جمعه 8 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
27 مارس 2026

(۱۴۵۴) احکام مسح بر خفّ چیست؟

(۱۴۵۴) سوال: احکام مسح بر خفّ چیست؟

جواب:

مسح بر خفّ فقط یک حکم دارد؛ حکمش این است ‌که وقتی فرد آن‌ را با داشتن طهارتی که با آب حاصل شده است (غسل یا وضو) بپوشد، مسح کردن بر آن جایز می‌باشد اما با سه شرط:
شرط اول: چنان که اشاره کردیم باید فرد هنگام پوشیدنش طهارت و وضو داشته باشد؛ در صحیح بخاری و مسلم دلیل این شرط از حدیث مغیرة بن شعبة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ وارد شده است که وی برای رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آب وضویش را می‌ریخت و ایشان وضو گرفت سپس مغیره خواست خفّ ایشان را بیرون بیاورد که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «دَعْهُما فَإنّی أدْخَلْتُهُما طاهِرَتینِ» : (آن ‌دو را رها کن زیرا آن‌ها را با پاکی و طهارت پوشیده‌ام). سپس بر آن‌ها مسح نمود. ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم عبارت (آن‌ها را با پاکی و طهارت پوشیده‌ام) را برای بیان علت عبارت (آن‌دو را رها کن) ذکر نمود. وجود حکم نیز همواره وابسته به وجود یا عدم وجود علت است. بنابراین حدیث چنین دلالت دارد که هرگاه فرد، خف را با وضو بپوشد، مسح بر آن جایز است اما اگر با وضو نباشد، مسح بر خف، جایز نیست.
شرط دوم: مسح بر خفّ در رفع حدث اصغر (برای وضو) باشد و برای رفع حدث اکبر (برای غسل) نباشد؛ به دلیل حدیث صفوان بن عسّال رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که گفت: «کان رسولُ الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم يأمرنا إذا کُنّا سَفرَا أن لا نَنزِعَ خِفَافَنَا ثَلاثَةَ أيّام وَلَيَالِيَهُنَّ، إلا مِن جَنَابَة، وَلکِن مِن غَائط وَبَول وَنَوم» : (رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ما فرمان داد که هرگاه در سفر بودم، خُفّ‌های خود را تا سه شبانه‌روز به خاطر (باطل شدن وضو با) ادرار، مدفوع و خواب، بیرون نیاوریم؛ مگر به خاطر جنابت). عبارت (مگر به خاطر جنابت) دلالت می‌دهد که مسح بر خفّ در حالت جنابت، جایز نیست بلکه واجب است بیرون آورده شود.
شرط سوم: در زمان مشخص شده در شرع باشد؛ این زمان یک شبانه ‌روز برای مقیم و سه شبانه ‌روز برای مسافر است و از نخستین باری که بر خف، مسح کند، شروع می‌شود، نه بعد از پوشیدن یا بعد از بی‌وضو شدن بعد از پوشیدن خف؛ زیرا در نصوص چنین آمده است که یک شبانه روز مسح شود و مسح نیز فقط با وقوع و انجام مسح تحقق می‌پذیرد لذا مدت زمان قبل از مسح از جمله مدت زمانی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تعیین نموده محاسبه نمی‌شود؛ برای مثال: اگر فردی برای نماز صبح وضو گرفت سپس با وضو ماند تا این که دو ساعت قبل از نماز ظهر، وضویش باطل شد. سپس هنگام نماز ظهر، وضو گرفت و بر خف، مسح نمود. آغاز مدت وی برای مسح بر خف از همین مسح برای نماز ظهر شروع می‌شود، نه دو ساعت قبل از نماز ظهر که وضویش باطل شد. حال اگر مقیم باشد به اندازه‌ی یک شبانه‌ روز فرصت دارد و اگر مسافر باشد تا سه شبانه ‌روز می‌تواند بر خف، مسح کند.
میان برخی از مردم چنین رایج است که شخص فقط برای پنج وعده نماز، فرصت مسح بر خف را دارد اما این سخن، درست نیست؛ شخص چنان که در شرع آمده است یک شبانه‌ روز بر خف، مسح می‌کند؛ یعنی ممکن است بیش از پنج نماز را با آن خواند. برای مثال: فردی در ساعت دوازده ظهر برای ادای نماز ظهر وضو گرفت و بر خف، مسح نمود؛ در روز دوم در ساعتِ یک ربع مانده به دوازده، وضو می‌گیرد و بر خف، مسح می‌نماید سپس با وضو می‌ماند تا این که نماز عشا را با همان وضو می‌خواند. وی در این حالت، نُه وعده نماز خوانده است: نمازهای ظهر، عصر، مغرب و عشا از روز اول و نمازهای صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا از روز دوم؛ زیرا اگر مدت زمان تمام شد و قبل از پایان وقت، مسح کرده باشی و با وضو بمانی، طهارت و وضویت باطل نمی‌شود.
این قول که (طهارت و وضو، با تمام شدن مدت زمان مسح بر خُف، باطل می‌شود) هیچ دلیلی ندارد و اصل بر بقای وضو و طهارت است تا این ‌که دلیلی برای باطل شدن این طهارت، یافت شود؛ زیرا قاعده‌ی شرعی چنین است که: (هر چیزی که با دلیل اثبات ‌گردد، فقط با دلیل نقض می‌شود) اما هیچ دلیلی از سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده که هر کس مدت زمان مسح بر خف وی تمام شود، وضو و طهارتش باطل می‌گردد. وقتی دلیلی وارد نشده است واجب می‌باشد که وضو باقی بماند. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فقط وقت مسح کردن را مشخص نموده است اما برای طهارت و وضو، وقتی تعیین نکرده است. اگر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم زمانی را برای وضو داشتن تعیین می‌کرد، با پایان یک شبانه روز، وضو نیز باطل می‌شد اما ایشان فقط برای مسح بر خف، زمان تعیین نموده است.
بله، اگر کسی پس از پایان مدت زمان مسح بر خف، در وضو بر آن مسح کند، حتی اگر از روی فراموشی باشد نیز واجب است دوباره وضو بگیرد، خف را بیرون بیاورد و پاهایش را بشوید. حتی اگر با این وضو که بعد از پایان مدت مسح گرفته و مسح کرده است نماز بخواند، حتی اگر فراموش کرده باشد نیز واجب است که نمازش را دوباره بخواند. اگر مسافر باشد، سه شبانه ‌روز فرصت مسح بر خف را دارد و آغاز این مدت همان طور که اشاره کردم از اولین مسح شروع می‌شود. اگر در شهر خودش مسح کرد سپس به سفر رفت همان مدت زمان مسح شخص مقیم که یک شبانه روز است را دارد اما اگر خف را در شهرش پوشید اما وقتی به سفر رفت مسح نمود، سه شبانه ‌روز فرصت دارد. اگر مسح بر خف را در سفر آغاز نمود سپس به شهر خودش رسید و مقیم شد، فقط به اندازه‌ی شخص مقیم فرصت دارد. در این حالت اگر به اندازه‌ی فرصت شخص مقیم، زمانش تمام شده بود، واجب است خف را بیرون آورده و هنگام وضو، پاهایش را بشوید اما اگر هنوز فرصت مقیم تمام نشده بود، همان یک شبانه ‌روز از اولین باری که مسح کرده را محاسبه کرده و مسح می‌نماید.
اگر شخصی دو جوراب یا بیشتر پوشید، حکمش چنین است: اگر جوراب دوم را پیش از این که وضویش باطل شود پوشیده باشد، مختار است که جوراب بالایی یا جوراب پایینی را مسح نماید اما بر هر کدام که مسح کرد، حکم به همان تعلق می‌گیرد.
سؤال: آیا منظور از اولین بار، اولین مسح کردن است؟
جواب: بله، هر کدام را که برای اولین بار مسح نماید، حکم به همان تعلق می‌گیرد لذا اگر آن را بعد از مسح، بیرون آورد، باید جوراب دیگری را نیز برای وضو بیرون آورد و پاهایش را بشوید. برخی اهل علم گفته‌اند: اگر فردی دو جوراب پوشید و جوراب بالایی را مسح نمود سپس آن را بیرون آورد، تا وقتی که مدت زمانش تمام نشده باشد، می‌تواند بر جوراب پایینی مسح نماید؛ زیرا این دو خُف مانند یک خُف شده‌اند و مانند این است که خفّ دو لایه پوشیده که لایه‌ی داخلی و خارجی دارد: وی لایه‌ی بالا را مسح کرده است سپس این لایه‌ی بالا پاره یا کَنده شده است؛ وی در این صورت بر لایه‌ی زیرین مسح می‌کند چون یک خف به شمار می‌رود. این دسته از علما رَحِمَهُمُ‌الله گفته‌اند: دو خُف که پوشیده می‌شود همانند یک خفّ است.
اما مقتضای احتیاط همان است که اشاره کردیم؛ وقتی خفّ بالایی را مسح نمود سپس آن را بیرون آورد، باید خفّ پایینی را نیز بیرون بیاورد. بر این اساس است که می‌گوییم: کسی ‌که جوراب و خُفّ (جوراب و کفش) بپوشد و بر کفش، مسح کند، هرگاه کفش را بیرون بیاورد نمی‌تواند دوباره بر آن مسح کند بلکه واجب است کفش و جوراب را هنگام وضو بیرون آورده و پاهایش را بشوید؛ مگر این‌ که بخواهد به دیدگاه دوم عمل کند که پیشتر بیان شد اما دیدگاه اول، به احتیاط نزدیک‌تر است و در دیدگاه مشهور در مذهب امام احمد بن حنبل رَحِمَهُ‌الله نیز همین می‌باشد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما أحكام المسح على الخفين؟

فأجاب رحمه الله تعالى: المسح على الخفين له حكم واحد، وهو أن الإنسان إذا لبسهما على طهارة بالماء فإنه يجوز له أن يمسح عليهما، لكن بثلاثة شروط:

الشرط الأول: هو ما أشرنا إليه أن يكون قد لبسهما على طهارة بالماء، ودليل ذلك ما ثبت في الصحيحين من حديث المغيرة بن شعبة رضي الله عنه: أنه صَبَ على النبي صلى الله عليه وسلم وضوءه، فتوضأ النبي صلى الله عليه وسلم، فأهوى المغيرة إلى خفيه لينزعهما، فقال النبي صلى الله عليه وسلم: «دَعْهُمَا فَإِنِّي أَدْخَلْتُهُمَا طَاهِرَتَيْنِ». ثُمَّ مَسَحَ عَلَيْهِما.

فقوله صلى الله عليه وسلم: «فإني أدخلتهما طاهرتين» تعليل لقوله: «دعهما»، والحكم يدور مع عِلته وجودًا وعدمًا ، فدل هذا على أنه إذا لبسهما الإنسان على طهارة جاز له المسح، وإذا لبسهما على غير طهارة فإنه لا يمسح.

الشرط الثاني: أن يكون ذلك في الحدث الأصغر دون الأكبر؛ لحديث صفوان بن عسال رضي الله عنه: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَأْمُرُنَا إِذَا كُنَّا سَفَرًا أَنْ لَا تَنْزِعَ خِفَافَنَا ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَلَيَالِيهِنَّ إِلَّا مِنْ جَنَابَةِ، وَلَكِنْ مِنْ غَائِطِ وَبَوْلِ وَنَوْمٍ فقوله: «إلا من جنابة يدل على أنه لا يجوز مسحهما مع الجنابة، بل يجب نزعهما.

الشرط الثالث: أن يكون في المدة المحددة شرعًا، وهي للمقيم يوم وليلة، وللمسافر ثلاثة أيام بلياليها للمقيم يوم وليلة، تبتدئ من أول مرة مسح، وليس من الحدث بعد اللبس وليس من اللبس؛ وذلك لأن النصوص جاءت بأن يمسح يوما وليلة، ولا يتحقق المسح إلا بوجوده فعلا، فالمدة التي تسبق المسح لا تحسب من المدة التي قدرها النبي صلى الله عليه وسلم.

فإذا قُدِّرَ أن الرجل توضأ لصلاة الفجر، ثم بقي على طهارته، وانتقض وضوؤه قبل الظهر بساعتين، ثم توضأ لصلاة الظهر ومسح، فإن ابتداء المدة يكون من مسحه حين مسح لصلاة الظهر، وليس من الحدث الذي سبق الظهر بساعتين، فيكمل على هذا المسح يوما وليلة إن كان مقيما، وثلاثة أيام بلياليهن إن كان مسافرا.

وقد اشتهر عند بعض الناس أن الإنسان يمسح خمسة أوقات إذا كان مقيما، وهذا ليس بصحيح، وإنما يمسح يومًا وليلة، كما جاء به النص، وهذا يمسح، وقد يصلي أكثر من خمس صلوات؛ فلو أنه مسح في الساعة الثانية عشرة ظهرا، فلما كان اليوم الثاني مسح في الساعة الثانية عشرة إلا ربعا ظهرا، ثم بقي على طهارته حتى صلى العشاء، فإنه في هذه الحالة يكون صلى تسع صلوات: ظهر اليوم الأول والعصر والمغرب والعشاء، والفجر وظهر اليوم الثاني والعصر والمغرب والعشاء، وذلك لأن المدة إذا تمت وقد مسخت قبل أن تتم، وبقيت على طهارتك فإن طهارتك لا تنتقض.

وقول مَنْ قال: إن الطهارة تنتقض بتمام المدة. لا دليل عليه، والأصل بقاء الطهارة، حتى يقوم دليل على انتقاضها؛ لأن القاعدة الشرعية: أن ما ثبت بدليل لا يرتفع إلا بدليل . ولم يرد عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أن من تمت مدة مسحه انتقضت طهارته، فإذا لم يرد ذلك وجب أن يبقى الوضوء على حاله، والنبي -عليه الصلاة والسلام – إنما وقتَ المسح ، ولم يوقت الطهارة، ولو كان النبي وقت الطهارة لكانت الطهارة تنتقض بتمام اليوم والليلة، وهو إنما وَقت المسح.

نعم، لو مسح الإنسان بعد تمام المدة – ولو ناسيا – فإنه يجب عليه أن يعيد الوضوء، وأن ينزع خفيه ويغسل قدميه، حتى لو صلى بهذا الوضوء الذي كان بعد تمام المدة، ومسح فيه، فإنه يجب عليه إعادة الصلاة، ولو كان ناسيا، وأما إذا كان مسافرا فإنه يمسح ثلاثة أيام بلياليها، ويكون ابتداء المدة كما أسلفت من أول مرة مسح ثم لو مسح في الحضر ثم سافر فإنه يتم مسح مقيم يوما وليلة، أما لو لبس الخفين في الحضر ولم يمسح إلا في السفر فإنه يتم ثلاثة أيام، ولو أنه ابتدأ المسح في السفر ثم وصل إلى بلده فإنه لا يمسح إلا مسح مقيم، فإن كانت مدة مسح المقيم قد انتهت وجب عليه الخلع وغسل رجله إذا توضأ، وإن كانت لم تنته فإنه يتمها على مسح مقيم يوما وليلة من أول مرة مسح.

وإذا لبس الجوربين فأكثر؛ فإن لبس الثاني قبل أن يُحدث فله الخيار بين أن يمسح الأعلى، أو الذي تحته، لكنه إذا مسح أحدهما تعلق الحكم به.

هل معنى: أول مرة. أول مسح؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نعم، إذا مسح أحدهما أول مرة تعلق الحكم به، فلو خلعه بعد مسحه فإنه لا بد أن يخلع الثاني عند الوضوء ليغسل قدميه. وقال بعض أهل العلم: إنه لو لبس جوربين، ومسح الأعلى منهما، ثم خلعه، فله أن يمسح الثاني ما دامت المدة باقية؛ لأن هذين الخفين صارا كخف واحد، فهو كما لو كان عليه خُفٌ له بطانة وظهارة، فمسح الظهارة، ثم تمزقت

الظهارة أو انقلعت، فإنه يمسح البطانة؛ لأن الخف واحد.

قال هؤلاء العلماء -رحمهم الله -: فالخفان الملبوسان كأنهما خف واحد، ولكن الأحوط ما ذكرتُه آنفًا؛ من أنه إذا مسح الخف ا الخف الأعلى، ثم نزعه فلا بد أن يخلع ما تحته، وبناء على ذلك نقول: مَنْ لبس جوربا وخُفّا -أي: كنادر على الجورب وصار يمسح الكنادر ، فإنه إذا خلع الكنادر بعد مسحها لا يعيد المسح عليها مرة أخرى، بل يجب عليه أن يخلعهما عند الوضوء، ويخلع الجوارب ليغسل قدميه إلا على القول الثاني الذي أشرتُ إليه، ولكن الأحوط هو القول الأول، وهو المشهور من مذهب الإمام أحمد.

مطالب مرتبط:

(۱۴۷۸) آیا جایز است که خف بپوشم و هنگام خواب، آن را بیرون بیاورم سپس هنگام نماز صبح دوباره آن را بپوشم و بر آن مسح کنم؟

این کار جایز نیست زیرا هرگاه انسان خف بپوشد سپس آن را از پایش بیرون بیاورد، فقط زمانی می‌تواند دوباره بر آن مسح کند که وضوی کامل گرفته و پاهایش را بشوید سپس خف را دوباره بپوشد...

ادامه مطلب …

(۱۴۶۸) حکم کسی ‌که وضو می‌گیرد و بر جورابی که پوشیده مسح می‌نماید چیست؟

کسی‌ که جوراب یا خف پوشیده و هنگام وضو بر آن‌ مسح می‌نماید، وضو و نمازش صحیح است؛ اما به شرطی که جوراب یا خُفّ را با وضو پوشیده باشد...

ادامه مطلب …

(۱۴۵۹) آیا مسافر می‌تواند یک هفته بر خفین مسح کند؟

آن چه از سنت ثابت است همین می‌باشد که مسافر، سه شبانه ‌روز فرصت مسح بر خف دارد...

ادامه مطلب …

(۱۴۵۶) لطفا احکام مسح بر خف را توضیح دهید.

مسح کردن بر خف شروطی دارد که مهم‌ترین آن عبارت‌اند از:...

ادامه مطلب …

(۱۴۶۹) روش مسح بر جوراب چگونه است؟

روش مسح بر جوراب بدین صورت است که فرد ابتدا دو دستش را خیس نماید سپس از سر انگشتان تا ابتدای ساق پایش را یک بار دست بکشد...

ادامه مطلب …

(۱۴۶۵) بسیاری از مردم به هنگام وضو گرفتن بر کفش، مسح می‌کنند؛ حکم این کار چیست؟

مسح کردن بر کفش یا جوراب، مستحب است اما باید با داشتن وضو پوشیده شوند، مسح در مدت زمان مشخص شده انجام شود و غسل واجب بر فرد نباشد؛ زیرا مسح بر کفش یا جوراب، فقط برای وضو انجام می‌شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه