسح برای وضو باشد، نه در غسل جنابت یا غسلهای واجب دیگر؛ به دلیل حديث صفوان بن عسَّال رَضِيَاللهُعَنْهُ که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم برایشان وقت مشخص نمود: «کان رسولُ الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم يأمرنا إذا کُنّا سَفرَا أن لا نَنزِعَ خِفَافَنَا ثَلاثَةَ أيّام وَلَيَالِيَهُنَّ، إلا مِن جَنَابَة، وَلکِن مِن غَائط وَبَول وَنَوم» : (رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به ما فرمان داد که هرگاه در سفر بودم، خُفّهای خود را تا سه شبانهروز به خاطر (باطل شدن وضو با) ادرار، مدفوع و خواب، بیرون نیاوریم؛ مگر به خاطر جنابت).
شرط چهارم: پاکیزه بودن خفّ یا جوراب؛ اگر خفّ از چیز نجس مانند پوست حیوان نجس ساخته شده باشد، نمیتوان بر آن مسح کرد.
برای جایز بودن مسح بر خف یا جوراب، باید این چهار شرط محقق شود؛ اما وجود پارگی و سوراخ در جوراب تا زمانی که بتوان آن را جوراب نامید هیچ ضرر و تأثیری ندارد زیرا هیچ دلیلی برای شرط بودن این موضوع، وجود ندارد. همچنین زیرا سالم ماندن خف و جوراب از پارگی و سوراخ شدن، کم یا نادر است. همچنین هر شرطی که به عملی از اعمال اضافه میشود، کار را سختتر و دشوارتر میکند و چیزی که چنین باشد، باید دلیلی از طرف شارع داشته باشد اما هیچ دلیلی برای شرط بودن پاره نبودن جوراب یا خُفّ وجود ندارد. وقتی که دلیلی وجود نداشته باشد واجب است چیزی را که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم مطلق و بدون قید و شرط قرار دادهاند، به همان صورت رها کرد تا چیزی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ برای بندگانش آسان نموده است را سخت و دشوار نکنیم.
هرگاه مهلت مسح به پایان رسید، مسح کردن بر خف یا جوراب جایز نیست و اگر کسی از روی فراموشی چنین کرد، وضویش درست نیست زیرا مسح را به صورتی انجام داده که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به آن دستور ندادهاند؛ رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمود: «من عمل عملاً ليس عليه أمرنا فهو رد» : (هر کس عملی انجام دهد که دین و امر ما بر آن نیست، عملش مردود است)؛ اما وضویی که فرد قبل از پایان مهلت مسح بر خف گرفته است باقی میماند و تا زمانی که بعد از پایان مهلتش باطل نشده باشد، صرفا به خاطر پایان مهلت باطل نمیشود لذا فرد میتواند هر اندازه نماز نفل یا فرض که بخواهد را با آن وضو بخواند و هر کاری که شخص با وضو میتواند انجام دهد را میتواند انجام دهد؛ زیرا وضویی که قبل از پایان این مدت گرفته، به روش شرعی انجام شده است و هر چیزی که به طور شرعی انجام شده باشد فقط با دلیل شرعی میتوان حکم به باطل بودن یا فاسد بودنش کرد. بر اساس این قاعده، روشن میگردد که اگر فردی در اثنای فرصتِ مشخص شده بر جورابش مسح نماید سپس آن را بیرون بیاورد، طهارت و وضویش باطل نمیشود بلکه همچنان وضو دارد تا این که وضویش باطل گردد. هرگاه وضویش باطل شد باید هنگام وضو گرفتن پاهایش را بشوید زیرا وضوی وی قبل از بیرون آوردن خف یا جوراب که بر آن مسح نموده، به مقتضای دلیل شرعی انجام شده است و چیزی که به مقتضای دلیل شرعی انجام شده باشد، فقط با دلیل شرعی حکم به باطل بودن یا فاسد بودن آن کرد.