چهارشنبه 24 جمادی‌الاول 1448
۱۳ آبان ۱۴۰۵
4 نوامبر 2026

(۳۰۵) تعریف فاسق در شریعت اسلامی

(۳۰۵ سوال: در شریعت اسلامی، چه کسی فاسق برشمرده می‎‌شود؟

جواب:

فاسق است کسی‌ است که از طاعت الله و پیامبرش خارج شده است؛ که این خروج، دو نوع است:

نوع اول: فسق اكبر که همان کفر است:

مثالش در این فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آمده است: {أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لا يَسْتَوُونَ * أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلاً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ * وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ} [السجده: ۱۸-۲۰]: (آيا كسي كه با ايمان باشد، همچون كسي است كه فاسق باشد؟ نه، هرگز اين دو برابر نيستند! كساني ‌كه ايمان آوردند و کارهای درست انجام دادند، باغ‌هاي بهشت جاويدان از آنِ آن‌ها است؛ اين پذيرایي آن‌ها است در مقابل کارهایی كه انجام مي‏دادند؛ اما كساني‌كه فاسق شدند، جايگاه هميشگي آن‌ها آتش است که هرگاه بخواهند از آن بیرون روند، آن‌ها را به آن باز مي‏گردانند و به آن‌ها گفته مي‏شود: بچشيد عذاب آتشي را كه انكار مي‏كرديد) این فسق به معنای کفر است.

نوع دوم: فسق اصغر که به حدّ کفر نمی‌رسد:

مثالش در این فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آمده است: {وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ} [الحجرات: ۷]: (ولی الله ایمان را محبوب شما گردانید و آن ‌را در قلب‌هایتان زیبا نمود و کفر، فسق و سرکشی را در نظرتان زشت ساخت) بنابراین هر کدام از کفر، فسق و عصیان که پایین‌تر از فسق است را جداگانه ذکر نمود. مقصود فقها رَحِمَهُمُ‌الله در کتاب‌هایشان از این که می‌گویند: (شهادت و گواهی شخص فاسق، پذیرفته نمی‌شود) همین فسق است که به حد کفر نمی‌رسد و پایین‌تر از آن است.

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل من الفاسق في الشريعة الإسلامية؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: الفاسق هو: الخارج عن طاعة الله ورسوله.

وهو نوعان:

– فسق أكبر وهو الكفر:

مثاله قول الله تبارك وتعالى في سورة السجدة: ﴿ أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنَا كَمَن كان فَاسِقَا لَا يَسْتَوُونَ أَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَتِ فَلَهُمْ جَنَّتُ الْمَأْوَى نُزُلاً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْ وَنَهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا منها أعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنتُم بِهِ، تُكَذِبُونَ ﴾ [السجدة: ١٨-٢٠].هذا الفسق بمعنى الكفر.

۲ – فسق دون ذلك:

و هذا لا يصل إلى الكفر، ومثاله قوله تعالى: ﴿ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإِيمَنَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَة إِلَيْكُمُ الكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانُ ﴾ [الحجرات: 7]. فذكر الكفر وحده، والفسوق وحده والعصيان الذي هو دون الفسوق وحده. و قول الفقهاء -رحمهم الله – في كتبهم: لا تقبل شهادة الفاسق. يعنون بذلك الفسق الذي دون الكفر.

مطالب مرتبط:

(۲۷۷) نواقض اسلام

نواقض اسلام هر چیزی که با اسلام مخالف و در تضاد باشد. نقض اسلام، دو گونه است: نقض جزئی و نقض کلی....

ادامه مطلب …

(۳۰۶) توضیحاتی درباره قصیده‌ی “البُردة”

تمام این موارد، کفر است که موجب خروج از دین می‌شود؛ هر چند که در مورد شاعر این قصیده "بوصیری" به طور خاص نمی‌گوییم كافر است؛ زیرا نمی‌دانیم چه چیزی او را به سرودن چنین چیزهایی واداشته است اما به طور عام می‌گوییم: این سخنان، کفر است و کسی ‌که بدان معتقد باشد، کافر است....

ادامه مطلب …

(۲۸۲) معنای کلمه‌ی الحاد

در لغت به معنای روی‌گردانی از فرمان برداری الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با معصیت و نافرمانی از او است که با ترک واجبات و انجام کارهای حرام صورت می‌پذیرد...

ادامه مطلب …

(۲۹۵) حکم دشنام دادن دین بدون قصد

هر کس به دین اسلام توهین کند و دشنام دهد، کافر است و تفاوتی ندارد که جدی یا از روی شوخی باشد؛ هر چند ادعای ایمان هم داشته باشد، مؤمن نیست....

ادامه مطلب …

(۲۸۶) حکم تکذیب امور اخروی مانند رستاخیز، بهشت و جهنم

علما رَحِمَهُمُ‌الله ذکر کرده‌اند که هر کس سخن کفرآمیز را بر زبان آورد، کافر است و تفاوتی ندارد که آن را جدی یا از روی شوخی گفته باشد...

ادامه مطلب …

(۲۸۵) حکم انکار زنده شدن مردگان بعد از مرگ

انكار زنده شدن بعد از مرگ، کفر است و موجب خروج از اسلام می‌شود...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه