چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۹۱۱) شبهه مشرقین و مغربین در قرآن

(۹۱۱) سوال: تفسیر این آیه چیست؟ {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ} [الرحمن: ١٧]: (پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب). تفسیر این آیه چیست؟ {ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ} [يس: ٣٨]: (این تقدیر (الله) عزیز علیم است).

جواب:

آیه‌ی اول: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از خود خبر می‌دهد که پروردگار دو مشرق و دو مغرب است. منظور از آن مشرق تابستان و مشرق زمستان است. مشرق تابستان آنگاه است که خورشید در دورترین مدار به سمت شمال است. مشرق زمستان آنگاه است که خورشید در دورترین مدار به سمت جنوب است. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به این قضیه اشاره می‌کند، چون در اختلاف این دو مشرق، مصالح بسیار بزرگی برای مخلوقات وجود دارد. همچنین دلالت واضحی بر کمال قدرت الله و کمال رحمت و حکمت اوست. زیرا هیچ کس جز الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قادر نیست خورشید را از مشرق به سمت مشرق و از مغرب به سمت مغرب بچرخاند.

به همین خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ * فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ} [الرحمن: ۱۷-١٨]: (پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است. پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید)؟ از این رو، بعد از آیه‌ی قبل اشاره نموده که این یکی‌ از نعمت‌های بزرگ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر بندگان است.

پس مراد از دو مشرق و دو مغرب، مشرق و مغرب خورشید در تابستان و زمستان است. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در آیه‌ی دیگری می‌فرماید: {فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ} [معارج: ٤٠]: (پس به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها سوگند می‌خورم). اینجا مشرق و مغرب را به صورت جمع به کار برد. در آیه‌ی دیگری می‌فرماید: {رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا} [مزمل: ٩]. (پروردگار مشرق و مغرب که معبودی – به حق – جز او نیست پس او را کارساز خود برگزین).

بین این آیات هیچ تناقضی وجود ندارد‌. مراد از آیه‌ای که مشرق و مغرب را دوتا معرفی کرده، بیان نمودیم. مراد از آیه‌ای که مشرق و مغرب را به صورت جمع ذکر کرده، به اعتبار مشرق و مغرب خورشید در هر روز است. چون هر روزی مشرق و مغربش غیر از مشرق و مغرب روز قبل است. یا اینکه منظور از مشارق و مغارب، مشرق و مغرب‌های ستارگان و خورشید و ماه است.

اما منظور از این آیه: {رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ}، ناحیه است. یعنی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مالک و پروردگار همه چیز است چه آن چیز در مشرق باشد و چه در مغرب.

باید دانست که آنچه در قرآن و سنت صحیح رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وجود دارد، غیر ممکن است با هم تناقض داشته باشند. نصوصی که در قرآن و سنت وجود دارند، نه با هم تناقض دارند و نه با واقعیت. اما اگر کسی دچار توهمِ وجود تناقض یا تعارض شد، به خاطر تقصیر در دانسته‌های خود اوست. یا به علت نقص در فهم او، یا به دلیل کوتاهی در تدبر و تأمل اوست. وگرنه حقیقت این است که بین نصوص قرآن و سنت و بین نصوص و واوقعیت هیچ تناقضی وجود ندارد.

اما قسمت دوم سؤال در مورد این آیه: {وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا} [يس: ٣٨]. (و خورشید پیوسته به سوی قرار‌‌گاهش در حرکت است). آیه بدین معنا است که خورشید به این بزرگی که الله آن را همانند چراغ درخشان قرار داده که بسیار گرم و پر نور است، به اذن الله در حرکت است. یعنی: به سمت مقصدی که الله با علم خود آن را برایش مقرر کرده، در حرکت است. به همین خاطر فرمود: {ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ} [يس: ٣٨]: (این تقدیر (الله) عزیز حکیم است). الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با عزت و چیرگی‌اش این خورشید بزرگ را خلق کرده و آن را مسخر نموده که با امر او و مقتضای علم و حکمتش به سمت جایی که اراده نموده، حرکت کند.

جایگاه خورشید نیز در زیر عرش است. از این جهت که هر روز هنگام غروب در زیر عرش الله سجده می‌کند و اجازه می‌گیرد که دوباره طلوع کند. اگر به او اجازه داده نشد از همان‌جایی که آمده بر می‌گردد و از مغرب خارج می‌شود. این همان چیزی است که فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن اشاره می‌کند: {يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا} [انعام: ١٥٨]. (روزی که بعضی از آیات پروردگارت بیاید، ایمان آوردن افرادی که قبلاً ایمان نیاورده‌اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حال آنها نخواهد داشت). هرگاه مردم دیدند که از مغرب بیرون می‌آید همه بدان ایمان می‌آورند. اما ایمان آوردن افرادی که قبلاً ایمان نیاورده‌اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حال آنها نخواهد داشت.

همچنین به سوی منزلگه دیگری نیز در جریان است. این منزلگاه، پایان خورشید در روز قیامت است. این فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن اشاره می‌کند: {إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ} [تکویر: ١]: (هنگامی‌که خورشید درهم پیچیده شود).

دلالت واضحی در این آیه وجود دارد که خورشید دور زمین می‌چرخد. ظاهر قرآن نیز بر این دلالت دارد و این همان چیزی است که به آن باور داریم تا زمانی که دلیل محسوس و آشکاری بیاید که به ما اجازه دهد ظاهر قرآن را تاویل کنیم. اما اینکه گفته می‌شود اختلاف شب و روز و طلوع و غروب خورشید به سبب چرخش زمین است؛ برای هیچ کس جایز نیست از ظاهر قرآن و سنت عدول نماید مگر با وجود دلیلی که در روز قیامت در مقابل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ حجتی برای او باشد. در این صورت برای او مجاز است که از ظاهر قرآن و سنت به سمت ادعایی که مطرح می‌شود، صرف نظر کرد.

اما تا زمانی که دلیل محسوس و قابل اطمینان که مجوزی برای عدول از ظاهر قرآن و سنت باشد، نبینیم؛ بر ما مؤمنان واجب است که به ظاهر قرآن و سنت ایمان بیاوریم و به سخن کسی که با این دو مخالفت می‌نماید توجهی نکنیم. تا الان صحت آنچه این افراد می‌گویند مبنی بر اینکه اختلاف شب و روز در طلوع و غروب به سبب چرخش زمین است، برایم آشکار نشده است.

بر این اساس من عقیده دارم که اختلاف روز و شب به خاطر این است که خورشید به دور زمین می‌چرخد و الله بر هر چیزی قادر و تواناست.

به این فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دقت کنید که می‌فرماید: {وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ} [کهف: ١٧]: (و خورشید را می‌دیدی که به هنگام طلوع به سمت راست غار‌شان متمایل می‌گردد، و به هنگام غروب ایشان را وا گذاشته به سمت چپ متمایل میگردد). نیز به این فرموده‌ی الهی: {فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ} [ص: ٣٢]: (من این اسبان را به خاطر پروردگارم دوست دارم، تا اینکه آفتاب در پرده پنهان شد و غروب کرد). یا به این فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ: {حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ} [کهف: ٨٦]: (تا آن که به غروب گاه آفتاب رسید).

در این آیات متعدد، طلوع، غروب، تمایل و پنهان شدن به خورشید منسوب شده است. پس چرا ما باید این افعال منسوب شده به خورشید را از ظاهر خود خارج کرده و به چیز دیگری نسبتشان دهیم که از لحاظ واقع، برای ما محسوس نیست؟ چنین کاری اصلا جایز نیست، مگر اینکه دلیل محسوسی وجود داشته باشد که انسان بتواند با آن، در مقابل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بایستد و بگوید: بار الها من امر محسوسی را دیدم که مخالف با چیزی بود که به ما گفته بودی و تو آگاه‌تر و قول تو محکم‌تر است و کتابت از هرگونه تناقض با واقع و محسوسات، منزّه است.

بنا بر این هرگاه با حس واضح و آشکار معلوم شد که اختلاف شب و روز به سبب چرخش زمین است، فهم من اشتباه است. ولی تا زمانی که فقط مجرد سخن و ادعا باشد، معتقدم برای هیچ کس جایز نیست در این امور با ظاهر کتاب و سنت مخالفت نماید.

خلاصه اینکه معنای این آیه: {وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا}: (و خورشید پیوسته به سوی قرار‌‌گاهش در حرکت است)، این است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خبر می‌دهد که خورشید با اجازه‌ی الله در مسیر مشخصی حرکت می‌کند، برای اینکه به مقصد نهایی‌اش که روز قیامت است، برسد. همچنین حرکت روزانه‌ای دارد که به منزلگاه و مستقرّی برسد که همان سجده نمودن در زیر عرش است؛ چنان که در حدیث ابوذر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ در صحیح بخاری و غیره از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت شده است.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما تفسير الآية الكريمة ﴿ رَبُّ الْمُشْرِقَيْنِ وَرَبُّ المغربينِ ﴾ [الرحمن: ۱۷] والآية الأخرى: ﴿ ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴾ [يس: ٣٨]؟

فأجاب رحمه الله تعالى الجواب عن الآية الأولى: أن الله سبحانه وتعالى يخبر عنه نفسه بأنه رب المشرقين ورب المغربين، والمراد بهما مشرقا الصيف والشتاء، مشرق الصيف حيث تكون الشمس في أقصى مدار لها نحو الشمال، ومشرق الشتاء حيث تكون الشمس في أقصى مدار لها نحو الجنوب، ونص الله على ذلك لما في اختلافهما من المصالح العظيمة للخلق، ولما في اختلافهما من الدلالة الواضحة على تمام قدرة الله – سبحانه وتعالى-، وكمال رحمته وحكمته، إذ لا أحد يقدر على أن يصرف الشمس من مشرق إلى مشرق ومن مغرب إلى مغرب إلا الله عز وجل، ولهذا قال: ﴿ رَبُّ الْمُشْرِقَيْنِ وَرَبُّ المغربينِ فَبِأَيِّ الَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴾ [الرحمن: ١٧-١٨] فأشار في تعقيبة هذه الآية السابقة إلى أن هذا من آلاء الله ونعمه العظيمة على عباده.

إذا فالمراد بالمشرقين والمغربين مشرقا الشمس في الصيف والشتاء، ومغرباها في الصيف والشتاء وقد قال الله تعالى في آية أخرى: ﴿ فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ المشرق والمغرب ﴾ [المعارج: ٤٠] فجمع المشرق والمغرب، وقال تعالى في آية أخرى آية ثالثة: ﴿ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَا تَخِذْهُ وَكِيلًا ﴾ [المزمل: ٩] ولا تناقض بين هذه الآيات الكريمة ، فالمراد بآية التثنية ما أسلفناه، والمراد بآية الجمع أن مشارق الشمس ومغاربها باعتبار مشرقها ومغربها كل يوم، لأن كل يوم لها مشرق ومغرب غير مشرقها ومغربها بالأمس، أو أن المراد بالمشارق والمغارب مشارق النجوم والكواكب والشمس والقمر.

وأما قوله تعالى: ﴿ رَبُّ الْمُشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ ﴾ فالمراد بها الناحية، أي: إنه مالك كل شيء ورب كل شيء، سواء أكان ذلك الشيء في المشرق أو في المغرب.

وليعلم أن كتاب الله، وما صح من سنة رسوله صلى الله عليه  وسلم لا يمكن أن يكون فيه تناقض، لا فيما بينها من النصوص، ولا فيما بينها وبين الواقع، فإنْ تَوَهَّمَ واهم التناقض أو التعارض فذلك إما لقصور في علمه، أو نقص في فهمه، أو تقصير في تدبره وتأمله، وإلا فإن الحقيقة الواقعة أنه ليس بين نصوص الكتاب والسُّنَّة تناقض، ولا بينها وبين الواقع أيضًا.

وأما قوله تعالى: ﴿ وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَر لَهَا ﴾ [يس: ٣٨] وهو الذي سأل عنه السائل، أو هو الفقرة الثانية من سؤاله، فمعناه: أن هذه الشمس العظيمة التي جعلها الله تعالى سراجًا وهاجا، عظيم الحرارة عظيم النور، هذه الشمس تجري بإذن الله عز وجل، أي: تسير المستقر لها أي لغاية حددها الله -عز وجل- بعلمه، ولهذا قال: ﴿ ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴾ [يس: ٣٨]، فهو لعزته -تبارك وتعالى – وقهره خلق هذه الشمس العظيمة، وسخرها تجري بأمره وبمقتضى علمه وحكمته إلى حيث أراد الله -عز وجل، والمستقر هو مستقرها تحت العرش، حيث تذهب كل يوم إذا غربت وتسجد تحت العرش عرش الرحمن -جل وعلا – وتستأذن فإن أذن لها وإلا رجعت من حيث جاءت وخرجت من مغربها، وهذا هو ما يشير إليه قوله تعالى: ﴿ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ وَايَاتِ رَبِّكَ لَا يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَنْهَا لَمْ تَكُنْ ءَامَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَنِهَا خيرا ﴾ [الأنعام: ١٥٨]، فإن الناس إذا رأوها خرجت من المغرب آمنوا أجمعون، ولكن لا ينفع نفسا إيمانها لم تكن آمنت من قبل أو كسبت في إيمانها خيرا.

كذلك تجري لمستقر آخر، وهو منتهاها يوم القيامة الدال عليه قوله تعالى: ﴿ إِذَا الشَّمْسُ كُورَتْ ﴾ [التكوير : ١]، وفي هذه الآية دلالة واضحة على أن الشمس تدور على الأرض، وهو الذي يدل عليه ظاهر القرآن، وهو الذي نعتقده وندین الله به، حتى يأتينا دليل محسوس ظاهر يسوغ لنا أن نؤول ظاهر الآية. أما ما يقال الآن بأن اختلاف الليل والنهار وطلوع الشمس وغروبها إنما هو بسبب دوران الأرض، فإنه لا يحل لأحد أن يعدل عن ظاهر الكتاب والسُّنَّة إلا بدليل يكون حجة له أمام الله -عز وجل- يوم القيامة، يسوغ له أن يصرف ظاهر القرآن والسُّنَّة إلى ما يطابق ذلك الشيء المدعى، وما دمنا لم نر شيئًا محسوسا تطمئن إليه نفوسنا ونراه مُسَوِّعًا لنا جواز صرف القرآن عن ظاهره فإن الواجب علينا معشر المؤمنين أن نؤمن بظاهر القرآن والسُّنَّة، وأن لا نلتفت إلى قول أحد خالفهما كائناً من كان وإلى الآن لم يتبين لي صحة ما ذهب إليه هؤلاء من أن اختلاف الليل والنهار في الشروق والغروب كان بسبب دوران الأرض.

وعليه فإن عقيدتي التي أدين الله بها أن الشمس هي التي يحصل بها اختلاف الليل والنهار ، وهي التي تدور على الأرض، والله على كل شيء قدير.

ألم تر إلى قوله تعالى: ﴿ وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ ﴾ [الكهف: ١٧]؟ ألم تر إلى قوله تعالى: ﴿ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالحِجابِ ﴾[ ص: ٣٢]؟

أولم تر إلى قوله تعالى: ﴿ حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ ﴾ [الكهف: ٨٦]؟ ففي هذه الآيات المتعددة إضافة الطلوع والغروب، وإضافة التزاور إلى الشمس، وإضافة التواري أيضًا إلى الشمس، فما بالنا نصرف هذه الأفعال المسندة إلى الشمس عن ظاهرها إلى قول لم يتبين لنا أنه واقع حسا؟ إن هذا لا يجوز أبدا إلا بدليل محسوس يستطيع الإنسان أن يواجه ربه به يوم القيامة و يقول: يا رب إني رأيت الأمر المحسوس يخالف ظاهر ما خاطبتنا به، وأنت أعلم وأحكم وكتابك مُنَزَّه عن أن يناقض الواقع المحسوس، فإذا تبين بالحس الواضح البين أن اختلاف الليل والنهار بسبب دوران الأرض فإن فهمي يكون خطأ، وأما ما دام الأمر هكذا مجرد أقاويل فإني أعتقد أنه لا يجوز لأحد أن يخالف ظاهر الكتاب والسُّنَّة في مثل هذه الأمور.

وخلاصة القول: إن معنى قوله تعالى: ﴿ وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍ لَهَا ﴾ [يس: ۳۸] أن الله يخبر بأن الشمس تسير بإذن الله -عز وجل- لمستقر لها، لغاية تنتهي إليها وهو يوم القيامة، ولمستقر لها ولغاية تنتهي إليها يوميا وهو سجودها تحت العرش، كما صح ذلك عن النبي صلى الله عليه وسلم من حديث أبي ذر الذي رواه البخاري وغيره.

مطالب مرتبط:

(۹۱۰) گفتگو بین الله تعالی و عیسی علیه السلام

آنجا که فرمود: {هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ}، دلالت می‌دهد که این گفتگو بین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و عیسی بن مریم در آخرت است.

ادامه مطلب …

(۹۰۸) حکم سوال پرسیدن زیادی و فضولی

چه بسا کسی در عهد نبوت در مورد چیزی سؤال کند که حرام نیست، اما به خاطر سؤال او، حرام شود. یا در مورد چیزی سوال کند که واجب نیست، اما به خاطر سوال او، واجب شود.

ادامه مطلب …

(۹۰۷) تکفیر نصاری به خاطر تثلیث

نصاری بودند که چنین گفتند. آنها گفتند که الله سومین اقنوم از میان سه اقنوم است. یعنی الله و مسیح بن مریم و مادرش‌. به همین خاطر تکفیر شدند.

ادامه مطلب …

(۹۱۴) کشتن فرزندان به خاطر فقر یا ترس از فقر

در آیه اول فقرا فرزندانشان را به خاطر فقر زنده به گور می‌کنند. در آیه دوم ثروتمندان از ترس فقر فرزندان خود را زنده به گور می‌کردند.

ادامه مطلب …

(۹۱۳) حرمت پیه و چربی حیوانات بر یهود

این تحریم به سبب سرکشی و عداوت آنها بود و آنها زمانی که سرکشی و دشمنی کردند، برخی از پاکی‌ها بر آنها حرام گشت و این تحریم تا به روز قیامت ادامه دارد

ادامه مطلب …

(۹۰۶) کفر کسی که به غیر ما انزل الله حکم کند

الله در این آیه بیان می‌کند که هر شخصی به احکام نازل شده از سوی الله حکم‌ نکند؛ کافر است. زیرا از قرآن و سنت روی‌گردانی کرده است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه