دوشنبه 17 ذیقعده 1447
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
4 می 2026

(۴۳۶) آیا چیزی با عنوان “بدعت حسنه” و “بدعت سیئه” وجود دارد؟

(۴۳۶) سوال: آیا چیزی با عنوان “بدعت حسنه” و “بدعت سیئه” وجود دارد؟

جواب:

هرگز امکان ندارد که در مورد نوآوری و بدعت در دین الله گفته شود: بدعت نیک و حسنه است بعد از این که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است: «كُلُّ بِدعَةٍ ضَلاَلَةٌ»: (هر بدعتی، گمراهی است) این سخن، فرموده‌ی محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است که فصیح‌ترین خلق، خیرخواه‌ترین شخص، داناترین فرد به شریعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و داناترین خلق به معنا و مدلول امر الله است لذا این جمله‌ی عام و شامل را فرمود: (هر بدعتی، گمراهی است).

بنابراین چگونه می‌شود کسی بگوید: (برخی بدعت‌ها حسنه و برخی سیئه هستند)؟ آیا این سخن، خارج کردن کلام رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از ظاهرش نیست؟ بنابراین تمام بدعت‌ها، سیئه و گمراهی است.

گاهی انسان، چیز درست و نیکی را بدعت می‌پندارد در حالی ‌که بدعت نیست و گاهی نیز یک بدعت را نیک و درست می‌پندارد در حالی ‌که چنین نیست اما هرگز ممکن نیست چیزی بدعت باشد و با این وجود، نیک و درست نیز باشد.

 برای مثال: شاید شخصی بگوید: (ساخت مدارس، بدعت است) زیرا در زمان پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وجود نداشته اما بدعت حسنه است؛ می‌گوییم: شکی نیست که ساخت مدارس، کار نیکی است اما بدعت که مقصود رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بوده نیست زیرا ساخت مدرسه، ابزار و وسیله‌ای برای برنامه‌ریزی و هدف‌مند کردن تحصیل و فراهم نمودن درس‌ها برای دانش‌آموزان است و خود مدرسه، هدف نیست؛ یعنى چنین نیست که معتقد باشیم ساخت مدرسه، خودش عبادت است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با ساخت مدرسه عبادت کرده باشیم. هدف از ساخت مدارس، عبادت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است از این جهت که آن را ابزاری برای حفظ علم و برنامه‌ریزی و هدف‌مند کردن علم‌آموزی می‌شماریم که البته وسیله‌ی یک امر مشروع از جانب شرع، مقصود است لذا از جمله قواعد معروف نزد علما این است که: ابزار و وسایل، حکم مقصد را دارد.

شاید کسی برای اثبات صحت وجود بدعت حسنه به سخن ثابت از اميرالمؤمنين عمر بن الخطاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ استدلال کند که: ایشان در قيام رمضان، مردم را پشت سر یک امام جمع نمود در حالی که قبلا فردی، دو نفر دو نفر یا سه نفر سه نفر آن را ادا می‌کردند، در یکی از این شب‌ها در حالی که مردم نماز می‌خواندند به مسجد آمد، وقتی آنان را چنین دید فرمود: (نِعمَ البِدعَةُ هذِهِ): (این چه بدعت خوبی است!). می‌گوییم: این کار که عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ آن را بدعت نامید، در واقع یک بدعت جدید نیست بلکه یک بدعت نسبي است؛ زیرا جماعت خواندن قیام رمضان، یک سنت بود که ترک شده بود سپس در زمان عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ احیاء شد؛ زیرا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در رمضان، نماز قیام را سه شب با اصحابش به صورت جماعت خواند سپس آن ‌را ترک کرد و فرمود: «خَشِيتُ أَن تُفرَضَ عَلَيكُم فَتَعجِزُوا عَنهَا»۱ : (ترسیدم که بر شما فرض شود و از ادای آن عاجز و ناتوان بمانید) بدین ترتیب مردم ادای نماز قیام پشت سر یک امام را ترک کردند و فردی یا دسته دسته نماز می‌خواندند تا این که در زمان عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ این امر احیاء شد. بنابراین عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ چیزی که در زمان رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وجود داشت را احیاء نمود و ادای نماز قیام رمضان با جماعت را نوآوری نکرد.

بنابراین بدعت بودن این امر به نسبت زمان گذشته که ترک شده بود است، نه چنان که یک تشریع جدید باشد زیرا عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ بسیار دانشمندتر و تقوا پیشه‌تر از آن است که چیزی را تشریع کند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آن را تشریع نکرده‌اند!.

خلاصه: غیر ممکن است بدعت شرعی به دو نوع حسنه و سیئه تقسیم شود زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است: «كُلُّ بِدعَةٍ ضَلاَلَةٌ»: (تمام بدعت‌ها گمراهی است) چیزی که مردم گمان می‌کنند بدعت است اما کار نیک و درستی است، بدعت پنداشتن آن اشتباه است و چیزی که مردم گمان می‌کنند کار نیک و درستی است اما در حقیقت، بدعت است درست پنداشتن آن اشتباه است.

***


  1. صحیح بخاری: كتاب الجمعة، باب من قال في الخطبة بعد الثناء أما بعد، شماره (٩٢٤) / صحیح مسلم: كتاب صلاة المسافرين وقصرها، باب الترغيب في قيام رمضان وهو التراويح، شماره (٧٦١). ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل هناك ما يسمى بدعة حسنة وبدعة سيئة؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: لا يمكن أن يقال عن البدعة في دين الله هي بدعة حسنة أبدا، مع قول النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ». فإن هذه الجملة صدرت من أفصح الخلق محمد -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- وأنصح الخلق، وأعلم الخلق بشرع الله، وأعلم الخلق بمدلول خطابه، وقد قال هذه الجملة العامة: «كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ».

فكيف يأتي إنسان بعد ذلك فيقول: البدعة منها ما هو بدعة سيئة، ومنها ما هو بدعة حسنة؟ وهل هذا إلا خروج بقول رسول الله -صلى الله عليه وعلى آله وسلم – عن ظاهره؟ فالبدعة كلها بدعة سيئة، والبدعة كلها ضلالة. لكن قد يستحسن الإنسان شيئًا يظنه ،بدعة، وما هو ببدعة، وقد يستحسن شيئًا، ، وهو بدعة، يظنه حسنًا، وما هو بحسن، أما أن يجتمع كونه بدعة وكونه حسنًا فهذا لا يمكن أبدًا.

فمثلا قد يقول القائل : بناء المدارس بدعة؛ لأنها لم تكن معروفة في عهد النبي صلى الله عليه وسلم لكنه بدعة حسنة. فنقول: لا شك أن بناء المدارس حسن، لكنه ليس البدعة التي أرادها الرسول صلى الله عليه وعلى آله وسلم- إذ إن بناء المدارس وسيلة لتنظيم الدراسة، وتهيئة الدروس للدارسين، وليس مقصودا في ذاته، بمعنى: أننا لسنا نتعبد الله تعالى ببناء المدارس على أن البناء نفسه عبادة، ولكن نتعبد الله تعالى ببناء المدارس على أنها وسيلة لحفظ العلم، وتنظيم العلم، ووسيلة المقصود مقصودة، ولهذا كان من القواعد المقررة عند العلماء أن للوسائل أحكام المقاصد.

و ربما يحتج محتج لقوله : إن من البدعة ما هو حسن، كما صح عن أمير المؤمنين عمر بن الخطاب رضي الله عنه حين جمع الناس في قيام رمضان على إمام واحد، وكانوا قبل ذلك يصلون أفرادا أو اثنين اثنين أو ثلاثة ثلاثة أوزاعاً، فجمعهم عمر على إمام واحد، فخرج ذات ليلة، وهم يصلون، فقال: «نِعْمَ البِدْعَةُ هَذِه».

نقول له: إن هذه البدعة التي سماها عمر رضي الله عنه بدعة ليست بدعة جديدة، ولكنها بدعة نسبية، فإنها كانت سُنة فتركت، ثم استجدت في عهد عمر رضي الله عنه ؛ وذلك لأن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- صلى بأصحابه في رمضان جماعة ثلاث ليال، ثم ترك ذلك وقال: «خَشِيتُ أَنْ تُفْرَضَ عَلَيْكُمْ، فَتَعْجِزُوا عَنْهَا». فترك الناس الجماعة على إمام واحد، وصاروا يصلون أفرادا وأوزاعا إلى عهد عمر رضي الله عنه وعلى هذا فيكون عمر رضي الله عنه قد أعاد ما كان موجودًا في عهد الرسول – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- وجدده، ولم ينشئ الجماعة لقيام رمضان إنشاء جديدًا.

وعلى هذا فتكون هذه البدعة بدعةً بالنسبة لما سبقها من تركها، لا بالنسبة لإنشاء مشروعيتها؛ لأن عمر رضي الله عنه أفقه وأورع وأبعد عن أن يشرع في دين الله ما لم يشرعه الله ورسوله.

وخلاصة القول أنه لا يمكن أن تكون البدعة الشرعية تنقسم إلى قسمين: حسنة وسيئة. مع قول الرسول عليه الصلاة والسلام: «كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ». وأن ما ظنه بعض الناس بدعةً، وهو حسن، فإن ظنه إياه بدعة خطأ، وما ظنه الإنسان حسنًا، وهو بدعة حقيقةً، فإن ظنه أنه حسن خطأ.

مطالب مرتبط:

(۴۶۱) حکم ایستاده و با صدای بلند، ذکر الله را گفتن در شب دوشنبه و جمعه

این افراد باید بدانند که هر عمل قولی، فعلی یا اعتقادی که برای نزدیکی به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ انجام می‌دهند، اگر در کتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مشروع نباشد، فقط سبب دوری آنان از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌شود.

ادامه مطلب …

(۴۴۳) زیان‌های بدعت برای امت اسلام

این قاعده را همواره همراه خودت داشته باش: هر کس الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با اعتقادی قلبی، سخنی که با زبان گفته می‌شود یا عملی که با بدن انجام می‌شود عبادت کند و آن را شریعت بداند، به او می‌گوییم: دچار بدعت شده‌ای و مبتدع هستی ...

ادامه مطلب …

(۴۸۶) بوسیدن قرآن بهتر است یا بوسیدن حجر الأسود؟

بوسیدن قرآن، بدعت است و سنت نیست. کسی که چنین کند نیز به گناه نزدیک‌تر است تا سلامت و در امان ماندن، چه برسد که اجر و پاداش داشته باشد! بنابراین کسی که قرآن را می‌بوسد، اجر و پاداش ندارد.

ادامه مطلب …

(۴۳۸) بدعت و انواع آن

بدعت در شرع، یعنی: هر اعتقاد، قول یا عملی که انسان، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با آن عبادت کند اما در شريعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چنان چیزی وجود نداشته باشد....

ادامه مطلب …

(۴۸۸) نهی از انجام بدعت‌ها

بر مؤمن واجب است هرگاه دلیل برایش واضح شد، روش خود را ترک کند اگر دلیل بر آن دلالت نداده است. بنابراین برای هیچ کس جایز نیست بنا بر آداب و رسوم قوم خود با دین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مخالفت کند.

ادامه مطلب …

(۴۷۲) حکم برگزاری جشن سالگرد ازدواجشان

به نظر من این جشن، جایز نیست زیرا آن ‌را به عنوان روز عید در نظر گرفته‌اند؛ بدین صورت که هر گاه آن روز فرا رسد شادی می‌کنند، به هم‌دیگر هدیه می‌دهند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه