پنج‌شنبه 2 رمضان 1447
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
19 فوریه 2026

(۱۲۳۸) رهایی از وسوسه‌هایی که در دل می‌آیند

(۱۲۳۸) سوال: صحت این حدیث تا چه اندازه است: گروهی از یمن آمدند و از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سوال کردند و گفتند: در دلمان چیزهایی می‌آید که عیب می‌دانیم آنها را بر زبان آوریم. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به آنها فرمود: «این همان ایمان است».[۱] حال اگر چیزی به ذهنت آمد که فکر کردن به آن، اذیتت می‌کرد و دوست داری که آن را از ذهنت دور کنی، این همان ایمان است. همچنین باید همیشه از شیطان به الله پناه ببری. آیا این حدیث، صحیح است؟ معنایش چیست؟

جواب:

این حدیث را با چنین لفظی نمی‌شناسم. اما بیشتر از یک حدیث از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد افکاری که شیطان به قلب انسان وارد می‌کند، روایت شده است. احادیثی مبنی بر اینکه انسان گاهی چیزهایی در دلش می‌آید که ترجیح می‌دهد از آسمان به زمین سقوط کند، ولی آن را بر زبان نیاورد. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «آن را تجربه کرده‌اید؟ گفتند: بله. گفت: این ایمانِ صریح است».[۲] یعنی خالصِ ایمان همین است. این دلالت دارد که چنین وسوسه‌هایی تاثیری در ایمان ندارد و آن را مخدوش و ناقص نمی‌کند. چون شیطان این وسوسه‌ها را بدین خاطر به قلب انسان می‌اندازد که می‌داند او حقیقتا مومن است، تا با این کار، ایمانش را فاسد کند و او را در شک و شبهه بیندازد.

اما قلبی که مریض باشد، شیطان با چنین چیزهایی بر آن مسلط نمی‌شود. بلکه از جهات دیگری مثل رفتار و کردارهای زشت و امثال اینها بر آنها مسلط می‌شود. مهم این است که وقتی صحابه از چنین وسوسه‌هایی که در دلشان پدید می‌آمد نزد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شکایت کردند، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آنها را به دو چیز راهنمایی کرد. ایشان فرمودند: «باید به الله پناه ببرند و از این فکرها دست بکشند».[۳] از شیطان رجیم به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پناه برد. زیرا پناهگاه انسان، پروردگار است که ملکوت آسمان‌ها و زمین به دست اوست. وقتی چنین وسوسه‌هایی سراغت آمدند، بگو: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

مورد دومی که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در این حالت به آن اشاره می‌کند، این است که از این فکرها دست بکشد. یعنی کسی که چنین وسوسه‌هایی به قلبش خطور کرد، از فکر کردن و اعتماد نمودن به این وسوسه‌ها دست بکشد و به کارهای خودش مشغول شود. به عبادت، به تعاملش با خانواده، به معاملاتش و به کسانی که با آنها برخورد می‌کند، خود را مشغول نماید و این وسوسه‌ها را به کلی فراموش کند. با انجام این کار، این وسوسه‌ها و شک و تردیدها از بین می‌رود و قلب انسان صاف می‌ماند. در نتیجه این چیزها که از طرف شیطان است، در آن تاثیری نمی‌گذارد. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ} [فصلت: ۳۶]. (و اگر وسوسه‌ای از شیطان به تو رسید، پس به الله پناه بر که او شنونده و داناست).

***


[۱] آن را جایی پیدا نکردم.

[۲] صحیح مسلم: کتاب الإیمان، باب بیان الوسوسة فی الإیمان و ما یقوله من وجدها، حدیث شماره (۱۳۲)، از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «وَقَدْ وَجَدْتُمُوهُ؟ قَالُوا: نَعَمْ. قَالَ: ذاك صريح الإيمان».

[۳] صحیح بخاری: کتاب بدء الخلق، باب صفة إبلیس و جنوده، حدیث شماره (۳۱۰۲). صحیح مسلم: کتاب الإیمان، باب بیان الوسوسة فی الإیمان و ما یقوله من وجدها، حدیث شماره (۱۳۴)، از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «فليستعذ بالله وليَنْتَه».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: ما صحة هذا الحديث: سئل رسول الله سؤالا من وفد اليمن قالوا له: نجد في أنفسنا أشياء نتعاظم أن نقولها. فقال لهم: «ذلك هو الإيمان» . فإذا جاءك خاطر يضايقك التفكير منه و تبعده عن ذهنك فهذا هو الإيمان وعليك بالاستمرار بالاستعاذة بالله من الشيطان الرجيم. هل هذا الحديث – يا فضيلة الشيخ- صحيح؟ وما معناه؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا الحديث بهذا اللفظ لا أعرفه، لكن ورد معناه في أكثر من حديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم في الخواطر التي يلقيها الشيطان في قلوب ابن آدم، وأن الإنسان يجد في نفسه ما يُحِبّ أن يخر من السماء، أو أن يكون حُمَمَة – أي فَحْمة ولا يتكلم به، فقال النبي صلى الله عليه وسلم: «أوجدتم ذلك؟ قالوا: نعم. قال: ذلك صريح الإيمان» يعني: ذلك خالص الإيمان؛ وهذا يدل على أن هذه الوساوس لا تؤثر في الإيمان ولا تخدشه ولا تنقصه، ذلك لأنها وساوس يلقيها الشيطان في قلب الإنسان إذا علم منه أنه مؤمن حقا؛ ليُفْسِد بذلك إيمانه، ويوقعه في الشكوك والشبهات.

أما إذا كان القلب مريضًا فإن الشيطان لا يتسلط عليه بمثل هذا الأمر، وإنما يتسلط عليه من نواحٍ أخرى كالسلوك والمعاملات السيئة وما أشبه ذلك، المهم أن الرسول -عليه الصلاة والسلام – لما شكا إليه الصحابة عما يجدونه في نفوسهم من مثل هذه الوساوس أرشدهم إلى أمرين، قال: «فليستعذ بالله، ولينته» يستعيذ بالله من الشيطان الرجيم، فإن ملجأ الإنسان هو ربه -عز وجل الذي بيده ملكوت السموات والأرض، فإذا أحسست بمثل هذه الوساوس فقل: أعوذ بالله من الشيطان الرجيم، أي: أعتصم بالله -عز وجل- من الشيطان الرجيم.

والأمر الثاني الذي أرشد إليه الرسول -عليه الصلاة والسلام- في هذه الحال: أن ينتهي، أي أن ينتهي من وقع في قلبه من هذه الوساس عن التفكير فيها أو الركون إليها، فيدعها ويلتفت إلى شؤونه، إلى عبادته، إلى معاملاته مع أهله، إلى معاملاته، إلى من يتعامل معه، ويتناسى هذا بالكلية، وبهذا تزول هذه الوساوس والشكوك، ويبقى القلب صافيًا لاتؤثر فيه هذه النزغات التي تأتي من عدوه الشيطان، قال الله تعالى: ﴿ وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴾ [فصلت: ٣٦].

مطالب مرتبط:

(۱۱۱۱) معنی حدیث: النساء شقائق الرجال

معنای حدیث این است که زنان، جزئی از مردان هستند. معنی دیگرش این است که زنان در آنچه الله بر زن و مرد واجب کرده، با مردان مساوی هستند

ادامه مطلب …

(۱۱۹۹) کسی که بتواند و حج نکند

در صحت این حدیث اختلاف وجود دارد. اما در صورت صحت، یعنی اگر در این حالت بمیرد، ترس از این است که بر کفر بمیرد. یعنی بر دین یهود یا نصاری

ادامه مطلب …

(۱۲۵۲) در مورد حدیث جمع نشدن امت بر گمراهی

این حدیث با این لفظ، صحیح نیست. اما ادله بر این دلالت دارند که اجماع امت، حجت است و عمل به آن، امت را معذور می‌کند و امت نیز بر گمرهی جمع نمی‌شود

ادامه مطلب …

(۱۰۶۴) منظور از ادات شرط در دعای استخاره

این بدان معناست که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌داند در یکی از این دو برای تو خیر وجود دارد. می‌داند که آن کار خیر است یا شر؟ اما انسان این را نمی‌داند.

ادامه مطلب …

(۱۰۶۹) برای مرده دعا بهتر است یا اهدای ثواب

یکی از نکاتی که این حدیث به آن اشاره می‌کند این است که بهتر است برای میت به جای اهدای ثواب، دعای خیر کرد. زیرا حدیث دلالت بر آن دارد.

ادامه مطلب …

(۱۲۳۳) حدیث قصر نماز به مدت نوزده روز توسط پیامبر

این حدیث صحیح است و بخاری و دیگران آن را روایت کرده‌اند. این زمانی بود که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مکه را در رمضان فتح کردند و نوزده روز که آنجا بودند، نماز را قصر می‌خواندند

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه