پنج‌شنبه 2 رمضان 1447
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
19 فوریه 2026

(۱۲۳۲) روش درست سجده کردن طبق حدیث

(۱۲۳۲) سوال: آیا این حدیث، صحیح است؟ و معنایش چیست: «وقتی هر کدام از شما به سجده می‌رود، دستانش را قبل از زانوانش به زمین بگذارد و همانند شتر، زانو نزند»؟[۱]

جواب:

معنای حدیث این است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم «نهی کردند که انسان در سجده‌اش مثل شتر زانو بزند»؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بنی آدم را بر حیوانات برتری داده است. خصوصا در نماز که یکی از بزرگترین عبادات است، تشبیه شدن به حیوانات با هدف نماز، مخالفت دارد. نیز با این حقیقت که بنی آدم بر حیوانات برتری دارند، مخالف است.

به همین خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مشابهت انسان با حیوان را در مقام مذمّت ذکر می‌کند و می‌فرماید: {مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا} [جمعه: ۵]: (مثال کسانی که حامل تورات هستند و به آن عمل نمی‌کنند، همانند الاغی است که کتاب‌هایی بر خود حمل می‌کند). نیز می‌فرماید: {فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ} [اعراف: ۱۷۶]: (مثال او همانند سگی است که اگر به او حمله کنی، زبانش را بیرون می‌آورد و اگر کاری به او نداشته باشی هم زبانش را بیرون می‌آورد). در سنت هم می‌آید که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «کسی که روز جمعه در حالی که امام خطبه می‌گوید، حرف بزند، همانند الاغی است که کتاب‌هایی بر خود حمل می‌کند».[۲] نیز: «کسی که هدیه‌اش را باز پس گیرد، مثل سگی است که استفراغ می‌کند و استفراغش را دوباره می‌خورد».[۳]

حال تشبیه شدن به حیوان در ادای یک عبادت، بدتر است. شتر وقتی می‌خواهد زانو بزند – چنان که مشاهده می‌کنیم – اول دستش را زمین می‌گذارد. اول دستانش را زمین می‌گذارد و با تکیه بر آنها زانو می‌زند. به همین خاطر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شخص سجده کننده را از اینکه مثل زانو زدن شتر، به سجده برود، نهی می‌کند. یعنی قبل از اینکه زانوهایش را به زمین بگذارد، دستش را بگذارد. اگر در هنگام سجود، قبل از زانو، دستانش را زمین گذاشت، مثل شتر زانو زده است. پس مشروع این است که زانوهایش را قبل از دستانش بر زمین بگذارد، چنان که از فعل رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت است که: «ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اول بر دو زانویشان و سپس بر دستانشان سجده می‌کردند».[۴]

البته این نوع پایین آمدن با بدن نیز همخوانی دارد که اول عضو پایین‌تر پایین می‌آید و هنگام بالا رفتن هم اول اعضایی که بالاتر هستند، بالا می‌آیند. چون هنگام بالا آمدن از سجده، با پیشانی و بینی شروع می‌کند. سپس دستان و بعد زانوها را بالا می‌آورد. هنگام پایین رفتن نیز همین است. اول اعضای پایین‌تر، پایین می‌روند: اول زانوها، سپس دستان و بعد پیشانی و بینی را بر زمین می‌گذارد.

اما اینکه در حدیث گفت: «اول دستان و سپس زانوهایش را زمین بگذارد»، چنان که ابن قیم رَحِمَهُ‌الله در زاد المعاد می‌گوید، راوی آن را برعکس روایت کرده است. این از ظاهر لفظ هم پیداست؛ چون اگر بگوییم چنین نیست، در این صورت آخر حدیث با اول آن تضاد دارد. چرا که اگر اول دستانش را زمین بگذارد و سپس زانوها را، مثل شتر زانو زده است. در حالی که نهی شده از اینکه انسان هنگام رفتن به سجود، مثل شتر زانو بزند و نهی بر مثال، مقدم است. چرا که نهی، نصّ محکم است، ولی ممکن است در مثال زدن، گاهی راوی دچار وهم شود.

در این صورت می‌گوییم: حالت درست حدیث این است که از زانو شروع کند و بعد دو دستش را روی زمین بگذارد تا مثال مطابق با قاعده باشد و قاعده‌ی ما در اینجا، نهی از زانو زدن مثل شتر است.

حال اگر کسی بگوید: شتر روی زانوهایش زانو می‌زند، چون زانوهایش در دستانش قرار دارد و در این صورت اگر انسان زانوهایش را قبل از دستانش بر زمین بگذارد، مثل شتر زانو زده است. می‌گوییم: بله، زانوهای شتر در دستانش است و اشکال ما در اینجا، این نیست. چرا که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نفرمود: بر آن چیزی که شتر بر آن زانو می‌زند، زانو نزند، که ما بگوییم: اگر تو هم در سجده‌ات از زانو شروع کردی، بر چیزی که شتر زانو می‌زند زانو زده‌ای. بلکه ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گفتند: « همان طور که شتر زانو می‌زند». بنا بر این، نهی از کیفت و صفت است، نه از عضوی که بر آن سجده می‌شود.

با این توضیح به خوبی روشن می‌شود که حدیث ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ در مورد نهی از زانو زدن مثل شتر، با حدیث وائل بن حجر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که می‌گوید رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم «زانو را قبل از دستانش بر زمین می‌گذاشت»،[۵] موافق است. والله أعلم.

***


[۱] سنن أبوداود: کتاب الصلاة، باب کیف یضع رکبتیه قبل یدیه، حدیث شماره (۸۴۰). سنن نسائی: کتاب صفة الصلاة، باب أول ما یصل إلی الأرض من الإنسان فی سجوده، حدیث شماره (۱۰۹۱). از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «إِذَا سَجَدَ أَحَدُكُمْ، فَلْيَضَعْ يَدَيْهِ قَبْلَ رُكْبَتَيْهِ، وَلَا يَبْرُكْ بُرُوكَ الْبَعِيرِ».

[۲] مسند أحمد: (ج۳، ص ۴۷۵) حدیث شماره (۲۰۳۳). از ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا با این لفظ: «مَنْ تَكَلَّمَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَالْإِمَامُ يَخْطُبُ، فَهُوَ كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا».

[۳] صحیح بخاری: کتاب الهبة و فضلها، باب هبة الرجل لامرأته و المرأة لزوجها، حدیث شماره (۲۴۴۹). صحیح مسلم: کتاب الهبات، باب تحریم الرجوع فی الصدقة و الهبة بعد القبض إلا ما وهبه لولده و إن سفل، حدیث شماره (۱۶۲۲). از ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا با این لفظ: «الْعَائِدُ فِي هِبَتِهِ كَالْكَلْبِ، يقيء ثم يعود في قيئه».

[۴] سنن أبوداود: کتاب الصلاة، باب کیف یضع رکبتیه قبل یدیه، حدیث شماره (۸۳۸). سنن ترمذی: کتاب الصلاة، باب ما جاء فی وضع الرکبتین قبل الیدین فی السجود، حدیث شماره (۲۶۸) و می‌گوید: این حدیث، حسن است. از وائل بن حجر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «إِذَا سَجَدَ وَضَعَ رُكْبَتَيْهِ قَبْلَ يَدَيْهِ، وَإِذَا قَامَ مِنْ السُّجُودِ رَفَعَ يَدَيْهِ قَبْلَ رُكْبَتَيْهِ».

[۵]سنن أبوداود: کتاب الصلاة، باب کیف یضع رکبتیه قبل یدیه، حدیث شماره (۸۳۸). سنن ترمذی: کتاب الصلاة، باب ما جاء فی وضع الرکبتین قبل الیدین فی السجود، حدیث شماره (۲۶۸) و می‌گوید: این حدیث، حسن است. از وائل بن حجر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «إِذَا سَجَدَ وَضَعَ رُكْبَتَيْهِ قَبْلَ يَدَيْهِ، وَإِذَا قَامَ مِنْ السُّجُودِ رَفَعَ يَدَيْهِ قَبْلَ رُكْبَتَيْهِ».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما صحة هذا الحديث، وما معناه: «إذا سجد أحدكم فليضع يديه قبل ركبتيه، ولا يَبْرُك بروك البعير»؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا الحديث معناه أن الرسول صلى الله عليه وسلم «نهى أن يَبرُك الإنسان في سجوده كما يَبْرُك البعير»؛ لأن الله -تعالى- فَضَّل بني آدم على الحيوانات، ولا سيما في العبادة التي هي من أجل العبادات، وهي الصلاة، فتشبه الإنسان بالبهائم مخالف لمقصود الصلاة ومخالف للحقيقة التي عليها بنو آدم من التفضيل على البهائم والحيوانات.

ولهذا لم يَذْكُر الله – تعالى – مُشابهة الإنسان للحيوان إلا في مقام الدم، كما في قوله – تعالى -: ﴿ مَثَلُ الَّذِينَ حُمِلُوا التَّوْرَنَةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أسفارا ﴾ [الجمعة: ٥] وكما في قوله تعالى-: ﴿ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَتْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ﴾ [الأعراف: ١٧٦] وكما في قوله : «الذي يتكلم يوم الجمعة والإمام يخطب كمثل الحمار يحمل أسفارا». وكقوله : «العائد في هبته كالكلب يقيء ثم يعود في قيه».

فالتَشَبه بالحيوان في أداء العبادة يكون أشد وأعظم، والبعير إذا بَرَك كما نشاهده يبدأ بيديه، فأول ما يصل يداه ويخرّ عليهما ثم يُكْمِل بُرُوكه، فنَهَى النبي صلى الله عليه وسلم الساجد أن يَبْرُك كما يَبْرُك البعير، وذلك بأن يُقدِّم يديه قبل ركبتيه، فإذا قدم يديه قبل ركبتيه في حال السجود فقد بَرَك بُرُوك البعير، وعلى هذا يكون المشروع أن يبدأ بركبتيه قبل يديه، كما رُوي ذلك عن النبي صلى الله عليه وسلم مِنْ فِعْله: «أنه كان يسجد على ركبتيه ثم يديه»، كما أن هذا الموافق للنزول باعتبار البدن، فتنزل الأسافل أولا بأول، كما ترتفع الأعالي أولا بأول، فلهذا عند النهوض من السجود يبدأ بالجبهة والأنف، ثم باليدين، ثم بالركبتين، وفي النزول كذلك يبدأ بالأسفل بالركبتين، ثم باليدين، ثم بالجبهة والأنف.

وأما قوله في الحديث: وليبدأ بركبتيه قبل يديه فهذا مما انقلب على الراوي كما حَقَّقَ ذلك ابن القيم في زاد المعاد، وكما هو ظاهر من اللفظ؛ لأنه لو قدر أن الحديث ليس فيه انقلاب لكان آخره مخالفًا لأوله؛ لأنه إذا بدأ بيديه قبل ركبتيه فإنه قد برك كما يبرك البعير والنهي «لا يبرك كما يبرك البعير» مُقَدَّم على المثال؛ لأن النَّهْيَ مُحكم ، والتمثيل قد يقع فيه الوهم من الراوي. وحينئذ فنقول: صواب الحديث وليبدأ بركبتيه قبل يديه؛ ليكون المثال مطابقا للقاعدة، وهي النهي عن البروك كما يبرك البعير. فإن قال قائل: إن البعير يبرك على ركبتيه؛ لأن ركبتيه في يديه، فإذا وضع الإنسان ركبتيه قبل يديه فقد برك على ما يبرك عليه البعير ؟ قلنا نعم ركبتا البعير في يديه، ولا إشكال في ذلك، ولكن الرسول صلى الله عليه وسلم لم يقل: فلا يبرك على ما يبرك عليه البعير، حتى نقول: إنك إذا بدأت بالركبتين عند السجود فقد بركت على ما يبرك عليه البعير وهو الركبتان وإنما صلى الله عليه وسلم قال: «كما يبرك البعير» فالنهي عن الكيفية والصفة، وليس عن العضو المسجود عليه، وبهذا يتبين جَلِيًّا أن حديث أبي هريرة رضي الله عنه في النهي عن البروك كبروك البعير موافق لحديث وائل بن حجر المروي عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه «كان يبدأ بركبتيه قبل يديه». والله أعلم.

مطالب مرتبط:

(۱۰۷۹) مقدار آب زمزمی که باید نوشید چقدر است؟

شرط نیست مقدار معینی از آن را نوشید. اما اهل علم می‌گویند شایسته است انسان هنگامی که آب زمزم را می‌نوشد، شکمش را پر کند تا سیر شود

ادامه مطلب …

(۱۲۴۲) در مورد حدیثی در کتاب «تنبیه الغافلین»

«تنبیه الغافلین» یکی از کتاب‌های وعظ است که سخنان بی ارزش و با ارزش را در خود دارد و حدیث صحیح و حسن و ضعیف و موضوع را گرد آورده است

ادامه مطلب …

(۱۲۳۱) حدیث: تو و مالت به پدرت تعلق دارید

نسان و آنچه دارد به پدرش تعلق دارد. معنای این سخن این است که وقتی انسان مالی دارد، پدرش می‌تواند از آن استفاده کند و هر چه بخواهد از آن بردارد

ادامه مطلب …

(۱۰۹۰) حکم گفتن (اللهم لا شماتة)

اگر برای نصیحت و تذکر به برادر مسلمان چنین بگوید، اشکالی ندارد. اما اگر بخواهد با گفتن این جمله، از برادرش به بدی یاد کند، غیبت است و جایز نیست

ادامه مطلب …

(۱۱۰۳) شرح حدیث بازی با سنگریزه در روز جمعه

یکی از مهم‌ترین مقاصد شریعت در نماز جمعه، خطبه و گوش دادن به آن است. پس اگر شخص به بازی با سنگریزه مشغول شود، از این حکمت محروم می‌شود

ادامه مطلب …

(۱۰۶۹) برای مرده دعا بهتر است یا اهدای ثواب

یکی از نکاتی که این حدیث به آن اشاره می‌کند این است که بهتر است برای میت به جای اهدای ثواب، دعای خیر کرد. زیرا حدیث دلالت بر آن دارد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه