چهارشنبه 24 جمادی‌الاول 1448
۱۳ آبان ۱۴۰۵
4 نوامبر 2026

(۱۲۵۳) حدیث: منفورترین حلال نزد الله، طلاق است

(۱۲۵۳) سوال: آیا این حدیث، صحیح است: «منفور‌ترین حلال نزد الله، طلاق است»؟[۱]

جواب:

خیر، صحیح نیست و ضعیف است. ولی شکی نیست که طلاق، خلاف اولی است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دستور داده‌اند که بر زن صبر شود. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا} [نساء: ۱۹]: (و اگر از آنان خوشتان نیامد، چه بسا که شما از چیزی خوشتان نیاید و الله در آن خیر زیادی قرار دهد). این آیه اشاره به این نکته دارد که خوب است انسان بر زن، هر چند که از برخی صفات او بدش بیاید، صبر نماید. همچنین در سنت است که: «نباید مرد مومن از همسر مومنه‌اش متنفر باشد. اگر از یک اخلاق او راضی نباشد، از اخلاق دیگرش راضی خواهد شد».[۲]

بر این اساس شایسته نیست انسان جز در هنگام ضرورت همسرش را طلاق دهد. همچنین اگر زن به خاطر اینکه از همسرش زیان می‌بیند یا اذیت می‌شود و یا به اسباب دیگری مثل اینها، از شوهر تقاضای طلاق نماید، شایسته است شوهر با خواسته‌اش موافقت نماید. گر چه بعضی زنان به خاطر مساله‌ای کوچک، وقتی عصبانی می‌شوند از شوهرشان تقاضای طلاق می‌کنند و وقتی طلاق داده شدند، به سختی پشیمان می‌شوند و به شوهر مراجعه می‌کنند و از او می‌خواهند که رجوع نماید. اما چه بسا ممکن است دیگر دیر باشد و این طلاق، سومین طلاق باشد. شوهر به خواسته‌ی زن، او را طلاق می‌دهد و بعد هر دو پشیمان می‌شوند. به این مناسبت دوست دارم دو نصیحت کنم:

نصیحت اول به زوج است که: اگر زن تقاضای طلاق کرد، سریع تقاضایش را نپذیرد؛ چون زن دارای عقل و فکر ناقص است و فکرش بیشتر از جلوی پایش را نمی‌بیند. ممکن است در حال عصبانیت تقاضای طلاق کند و وقتی که طلاق واقع شد، به شدت پشیمان شود. بنا بر این شوهر باید سینه‌اش گشاده‌تر و دور اندیشی‌اش بیشتر از همسرش باشد و او را منع نماید. یعنی با تقاضای همسرش موافقت نکند. اگر زن خیلی فشار آورد، از خانه خارج شود و دوباره برگردد. شاید همسرش آرام شده باشد.

مهم اینکه مرد عجله نکند و اگر عجله کرد و طلاق داد، عذری ندارد. چون بعضی از شوهران می‌گویند: من مجبور به طلاق شدم. چون زنم از من درخواست نمود و خیلی اصرار کرد، یا پدرش تقاضا کرد و اصرار زیادی نمود، یا دیگر توجیهات. این اجبار به حساب نمی‌آید و شوهر در این مواقع عذری ندارد و طلاق واقع می‌شود.

نصیحت دوم به زن است: که برای تقاضای طلاق از شوهر، عجله نکند. بلکه صبر کند و هر بار تحمل نماید تا اینکه از اصلاح شوهر ناامید شود. در این صورت اشکالی ندارد. چرا که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای هر مشکلی، راه حلی قرار داده است. اما اینکه زن عجله کند و از شوهر انتظار داشته باشد هر چه گفت قبول کند، شایسته نیست. اما بیشترین تقاضای طلاق از طرف زن هنگامی است که شوهر با زن دیگری ازدواج می‌کند. در این مواقع زن شتاب به خرج می‌دهد و تقاضای طلاق می‌کند و روی آن پافشاری می‌نماید و بعد هم پشیمان می‌شود. ولی پشیمانی دیگر سودی ندارد. نصیحتم به او این است که صبر کند و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ احتساب اجر و پاداش داشته باشد به خاطر صبر و تحملش بر اذیتی که می‌شود و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای او فرج خواهد کرد.

***


[۱] سنن أبوداود: کتاب الطلاق، باب فی کراهیة الطلاق، حدیث شماره (۲۱۷۸). سنن ابن ماجه: کتاب الطلاق، حدیث شماره (۲۰۱۸) و حاکم آن را صحیح می‌داند (ج۲، ص۲۱۴، حدیث شماره۲۷۹۴) و ذهبی نیز با تصحیح او موافق است. از ابن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا با این لفظ: «أَبْغَضُ الْحَلَالِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى الطَّلَاقُ».

[۲] صحیح مسلم: کتاب الرضاع، باب الوصیة بالنساء، حدیث شماره (۱۴۶۹). از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «لَا يَفْرَكْ مُؤْمِنٌ مُؤْمِنَةً. إِنْ كَرِهَ مِنْهَا خُلُقًا رَضِيَ مِنْهَا آخَرَ».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل ما صحة هذا الحديث: «أَبْغَضُ الحلال إلى الله الطلاق»؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا ليس بصحيح، بل هو ضعيف، لكن الطلاق لا شك أنه خلاف الأولى، وقد أمر الله -تعالى- بالصبر على المرأة، وكذلك جاء في السنة، فقال الله تبارك وتعالى: ﴿ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا ﴾ [النساء: ١٩] وهذه إشارة إلى أنه ينبغي للإنسان أن يصبر على المرأة ولو كره منها ما كره، وفي السنة: «لا يَفْرَك مؤمن مؤمنة -أي لا يُبْغِضها – إن كره منها خُلُقًا رضي منها خلقا آخر».

وعلى هذا فلا ينبغي للإنسان أن يُطَلَّق إلا عند الحاجة الملحة أو الضرورة. وكذلك إذا سألت هي الطلاق لتَضَرُّرها من الزوج أو تأذيها أو ما أشبه ذلك من الأسباب، فإنه ينبغي للزوج أن يوافقها على طلبها، وإن كان من النساء من تطلب الطلاق لسبب يسير، لكن عند الغضب تطلب الطلاق من أجله، فإذا وقع الطلاق ندمت ندماً عظيمًا ورجعت إلى زوجها تطلب منه المراجعة، وقد يكون ذلك بعد فوات الإمكان، وقد تكون هي الطلقة الثالثة، فيطلق الزوج استجابة لرغبة الزوجة، ثم يحصل الندم منه ومنها. وإنني بهذه المناسبة أود أن أوجه نصيحتين:

النصيحة الأولى إلى الزوج: وهي ألا يتسرع في إجابة الزوجة إذا طلبت الطلاق؛ لأن المرأة ناقصة العقل والتفكير تفكيرها لا يتجاوز قدمها، فقد تطلب الطلاق في حال غضب، ثم تندم ندما عظيما إذا وقع، فليكن الزوج أوسع منها صدرًا وأبعد منها نظرًا، وليمنعها، أي لا يجيبها إلى ما سألت، وإذا ضَيَّقت عليه فليخرج من البيت ثم يرجع مرة أخرى، فلعلها تكون بَرَدَت عليها سورة الغضب، المهم ألا يتسرع، وهو إذا تسرع في هذه الحال لا عذر له؛ لأن بعض الأزواج يقول: أنا أكرهت على الطلاق لأنها طلبت مني ذلك وألحت عليّ، أو لأن أباها طلب ذلك وألح علي، أو ما أشبه ذلك، وهذا لا يُعد إكراها، ولا عُذر له فيه، والطلاق واقع.

أما النصيحة الثانية فهي للزوجة: لا تتسرع في طلب الطلاق من الزوج، بل عليها أن تصبر وتتحمل المرة تلو الأخرى، حتى إذا أيست من الصلاح والإصلاح فلا بأس؛ لأن الله -تعالى- قد جعل لكل ضيق فرجا، لكن كونها تتسرع وتريد من الزوج أن يكون على هواها في كل شيء لا ينبغي منها ذلك، وأكثر ما يقع هذا فيما إذا تزوج الزوج بزوجة أخرى، فإنها حينئذ تسارع إلى طلب الطلاق والإلحاح به، وتندم حين لا ينفع الندم، فنصيحتي لها أن تصبر وتحتسب الأجر من الله عز وجل على صبرها وتحملها الأذي، و سيجعل الله-تعالى- فرجا و مخرجا.

مطالب مرتبط:

(۱۱۹۸) اولین کسی که دروازه‌ی بهشت را باز می‌کند

اینکه ایشان اولین کسی است که درخواست می‌کند دروازه‌ی بهشت را بگشایند، درست است. اما اینکه مادرِ یتیم همراه ایشان باشد را نمی‌دانم.

ادامه مطلب …

(۱۱۳۸) اثبات حکم شرعی با خواب امکان پذیر نیست

احکام فقهی تنها در صورتی که شرع آن را تایید کند، به ثبوت می‌رسند که این مهم نیز فقط و فقط در زمان رسول الله امکان پذیر بوده است

ادامه مطلب …

(۱۱۸۴) اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد

حدیثی که می‌گوید در گوش چپ باید اقامه گفت، ضعیف است. اما حدیث دیگر که می‌گوید در گوش راست باید اذان گفت، صحیح است و در صحت آن شک است

ادامه مطلب …

(۱۲۵۸) اختلاف در مورد وجوب غسل جمعه

نزد علما در این زمینه اختلاف وجود دارد. اما قول راجح نزد شیخ ابن عثیمین بر وجوب غسل جمعه است به خاطر احادیثی که در این زمینه وجود دارد

ادامه مطلب …

(۱۱۸۲) فضیلت مردن در شب و روز جمعه

در این زمینه حدیث صحیحی به یاد ندارم. مرگ انسان به اختیار خودش نیست. اگر روز جمعه یا روز دوشنبه بمیرد، به دست خودش نیست

ادامه مطلب …

(۱۰۶۲) آیا این احادیث با هم تعارض دارند؟

صحابه با خود حساب می‌کردند که هر کسی نمی‌تواند مثل آنها لباس بپوشد، یا غذا بخورد. از این رو، زهد پیشه می‌کردند. در چنین اموری، انسان باید مصالح را مراعات کند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه