شنبه 5 محرم 1448
۳۰ خرداد ۱۴۰۵
20 ژوئن 2026

(۱۲۶۷) قاعده‌ی: ضرورت‌ها، حرام را مباح می‌کنند

(۱۲۶۷) سوال: این عبارت را برایم توضیح دهید: «ضرورت‌ها، حرام‌ها را مباح می‌گردانند».

جواب:

معنی عبارت این است که انسان اگر ناچار شد حرامی را مرتکب شود تا ضرورتی را رفع نماید، در این حالت آن حرام مباح می‌شود. مثلا شخص شدیدا گرسنه است و چیزی برای خوردن ندارد. تنها چیزی که وجود دارد، یک حیوان مُردار است. اگر از این مردار بخورد، از مرگ نجات می‌یابد و اگر نخورد، از گرسنگی می‌میرد. اینجا می‌گوییم: برای او حلال است که از آن مردار بخورد؛ چون در ضرورت قرار دارد. همچنین اگر در هنگام شدت گرسنگی، چیزی جز گوشت خوک برای خوردن وجود نداشت و تنها با خوردن این گوشت از مرگ نجات پیدا می‌کرد، می‌گوییم: خوردنش جایز است؛ چون ضرورت‌ها، حرام‌ها را مباح می‌گردانند.

اما در مورد داروها: عده‌ای تصور می‌کنند این عبارت شامل داروها نیز می‌شود و به زعمشان جایز است که انسان اگر در ضرورت افتاد، از حرام به عنوان دارو استفاده کند. این اشتباه است؛ چون دفع ضرورت به وسیله‌ی دارو، یقینی نیست و چه بسا بدون دارو هم مریض شفا یابد. چه بسا کسانی که از داروی سودمند استفاده کرده‌اند، ولی خوب نشده‌اند و چه بسا مریضانی هم بوده‌اند که از دارو استفاده نکرده‌اند و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدون دارو آنها را شفا داده است.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أرجو تفسير هذه العبارة: «الضرورات تبيح المحظورات».

فأجاب رحمه الله تعالى: معنى هذه العبارة أن الإنسان إذا اضطر إلى شيء من المحرّم على وجه تندفع به الضرورة صار هذا المحرم مباحًا، مثال ذلك رجل في مَخْمَصَة – أي في جوع شديد- وليس عنده إلا ميتة، فإن أكل الميتة سَلِمَ من الهلاك، وإن لم يأكل هلك. فهنا نقول: يحل له أن يأكل الميتة؛ لأنه في ضرورة. كذلك لو لم يكن عنده إلا لحم خنزير وهو جائع جوعًا شديدا، فإن أكل من لحمه بقي، وإن لم يأكل هلك. فنقول له: هذا جائز؛ لأن الضرورات تبيح المحظورات.

وأما فيما يتعلق بالدواء: فإن بعض الناس يظن أن هذه العبارة يدخل فيها الدواء، وأن الإنسان يجوز أن يتداوى بمُحَرّم إذا اضطر إليه كما زعم، وهذا غلط؛ لأن الدواء لا تندفع به الضرورة يقينا، ولأنه قد يستغني عنه فيشفى المريض بدون دواء، أما الأول فكم من إنسان تداوى بدواء نافع ولكنه لم يستفد منه. وأما الثاني فكم من إنسان ترك الدواء وشفاه الله بدون دواء.

مطالب مرتبط:

(۱۲۷۰) عمل به سنتی که پیامبر بر آن تاکید نکرده

هر چیزی که پیامبر آن را انجام نداده‌اند بدعت است و رسول الله ما را از بدعت بر حذر داشته و فرموده‌اند: «هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی در آتش است»

ادامه مطلب …

(۱۲۹۲) تسرع در فتوا دادن چه حکمی دارد

انسان باید از تسرّع درفتوا پرهیز کند و به سلف صالح اقتدا نماید.وقتی کسی چیزی از آنها می‌پرسید، او را حواله می‌دادند تا از مسئولیت فتوا در امان بمانند

ادامه مطلب …

(۱۲۶۸) چیزی که پیامبر نهی کرده، حرام است یا مکروه

کلا سه قول در این زمینه وجود دارد. نهی مطلقا نشانگر تحریم است. نهی مطلقا نشانگر کراهت است. نهی در مورد عبادات، تحریم و در مورد عادات، کراهت است

ادامه مطلب …

(۱۲۸۸) حکم جواب دادن به فتوا از روی فتوای علما

کسی که حکم مساله‌ای را با استدلال به قرآن و سنت بیان می‌کند و اهلیت استدلال را هم دارد، اشکالی ندارد فتوا را از قول خودش جواب دهد.

ادامه مطلب …

(۱۲۶۴) دیوانه‌ای که خود را بکشد چه حکمی دارد

در صورتی که دیوانه بودن این زن واقعیت داشته باشد، به خاطر کاری که کرده مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد چون شرط بازخواست شدن، وجود عقل است

ادامه مطلب …

(۱۲۶۵) انواع اکراهی که الله رخصتشان را داده

معنای اکراه و استکراه یکی است.کسی که مجبورش می‌کنند حرفی را بزند یا عملی را انجام دهد، هیچ حکمی به سخن یا عملش تعلق نمی‌گیرد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه