سه‌شنبه 7 رمضان 1447
۵ اسفند ۱۴۰۴
24 فوریه 2026

(۲۸۷) حکم کسی که معراج را انکار کند

(۲۸۷) سوال: بر کسی‌ که معراج را انکار کند یا آن ‌را تفسیرش تأویل نماید چگونه حکم می‌کنید‌؟

جواب:

بر کسی که معراج را انکار کرده چنین حکم می‌کنیم که اگر حق برایش آشکار گشته و نصوص شرعی از سنت صریح و ظاهر آیات قرآن که وارد شده را می‌داند، با این انکار، کافر است زیرا در این صورت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را تکذیب کرده است. اگر در این زمینه شبهه دارد، واجب است شبهه‌اش برطرف شود. چنان چه بعد از رفع شبهه، هم چنان بر اعتقادش اصرار ورزید، حکم به کافر بودن وی می‌شود زیرا معجراج، حق و ثابت است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در قرآن به آن اشاره فرموده است: {وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلا وَحْیٌ یُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى * ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى * وَهُوَ بِالأفُقِ الأعْلَى * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى}: (سوگند به ستاره که فرود مى‏آيد، يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده است؛ و از سر هوس سخن نمى‏گويد؛ اين سخن فقط وحي است كه وحى مى‏شود. آن ‌را فرشته‌ی توان‌مند به او آموخت؛ نيرومندى كه ايستاده، در حالى كه او در افق اعلى بود؛ سپس نزديك آمد و نزديك‌تر شد) تا این که فرمود: {لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى} [النجم: ۱-۱۸]: (به راستى كه برخى از آيات بزرگ پروردگار خود را ديد).

داستان إسراء نیز با نصّ قرآن در این فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ثابت است: {سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى} [إلاسراء: ۱]: (بی‌عیب و منزه است ذاتی که در شبی، بنده‌اش را از مسجد الحرام به مسجد الاقصی روانه فرمود) احادیث زیادی درباره‌ی ماجرای معراج نقل شده که دلالت می‌دهد این واقعه، حق و ثابت است؛ بدین خاطر است که بسیاری از علما، آن را در کتاب‌های عقیده آورده و از آن ضمن عقاید اهل سنت و جماعت یاد کرده‌اند.

به همبن مناسبت دوست دارم یادآور شوم که در مورد معراج، سخنان دروغین‌ بسیاری به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نسبت داده‌اند؛ مانند كتابی که بین مردم متداول است و روایتش را به ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ نسبت می‌دهند؛ در این کتاب، سخنان زشت و دروغ‌ بسیاری وجود دارد که از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت نیست لذا لازم است که انسان از آن دوری کرده و خودداری کند.

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: بماذا نحكم على من أنكر المعراج، أو أول في تفسيره له؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نحكم على من أنكر المعراج بأنه إن كان قد تبين له الحق، وعلم ما جاء به من النصوص من السنة الصريحة، ومن ظاهر القرآن الكريم، فإنه يكون بذلك كافرًا؛ لأنه يكون مكذبا الله ورسوله.

وإن كان لديه شبهات في هذا الأمر فإنه يجب أن ترفع عنه الشبهة؛ حتى يتبين له الحق، ثم إذا أصر بعد زوال الشبهة حكم بكفره أيضًا؛ لأن المعراج حق ثابت، أشار الله تعالى إليه في قوله: ﴿ وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا عَوَى وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى عَلَمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى ذُو مرَةٍ فَاسْتَوَى وَهُوَ بِالْأُفقِ الْأَعْلَى ثُمَّ دَنَا فَنَدَى ﴾ [النجم: ١-٨]. إلى أن قال – سبحانه وتعالى -: ﴿ لَقَدْ رَأَى مِنْ ءَايَنتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ﴾ [النجم: ١٨].

و أما الإسراء فهو أيضًا ثابت بنص القرآن في قوله تعالى: ﴿ سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ، لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا ﴾ [الإسراء: 1]. وقد تضافرت الأحاديث الكثيرة في قصة المعراج، وأنه حق ثابت، ولهذا أدخله كثير من أهل العلم في كتب العقائد، وجعله من عقيدة أهل السنة والجماعة.

ولكن بهذه المناسبة أود أن أبين أن المعراج دخل فيه أشياء كذب وموضوعة على الرسول – عليه الصلاة والسلام-؛ مثل الكتاب الذي ينسب إلى ابن عباس رضي الله عنهما في روايته، و هو كتاب متداول عند بعض الناس فيه أشياء منكرة موضوعة، لا تصح عن النبي صلى الله عليه وسلم فعلى الإنسان أن يكون محترزا منه، مبتعدا عنه.

مطالب مرتبط:

(۲۷۹) توضیحاتی در مورد نواقض اسلام

واقض اسلام به طور کلی عبارت است از: هر آن ‌چه موجب ارتداد و خروج از دین شود؛ یعنی هر چیزی اعم از قول، عمل یا عقیده‌ای که انسان با آن مرتد شود، ناقض اسلام است...

ادامه مطلب …

(۳۰۲) حکم کسی که می‌گوید “الله با ذات خویش در همه جا وجود دارد”

دیدگاه درست در این مورد، همان سخن شيخ الاسلام رَحِمَهُ‌الله است که اگر جاهل باشند کافر نمی‌شوند. اما اگر بدانند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بالای آسمان است سپس استکبار کرده و از قبول کردن، سر باز زنند و بگویند: در زمین هم موجود است، کافر هستند....

ادامه مطلب …

(۲۹۶) حکم دشنام دادن به دین

دشنام دادن دین و همچنین لعنت کردن آن، كفر است؛ زیرا دشنام دادن به چیزی و لعنت کردن آن، دلالت بر دشمنی با آن و ناپسند دانستن آن می‌دهد....

ادامه مطلب …

(۳۱۱) عاقبت غیر مسلمین در آخرت

هر کس از دین دیگری پیروی کند، فرقی ندارد از کتاب آسمانی که منسوخ شده یا پیامبری که رسالتش منسوخ شده باشد مثل یهود و نصاری، اینان اعمالشان نابود و تلاششان بی‌فایده است و در آخرت از جمله زیان کاران هستند...

ادامه مطلب …

(۲۹۷) دشنام دادن به دین در حالت خشم

گر خشم چنان شدید باشد که انسان نتواند خود را کنترل کند، از دین خارج نمی‌شود؛ زیرا نمی‌داند چه می‌گوید اما اگر بر خود کنترل و تسلط داشته باشد، دشنام دادن به دین در این حالت، موجب کفر و ارتداد می‌شود...

ادامه مطلب …

(۲۸۱) اجرای احکام اسلامی برای کافر

مرتد همانند کافر اصلی نیست و مانند کافر اصلی با او برخورد نمی‌شود بلکه برخورد با او سخت‌تر و شدیدتر است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه