سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

۵۰۴ – حکم گفتن لفظ مسیحیت به جای نصرانیت چیست؟ حکم گفتن مسیحی به کسی که نصرانی است چیست؟

۵۰۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن لفظ مسیحیت، به نصرانیت چیست؟ حکم گفتن مسیحی، به کسی که نصرانی است، چیست؟

جواب دادند: شکی نیست که انتساب نصاری بعد از بعثت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به مسیح، صحیح نیست. زیرا اگر صحیح بود، به محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ایمان می‌آوردند. زیرا ایمان آوردنشان به محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم، ایمان به مسیح بن مریم علیه الصلاة و السلام است. چرا که الله تعالی می‌فرماید: {وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَابَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}[۱]، یعنی: {و زمانی (را به یاد آورید) که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی‌اسرائیل! به‌راستی من، فرستاده‌ی الله به سوی شما هستم، در حالی که آنچه را که از تورات فراروی من است، تصدیق می‌کنم و به پیامبری که پس از من می‌آید و نامش احمد است، مژده می‌دهم. پس هنگامی که (احمد) با معجزه‌‌ها و نشانه‌های آشکار نزدشان آمد، گفتند: این، جادوی آشکاری است}. عیسی به این خاطر آمدنِ محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را به آنها بشارت داد که به او ایمان آورند. زیرا بشارتی که سودی نداشته باشد، سخنی بی معنی است که امکان صدور آن حتی از کم عقل‌ترین انسان نیز حاصل نمی‌شود، چه برسد به اینکه یکی از پیامبران اولو العزم، عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام چنین بگوید. کسی که عیسی بن مریم، بنی اسرائیل را به آمدن او بشارت داد، محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. آنجا که فرمود: {فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}، یعنی: {پس هنگامی که (احمد) با معجزه‌‌ها و نشانه‌های آشکار نزدشان آمد، گفتند: این، جادوی آشکاری است}، دلالت دارد پیامبری که به آمدنش بشارت داده شده‌اند، آمده، اما آنها به او کفر ورزیده و گفتند: این جادویی آشکار است. وقتی به محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم کفر ورزیدند، به عیسی بن مریم نیز که آنان را به آمدن محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بشارت داده، کفر ورزیدند. در این صورت، مسیحی نامیدن آنان صحیح نیست. زیرا اگر مسیحیِ حقیقی بودند، به آنچه که عیسی علیه السلام به آن بشارت داده، ایمان می‌آوردند. چرا که الله، از عیسی بن مریم و دیگر پیامبران عهد و پیمان گرفته که به محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ایمان بیاورند. چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ}[۲]، یعنی: {و آن‌گاه که الله از پیامبران پیمان گرفت: وقتی به شما کتاب و حکمت دادم و سپس فرستاده‌ای آمد که آنچه را با شماست، تصدیق می‌کرد، حتما به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید؛ (و) فرمود: آیا اقرار کردید و پیمان مرا بر این کار پذیرفتید؟ گفتند: پذیرفتیم. فرمود: پس گواه باشید؛ و من هم با شما از گواهانم}، و پیامبری که آمده و آنچه را آنان آورده‌اند، تصدیق نموده، محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. زیرا الله تعالی می‌فرماید: {وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}[۳]، یعنی: {و قرآن را که تصدیق‌کننده‌ی کتاب‌های پیشین و گواه و حافظِ آنهاست، به درستی بر تو نازل کردیم؛ پس در میانشان مطابق احکامی که الله نازل کرده است، حکم نما و از خواسته‌های نفسانی آنان پیروی نکن}.

خلاصه‌ی کلام اینکه واقعِ حال، نسبت دادن نصاری به مسیح عیسی بن مریم علیه السلام را تکذیب می‌نماید. زیرا آنها به بشارت مسیح عیسی بن مریم علیه السلام، یعنی محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم، کفر ورزیدند، و کفر به او، کفر عیسی بن مریم علیه السلام است.


[۱] – سوره صف، آیه «۶».

[۲] – سوره آل عمران، آیه «۸۱».

[۳] – سوره مائده، آیه «۴۸».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(504) سئل فضيلة الشيخ: عن إطلاق المسيحية على النصرانية؟ والمسيحي على النصراني؟

فأجاب بقوله: لا شك أن انتساب النصارى إلى المسيح بعد بعثة النبي، ﷺ، انتساب غير صحيح لأنه لو كان صحيحاً لآمنوا بمحمد، ﷺ، فإن إيمانهم بمحمد، ﷺ، إيمان بالمسيح عيسى ابن مريم عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام، لأن الله تعالى قال: (وإذ قال عيسى ابن مريم يابني إسرائيل إني رسول الله إليكم مصدقاً لما بين يدي من التوراة ومبشراً برسول يأتي من بعدي اسمه أحمد فلما جاءهم بالبينات قالوا هذا سحر مبين) (سورة الصف، الآية “6”) ولم يبشرهم المسيح عيسى ابن مريم بمحمد، ﷺ، إلا من أجل أن يقبلوا ما جاء به لأن البشارة بما لا ينفع لغو من القول لا يمكن أن تأتي من أدنى الناس عقلاً، فضلاً عن أن تكون صدرت من عند أحد الرسل الكرام أولي العزم عيسى ابن مريم، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام، وهذا الذي بشر به عيسى ابن مريم بني إسرائيل هو محمد، ﷺ، وقوله: (فلما جاءهم بالبينات قالوا هذا سحر مبين). وهذا يدل على أن الرسول الذي بشر به قد جاء ولكنهم كفروا به وقالوا :هذا سحر مبين، فإذا كفروا بمحمد، ﷺ، فإن هذا كفر بعيسى ابن مريم الذي بشرهم بمحمد، ﷺ، وحينئذ لا يصح أن ينتسبوا إليه فيقولوا : إنهم مسيحيون، إذ لو كانوا مسيحيين حقيقة لآمنوا بما بشر به المسيح ابن مريم لأن عيسى ابن مريم وغيره من الرسل قد أخذ الله عليهم العهد والميثاق أن يؤمنوا بمحمد، ﷺ، كما قال الله ـ تعالى ـ: (وإذ أخذ الله ميثاق النبيين لما آتيتكم من كتاب وحكمة ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه.قال:أأقررتم وأخذتم على ذلكم إصري قالوا أقررنا قال فاشهدوا وأنا معكم من الشاهدين) (سورة آل عمران، الآية “81”) والذي جاء مصدقا لما معهم هو محمد ، ﷺ ، لقوله ـ تعالى ـ : (وأنزلنا إليك الكتاب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتاب ومهيمناً عليه فاحكم بينهم بما أنزل الله ولا تتبع أهواءهم) (سورة المائدة، الآية “48”).

وخلاصة القول أن نسبة النصارى إلى المسيح عيسى ابن مريم نسبة يكذبها الواقع، لأنهم كفروا ببشارة المسيح عيسى ابن مريم عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام وهو محمد،ﷺ، وكفرهم به كفر بعيسى ابن مريم، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام.

مطالب مرتبط:

۴۴۹ – حکم این گفته‌ی عوام چیست: «برای ما برکت آوردی» و «برکت آمد به دیدارمان»؟

۴۴۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این گفته‌ی مردم عوام چیست: «برایمان برکت آوردی»، و «برکت، زیارتمان کرد»؟ جواب دادند: منظور عوام از این که می‌گویند: «برایمان برکت آوردی»، آن چیزی نیست که به نسبت الله عز وجل منظور دارند. بلکه منظورشان این است که با آمدن، برکت به ما رسید. نسبت دادن […]

ادامه مطلب …

۵۰۳ – حکم گفتن: «مُسَیجید: مسجد کوچک»، و «مُصَیحیف: مصحف کوچک» چیست؟

۵۰۳ – ازشیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «مُسَیجید: مسجد کوچک»، و «مُصَیحیف: مصحف کوچک» چیست؟ جواب دادند: بهتر این است که با لفظ تکبیر، گفته شود: مسجد و مصحف، نه با لفظ تصغیر. چون حس استهانت به این دو، به ذهن خطور می‌کند. تعداد بازدید: ۲۲

ادامه مطلب …

۴۳۰ – حکم این عبارت چیست: «الله از حالت بپرسد»؟

۴۳۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این عبارت چیست: «الله از حالت بپرسد»؟ جواب دادند: گفتن این عبارت: «الله از حالت بپرسد»، جایز نیست. زیرا چنین به ذهن می‌رسد که الله خبر ندارد و به همین خاطر نیاز به پرسیدن دارد. واضح است که این عبارت، منکر بزرگی است. در واقع، منظور گوینده […]

ادامه مطلب …

۴۶۹ – چه کسی شایسته است به سیادت توصیف شود؟

۴۶۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چه کسی شایسته است به سیادت توصیف شود؟ جواب دادند: هیچ کسی جز الله تعالی، شایستگی این را ندارد که به سیادت مطلق وصف شود. الله تعالی سیدی است که سیادتش در منتهای درجه است. اما غیر او، با سیادت مقید وصف می‌شوند. مثل: سید فرزندان آدم، که […]

ادامه مطلب …

۵۱۵ – خواندن الله جَلَّ‌جَلَالُهُ با منادای «یا هادی» و «یا دلیل»

۵۱۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد سخن برخی مردم که می‌گویند: «یا هادی»، «یا دلیل»، چیست؟ جواب دادند: «یا هادی»، و «یا دلیل»، از اسم‌های الله نیست. اگر قصد انسان از آن، صفت باشد، اشکالی ندارد. چنان که می‌گوید: «ای حرکت دهنده‌ی ابرها»، یا «ای نازل کننده‌ی کتاب»، و صفاتی شبیه […]

ادامه مطلب …

۴۳۸ – اگر کسی بگوید: «من إن شاء الله مومن هستم» چه حکمی دارد؟

۴۳۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: اگر کسی بگوید: «من إن شاء الله مومن هستم»، چه حکمی دارد؟ جواب دادند: وقتی کسی می‌گوید: «من إن شاء الله مومن هستم»، نزد علما (مساله‌ی استثناء در ایمان) نامیده می‌شود. در این قول، تفصیل وجود دارد: اول: اگر استثناء به خاطر شک در وجود اصل ایمان باشد، […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه