سه‌شنبه 23 جمادی‌الاول 1448
۱۲ آبان ۱۴۰۵
3 نوامبر 2026

(۷۰۵) سوال در مورد مسائل غیر واقعی

(۷۰۵) سوال: آیا می‌توانیم از مسائل و موضوعاتی سوال کنیم که اتفاق نیفتاده و اتفاق افتادنشان نیز بسیار بعید است؟

جواب:

برای هر انسانی چه دانشجو و طالب علم باشد و چه انسان عادی، شایسته نیست که در مورد مسائل بعید الوقوع سوال کند. چون سوالشان نتیجه‌ای جز هدر دادن وقت، ندارد. انسان باید در مورد اموری سوال بپرسد که اتفاق می‌افتد یا امکان اتفاق افتادنشان زیاد است. این پاسخ در مورد سوال کردن بود.

اما به نسبت کسی که می‌خواهد جستجو کرده یا بنویسد، اگر برای واضح کردن قاعده یا ضابطه‌ای باشد، اشکالی ندارد. حتی اگر مساله‌ای نادر الوقوع باشد. این یکی از روش‌های آموختن علم است. اما به نسبت سوال، باید از مسائلی که واقع شده یا قریب الوقوع هستند بپرسد.

ضمنا دوست دارم به همین مناسبت توصیه‌ای داشته باشم به آن عده از دانشجویان و طلاب علم که در اول راه تحصیل علم و تحقیق و جستجو هستند. در مورد صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خیلی سوال نپرسند. در مورد چیزهایی که صحابه و تابعین و ائمه‌ی امت در موردشان سکوت کرده‌اند، چیزی نپرسند. چون نیازی به آن نداریم و اگر انسان در مورد مسائلی که به صفات الله تعالی تعلق دارند خیلی سوال بپرسد، به هزارتوهای بزرگی سقوط می‌کند که بیم آن می‌رود که در تمثیل یا تعطیل صفات الله تعالی بیفتد. به همین خاطر امام مالک و دیگر ائمه رحمهم الله، کسی را که در مورد برخی صفات الله سوال می‌کرد که صحابه در مورد آن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سوال نپرسیده‌اند، دعوا می‌کردند. از امام مالک رَحِمَهُ‌الله در مورد این آیه سوال شد: {الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى} [طه: ۵]: (الله بر عرش استقرار یافت)، که استوا و استقرار چگونه است؟ ایشان سر خود را زیر انداخته تا جایی که از شدت خشم به خاطر این سوال، پیشانیش را عرق فرا گرفت. سپس سر خود را بالا آورده و به سائل گفت: «معنای استواء و استقرار، مجهول نیست و کیفیتش را با عقل نمی‌توان دریافت و ایمان به آن واجب بوده و سوال کردن در موردش بدعت است».[۱] آنچه بدعت است فقط پرسیدن در مورد کیفیت استواء و استقرار الله تعالی بر عرش است. چون این سوال را صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم که در طلب علم از ما حریص‌تر و در تعظیم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از ما سر بوده‌اند، نپرسیده‌اند. همچنین پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که در رساندن دین از همه حریص‌تر بوده، در این مورد چیزی به امت نفرموده است. بنا بر این، کیفیت صفات الهی و حقیقت آنها امری مجهول است که کسی جز الله تعالی از آن اطلاع ندارد. اگر این موضوع یکی از ملزومات دینی برای انسان بود، یا موضوعی بود که دین انسان به وسیله‌ی آن تکمیل می‌شد، الله تعالی آن را بیان می‌نمود و پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آن را به امت ابلاغ می‌کرد. اما این مساله از عقل‌های ما فراتر بوده و امکان ادراک آن برای ما وجود ندارد.

به همین خاطر یک بار دیگر برادرانم را از فرو رفتن در این مساله و تکلّف و زیاده‌روی در آن بر حذر می‌دارم و از آنها می‌خواهم که نصوص را بر همان معانی ظاهری که دارند، باقی گذاشته و از چیزی که سلف صالح در مورد آن سوال نکرده‌اند، نپرسند.

اما در مسائل احکام، حکم کمی آسان‌تر است و شخص می‌تواند در آن جستجو و مناقشه کند و می‌تواند بر اساس ضوابط و قواعدی که وجود دارد، مثال‌هایی که ممکن است بعید الوقوع باشند را نیز مطرح نماید. والله الموفّق.

***

[۱] – این را بیهقی در کتاب «الأسماء و الصفات» ص(۵۱۵) از امام مالک آورده که سند آن را حافظ ابن حجر رَحِمَهُ‌الله در «فتح الباری» جیّد و خوب دانسته است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يسأل طالب من جدة من جامعة الملك عبد العزيز فيقول: هل لنا أن نسأل عن أمور لم تحدث مع فرض بعيد جدا لحدوثها؟ نرجو الإفادة؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: الذي ينبغي للإنسان طالب العلم وغير طالب العلم أن لا يسأل عن أمور بعيدة الوقوع، لأن ذلك من الإعجاز وإضاعة الوقت، وإنما يسأل عن أمور واقعة أو قريبة الوقوع، هذا بالنسبة للسائل.

أما بالنسبة لمن يبحث أو يكتب فلا حرج عليه أن يأتي بأمور لإيضاح القاعدة أو الضابط، وإن كانت نادرة الوقوع، وهذا طريق من طرق تعليم العلم، وأما السؤال فلا ينبغي أن يسأل إلا عن شيء واقع أو شيء قريب الوقوع.

وإنني بهذه المناسبة أود أن أوجه إخواني طلبة العلم الذين في بدء طلب العلم والنقاش والبحث أوجههم فيما يتعلق بصفات الله -تعالى- أن لا يكثروا السؤال، بل ألا يسألوا عن شيء سكت عنه الصحابة والتابعون وأئمة الأمة، لأننا في غنى عن هذا، ولأن الإنسان إذا دخل في هذه الأمور فيما يتعلق بصفات الله فإنه يقع في متاهات عظيمة، يخشى عليه إما من التمثيل أو التعطيل، ولهذا أنكر الإمام مالك رحمه الله وغيره من الأئمة على من سأل في صفات الله عما لم يسأل عنه الصحابة رضي الله عنهم، فقد سئل رحمه الله عن قوله تعالى: ﴿الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ﴾ [طه: ٥] كيف استوى؟ فأطرق برأسه حتى علاه العرق من شدة وقع السؤال عليه، ثم رفع رأسه وقال للسائل: «الاستواء غير مجهول، والكيف غير معقول، والإيمان به واجب، والسؤال عنه بدعة».

وإنما كان السؤال عن كيفية الاستواء بدعة لأن ذلك لم يقع من الصحابة رضي الله عنهم، الذين هم أحرص منا على العلم، وأشد منا تعظيما لله -عز وجل-، ولم يبلغه النبي صلى الله عليه وسلم إلى أمته، أنه أحرص الناس على البلاغ، لكن كيفية صفات الله وحقيقتها أمر مجهول لا يعلمه إلا الله -عز وجل-، ولو كان هذا الأمور التي تلزم الإنسان في دينه، أو تكون من مكملات دينه لبينه الله من -عز وجل، وبلغه رسوله صلى الله عليه وسلم، ولكن هذا أمر فوق عقولنا لا يمكننا إدراكه.

ولهذا أُحَذِّرُ مرة أخرى إخواني من الغوص في هذه المسائل والتكلف والتنطع، وأن يبقوا النصوص على ما هي عليه في معانيها الظاهرة البينة، وأن لا يسألوا عن شيء لم يسأل عنه السلف الصالح.

أما مسائل الأحكام فهي أهون فله البحث والمناقشة، ولهم أن يُفَرِّعُوا على الضوابط والقواعد من الأمثلة ما قد يكون بعيد الوقوع. والله الموفق.

مطالب مرتبط:

(۶۴۰) سوال: بهترین روش برای حفظ قرآن

(۶۴۰) سوال: به نظر شما بهترین روش برای حفظ قرآن کریم چیست؟ سوال دیگر اینکه آیا جایز است تنها جزء معینی از قرآن مثل جزء ۲۶ را بخوانم و حفظ کنم و بقیه‌ی قرآن را رها کنم؟ جواب: بهترین راه برای حفظ قرآن زمانی است که سن انسان کم باشد؛ چرا که حفظ برای شخص […]

ادامه مطلب …

(۶۶۴) کتاب (الفقه علی المذاهب الأربعة)

(۶۶۴) سوال: نظر شما در مورد کتاب (الفقه علی المذاهب الأربعة) چیست؟ جواب: به برادران توصیه می‌کنم اگر دوست دارند از اقوال علما اطلاع پیدا کنند و البته توانایی شناخت راجح از مرجوح را نیز داشته باشند، فقط به کتاب‌هایی مراجعه کنند که اقوال را به همراه دلایلشان ذکر می‌کنند تا دلیل هر قول را […]

ادامه مطلب …

(۶۷۴) کتابهایی در باب زهد و فروتنی

(۶۷۴) سوال: جناب شیخ! در باب زهد، خواندن چه کتاب‌هایی را توصیه می‌کنید؟ جواب: در باب زهد هیچ چیزی بهتر از قرآن و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وجود ندارد. زهد، دو مفهوم شرعی و عرفی دارد. مفهوم شرعی: ترک هر چیزی است که برای آخرت سودی ندارد. منظور از این نوع زهد این نیست که […]

ادامه مطلب …

(۶۲۱) آموزش توحید توسط پدر به فرزندان.

(۶۲۱) سوال: چگونه یک پدر، توحید را به فرزندانش بیاموزد؟ جواب: همانگونه که دیگر مسائل دینی را به آنها می‌آموزد، توحید را نیز به آنها بیاموزد. یکی از بهترین کتاب‌ها در این زمینه کتاب (ثلاثة الأصول) تألیف شیخ الإسلام محمد بن عبد الوهاب است. اگر آن را کامل حفظ کنند و به اندازه‌ی عقل و […]

ادامه مطلب …

(۶۴۶) آموزش قرآن به کسی که لکنت دارد

آموزش دادن قرآن به کسی که دچار لکنت زبان باشد، جایز است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {فاتقوا الله ما استطعتم}. سوره تغابن، آیه 16

ادامه مطلب …

(۶۸۵) کتاب ابولیث سمرقندی به نام تنبه الغافلین

(۶۸۵) سوال: کتابی از ابو لیث سمرقندی در مورد عقوبت کسانی که مرتکب گناهان کبیره می‌شوند را مطالعه کردم. چهار صفحه‌ی آخر کتاب را خواندم که در وصف اهل بهشت و هولناکی روز قیامت بود و باعث شد به شدت از چیزی که خواندم، گریه کنم. نمی‌توانم آنچه را که خواندم شرح دهم، چون طولانی […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه