دوشنبه 20 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
3 آگوست 2026

(۱۳۰۰) نباید هر کسی متصدر فتوا گردد

(۱۳۰۰) سوال: آیا نصیحتی دارید برای کسانی که بدون علم فتوا می‌دهند و ممکن است دیگران را به خطا و اشتباه بیندازند؟

جواب:

نصیحتم برای چنین اشخاصی که بدون علم فتوا می‌دهند این است که تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را پیشه نمایند و بدانند که وقتی فتوا می‌دهند، در حقیقت دارند از جانب الله سخن می‌گویند و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر بندگانش حرام کرده که بدون علم چیزی را از جانب او بگویند. او این کار را با شرک قرین می‌کند و می‌فرماید: {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ} [أعراف: ۳۳]: (بگو همانا پروردگارم، کارهای زشت را، چه آشکار و چه پنهان، حرام کرده. همچنین گناه و ظلم ناحق را و اینکه با الله چیزی را شریک قرار دهید که برایش دلیلی نازل نفرموده و اینکه چیزی را که نمی‌دانید به الله نسبت دهید).

پس مومن باید بر حذر باشد از اینکه مرتکب کاری شود که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را بر او حرام کرده است. باید اگر فتوا می‌دهد، از روی علم باشد. اگر عالم است، از روی علمی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به او عطا فرموده، سخن بگوید و اگر عامیست، از روی چیزی که از علما شنیده و نسبت به درستی آن یقین دارد، حرف بزند. با این حال شایسته است که شخص عامی وقتی کسی از عالمی سوال می‌پرسد بسیار مواظب باشد. چون بعضی از عوام وقتی سوال می‌پرسند، نمی‌توانند مساله را چنان که هست، مطرح کنند. بنا بر این جوابی که می‌گیرند بر اساس سوالشان است. بعد، بر اساس جوابی که از مفتی شنیده‌اند، فتوا می‌دهند و با این کار، اشتباه به وجود می‌آید.

همچنین بعضی دیگر از عوام، سوال را خوب می‌پرسند، اما درست متوجه جواب نمی‌شوند. این نیز در خطر بزرگی قرار می‌گیرد و خودش گمراه می‌شود و دیگران را نیز با خود گمراه می‌کند.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل من نصيحة إلى من يَتَصَدَّر للفتيا من دون عِلم، وقد يُوقع غيره في الخطأ؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نصيحتنا لهذا وأمثاله الذين يفتون بغير علم أن يتقوا الله عز وجل، وأن يعلموا بأنهم إذا أفتوا إنما يتكلمون عن الله -سبحانه وتعالى-، ويقولون على الله، وقد حرم الله على عباده أن يقولوا عليه ما لا يعلمون، وقرن ذلك بالشرك به، فقال سبحانه: ﴿ قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَنَا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴾ [الأعراف: ٣٣].

فليحذر المؤمن من أن يكون واقعا فيما حرمه الله عليه، ولا يُفتِ إلا بعلم: إن كان من أهل العلم فيها أعطاه الله من العلم، وإن كان من العامة فيها سمعه وتيقنه من أهل العلم ومع هذا فإنه ينبغي للعامي أن يَتَحَرّز غاية التَّحَرُّز إذا استفتى أحدًا من أهل العلم، فإن بعض العامة يُسْتَفْتَون فيصورون الشيء بغير حقيقته، فيفتون على ضوء ما سمعه المفتي، ويحصل بذلك الخطأ العظيم. وبعض العامة يصور الشيء على حقيقته، ولكنه لا يفهم الجواب على حقيقته، فيقع أيضًا في خطر عظيم، فيضل ويُضِلَّ الناس.

مطالب مرتبط:

(۱۲۸۷) کدام مذهب برای پیروی، بهتر است

کسی که مشخص شد قولش صواب است، پیروی از او در آن قول به خاطر اینکه صواب است، واجب می‌باشد، نه به خاطر اینکه قول فلان یا بهمان است

ادامه مطلب …

(۱۲۷۸) مجتهد کیست و چه شروطی دارد؟

مجتهد کسی است که تلاشش را برای رسیدن به حکم شرعی به وسیله‌ی دلیل آن حکم به کار می‌برد. در اجتهاد نیز بسته نشده و قرآن و سنت در دسترس هستند

ادامه مطلب …

(۱۲۸۴) آیا در زمان پیامبر مذاهب وجود داشتند؟

این مذاهب، آراء اجتهادیِ ائمه‌ی ما هستند. همه‌ی آنها گفته‌اند هر گاه دلیل با قول آنها مخالف بود، باید از دلیل پیروی نمود و نظر آنها را کنار گذاشت

ادامه مطلب …

(۱۲۹۸) از علمای آخر الزمان علم نگیرید؟

حدیثی که ذکر شد هیچ اصلی ندارد و صحیح نیست. علمای گمراه از بعد قرون مفضله وجود داشته‌اند و تا به امروز هم هستند و بعد از این هم خواهند بود

ادامه مطلب …

(۱۲۶۴) دیوانه‌ای که خود را بکشد چه حکمی دارد

در صورتی که دیوانه بودن این زن واقعیت داشته باشد، به خاطر کاری که کرده مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد چون شرط بازخواست شدن، وجود عقل است

ادامه مطلب …

(۱۲۹۹) نصیحت به مفتیان بدون علم

کسی که فتوا می‌دهد، در واقع از طرف شریعت سخن می‌گوید. کسی که بدون علم فتوا دهد، حتی اگر جوابش درست باشد، باز هم اشتباه است

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه