چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

(۹۹) جمع بین احادیث تطیر

(۹۹) سوال: در حدیث ثابت است: «لا عدوی و لا طیرة و لا هامة و لا صفر» : (واگیردار بودن بیماری، شوم پنداشتن با به پرواز در آوردن پرنده، شوم پنداشتن جُغد و شوم پنداشتن ماه صفر حقیقت ندارد) و «فرَّ من المجذوم فرارك من الأسد» : (از شخصی که دچار جذام گشته همان طور فرار کن که از شیر فرار می‌کنی) چطور بین این ‌دو حدیث جمع ‌بندی کنیم؟

جواب:

حدیث اول، در مورد نفی اعتقاد جاهلیت است که اعتقاد داشتند بیماری‌ها خود به خود سرایت می‌کند. از این جهت که بیماری حتماً از بیمار به شخص سالم سرایت می‌کند لذا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آن را نفی نمود و بیان فرمود که سرایت فقط با اذن و اجازه‌ی الله است؛ یعنی: این نفی به این معنا است که سرایت فقط به اذن و اجازه‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ رخ می‌دهد. وقتی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این حدیث را بیان نمود، به ایشان گفته شد که وقتی شترِ سالم نزد شتری که بیماری خارش دارد می‌رود؛ آن بیماری به شتر سالم نیز سرایت می‌کند. پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در پاسخ فرمود: «فمن أعدی الأول؟»۱: (چه کسی بیماری را به شتر اولی سرایت داده است؟) آیا بیماری وجود داشته که به او سرایت دهد؟ جواب: خیر. پس کسی که بیماری را در او قرار داده، الله است. بنابراین کسی که در ابتدا بیماری را در اولی قرار داد، همان کسی است که بیماری را با سرایت، در دومی قرار می‌دهد. بنابراین حدیث (واگیردار بودن بیماری حقیقت ندارد) یعنی: این که خود به خود سرایت کند؛ بلکه این سرایت با تقدیر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که برای هر چیزی سبب قرار داده است و از جمله اسباب بیماری، آمیخته شدن شخص بیمار با شخص سالم است؛ چون اختلاط با او گاهی سبب سرایت است و زمانی که با فرد جذامی ارتباط داشتید، به شما نیز منتقل می‌شود. به همین دلیل فرمود: «فر من المجذوم فرارک من الأسد» :  (از شخصی که دچار جذام گشته همان طور فرار کن که از شیر فرار می‌کنی) پس حدیث دومی دستور به پرهیز از اسباب بیماری، یعنی ارتباط با بیمار است. در حدیث آمده است: «لا یورد ممرض علی مصح»۲: (شخص بیمار نزد شخص سالم نرود).

***


  1. [تخریج بخاری: کتاب الطب، باب لا صفر، شماره ۵۷۱۷؛ مسلم: کتاب السلام، باب لا عدوی ولاطیرة، شماره ۲۲۲۰] ↩︎
  2. [تخریج بخاری: کتاب الطب، باب لا هامة، شماره۵۷۷۰؛ مسلم: کتاب السلام، باب لا عدوی و لا طیرة، شماره ۲۲۲۱] ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: كيف نوفق بين قوله: «لا عدوى، ولا طيرة، ولا هامة، ولا صفر». وبين قوله: «فر من المجذوم فرارك من الأسد»؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: التوفيق بينهما أن قوله : «لا عدوى، ولا طيرة» نفي لما كان يعتقده أهل الجاهلية بأن الأمراض تعدي بنفسها، بحيث ينتقل المرض من المريض إلى السليم بنفسه حتمًا، فنفى رسول الله صلى الله عليه وسلم ذلك، وبَيَّنَ أن العدوى لا تكون إلا باذن الله سبحانه وتعالى-، أي: إن هذا النفي يتضمن أن العدوى لا تكون إلا من الله عز وجل، ولهذا أورد على النبي صلى الله عليه وسلم لما حدث بهذا الحديث أن الرجل يأتي إبله السليمة بعير أجرب، فتجرب الإبل، فقال النبي صلى الله عليه وسلم ردا على هذا الإيراد: «فمن أعدى الأول»؟ أي: من جعل في الأول المرض؟ هل هناك مريض أعداه؟ والجواب: لا، ولكن الذي جعل فيه المرض هو الله، فالذي جعل المرض ابتداءً في المريض الأول هو الذي يجعل المرض ثانية في المريض الثاني بواسطة العدوى.

و على هذا فيكون معنى الحديث «لا عدوى» أي: بنفسها، ولكن ذلك بتقدير الله -عز وجل- الذي جعل لكل شيء سببًا، ومن أسباب المرض اختلاط المريض بالسليم، لأن اختلاطك به قد يكون سببًا للعدوى، فينتقل المرض من المجذوم إليك إذا اختلطت به ولهذا قال: «فر من المجذوم فرارك من الأسد» فيكون الحديث الثاني فيه الأمر بتجنب أسباب المرض و هي مخالطة

المريض، ولهذا جاء في الحديث: «لا يورد ممرض على مصح».

مطالب مرتبط:

(۶۷) حکم خواندن بر آب و نوشاندن آن به مریض

این کار از سلف صالح رَحِمَهُمُ‌الله وارد شده که قرآن را می‌خواندند و آب دهانشان را درونش می‌ریختند تا مریض از آن بنوشد.

ادامه مطلب …

(۶۵) چگونگی غسل انسان با آبی که قرآن بر آن خوانده شده

آنچه در خواندن قرآن در آب معروف است، این است که مریض آن را می‌نوشد و با آن غسل نمی‌کند.

ادامه مطلب …

(۹۵) حکم آویزان کردن آیات قرآن بر دیوار

این رفتار از جمله امور جدیدی است که در عهد سلف صالح که بهترین قرن‌ها بود، رخ نمی‌داد....

ادامه مطلب …

(۸۱) حکم استفاده از تعویذ‌های رمال

اگر تعویذی که شخص بیمار به خود آویزان می‌کند از قرآن و دعاهای مباح باشد، علما رَحِمَهُمُ‌الله در جایز بودن آن اختلاف‌نظر دارند؛ برخی آن را ممنوع و برخی دیگر جایز می‌دانند....

ادامه مطلب …

(۸۷) حکم دریافت مبلغ در مقابل تعویذ

گرفتن دست ‌مزد در قبال این تعویذها، شایسته نیست؛ اما اگر انجام داد، گناهی ندارد؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گرفتن مزد برای رقیه را جایز دانست....

ادامه مطلب …

(۵۹) حکم رقیه بر زنان نامحرم

تلاوت قرآن بر دختر جوان، اشکالی ندارد اما در این حالت واجب است آنچه پوشاندنش واجب است مانند صورت و غیره پوشیده شود. اما مسح و دست کشیدن بر سر و صورتش بعد از قرائت، وجهی ندارد و شایسته‌ نیست بلکه حرام است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه