یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۱۲۶۷) قاعده‌ی: ضرورت‌ها، حرام را مباح می‌کنند

(۱۲۶۷) سوال: این عبارت را برایم توضیح دهید: «ضرورت‌ها، حرام‌ها را مباح می‌گردانند».

جواب:

معنی عبارت این است که انسان اگر ناچار شد حرامی را مرتکب شود تا ضرورتی را رفع نماید، در این حالت آن حرام مباح می‌شود. مثلا شخص شدیدا گرسنه است و چیزی برای خوردن ندارد. تنها چیزی که وجود دارد، یک حیوان مُردار است. اگر از این مردار بخورد، از مرگ نجات می‌یابد و اگر نخورد، از گرسنگی می‌میرد. اینجا می‌گوییم: برای او حلال است که از آن مردار بخورد؛ چون در ضرورت قرار دارد. همچنین اگر در هنگام شدت گرسنگی، چیزی جز گوشت خوک برای خوردن وجود نداشت و تنها با خوردن این گوشت از مرگ نجات پیدا می‌کرد، می‌گوییم: خوردنش جایز است؛ چون ضرورت‌ها، حرام‌ها را مباح می‌گردانند.

اما در مورد داروها: عده‌ای تصور می‌کنند این عبارت شامل داروها نیز می‌شود و به زعمشان جایز است که انسان اگر در ضرورت افتاد، از حرام به عنوان دارو استفاده کند. این اشتباه است؛ چون دفع ضرورت به وسیله‌ی دارو، یقینی نیست و چه بسا بدون دارو هم مریض شفا یابد. چه بسا کسانی که از داروی سودمند استفاده کرده‌اند، ولی خوب نشده‌اند و چه بسا مریضانی هم بوده‌اند که از دارو استفاده نکرده‌اند و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدون دارو آنها را شفا داده است.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أرجو تفسير هذه العبارة: «الضرورات تبيح المحظورات».

فأجاب رحمه الله تعالى: معنى هذه العبارة أن الإنسان إذا اضطر إلى شيء من المحرّم على وجه تندفع به الضرورة صار هذا المحرم مباحًا، مثال ذلك رجل في مَخْمَصَة – أي في جوع شديد- وليس عنده إلا ميتة، فإن أكل الميتة سَلِمَ من الهلاك، وإن لم يأكل هلك. فهنا نقول: يحل له أن يأكل الميتة؛ لأنه في ضرورة. كذلك لو لم يكن عنده إلا لحم خنزير وهو جائع جوعًا شديدا، فإن أكل من لحمه بقي، وإن لم يأكل هلك. فنقول له: هذا جائز؛ لأن الضرورات تبيح المحظورات.

وأما فيما يتعلق بالدواء: فإن بعض الناس يظن أن هذه العبارة يدخل فيها الدواء، وأن الإنسان يجوز أن يتداوى بمُحَرّم إذا اضطر إليه كما زعم، وهذا غلط؛ لأن الدواء لا تندفع به الضرورة يقينا، ولأنه قد يستغني عنه فيشفى المريض بدون دواء، أما الأول فكم من إنسان تداوى بدواء نافع ولكنه لم يستفد منه. وأما الثاني فكم من إنسان ترك الدواء وشفاه الله بدون دواء.

مطالب مرتبط:

(۱۲۶۳) امور خصوصی رسول الله سنت هستند؟

اموری که خاص رسول الله هستند، شامل ما نمی‌شود. اما هر چیزی که دلیلی بر خصوصیت آن به رسول الله وجود ندارد، برای ما نیز هست

ادامه مطلب …

(۱۲۸۹) اگر ببیند فتوایش اشتباه بوده است

اگر فتوای اول از روی اجتهاد بوده و او شایستگی اجتهاد را دارد و بعد از تحقیق و جستجو و مناقشه بفهمد که اجتهاد اولش خطا بوده، گناهی بر او نیست

ادامه مطلب …

(۱۲۷۲) مفهوم مخالف، دلالت منطوق و دلالت مفهوم

قاعده‌ای که اصولیان ذکر کرده‌اند مبنی بر قوی‌تر بودن دلالت منطوق از دلالت مفهوم، بسیار واضح است. چون دلالت منطوق در محل نطق، آشکار و واضح است

ادامه مطلب …

(۱۲۹۹) نصیحت به مفتیان بدون علم

کسی که فتوا می‌دهد، در واقع از طرف شریعت سخن می‌گوید. کسی که بدون علم فتوا دهد، حتی اگر جوابش درست باشد، باز هم اشتباه است

ادامه مطلب …

(۱۲۷۷) منظور از قاعده‌ی «المشقة تجلب التیسیر»

بر این جمله ملاحظه‌ی کمی وجود دارد. اما اگر بگوییم: آسانی به همراه مشقت، بهتر است.

ادامه مطلب …

(۱۲۸۶) حکم تقلید از مذاهب اربعه

در صورتی که شخص عامی باشد و از قرآن و سنت چیزی نفهمد، باید از یک عالم معتبر تقلید کند. اما تقلید کورکورانه توسط عالم نمایان، ممنوع است

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه