(۸۵۹) سوال: الله جَلَّجَلَالُهُ در قرآن میفرماید: {وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ} [بقره: ٣٠]. (هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینی قرار خواهم داد. گفتند: آیا کسی را در آن قرار میدهی که در آن فساد و خونریزی کند؟ ما تسبیح و حمد تو را به جا میآوریم و تو را تقدیس میکنیم. پروردگار فرمود: یقیناً من میدانم آنچه را که شما نمیدانید).
ملائکه از کجا فهمیدند که آدم و فرزندانش در زمین فساد کرده و خون یکدیگر را میریزند؟ آیا این نشان میدهد که بشری قبل از آدم آفریده شده است؟ نظر به این که ملائکه هنگامی که الله جَلَّجَلَالُهُ نامها را بر آنها عرضه نمود گفتند: نمیدانیم. این همان است که در آیه آمده: {وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ} [بقره: ٣١-۳۲]. (نامها را همگی به آدم آموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت، و فرمود: اگر راست میگویید، نام اینها را به من خبر دهید. گفتند: تو از هر عیبی منزّهی، ما علمی نداریم جز آنچه تو به ما آموختهای. همانا تو علیم و حکیم هستی)؟
جواب:
مفسرین پیرامون جواب آیه در فرمودهی الله جَلَّجَلَالُهُ که: {وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}، اختلاف دارند. بعضی گفتهاند معنای «خلیفه» یعنی کسی که جانشین قبل از خود شده است. یعنی در زمین آباد کنندگانی قبل از آدم وجود داشتهاند و این آبادکنندگان مرتکب خونریزی و فساد در زمین شدهاند. این گروه به قول ملائکه استدلال نمودهاند: {أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ}. اجنه هم قبل از انسان آفریده شدهاند. چنان که الله جَلَّجَلَالُهُ میفرماید: {وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ} [حجر: ٢٦-٢٧]. (به راستی ما انسان را از گِل خشکیدهای، که از گِل بودار تیرهای بود آفریدیم. و ️جن را پیش از آن از آتش سوزان آفریدیم).
برخی دیگر گفتهاند: مراد از «خلیفه» یعنی افرادی که جانشین یکدیگر میشوند. یعنی مردمانی میروند و دیگرانی جایگزینشان میشوند. نزد من نزدیکتر به صواب همان قول اول است. زیرا با ظاهر آیه موافقت دارد و آن این است که آدم و فرزندانش جانشینان کسانی خواهند بود که قبل از آنها بر زمین بودند. این که ملائکه گفتند: آیا کسی را در آن قرار میدهی که در آن فساد و خونریزی کند؟ بنابر اطلاعی است که آنها از کسانی داشتند که قبل از آدم و فرزندانش در زمین زندگی میکردند.
در آیهی دوم که سائل مطرح کرد؛ یعنی قول ملائکه وقتی که الله جَلَّجَلَالُهُ به آنان فرمود: اگر راست می گویید نامهای اینان را به من بگویید، گفتند: {سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ} [بقره: ٣٢] (گفتند: منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما آموختهای نمیدانیم، تو علیم و حکیمی)، دلیل بر این است که هر گاه از انسان پیرامون چیزی که نمیداند سوال شود باید بگوید: الله داناتر است. یا بگوید: علمی جز آنچه الله به ما آموخته نداریم، یا چیزی مثل این جواب.
زیرا جایز نیست شخص جاهلی برای فتوا دادن یا حکم کردن در میان مردم پیشقدم شود. این یکی از گناهان کبیره است. الله جَلَّجَلَالُهُ میفرماید: {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ} [اعراف: ٣٣] (بگو پروردگارم فقط کارهای زشت را، چه آشکارا باشد و چه پنهان، و گناه و سرکشی به ناحق را؛ حرام کرده است. نیز این که چیزی را شریک الله قرار دهید که الله دلیلی برای آن نازل نکرده و چیزی را که نمیدانید به الله نسبت دهید). همچنین میفرماید: {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا} [اسراء: ٣٦] (از آنچه به آن علم نداری، پیروی نکن، بدون شک گوش و چشم و دل، هر یک از اینها از آن باز خواست خواهند شد).
امروزه نسبت دادن سخن به دین از روی ناآگاهی زیاد شده است. چه از جانب افراد عامی و چه از جانب طلاب علمی که پیرامون آنچه میگویند، تحقیق نکرده فتوا میدهند. این کار بسیار خطرناک است. نه فقط برای فتوا گیرنده یا فقط فتوا دهنده؛ بلکه برای فتوا دهنده و فتوا گیرنده و برای اسلام نیز خطرناک است. زیرا بدون علم فتوا دادن، سبب اختلاف زیادی میشود. چون این فتوا بر اساس نظر و رأی شخصی است و هر کسی نظر و سلیقهی خاص خود را دارد. در حالی که مقیاس و ترازو، قرآن و سنت پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است.
وقتی هر کسی بیاید و هر نظری که خواست بدهد، نظرات زیاد میشود. در نتیجه نزاع و اختلاف نیز بیشتر میشود و عوام دچار تردید و سرگردانی میشوند. تا جایی که حتی در امور صحیح دینی که انجام میدهند یا به آن اعتقاد دارند، دچار شک شده و میگویند: دین چرا این گونه است؟ چرا هر کس یک چیزی میگوید؟ این گونه همه چیز به هم خورده و فساد زیادی به وجود میآید.
پس به خود و برادران توصیه میکنم که حد و مرز خود در مقابل الله جَلَّجَلَالُهُ را رعایت کنیم. در مسائل دینی، چیزی را که نمیدانیم بر زبان نیاوریم. در جایی که نمیدانیم آیا سخن گفتن جایز است یا خیر، چیزی نگوییم. زیرا خبرهای زیادی از این قبیل شنیدهایم. به عنوان مثال یک نفر حدیث عامی را شنیده و عموم آن را در نظر میگیرد. در حالی که دلایل روشن، گواهی میدهند که این حدیث، خاص است. حتی چه بسا با دلیلی حکم کند که منسوخ بوده و حکم آن کلا برداشته شده است. نیز چه بسا حکم آثار و احادیث ضعیفی را در نظر بگیرد که یارای مقاومت در مقابل احادیث صحیح موجود در کتابهای مشهور را نداشته باشد.
به همین خاطر بر انسان واجب است که در مورد خود و مسلمانان تقوای الهی را پیشه سازد و اگر پیرامون چیزی که نمیداند، از او سؤال شود، بگوید: نمیدانم. هیچ ضرری متوجه او نخواهد بود اگر وقتی در مورد چیزی از او سوال شد که جوابش را نمیداند، بگوید: نمیدانم. بلکه این یکی از مواردی است که جایگاهش را نزد الله و نزد مردم بالا برده و مردم به حرفش اعتماد میکنند. اینکه در جواب چیزی که نمیداند، بگوید نمیدانم. زیرا مردم متوجه میشوند این شخص تقوا دارد و جز از روی آگاهی، سخن نمیگوید. اما اگر در مورد هر چیزی که از او سوال شد، سخن بگوید. بعدا که معلوم شود دوباره اشتباه گفته، مردم دیگر به او اعتماد نمیکنند. از پروردگار خواهانم که ما را هدایت یافته، هدایتگر، صالح و مصلح قرار دهد.
***