یکشنبه 10 شوال 1447
۹ فروردین ۱۴۰۵
29 مارس 2026

(۵۸۳) حکم ادعای صوفیه مبنی بر اینکه اوليا علمی را به طور مستقیم از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دریافت می‌کنند

(۵۸۳) سوال: برخی صوفيه معتقد هستند که حجاب و پرده‌ها از اوليا برداشته می‌شود و علمی را به طور مستقیم از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دریافت می‌کنند که آن را علم لدنّی می‌نامند؛ وقتی با آنان مخالفت ‌کردیم به این قضیه استدلال کردند که عمر بن خطاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ وقتی بر منبر نشسته بود، لشکریان اسلام را که در میدان نبرد بودند، ‌دید و آنان را از کوهی که پشت سرشان بود، هشدار داد. آنان ادعا می‌کنند که این علم الهی که برای آنان می‌آید، از جمله چیزهایی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به برخی از بندگانش اختصاص می‌دهد.

جواب:

هر شخصی که ادعای آگاهی از علم غیب را داشته باشد، کافر است و کسی‌ که چنین فردی را تصدیق و تأیید کند نیز کافر است؛ زیرا  الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ الله وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ} [النمل: ۶۵]: (بگو: جز الله، هیچ کس در آسمان‌ها و زمین، غیب را نمی‌داند و نمی‌دانند چه هنگام زنده خواهند شد) الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هیچ کس را از غیب خویش با خبر نساخته است مگر پیامبری که الله به او راضی گردد؛ چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: ‌{عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ} [الجن: ۲۶-۲۷]: (دانای غیب است که هیچ کس را از غیبش آگاه نمی‌سازد؛ مگر پیامبری را که به او راضی گردد) این کسانی را که اولیا می‌پندارند، پیامبران الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیستند و تا زمانی ‌که چنان ادعایی که در برگیرنده‌ی تکذیب قرآن باشد را داشته باشند، اولیاء الله نیز نیستند زیرا وليّ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کسی است که دو ویژگی مذکور در این فرمایش الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را دارا باشد: {أَلا إِنَّ أَوْلِيَاءَ الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ} [یونس: ۶۲-۶۳]: (آگاه باشید که دوستان الله، هیچ ترسی بر آنان نیست و ناراحت نمی‌شوند. آنان‌ کسانی هستند که ایمان آورده و تقوا پیشه هستند).

این کسانی را که اولیاء می‌نامند، اگر ادعای آگاهی از علم غیب داشته باشند، اولياء نیستند؛ بلکه دشمنان الله هستند زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و آن‌چه را در شریعت پیامبرش محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ثبوت رسیده است، تکذیب کرده‌اند. در پاسخ استدلالشان به کرامتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای امير المؤمنين رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ فراهم نمود نیز باید گفت: این از امور غیب نیست زیرا یک چیز محسوس و قابل رؤیت بوده که از مکان عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ دور بوده و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را برایش آشکار نموده است؛ بنابراین این از علم غيب نیست بلکه از جمله اموری است که به وقوع پیوسته و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هر یک از بندگانش را که بخواهد از آن آگاه می‌سازد.

همچنین تردیدی نیست که امير المؤمنين رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ از جمله اولياء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است زیرا دو ویژگی ایمان و تقوا در وی جمع شده است اما اینان ‌که ادعای ولایت و دوستی الله را دارند در حالی که از آن مبرا هستند و کسی نیز ادعای آنان را تصدیق نمی‌کند؛ اگر هم فرض بگیریم که خبری ‌دهند و چنان رخ ‌دهد، آنان برادران کاهنان و فال‌گیران هستند؛ اگر چنین نباشند، شیطان‌ها بر آن‌ها فرود می‌آیند و آنان را از چیزهایی باخبر می‌کنند و هر دروغی را که بخواهند بدان اضافه می‌کنند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يقول الصوفية في زعمهم: إن الأولياء تنكشف عنهم الحجب، ويتلقون علمًا مباشرًا من الله. يسمونه العلم اللدني، وعندما عارضناهم استشهدوا بما رآه عمر بن الخطاب وهو على المنبر من بعض سراياه، وهم في ميدان القتال، وحذرهم من الجبل الذي كان خلفهم، وأن العلم الإلهي الذي يأتيهم هو مما يختص الله بعض عباده به؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نقول : كل إنسانٍ يَدَّعِي علم الغيب فإنه كافر، وكل إنسان يصدقه في ذلك فإنه كافر؛ لأن الله تعالى يقول: ﴿ قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴾ [النمل: ٦٥]. وغيب الله تبارك وتعالى – لم يُطلع عليه أحدًا إِلَّا من ارتضى من رسول، كما قال الله تعالى: ﴿ عَلِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَسُولِ ﴾ [الجن: ٢٦-٢٧]، وهؤلاء الأولياء الذين يزعمون ليسوا بِرُسُل، وليسوا أيضًا بأولياء الله ما داموا يدعون ما يكون فيه تكذيب للقرآن؛ لأن ولي الله هو من جمع الوصفين اللذين ذكرهما الله في قوله: ﴿ أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ) الَّذِينَ ءَامَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ﴾ [يونس: ٦٢-٦٣].

فهؤلاء الذين يسمونهم أولياء إذا ادعوا علم الغيب فليسوا بأولياء، بل أعداء الله؛ لأنهم مُكذِّبون له، ولما ثبت من شريعة رسوله محمد صلى الله عليه وسلم وأما احتجاجهم بما أكرم الله به أمير المؤمنين رضي الله عنه فهذه ليست من أمور الغيب؛ لأن هذا أمر محسوس مشاهد لكنه بعيد عن مكان عمر، فكشفه الله له، فليس هذا من باب علم الغيب، لكنه من باب الأمور التي يُطلع الله عليها من يشاء، وهي أمور واقعة.

ثم إن أمير المؤمنين رضي الله عنه لا شك أنه من أولياء الله؛ لاجتماع الوصفين فيه الإيمان والتقوى لكن هؤلاء الأولياء الذين يدعون الولاية، وهم منها براء، هؤلاء لا يُصدَّقون، ثم إن قدر أنهم أخبروا بخبر، ووقع الأمر كما أخبروا به، فإنما هم من إخوان الكُهَّان، إن لم يكونوا كهانا تنزل عليهم الشياطين، فيخبرونهم بالخبر، ويكذبون معه ما شاءوا من الكذبات.

مطالب مرتبط:

(۵۷۵) صابئه چه کسانی هستند؟

علما رَحِمَهُمُ‌الله درباره‌ی آنان اختلاف نظر دارند؛ برخی گفته‌اند: صابئه بر دینی بوده‌اند و از دین قومشان خارج شده‌اند. برخی دیگر گفته‌اند: صابئه کسانی هستند که ‌دین ندارند.

ادامه مطلب …

(۵۷۴) معتزله چه کسانی هستند؟

معتزله، فرقه‌ی بدعت‌گزاری هستند که اعتقادشان درباره‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، کلام الله و افعال الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مخالف مذهب اهل سنت و جماعت است؛ رئیس آنان عمرو بن عبيد و واصل بن عطاء هستند.

ادامه مطلب …

(۵۷۳) ضوابط شناخت فرقه‌های گمراه

ضابطه برای شناخت نوع بدعت، ‌ مراجعه به قرآن و سنت است. هر آن‌چه قرآن و سنت دلالت دهند که بدعت کفری است آن بدعت، شخص را از اسلام خارج می‌کند.

ادامه مطلب …

(۵۸۶) توضیحاتی در باره‌ی طریقت صوفیه

هر طریقتی اعم از صوفیه و غیر صوفیه باید با كتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تطبیق داده و سنجیده شود که هر چه با این ‌دو موافق باشد، حق است و هر چه مخالف باشد، باطل است. اغلب روش‌های صوفيه، بدعت است؛ برخی از آن‌ها به کفر می‌انجامد و برخی دیگر کم‌تر از کفر هستند.

ادامه مطلب …

(۵۸۵) حکم پیروی از مسلک و طریقت صوفیه

بر تو واجب است پیرو سلف صالح باشی، بر پایبندی به منهج و روش آنان حرص بورزی و راه‌ها و روش‌هایی که بدعت و نوآوری است را رها کنی.

ادامه مطلب …

(۵۸۴) حکم تبعیت از طریقت تصوف

راه‌ها و طریقت‌هایی که در سؤال مطرح شد، واجب است با كتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و منش خلفای راشدين سنجیده شود؛ اگر موافق و مطابق آن بود، حق است اما اگر مخالفت داشت، باطل و رد کردن آن واجب است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه