جمعه 21 ذیقعده 1447
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
8 می 2026

۱۷۰ – شفاعت و انواع شفاعت

۱۷۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد شفاعت و اقسام آن سوال شد.

جواب دادند: شفاعت از شفع (زوج) گرفته شده که ضد وتر (فرد) است، و به معنی وتر (فرد) را شفع (زوج) قرار دادن است. مثلا یکی را دو تا، و سه تا را چهار تا قرار دهید. این از حیث لغوی است.

اما در اصطلاح: «واسطه شدن برای دیگری به خاطر جلب منفعت یا دفع ضرر است». یعنی شافع، بین مشفوع الیه و مشفوع له، واسطه باشد که نفعی را برای او بخواهد یا ضرری را از او دفع نماید.

شفاعت دو نوع است:

نوع اول: شفاعت ثابت و صحیح: شفاعتی است که الله تعالی آن را در کتابش و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آن را اثبات نموده‌اند، و این شفاعت، جز برای اهل توحید و اخلاص برای شخص دیگری نیست. زیرا ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سوال کرده و گفت: یا رسول الله، چه کسی با شفاعت شما، سعادتمند خواهد شد؟ فرمودند: «کسی که لا إله إلا الله را خالصانه از قلبش بگوید».

این شفاعت دارای سه شرط است:

شرط اول: الله از شفاعت کننده راضی باشد.

شرط دوم: الله از کسی که شفاعت می‌شود راضی باشد.

شرط سوم: الله تعالی به شافع اجازه دهد شفاعت کند.

این شروط به صورت اجمالی در این آیه آمده‌اند: { وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى}[۱]، یعنی: {و چه بسا ملائکه‌ای در آسمان‌ها که شفاعتشان هیچ سودی نمی‌رساند، مگر اینکه الله اجازه داده و راضی شود}، و به صورت مفصل در این فرموده‌ی الله تعالی آمده‌اند: {مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ}[۲]، یعنی: {هیچ کس نزد او شفاعت نمی‌کند مگر با اجازه‌ی او}، و این فرموده‌ی الله تعالی: { يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا}[۳]، یعنی: {روزی که شفاعت هیچ سودی ندارد مگر کسی که الله به او اجازه دهد و راضی شود سخن بگوید}، و این فرموده‌ی الله تعالی: {وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى}[۴]، یعنی: {و شفاعت نمی‌کنند مگر برای آن کس که رضایت دهد}. بنا بر این باید این سه شرط وجود داشته باشد تا شفاعت تحقق یابد.

سپس، علما در مورد شفاعتی که ثابت است، گفته‌اند که این شفاعت بر دو قِسم است:

قسم اول: شفاعت عام، و معنای عموم این است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به هر کدام از بندگان صالح خود که بخواهد اجازه می‌دهد برای کسانی که الله اجازه می‌دهد، شفاعت کنند. این شفاعت برای رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و دیگر انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحان، ثابت است، و بدین معنی است که برای مومنان نافرمانی که در جهنم هستند، شفاعت کنند تا الله آنها را از آتش خارج کند.

قسم دوم: شفاعت خاص: این شفاعت مختص پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است و برترین آن، شفاعت عظمی در روز قیامت است. زمانی که مردم در شدت و سختی طاقت فرسای قیامت هستند، به دنبال کسی می‌گردند که آنها را نزد الله تعالی شفاعت کند تا آنها را از این سختی طاقت فرسا برهاند. بنا بر این نزد آدم و سپس نزد نوح و سپس نزد ابراهیم و سپس نزد موسی و سپس نزد عیسی می‌روند و هیچ کدام از آنها شفاعت نمی‌کنند، تا اینکه آخرین نفر، نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌روند. ایشان برخاسته و نزد الله عز و جل شفاعت می‌کند که مردم را از این سختی برهاند. الله تعالی نیز خواسته‌اش را اجابت نموده و شفاعتش را قبول می‌فرماید، و این همان مقام محمودی است که الله تعالی به ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در این فرموده‌ی خود وعده داده است: {وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا}[۵]، یعنی: {و پاسی از شب را برای نماز و تلاوت قرآن بیدار باشد که عمل زیاده بر واجب، ویژه‌‌ی توست؛ باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ویژه و شایسته برساند}.

همچنین شفاعت برای اهل بهشت که به بهشت داخل شوند نیز جزئی از شفاعت خاص به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. زیرا اهل بهشت وقتی از پل صراط می‌گذرند، بر پلی دیگر بین بهشت و جهنم متوقف می‌شوند و سپس دل‌هایشان را نسبت به یکدیگر صاف می‌کنند تا اینکه تهذیب شده و صاف می‌گردند و سپس به آنها اجازه‌ی دخول به بهشت داده می‌شود و درهای بهشت با شفاعت پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گشوده می‌شود.

نوع دوم: شفاعت باطلی که هیچ نفعی به اصحابش نمی‌رساند. این شفاعت، شفاعتی است که مشرکین در آن مدعی هستند که معبودان باطلشان نزد الله آنها را شفاعت می‌کنند. بدون شک این چنین شفاعتی هیچ سودی برای آنها ندارد، چنان که الله تعالی می‌فرماید: { فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ}[۶]، یعنی: {شفاعتِ شافعان هیچ سودی برایشان ندارد}. به این خاطر که الله تعالی از شرک این مشرکان راضی نیست و امکان ندارد اجازه دهد مورد شفاعت قرار گیرند؛ زیرا شفاعت فقط برای کسی است که الله از او رضایت داشته باشد و الله عز و جل راضی نیست که بندگانش مرتکب شرک و کفر شوند و فساد را دوست ندارد. بنا بر این، تعلق مشرکین به معبودانشان با پرستیدن آنها و گفتن: { هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ}[۷]، یعنی: {اینها شفیعان ما نزد الله هستند}، تعلّقی باطل بوده و هیچ سودی ندارد. بلکه این فقط باعث می‌شوند هر چه بیشتر از الله دور شوند؛ بر این اساس که مشرکین امیدوارند با به کار بردن وسیله‌ای باطل که همان عبادت بت‌هاست، این بت‌ها آنها را شفاعت کنند، و این از نادانی و سفاهت آنهاست که تلاش می‌کنند خود را با چیزی به الله نزدیک کنند که در حقیقت آنها را هر چه بیشتر از الله دور می‌کند.


[۱] – سوره نجم، آیه «۲۶».

[۲] – سوره بقره، آیه «۲۵۵».

[۳] – سوره طه، آیه «۱۰۹».

[۴] – سوره أنبیاء، آیه «۲۸».

[۵] – سوره إسراء، آیه «۷۹».

[۶] – سوره مدثر، آیه «۴۸».

[۷] – سوره یونس، آیه «۱۸».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(170) سئل فضيلة الشيخ : عن الشفاعة ؟ وأقسامها؟

فأجاب: الشفاعة: مأخوذة من الشفع ، وهو ضد الوتر، وهو جعل الوتر شفعاً مثل أن تجعل الواحد اثنين ، والثلاثة أربعة ، وهكذا هذا من حيث اللغة.

أما في الاصطلاح : فهي “التوسط للغير بجلب منفعة أو دفع مضرة” يعني أن يكون الشافع بين المشفوع إليه، والمشفوع له واسطة لجلب منفعة إلى المشفوع له ، أو يدفع عنه مضرة.

والشفاعة نوعان:

النوع الأول: شفاعة ثابتة صحيحة ، وهي التي أثبتها الله – تعالى – في كتابه ، أو أثبتها رسوله ، ﷺ ، ولا تكون إلا لأهل التوحيد والإخلاص ؛ لأن أبا هريرة –رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ – قال: يا رسول الله من أسعد الناس بشفاعتك؟ قال : “من قال : لا إله إلا الله خالصاً من قلبه” .

وهذه الشفاعة لها شروط ثلاثة:

الشرط الأول: رضا الله عن الشافع.

الشرط الثاني: رضا الله عن المشفوع له.

الشرط الثالث: إذن الله-تعالى للشافع أن يشفع.

وهذه الشروط مجملة في قوله تعالى-: (وكم من ملك في السموات لا تغني شفاعتهم شيئاً إلا من بعد أن يأذن الله لمن يشاء ويرضى) (سورة النجم، الآية “26”) ومفصلة في قوله: (من ذا الذي يشفع عنده إلا بإذنه) (سورة البقرة ، الآية “255”) وقوله: (يومئذ لا تنفع الشفاعة إلا من أذن له الرحمن ورضي له قولاً‌) (سورة طه ، الآية “109”) . وقوله: (ولا يشفعون إلا لمن ارتضى‌) (سورة الأنبياء ، الآية “28”).فلا بد من هذه الشروط الثلاثة حتى تتحقق الشفاعة.

ثم إن الشفاعة الثابتة ذكر العلماء –رحمهم الله تعالى – أنها تنقسم إلى قسمين:

القسم الأول: الشفاعة العامة ، ومعنى العموم أن الله –سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ – يأذن لمن شاء من عباده الصالحين أن يشفعوا لمن أذن الله لهم بالشفاعة فيهم ، وهذه الشفاعة ثابتة للنبي ، ﷺ ، ولغيره من النبيين ، والصديقين ، والشهداء ، والصالحين ، وهي أن يشفع في أهل النار من عصاة المؤمنين أن يخرجوا من النار.

القسم الثاني: الشفاعة الخاصة : التي تختص بالنبي ﷺ ، وأعظمها الشفاعة العظمى التي تكون يوم القيامة، حين يلحق الناس من الغم والكرب ما لا يطيقون ، فيطلبون من يشفع لهم إلى الله – عَزَّوَجَلَّ – أن يريحهم من هذا الموقف العظيم فيذهبون إلى آدم، ثم نوح، ثم إبراهيم ، ثم موسى ، ثم عيسى وكلهم لا يشفع حتى تنتهي إلى النبي ، ﷺ ، فيقوم ويشفع عند الله –عَزَّوَجَلَّ- أن يخلص عباده من هذا الموقف العظيم ، فيجيب الله – تعالى – دعاءه ، ويقبل شفاعته ، وهذا من المقام المحمود الذي وعده الله – تعالى – به في قوله : (ومن الليل فتهجد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربك مقاماً محموداً) (سورة الإسراء ، الآية “79”) .

ومن الشفاعة الخاصة بالرسول ﷺ، شفاعته في أهل الجنة أن يدخلوا الجنة ، فإن أهل الجنة إذا عبروا الصراط أوقفوا على قنطرة بين الجنة والنار فتمحص قلوب بعضهم من بعض حتى يهذبوا وينقوا ثم يؤذن لهم في دخول الجنة فتفتح أبواب الجنة بشفاعة النبي ﷺ.

النوع الثاني: الشفاعة الباطلة التي لا تنفع أصحابها ، وهي ما يدعيه المشركون من شفاعة آلهتهم لهم عند الله – عَزَّوَجَلَّ – فإن هذه الشفاعة لا تنفعهم كما قال الله – تعالى : (فما تنفعهم شفاعة الشافعين) (سورة المدثر ، الآية “48”) وذلك لأن الله تعالى لا يرضى لهؤلاء المشركين شركهم، ولا يمكن أن يأذن بالشفاعة لهم ؛ لأنه لا شفاعة إلا لمن ارتضاه الله – عَزَّوَجَلَّ – والله لا يرضى لعباده الكفر ولا يحب الفساد ، فتعلق المشركين بآلهتهم يعبدونها ويقول :ون : (هؤلاء شفعاؤنا عند الله) (سورة يونس ، الآية “18”) تعلق باطل غير نافع، بل هذا لا يزيدهم من الله – تعالى- إلا بعداً على أن المشركين يرجون شفاعة أصنامهم بوسيلة باطلة وهي عبادة هذه الأصنام ، وهذا من سفههم أن يحاولوا التقرب إلى الله – تعالى –بما لا يزيدهم منه إلا بعداً.

مطالب مرتبط:

رساله – کسی جز الله نمی‌داند قیامت چه وقت بر پا می‌شود.

رسالهکسی جز الله نمی‌داند قیامت چه وقت بر پا می‌شود. الحمدلله رب العالمین، و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له، و أشهد أنّ محمداً عبده و رسوله، صلی الله علیه و علی آله و أصحابه و من تبعهم بإحسان إلی یوم الدین و سلم تسلیماً. اما بعد: الله تعالی در کتاب […]

ادامه مطلب …

۱۷۸ – زنان در بهشت با کدام همسر خواهند بود؟

۱۷۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: اگر زنی در دنیا دو شوهر داشته باشد، در بهشت با کدام یک از آنها خواهد بود؟ و چرا الله ذکر کرده که برای مردان، همسرانی در بهشت خواهند بود، اما این را برای زنان ذکر نفرموده؟ جواب دادند: وقتی که زنی دارای دو شوهر در دنیا بوده، […]

ادامه مطلب …

۱۶۹ – اعمال چگونه وزن می‌شوند در حالی جسم نیستند؟

۱۶۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: اعمال چگونه وزن می‌شوند در حالی که اوصافی بیش نیستند که عاملان انجام داده‌اند؟ جواب دادند: در این مورد چنان که قبلا گفتیم، قاعده بر این است که تسلیم بوده و قبول کنیم. چه نیازی است که بگوییم چگونه و چرا؟ اما با این حال، علما رحمهم الله […]

ادامه مطلب …

۱۴۱ – زمان خروج دجال

۱۴۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد وقت خروج دجال سوال شد. جواب دادند: خروج دجال یکی از نشانه‌های قیامت است، اما وقت آن مشخص نشده. زیرا کسی جز الله نمی‌داند قیامت چه وقتی است. از نشانه‌های آن نیز اطلاع نداریم که چه وقت ظاهر می‌شوند، به جز نشانه‌هایی که ظهور یافته‌اند. بنا بر این […]

ادامه مطلب …

۱۵۸ – آیا عذاب قبر برای مومن گناهکار، کم می‌شود؟

۱۵۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا عذاب قبر برای مومن عاصی، کم می‌شود؟ جواب دادند: بله، گاهی تخفیف یافته و کم می‌شود. زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر دو قبر گذشته و فرمودند: «این دو، عذاب می‌شوند و به خاطر چیز بزرگی که احتراز و اجتناب از آن مشکل باشد نیز عذاب نمی‌شوند؛ اما […]

ادامه مطلب …

۱۴۹ – آیا پیامبران به اقوام خویش از خود دجال هشدار داده‌اند، یا از فتنه‌ای مانند آن؟

۱۴۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد سخن برخی از اهل علم سوال شد که می‌گویند: پیامبرانی که به اقوام خود در مورد دجال هشدار داده‌اند، از او به عینه تحذیر نداده‌اند، بلکه از جنس فتنه‌ی او به مردم هشدار داده‌اند. جواب دادند: این قول، ضعیف، وبلکه نوعی تحریف است. زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چنان […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه