دوشنبه 4 شوال 1447
۳ فروردین ۱۴۰۵
23 مارس 2026

۱۴۵ – دجال چه مدتی در زمین می‌ماند؟

۱۴۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد مدت بقای دجال در زمین سوال شد.

جواب دادند: مقدار بقای او در زمین، فقط چهل روز است. اما یک روز آن مانند سال، و یک روز دیگرش مانند ماه، و یک روز دیگر، مانند هفته، و بقیه‌‌ی روزهایش مانند روزهای عادی است. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چنین فرموده‌اند. صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم سوال کردند: یا رسول الله، این روزی که مانند سال است، آیا کافی است که در آن فقط نماز یک روز را بخوانیم؟ فرمود: «خیر، بلکه آن را اندازه بگیرید». به این مثال نگاه کنید تا از آن درس بگیریم که تصدیق اصحاب رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برای رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چگونه بود. سخنش را تحریف یا تاویل نکردند، یا نگفتند امکان ندارد یک روز این اندازه طول بکشد؛ چون خورشید در مسیر خود حرکت می‌کند و حرکتش تغییری نمی‌کند، و منظور از طولانی بودن این روز، به خاطر کثرت و بزرگی مشقت‌هاست. این روز طولانیست، چون خسته کننده است. اصحاب این چنین نگفتند، چنان که برخی گزافه گویان می‌گویند. بلکه تصدیق کردند که این روز، دوازده ماه حقیقی است، بدون اینکه آن را تحریف یا تاویل کنند. مومن حقیقی این چنین است. به اخبار غیبی که از جانب الله و رسولش بیان می‌شوند، گردن می‌نهند، حتی اگر عقلشان در آن حیران باشد. اما باید توجه داشت خبری که الله و رسولش می‌دهند، در اموری نیست که عقلا محال هستند. بلکه در بعضی موارد، اموری هستند که عقل در آنها حیران می‌شود چون قدرت درک آن را ندارد. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر داد که اولین روزی که دجال ظهور می‌کند، مانند یک سال است. اگر این حدیث بر متاخرینی که مدعی عقلانیت هستند، گذشته بود، می‌گفتند طولانی بودن این روز، کنایه از خستگی و مشقتی است که در این روز وجود دارد. چون روزهای شادی، کوتاه و روزهای سخت، طولانی هستند. اما صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم به خاطر صفای قلبشان و مقبولیّت پیامبر در نزد آنها، در همان لحظه تسلیم شده و با زبان حال خود گفتند: آن کسی که خورشید را خلق کرده و آن را طوری قرار داده که در بیست و چهار ساعت و یک شبانه روز، بچرخد، قادر است آن را در دوازده ماه بچرخاند؛ زیرا خالق، یکی است و او هم قادر است. به همین خاطر، تسلیم شده، و گفتند: چطور نماز بخوانیم؟ آنها در مورد یک امر کَونی سوال نکردند، چون می‌دانستند که قدرت الله بالاتر از فهم آنهاست. بلکه در مورد یک امر شرعی که به آن مکلف بودند، یعنی نماز، سوال کردند، و قسم به الله که این همان حقیقت انقیاد و قبول است. گفتند: یا رسول الله، آن روزی که مانند یک سال است، آیا نماز یک روزمان در آن کفایت می‌کند؟ فرمود: «خیر، آن را اندازه بگیرید»، و سبحان الله؛ وقتی تامل کنی، معلوم می‌شود که این دین تام و کامل بوده و امکان ندارد تا روز قیامت مساله‌ای وجود داشته باشد که مردم به آن محتاج باشند، مگر اینکه اصل آن در دین یافت می‌شود. الله چگونه صحابه را به سخن آورد که چنین سوالی بپرسند؟ آنها را به سخن آورد تا اینکه دین کامل بوده و نیازی به تکمیل نداشته باشد. الان مردم در مناطق قطبی که شش ماه از سال، روز و شش ماه دیگر شب است، به همین مساله احتیاج دارند، که به همین حدیث احتیاج پیدا می‌کنیم. بنگرید چطور رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این فتوا را قبل از آنکه این مشکل وجود داشته باشد، بیان فرموده است. برای اینکه الله تعالی در کتاب خود می‌فرماید: {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي}[۱]، یعنی: {امروز دینتان را برایتان کامل و نعمتم را بر شما اتمام نمودم}. والله اگر در این کلمه دقت کنیم که فرمود: {أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ: دینتان را برایتان کامل کردم}، خواهیم فهمید که ابدا هیچ چیز ناقصی در دین وجود ندارد. بلکه این دین از همه لحاظ کامل است و نقص در خودِ ماست؛ یا به خاطر قصور در عقل‌هایمان و یا در فهمیدنمان یا در خواسته‌هایی است که منضبط نیستند. انسان می‌خواهد نظر خود را به کرسی بنشاند و این گونه، چشمانش به روی حق بسته می‌شوند – نسال الله العافیة – . اگر با علم و فهم و حُسن نیت نگاه کنیم، در می‌یابیم که الحمدلله دین نیازمند هیچ مکمّلی نیست، و هر مساله‌ی کوچک و بزرگی که اتفاق بیفتد، راه حل آن در قرآن و سنت یافت می‌شود. اما وقتی اهواء کثرت یافته و بر مردم غالب شد، برخی مردم از دیدن حق، نابینا شده و حق بر آنها مخفی می‌ماند. مردم را می‌بینی که وقتی چیزی اتفاق می‌افتد که ذاتا معروف نبوده، و اگر چه جنس آن مساله معروف بوده، در آن مساله به تعداد بیشتر از انگشتان تقسیم شده و دچار اختلاف می‌شوند. اگر آن مساله محتمل دو قول باشد، می‌بینی ده نظریه در آن مورد دارند. همه‌ی اینها بدین خاطر است که الان هوی و هوس بر مردم غلبه کرده، و در غیر این صورت، اگر هدف، سلیم و فهم، صاف و بدون شائبه بود و علم وجود داشت، حق آشکار می‌گشت.

در هر حال، می‌گویم: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر داده که دجال چهل روز می‌ماند و بعد از چهل روز، عیسی علیه السلام که الله او را به سوی خود بالا برده، نزول می‌کند، و در احادیث صحیح آمده که «او نزد مناره‌ی بیضاء در شرق دمشق در حالی که دستانش را بر بال‌های دو فرشته گذاشته، نزول می‌کند، و وقتی سرش را پایین می‌آورد، آب از آن می‌چکد و وقتی آن را بالا می‌برد، قطرات آب همچون دانه‌های مروارید از آن پایین می‌لغزند. هر کافر بوی او را بشنود، می‌میرد»، و این یکی از نشانه‌های الهی است. سپس عیسی علیه السلام، دجال را کنار باب لُدّ در فلسطین یافته و او را همانجا می‌کشد و نهایت دجال در آنجاست. عیسی علیه السلام جز اسلام، دینی را قبول نکرده و جزیه نمی‌پذیرد. صلیب را می‌شکند و خوک را می‌کشد. پس چیزی جز الله را نمی‌پرستد. بر این اساس، جزیه‌ای که اسلام آن را فرض کرده، برای آن تاریخ انقضایی نیز قرار داده  که هنگام نزول عیسی است، و گفته نمی‌شود این چیزی است که عیسی علیه السلام آن را تشریع کرده، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن خبر داده و به آن اقرار نموده. پس کنار گذاشتن جزیه بعد از نزول عیسی علیه السلام، سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. زیرا سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شامل قول و فعل و اقرار ایشان است، و اینکه ایشان در مورد عیسی بن مریم سخن گفته و به آن اقرار می‌نماید، از سنت ایشان است. چه اینکه نه عیسی و نه هیچ کس دیگری، با شریعت جدیدی نمی‌آید، و هیچ شریعتی جز شریعت محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تا روز قیامت نخواهد بود. این مسائلی بود که متعلق به قضیه‌ی دجال بود. از الله می‌خواهم که ما و شما را از فتنه‌ی دجال در امان نگهدارد.


[۱] – سوره مائده، آیه «۳».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(145) وسئل فضيلته: عن مقدار لبث الدجال في الأرض؟

فأجاب بقوله: مقدار لبثه في الأرض: أربعون يوماً فقط، لكن يوم كسنة ، ويوم كشهر، ويوم كجمعة ، وسائر أيامه كأيامنا ، هكذا حدث النبي ﷺ ، قال الصحابة – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم: يا رسول الله هذا اليوم الذي كسنة أتكفينا فيه صلاة يوم واحد ؟ قال : ” لا ،اقدروا له قدره” انظروا إلى هذا المثال لنأخذ منه عبرة كيف كان تصديق أصحاب رسول الله ﷺ ، لرسول الله ما ذهبوا يحرفون ، أو يؤولون، أو يقولون :إن اليوم لا يمكن أن يطول لأن الشمس تجري في فلكها ولا تتغير ولكنه يطول لكثرة المشاق فيه وعظمها فهو يطول لأنه متعب بكسر العين ما قالوا هكذا كما يقول بعض المتحذلقين ، ولكن صدقوا بأن هذا اليوم سيكون اثني عشر شهراً حقيقة بدون تحريف وبدون تأويل، وهكذا حقيقة المؤمن ينقاد لما أخبر الله به ورسوله من أمور الغيب وإن حار فيها عقله ، لكن يجب أن تعلم أن خبر الله ورسوله لا يكون في شيء محال عقلاً لكن يكون في شيء تحار فيه العقول لأنها لا تدركه ، فالرسول ، ﷺ أخبر أن أول يوم من أيام الدجال كسنة ، لو أن هذا الحديث مر على المتأخرين الذين يدعون أنهم هم العقلاء لقالوا : إن طوله مجاز عما فيه من التعب والمشقة لأن أيام السرور قصيرة ، وأيام الشرور طويلة ، ولكن الصحابة –رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم– من صفائهم وقبولهم سلموا في الحال وقالوا بلسان الحال : إن الذي خلق الشمس وجعلها تجري في أربع وعشرين ساعة في اليوم والليلة قادر على أن يجعلها تجري في اثني عشر شهراً؛ لأن الخالق واحد – عَزَّوَجَلَّ –فهو قادر ، ولذلك سلموا . وقالوا : كيف نصلي ؟ ما سألوا عن الأمر الكوني لأنهم يعلمون أن قدرة الله فوق مستواهم ، سألوا عن الأمر الشرعي الذين هم مكلفون به وهو الصلاة، وهذا والله حقيقة الانقياد والقبول قالوا : يا رسول الله فذلك اليوم الذي كسنة أتكفينا فيه صلاة يوم؟ قال: “لا اقدروا له قدره” وسبحان الله العظيم إذا تأملت تبين لك أن هذا الدين تام كامل لا يمكن أن تكون مسألة يحتاج الناس إليها إلى يوم القيامة إلا وجد لها أصل، كيف أنطق الله الصحابة أن يسألوا هذا السؤال؟ أنطقهم الله حتى يكون الدين كاملاً لا يحتاج إلى تكميل ، وقد احتاج الناس إلى هذا الآن في المناطق القطبية يبقى الليل فيها ستة أشهر والنهار ستة أشهر فنحتاج إلى هذا الحديث ، انظر كيف أفتى الرسول ﷺ ، هذه الفتوى قبل أن تقع هذه المشكلة لأن الله –تعالى – قال في كتابه : (اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي) (سورة المائدة، الآية ” 3 “) والله لو نتأمل الكلمة (أكملت لكم دينكم) لعلمنا أنه لا يوجد شيء ناقص في الدين أبداً ، فهو كامل من كل وجه ، لكن النقص فينا ؛ إما قصور في عقولنا ، أو في أفهامنا ، أو في إرادات ليست منضبطة يكون الإنسان يريد أن ينصر قوله فيعمى عن الحق – نسأل الله العافية – فلو أننا نظرنا في علم ، وفهم ، وحسن نية لوجدنا أن الدين ولله الحمد لا يحتاج إلى مكمل ، وأنه لا يمكن أن تقع مسألة صغيرة ولا كبيرة ، إلا وجد حلها في الكتاب والسنة، لكن لما كثر الهوى وغلب على الناس صار بعض الناس يعمى عليهم الحق ويخفى عليهم وتجدهم إذا نزلت فيهم الحادثة التي لم تكن معروفة من قبل بعينها وإن كان جنسها معروفاً تجدهم يختلفون فيها أكثر من أصابعهم ، إذا كانت تحتمل قولين وجدت فيها عشرة ، كل هذا لأن الهوى غلب على الناس الآن ، وإلا فلو كان القصد سليماً والفهم صافياً والعلم واسعاً لتبين الحق.

على كل حال ، أقول : إن الرسول ، ﷺ ، أخبر أن الدجال يبقى أربعين يوماً وبعد الأربعين يوماً ينزل المسيح عيسى بن مريم الذي رفعه الله إليه وقد جاء في الأحاديث الصحيحة ” أنه ينزل عند المنارة البيضاء ، شرقي دمشق ، واضعاً كفيه على أجنحة ملكين ، إذا طأطأ رأسه قطر وإذا رفعه تحدر منه جمان كاللؤلؤ فلا يحل لكافر يجد ريحه إلا مات”. وهذه من آيات الله فيلحق الدجال عند باب لد في فلسطين فيقتله هناك ،وحينئذ يقضي عليه نهائياً ، ولا يقبل عيسى ، عليه الصلاة والسلام ، إلا الإسلام لا يقبل الجزية ، ويكسر الصليب ويقتل الخنزير فلا يعبد إلا الله ، وعلى هذا فالجزية التي فرضها الإسلام جعل الإسلام لها أمداً تنتهي إليه عند نزول عيسى ، ولا يقال : إن هذا تشريع من عيسى عليه الصلاة والسلام ، لأن الرسول ، ﷺ ، أخبر بذلك مقراً له ، فوضع الجزية عند نزول عيسى عليه الصلاة والسلام ، من سنة الرسول ﷺ ، لأن سنة الرسول ﷺ : قوله وفعله وإقراره ، وكونه يتحدث عن عيسى ابن مريم مقراً له فهذا من سنته ، وإلا فإن عيسى لا يأتي بشرع جديد ولا أحد يأتي بشرع جديد ، ليس إلا شرع محمد ، عليه الصلاة والسلام ، إلى يوم القيامة ، هذا ما يتعلق بالدجال نسأل الله أن يعيذنا وإياكم من فتنته.

مطالب مرتبط:

۱۷۶ – حور العین برای مردان بهشتی یاد شده. برای زنان بهشتی چه چیزی وجود دارد؟

۱۷۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حور العین برای مردان بهشتی یاد شده. برای زنان بهشتی چه چیزی وجود دارد؟ جواب دادند: الله تبارک و تعالی در مورد نعمت‌های اهل بهشت می‌فرماید: { وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ . نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ}[۱]، یعنی: {و در آن برای شما هر […]

ادامه مطلب …

۱۵۳ – آیا عذاب قبر حقیقت دارد؟

۱۵۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا ثابت است که عذاب قبر وجود دارد؟ جواب دادند: عذاب قبر به وسیله‌ی سنت صریح و ظاهر قرآن و اجماع مسلمانان، ثابت است. این سه دلیل: اما در سنت صریح، رسول الله علیه الصلاة و السلام فرموده است: «از عذاب قبر به الله پناه برید، از عذاب […]

ادامه مطلب …

۱۶۹ – اعمال چگونه وزن می‌شوند در حالی جسم نیستند؟

۱۶۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: اعمال چگونه وزن می‌شوند در حالی که اوصافی بیش نیستند که عاملان انجام داده‌اند؟ جواب دادند: در این مورد چنان که قبلا گفتیم، قاعده بر این است که تسلیم بوده و قبول کنیم. چه نیازی است که بگوییم چگونه و چرا؟ اما با این حال، علما رحمهم الله […]

ادامه مطلب …

۱۵۲ – منظور از قبر چیست؟ آیا محل دفن میت است، یا برزخ به حساب می‌آید؟

۱۵۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: منظور از قبر چیست؟ آیا محل دفن میت است، یا برزخ به حساب می‌آید؟ جواب دادند: اصلِ قبر، محل دفن میت است. الله تعالی می‌فرماید: { ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ}[۱]، یعنی: {آن گاه او را میراند و در قبر نهاد}. ابن عباس می‌گوید: یعنی او را با دفن کردن، […]

ادامه مطلب …

۱۸۱ – آیا جهنم، ابدی است یا اینکه فنا می‌شود؟

۱۸۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا جهنم، ابدی است یا اینکه فنا می‌شود؟ جواب دادند: قطعا جهنم ابدی است و نزد سلف جز این قول، چیزی دیگری شناخته شده نبود. به همین خاطر علما آن را در جمله‌ی عقایدشان قرار داده‌اند. بدین معنی که ایمان داشته و معتقد باشیم که آتش تا ابد […]

ادامه مطلب …

۱۵۷ – عذاب قبر دائم است یا تمام می‌شود؟

۱۵۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا عذاب قبر دائم است یا تمام هم می‌شود؟ جواب دادند: اگر انسان کافر باشد، راهی برای رسیدن به نعیم ندارد و به صورت مستمر در عذاب است. اما اگر عاصی باشد و مومن، اگر در قبرش عذاب شود، به اندازه‌ی گناهانش عذاب می‌شود، و چه بسا عذاب […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه