جمعه 8 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
27 مارس 2026

(۱۴۸۰) جوراب پوشیدم اما هنگام وضو گرفتن، فراموش کردم که آیا قبل از پوشیدن جوراب‌، وضو داشته‌ام یا خیر؟

(۱۴۸۰) سوال: جوراب پوشیدم اما هنگام وضو گرفتن، فراموش کردم که آیا قبل از پوشیدن جوراب‌، وضو داشته‌ام یا خیر؟ چه کاری باید انجام دهم؟  

جواب:

واجب است جوراب را بیرون آورده و پاهای خود را بشویی؛ زیرا در وجود یک شرط، تردید داری و اصل بر عدم وجود شرط است لذا اگر شک و تردید داری که هنگام پوشیدن جوراب، وضو داشته‌ای یا خیر، جایز نیست که بر آن مسح کنی.
مسح بر خف بنا بر دلالت کتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم جایز است:
الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در قرآن می‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إلَی الکَعْبَینِ} [المائدة: ۶] : (‌ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید! هرگاه خواستید به نماز برخیزید، صورت‌ها و دستانتان را تا آرنج‌ بشویید، سرهایتان را مسح نمایید و پاهایتان را تا مچ بشویید). این بر اساس قرائت جرّ (مکسور بودن لام در «وَأَرْجُلَكُمْ») است زیرا در مورد فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ {وَأَرْجُلَكُمْ} دو قرائت وجود دارد:
اول: قرائت نصب و فتحه داشتن لام که در این قرائت {وَأَرْجُلَكُمْ} خوانده می‌شود و عطف بر {وُجُوهَكُمْ} خواهد بود. پا بر اساس این قرائت، باید شسته شود.
دوم: قرائت جرّ و کسره داشتن لام که در این قرائت {وَأرجُلِکُم} خوانده می‌شود و عطف بر «بِرُؤُوسِکُم» خواهد بود. پا بر اساس این قرائت، باید مسح شود. در سنت بیان شده است که پا چه زمانی مسح می‌شود و چه زمانی باید شسته شوند: شستن پا زمانی است که پاها برهنه بوده و پوشیده نباشند و هرگاه با خُفّ یا جوراب پوشیده باشد، مسح می‌شود.
احادیث در سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از قول و عمل ایشان در مورد مسح بر خف به حد تواتر رسیده است و از جمله کسانی که این احادیث را از ایشان روایت کرده‌اند علي بن ابي طالب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ می‌باشد. برخی از علما در دو بیت، برخی موارد که در سنت از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به تواتر رسیده را بر شمرده و سروده‌اند:
ممّا تَواتَرَ حدیثُ مَن کَذَب … وَمَن بَنی لله بیتاً وَاحتَسَب
وَرؤیَةٌ شفاعةٌ والحوضُ … ومسحُ خُفَّین وهذی بعضُ
ترجمه: (از جمله احادیثی که به تواتر رسیده، احادیث هشدار برای کسی است که به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دروغی نسبت دهد. همچنین احادیث مژده برای کسی که خانه‌ای برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بنا کند و از او امید اجر و پاداش داشته باشد. همچنین احادیث رؤیت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در آخرت، احادیث شفاعت، احادیث حوض رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در قیامت و احادیث مسح بر خفّین. موارد مذکور فقط چند مثال بود).
امام احمد بن حنبل رَحِمَهُ‌الله می‌گوید: «ليس في قلبي من المسح شيء، فيه أربعون حديثا عن النبي صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وأصحابه» : (در قلبم هیچ شک و تردیدی نسبت به مشروعیت و جایز بودن مسح بر خف وجود ندارد زیرا در این باره چهل حدیث از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و یارانش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم وجود دارد)؛ اما جایز بودن مسح بر خف، شروطی دارد که عبارت‌اند از:
شرط اول: خف یا جوراب را در حالی بپوشد که وضو داشته باشد؛ زیرا مغيره بن شعبه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ ‌گفت: با رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در سفر بودم؛ ایشان خواست وضو بگیرد لذا خواستم خف ایشان را بیرون بیاورم که فرمود: «دَعْهُمَا، فَإنّی أدْخَلْتُهُما طَاهِرَتَینِ» : (آن‌ دو را رها کن زیرا در حالی پوشیدم که پاکیزه بودند). سپس بر آن‌ها مسح نمود. اگر شخصی خف را بدون وضو و طهارت بپوشد، مسح کردن بر آن جایز نیست.
شرط دوم: مسح باید در زمان تعیین شده انجام شود که همان یک شبانه ‌روز برای مقیم و سه شبانه‌ روز برای مسافر است. این مدت زمان از نخستین مسح بعد از بی‌وضو شدن، شروع می‌شود و از زمان پوشیدن خف یا زمان باطل شدن وضو شروع نمی‌شود؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم زمان مسح را مشخص نموده و فرموده است: «ثَلاثَةَ أيّام وَلَيَالِيَهُنَّ لِلمُسَافِرِ وَيَومَاً وَلَيلَةً لِلمُقِيمِ» : (سه شبانه ‌روز برای شخص مسافر و یک شبانه ‌روز برای شخص مقیم). منظور ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مسح بر خف است و این مسح فقط با انجام آن شروع و محقق می‌شود.
بنابراین اگر مثلا شخصی برای نماز صبح وضو گرفت و خف یا جوراب پوشید سپس دو ساعت قبل از نماز ظهر، وضویش باطل شد و وضو نگرفت سپس برای نماز ظهر وضو گرفت؛ ابتدای فرصت وی برای مسح بر خف، همین وقت وضو گرفتن برای نماز ظهر است، نه دو ساعت قبل از ظهر که وضویش باطل شد. اگر شخصی برای نماز صبح وضو گرفت و خف یا جوراب پوشید و تا نماز عشا با وضو ماند سپس خوابید و وضو نگرفت سپس وقتی برای نماز صبح روز دوم از خواب برخاست، وضو گرفت و مسح نمود. آغاز فرصت این فرد از همین وقت نماز صبح روز دوم است. قاعده این است: مدت زمان قبل از اولین مسح، جزو مدت مسح شمرده نمی‌شود.
بدین ترتیب پی می‌بریم که تصوری که بین مردم عوام رواج دارد که در مدت زمان مسح بر خف فقط می‌توان پنج وعده نماز خواند، هیچ پایه و اساس صحیحی ندارد؛ زیرا در مثال دوم دیدیم که آن شخص، چهار نماز (ظهر، عصر، مغرب و عشا) را با خف خواند اما جزو مدت او برای مسح بر خف محاسبه نشد و ابتدای زمانش از مسح برای نماز صبح روز دوم آغاز گشت.
شرط سوم: مسح بر خف باید برای حدث اصغر باشد، یعنی مسح برای وضو باشد، نه در غسل جنابت یا غسل‌های واجب دیگر؛ به دلیل حديث صفوان بن عسَّال رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برایشان وقت مشخص نمود: «کان رسولُ الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم يأمرنا إذا کُنّا سَفرَا أن لا نَنزِعَ خِفَافَنَا ثَلاثَةَ أيّام وَلَيَالِيَهُنَّ، إلا مِن جَنَابَة، وَلکِن مِن غَائط وَبَول وَنَوم» : (رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ما فرمان داد که هرگاه در سفر بودم، خُفّ‌های خود را تا سه شبانه‌روز به خاطر (باطل شدن وضو با) ادرار، مدفوع و خواب، بیرون نیاوریم؛ مگر به خاطر جنابت).
شرط چهارم: پاکیزه بودن خفّ یا جوراب؛ اگر خفّ از چیز نجس مانند پوست حیوان نجس ساخته شده باشد، نمی‌توان بر آن مسح کرد.
برای جایز بودن مسح بر خف یا جوراب، باید این چهار شرط محقق شود؛ اما وجود پارگی‌ و سوراخ در جوراب تا زمانی که بتوان آن را جوراب نامید هیچ ضرر و تأثیری ندارد زیرا هیچ دلیلی برای شرط بودن این موضوع، وجود ندارد. همچنین زیرا سالم ماندن خف و جوراب از پارگی و سوراخ شدن، کم یا نادر است. همچنین هر شرطی که به عملی از اعمال اضافه می‌شود، کار را سخت‌تر و دشوارتر می‌کند و چیزی که چنین باشد، باید دلیلی از طرف شارع داشته باشد اما هیچ دلیلی برای شرط بودن پاره نبودن جوراب یا خُفّ وجود ندارد. وقتی که دلیلی وجود نداشته باشد واجب است چیزی را که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مطلق و بدون قید و شرط قرار داده‌اند، به همان صورت رها کرد تا چیزی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای بندگانش آسان نموده است را سخت و دشوار نکنیم.
هرگاه مهلت مسح به پایان رسید، مسح کردن بر خف یا جوراب جایز نیست و اگر کسی از روی فراموشی چنین کرد، وضویش درست نیست زیرا مسح را به صورتی انجام داده که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به آن دستور نداده‌اند؛ رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «من عمل عملاً ليس عليه أمرنا فهو رد» : (هر کس عملی انجام دهد که دین و امر ما بر آن نیست، عملش مردود است)؛ اما وضویی که فرد قبل از پایان مهلت مسح بر خف گرفته است باقی می‌ماند و تا زمانی که بعد از پایان مهلتش باطل نشده باشد، صرفا به خاطر پایان مهلت باطل نمی‎شود لذا فرد می‌تواند هر اندازه نماز نفل یا فرض که بخواهد را با آن وضو بخواند و هر کاری که شخص با وضو می‌تواند انجام دهد را می‌تواند انجام دهد؛ زیرا وضویی که قبل از پایان این مدت گرفته، به روش شرعی انجام شده است و هر چیزی که به طور شرعی انجام شده باشد فقط با دلیل شرعی می‌توان حکم به باطل بودن یا فاسد بودنش کرد. بر اساس این قاعده، روشن می‌گردد که اگر فردی در اثنای فرصتِ مشخص شده بر جورابش مسح نماید سپس آن را بیرون بیاورد، طهارت و وضویش باطل نمی‌شود بلکه همچنان وضو دارد تا این که وضویش باطل گردد. هرگاه وضویش باطل شد باید هنگام وضو گرفتن پاهایش را بشوید زیرا وضوی وی قبل از بیرون آوردن خف یا جوراب که بر آن مسح نموده، به مقتضای دلیل شرعی انجام شده است و چیزی که به مقتضای دلیل شرعی انجام شده باشد، فقط با دلیل شرعی حکم به باطل بودن یا فاسد بودن آن کرد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لبستُ الجوارب وعند الوضوء نسيت هل لبستهما على طهارة أم لا، فماذا علي؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: يجب عليك أن تخلعها، وأن تغسل قدميك، وذلك لأن هذا شك في وجود الشرط، والأصل عدم الوجود، فلا يحل لك أن تمسح على الجوارب، وأنت في شكٍّ: هل لبستهما على طهارة أم لا.

والمسح على الخفين جائز بكتاب الله وسنة رسوله صلى الله عليه وسلم:

أما في كتاب الله ففي قوله تعالى: ﴿ يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصلوة فاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ ﴾ [المائدة: ٦] على قراءة الجر؛ لأن في قوله: ﴿ وَأَرْجُلَكُم قراءتين؛ قراءة بالنصب: ﴿ وَأَرْجُلَكُمْ ﴾ فتكون معطوفة على قوله: ﴿ وُجُوهَكُمْ ﴾ ، وتكون حينئذ مغسولة، وقراءة بالجر: ﴿ وَأَرْجُلِكُمْ وحينئذ تكون معطوفة على قوله: بره وسكم فتكون ممسوحة. وقد بينت السُّنة متى يكون مسح الرجل، ومتى يكون غسلها، فيكون غسلها إذا كانت مكشوفة، ويكون مسحها إذا كانت مستورة بالجوارب أو الخفين.

والسنة قد تواترت بذلك عن النبي صلى الله عليه وسلم من قوله وفعله، وممن روى ذلك عنه علي بن أبي طالب رضي الله عنه، وقد قال بعض العلماء بيتين يَعُدُّ فيهما بعض ما تواتر عن النبي صلى الله عليه وسلم من السنة فقال:

مما تواتر حديثُ مَن كَذَب                  ومَن بَنِي الله بيتًا وَاحْتَسَب

ورؤية شفاعة والحوض                     ومَسحُ خُفَّينَ، وهذي بعضُ

قال الإمام أحمد رحمه الله: «ليس في قلبي من المسح شيء، فيه أربعون حديثًا عن النبي صلى الله عليه وسلم وأصحابه»، ولكن لا بد لجواز المسح من شروط: الشرط الأول: أن يلبسهما على طهارة؛ لقول المغيرة بن شعبة رضي الله عنه: كنت مع النبي صلى الله عليه وسلم في سفر فتوضأ فأهويت لأنزع خفيه فقال: «دَعْهُمَا فَإِنِّي أَدْخَلْتُهُمَا طَاهِرَتَيْنِ». ثُمَّ مَسَحَ عَلَيْهِمَا. فلو لبسهما على غير طهارة فإنه لا يجوز المسح عليهما.

الشرط الثاني: أن يكون المسح في المدة المحددة، وهي: يوم وليلة للمقيم، وثلاثة أيام بلياليها للمسافر ، وتبتدئ هذه المدة من أول مرة مسح بعد الحدث، ولا تبتدئ من اللبس ولا من الحدث بعد اللبس حتى يمسح؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم وقت المسح فقال: «ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَلَيَالِيَهُنَّ لِلْمُسَافِرِ، وَيَوْمًا وَلَيْلَةٌ لِلْمُقِيمِ»، يعني: في مسح الخفين، ولا يتحقق المسح إلا بفعله.

وعلى هذا فلو أن أحدًا توضأ لصلاة الفجر، ولبس الخفين أو الجوربين، ثم أحدث قبل الظهر بساعتين ولم يتوضأ، ثم توضأ لصلاة الظهر، فإن ابتداء المدة من الوضوء، لا من الحدث الذي قبل الظهر بساعتين. ولو قدر أنه توضأ لصلاة الفجر، ولبس خفيه أو جوربيه، وبقي على طهارته إلى صلاة العشاء، ثم نام ولم يتوضأ، ثم قام لصلاة الفجر من اليوم الثاني ومسح، فإن ابتداء المدة يكون من فجر اليوم الثاني والقاعدة في هذا: أن المدة التي تسبق المسح أول مرة لا تُحسب من المدة.

وبهذا نعرف أن ما اشتهر عند العامة من تقييد المدة بخمس صلوات ليس مبنيا على أصل صحيح؛ لأن المثال الثاني الذي ذكرناه قد مضى على هذا الرجل اللابس أربع صلوات الظهر والعصر والمغرب والعشاء، وكلها لا تُحسب من المدة، وسيكون ابتداء المدة من المسح لصلاة الفجر من اليوم الثاني.

الشرط الثالث: فهو أن يكون المسح في الحدث الأصغر، أي: في الوضوء، لا في الغسل من الجنابة، أو غيرها من موجبات الغسل، ودليل ذلك حديث صفوان بن عسال رضي الله عنه، أن النبي صلى الله عليه وسلم وَقت هم: «ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَلَيَالِيَهُنَّ لِلْمُسَافِرِ، وَيَوْمًا وَلَيْلَةٌ لِلْمُقِيمِ» . «وأَلَّا يَنْزِعُوا خِفَافَهُمْ إِلَّا مِنْ جَنَابَةٍ، وَلَكِنْ مِنْ غَائِطِ وَبَوْلٍ وَنَوْمٍ».

الشرط الرابع: طهارة الخف أو الجورب، فلو ليس خُفَّا مصنوعا من شيء نجس؛ كجلد الحيوان النجس، فإنه لا يمسح عليه.

هذه الشروط الأربعة التي لا بد من تحققها لجواز المسح على الخف أو الجورب.

وأما الخروق التي تكون في الجورب فإنها لا تضر ما دام اسم الجورب باقيا؛ وذلك لأنه لا دليل على اشتراط ذلك، ولأن السلامة منها قد تكون نادرة أو قليلة، ولأن كل شرط يُضاف إلى عمل من الأعمال فإنه يُضيقه ويُقيَّده، وما كان كذلك فإنه لا بد فيه من دليل عن الشارع وليس هناك دليل يدل على اشتراط ألا يكون الجورب أو الخف مُحرَّقا ، وإذا لم يدل دليل على ذلك فإن الواجب إطلاق ما أطلقه الله ورسوله؛ لِئَلّا نُضيق على عباد الله فيما يسره الله لهم.

وإذا تمت مدة المسح فإنه لا يجوز للإنسان أن يمسح بعد تمامها، فإن يصح؛ لأنه مسح على وجه ليس عليه مسح -ولو ناسيا- فإن وضوءه  لايصح ، لأنه مسح على وجه ليس عليه أمر الله ورسوله، وقد قال النبي صلى الله عليه وسلم: «مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رد». ولكن طهارته التي تمت قبل انقضاء المدة تبقى كما هي، ولا تنتقض بانتهاء المدة ما دام لم يحدث بعد انتهاء المدة، فيصلي بطهارته ما شاء من فروض ونوافل، ويفعل جميع ما يفعله من كان على طهارة؛ لأن الطهارة التي سبقت انتهاء المدة تمت على وجه شرعي، وما تم على وجه شرعي فإنه لا يجوز نقضه أو إفساده إلا بدليل شرعي.

وبناء على هذه القاعدة يتبيَّن أيضًا أن الإنسان لو مسح على الجورب في أثناء المدة، ثم خلعه، فإن طهارته لا تنتقض أيضًا، بل يبقى على طهارته حتى يُحدث، وإذا أحدث فلا بد من غسل رجليه مع وضوئه، وذلك لأن هذا الذي خلع ما مسحه من الجوربين أو الخفين قد تمت طهارته قبل الخلع بمقتضى الدليل الشرعي، وما تم بمقتضى الدليل الشرعي فإنه لا يجوز إفساده أو إبطاله إلا بدليل شرعي.

مطالب مرتبط:

(۱۴۶۳) آیا مسح بر جوراب در وضو جایز است؟ آیا شروطی نیز دارد؟

بله، مسح بر جوراب با رعایت شروط آتی جایز است....

ادامه مطلب …

(۱۴۷۲) آیا مسح بر خف پاره نیز به هنگام وضو گرفتن، جایز است؟

دیدگاه راجح و درست این است که مسح بر خف پاره و جوراب نازک که پوست از زیر آن دیده می‌شود، جایز می‌باشد...

ادامه مطلب …

(۱۴۶۹) روش مسح بر جوراب چگونه است؟

روش مسح بر جوراب بدین صورت است که فرد ابتدا دو دستش را خیس نماید سپس از سر انگشتان تا ابتدای ساق پایش را یک بار دست بکشد...

ادامه مطلب …

(۱۴۸۳) حکم مسح بر آتل یا پانسمان چیست؟

بنا بر دیدگاه راجح، مسح بر آتل یا پانسمان، جایز است...

ادامه مطلب …

(۱۴۸۲) آیا مسح کردن بر مویی که حنا بر آن گذاشته شده باشد در هنگام وضو گرفتن، جایز است؟

بله، جایز است که زن سرش را مسح نماید، هر چند که روی آن حنا گذاشته باشد....

ادامه مطلب …

(۱۴۸۴) حکم مسح بر چسب زخم

این کار، درست است؛ زیرا اگر مثلا چسب زخم بر زخمِ روی دست شخص باشد یا آتل روی شکستگی بسته شده باشد، تا زمانی که کاملا بهبود یابد، تمام آن را مسح نماید....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه