چهارشنبه 2 محرم 1448
۲۷ خرداد ۱۴۰۵
17 ژوئن 2026

(۵۴) درمان بیماران با آیات قرآنی

(۵۴) سوال:

بعضی از مشایخ، بیماران را با آیات قرآنی درمان می‌کنند؛ این مسأله تا چه اندازه صحت دارد؟

شیخ ابن عثیمین رَحِمَهُ‌الله جواب دادند:

جواب:

شیخ ابن عثیمین رَحِمَهُ‌الله جواب دادند:  شکی نیست که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این قرآن را برای قلب‌ها و جسم‌ها شفا قرار داده است: {وَنُنَزِّلُ مِنَ ٱلقُرءَانِ مَا هُوَ شِفَاۤء وَرَحمَة لِّلمُؤمِنِینَ} [الإسراء ۸۲] : (قرآن را که برای مؤمنان، شفا و رحمت است نازل می‌کنیم)، {یَـٰۤأَیُّهَا ٱلنَّاسُ قَد جَاۤءَتكُم مَّوعِظَة مِّن رَّبِّكُم وَشِفَاۤء لِّمَا فِی ٱلصُّدُورِ وَهُدى وَرَحمَة لِّلمُؤمِنِینَ} [يونس ۵۷] : (ای مردم! به راستی که برای شما از جانب پروردگارتان موعظه‌ای آمد که شفایی برای آنچه در سینه‌ها است و هدایت و رحمتی برای مؤمنان است) رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز چنین فرموده‌اند؛ در حدیث ابوسعید آمده است: گروهی از مشرکان گفتند: ای قوم! سرورمان گزیده شده است و هر کاری برایش کرده‌ایم سودی نداشته است، آیا نزد شما چیز سودمندی وجود دارد؟ یکی از آنان گفت: بله، سوگند به الله که من رقیه می‌کنم، ولی سوگند به الله که از شما درخواست مهمان شدن کردیم اما شما قبول نکردید، تا زمانی که سهمی برای ما در نظر نگیرید برایتان رقیه نمی‌کنم، لذا بر قسمتی از گوسفندان با آنان صلح نمودند، آنجا رفت، آب دهان بر وی پاشیده و سوره‌ی حمد ({ٱلحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلعَـٰلَمِینَ} [الفاتحة ۲] (ستایش مخصوص الله است که پروردگار جهانیان است) می‌خواند، آن‌گاه گویا آن مرد از بند رها شد. وقتی برگشتند و به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر دادند فرمود: «و ما يُدريكَ أنها رُقْيَةٌ»۱ (چه کسی تو را آگاه نمود که سوره‌ی فاتحه رقیه است؟)  بنابراین رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اثبات نمودند سوره‌ی فاتحه، رقیه است زیرا مریض را با آن رقیه می‌کند یعنی بر وی می‌خواند.

قرآن، سراسرش خیر و برکت است و شکی نیست که مؤثر است اما واجب است بدانیم همان ‌طور که گفته می‌شود: قدرت و سودمند بودن شمشیر به صاحبش بستگی دارد؛ برای تأثیرگذاری قرآن سه چیز لازم است:

اول: ایمان قاری به تأثیر آن.

دوم: ایمان کسی که بر وی خوانده می‌شود به تأثیر آن.

سوم: تأثيرگذار بودن آنچه قرائت می‌شود از طریق ادله ثابت شده باشد.

اگر این ‌گونه باشد -بإذن الله- مؤثر خواهد  بود اما اگر یکی از این سه چیز، ناقص باشد مثلا اگر از روی تجربه کردن بخواند بدین صورت که بگوید: آن را تجربه و امتحان می‌کنم که سودمند است یا خیر؟ این‌ گونه سودی ندارد زیرا بر مؤمن واجب است به تأثیر آن ایمان داشته باشد، همچنین اگر مریض در این باره شکی داشته باشد و به تأثیر قرآن ایمان نداشته باشد سودی برایش ندارد زیرا کسی که بر وی قرائت می‌شود قابلیت تأثیرپذیری ندارد، همچنین اگر آیاتی بخواند که ادلّه بر تأثیرگذاری آن شهادت نداده باشد این نیز گاهی تأثیر ندارد، این بدین معنا نیست که در قرآن کریم، نقص و کاستی وجود دارد بلکه این روش، خطایی در استعمال یا قرائت آیات یا سوره‌ها است.

***


  1. [تخریج بخاری: كتاب الإجارة، باب ما يعطى في الرقية على أحياء العرب بفاتحة الكتاب، رقم ٢٢٧٦] ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

 يقول السائل: بعض المشايخ يعالجون المرضى بالآيات القرآنية، ما مدى صحة هذا؟

فأجاب رحمه الله تعالى : لاشك أن الله تعالى جعل هذا القرآن شفاء لما في الصدور، وشفاء لما في الأجسام أيضًا: ﴿ وَنُنَزِلُ مِنَ الْقُرْءَانِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴾ [الإسراء: ۸۲] ﴿یاَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ﴾ [يونس: ٥٧]، وقد قال الرسول عليه الصلاة والسلام كما في حديث أبي سعيد: يا أيها الرهط إن سيدنا لدغ، وسعينا له بكل شيء لا ينفعه، فهل عند أحد منكم من شيء؟ فقال بعضهم: نعم، والله إني لأرقي، ولكن والله لقد استضفناكم فلم تضيفونا، فما أنا براق لكم حتى تجعلوا لنا جُعْلًا، فصالحوهم على قطيع من الغنم، فانطلق يتفل عليه، ويقرأ: ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِينَ﴾ [الفاتحة: ٢] فكأنها نشط من عقال. فقال النبي – عليه الصلاة والسلام – لما رجعوا إليه وأخبروه: «وَمَا يُدْرِيكَ أَنَّهَا رُقْيَةٌ؟»، فأثبت النبي – عليه الصلاة والسلام- أن الفاتحة رقية، لأنه يَرْقِي بها المريض، أي: يقرأ عليه.

فالقرآن كله خير وكله بركة، ولا شك أنه مؤثر، ولكن يجب أن نعرف كما يقال: السيف بضاربه، لا بد لتأثير القرآن من ثلاثة أمور:

أولا: إيمان القارئ بتأثيره.

وثانيا : إيمان المقروء عليه بتأثيره.

وثالثًا: أن يكون ما قرأ به مما تشهد الأدلة له بالتأثير.

فإذا كان كذلك فإنه مؤثر بإذن الله، أما إذا نقص واحد من هذه الأمور الثلاثة، مثل: أن يقرأ على سبيل التجربة، يقول: أجرب ينفع أم لا؟ فإن ذلك لا ينفع، لأن الواجب على المؤمن أن يؤمن بتأثيره، وكذلك أيضًا لو كان المريض عنده شك في ذلك، وليس عنده إيمان بتأثير القرآن، فإن ذلك لا ينفعه أيضًا، لأن المحل غير قابل حينئذ، وكذلك أيضًا لو قرأ آيات لم تشهد الأدلة لها بالتأثير، فهذا أيضًا قد لا يؤثر، وليس معنى ذلك أنه نقص في القرآن الكريم ولكنه خطأ في استعمال أو قراءة ما تبقى قراءته من الآيات أو السور.

مطالب مرتبط:

(۷۱) حکم نوشتن تعویذ برای افرادی که سحر شده‌اند

رقیه کردن بیماری که مبتلا به سحر یا بیماری‌های دیگر است اگر از قرآن یا دعاهای مباح باشد اشکالی ندارد؛ زیرا از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که اصحابش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم را رقیه می‌نمود.

ادامه مطلب …

(۸۲) حکم پوشیدن تعویذ

آویزان کردن تمیمه، گذاشتنش در جیب و قرار دادنش زیر بالشت، به طور مطلق جایز نیست؛ فرقی ندارد که از قرآن یا غیر از آن باشد؛ اما قرائت آیات و دعاهای رقیه بر شخص بیمار جایز است....

ادامه مطلب …

(۹۴) حکم خرید و فروش تعویذ

خریدن آن جایز نیست و اعتقاد به سودمند بودن آن‌ها، ناجایز است؛ چون هیچ دلیلی برایش وجود ندارد. فروختنش نیز جایز نیست.

ادامه مطلب …

(۵۳) خرید سوغات از اماکن مقدسه

اگر بدین خاطر گفته‌اند که در این اماکن بیشتر یافت می‌شود یا ارزان‌تر است اشکالی ندارد اما اگر اعتقادی مبنی بر این‌ که سجاده‌هایی که از این اماکن، خریداری می‌شوند با دیگر سجاده‌ها در فضیلت داشتن فرق می‌کنند وجود دارد صحیح نیست و اگر چنین اعتقادی دارند برایشان خریداری نکن.

ادامه مطلب …

(۷۰) نوشتن تعویذ از قرآن بر روی ورقه

بعضی از سلف، با زعفران در ظرف و مانند آن می‌نوشتند و با آب مخلوط نموده که مریض آن را می‌نوشید؛ این کار به خواست الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، موجب شفا می‌شد.

ادامه مطلب …

(۴۸) حسن ظنّ (گمان نیک) به الله

حسن ظنّ به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این ‌گونه است که هرگاه انسان کار نیکی انجام دهد به پروردگارش حسن ظنّ دارد که این عمل را از وی قبول می‌کند. هرگاه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را صدا زده و دعا نماید؛ به وی حسن ظن دارد که دعایش را قبول و اجابت می‌کند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه