چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۸۳ – آیا صفت«نسیان» (فراموشی) به الله تَبَارَكَ‌وَتَعَالَىٰ تعلق دارد؟

۸۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا به الله تعالی صفت «نسیان: فراموشی» تعلق دارد؟

جواب دادند: نسیان دارای دو معناست:

اول: فراموش کردن چیزی معلوم. مثل این فرموده‌ی الهی: {رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا}[۱]، یعنی: {پروردگارا، ما را مواخذه مفرما اگر فراموش کرده، یا خطا کردیم}، و مثل این فرموده‌ی او تعالی: {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}[۲]، یعنی: {و به راستی پیش از این به آدم سفارش کردیم، پس او فراموش کرد، و برای او عزمی نیافتیم}، در یکی از دو تفسیری که در مورد این آیه وجود دارد، و نیز مثل این فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم: «من بشری مثل شما هستم. فراموش می‌کنم چنان که شما فراموش می‌کنید. پس هر وقت فراموش کردم، مرا یادآوری کنید»، و این فرموده‌ی او صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم: «کسی که برای نمازی، خواب رفت یا آن را فراموش کرد، پس هر وقت آن را به یاد آورد، بخواند»، و این معنای نسیانی است که با هر دو دلیل سمعی و عقلی نسبت به الله عز و جل منتفی است.

دلیل سمعی: این فرموده‌ی الله تعالی: {يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ}[۳]، یعنی: {آنچه پیش روی آنها و آنچه پشت سرشان است را می‌داند}، و همچنین سخنش در مورد موسی: {قَالَ عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنْسَى}[۴]. اینکه فرمود: {يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ}، یعنی آینده‌ی آنها را می‌داند، که این دال بر انتفای جهل از الله تعالی است، و اینکه فرمود: {وَمَا خَلْفَهُمْ}، یعنی گذشته‌ی آنها را می‌داند که این دال بر انتفای نسیان و فراموشی از الله است، و در آیه‌ی دومی، دلالت آیه بر مسئله، کاملا واضح و آشکار است.

اما دلیل عقلی: فراموشی و نسیان، نقص است و الله تعالی از نقص، منزه و مبرا بوده و موصوف به کمال است. چنان که می‌فرماید: {وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}[۵]، یعنی: {و صفت برتر و والاتر برای الله است، و او عزیز و حکیم است}. بر این اساس جایز نیست الله تعالی به صفت نسیان و فراموش به این معنی، توصیف شود.

معنی دوم برای نسیان: ترک کردن از روی آگاهی و عمد. مثل این فرموده‌ی باری تعالی: {فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ}[۶]، یعنی: {پس چون آنچه را به آنها یاد آوری شده بود، فراموش کردند، درهای همه چیز را به روی آنها گشودیم}، و مثل این فرموده‌ی الله تعالی: {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}[۷]، یعنی: {و به راستی پیش از این به آدم سفارش کردیم، پس او فراموش کرد، و برای او عزمی نیافتیم}، بر اساس یکی از دو تفسیری که برای آن ذکر شده است. همچنین مثل این فرموده‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد اقسام اسب: «و مردی که آن را از روی طلب استغنا و تعفّف از آنچه نزد مردم است، آن را بست، و حق الله را در مورد گردن و پشت آن اسب فراموش نکرد، این نیز برای او سِتر به حساب می‌آید». این معنای نسیان برای الله تعالی ثابت است. او تعالی می‌فرماید: {فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاكُمْ}[۸]، یعنی: {پس بچشید به خاطر فراموشیتان این روز را، یقینا ما نیز شما را فراموش کردیم}، و در مورد منافقین می‌فرماید: {نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}[۹]، یعنی: {الله را فراموش کرد، الله نیز آنها را فراموش نمود. یقینا منافقان همان فاسقان هستند}. نیز در صحیح مسلم در کتاب زهد و رقائق از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت شده که گفت: گفتند: یا رسول الله، آیا پروردگارمان را در روز قیامت می‌بینیم؟ و سپس حدیث را ذکر می‌کند و در آن آمده است: «الله تعالی بنده‌اش را ملاقات می‌کند. از او می‌پرسد: آیا گمان می‌کردی مرا ملاقات کنی؟ می‌گوید: خیر. می‌گوید: پس من نیز همان طور که مرا فراموش کردی، تو را فراموش می‌کنم».

اینکه الله تعالی چیزی را ترک کند، یکی از صفات فعلی اوست که متعلق به اراده‌ی او تعالی و تابع حکمت او است. الله تعال می‌فرماید: {وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ}[۱۰]، یعنی: {و آنها را در تاریکی‌ها رها می‌کند که هیچ نمی‌بینند}، و می‌فرماید: {وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ}[۱۱]، یعنی: {و در آن روز آنها را ترک می‌کنیم که در هم موج می‌زنند}، و می‌فرماید: {وَلَقَدْ تَرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً}[۱۲]، یعنی: {و به راستی از آن – قریه – نشانه‌ی روشنی باقی گذاشتیم}. نصوص در مورد ثبوت ترک و دیگر افعالی که متعلق به مشیئت و اراده‌ی او هستند، بسیار زیاد و آشکار هستند که همه، دال بر کمال قدرت و سلطان اویند، و چنان که نزد اهل سنت معلوم است، انجام گرفتن این افعال توسط الله، همانند انجام گرفتن آنها توسط مخلوقات نیست.


[۱] – سوره بقره، آیه «۲۸۶».

[۲] – سوره طه، آیه «۱۱۵».

[۳] – سوره طه، آیه «۱۱۰».

[۴] – سوره طه، آیه «۵۲».

[۵] – سوره نحل، آیه «۶۰».

[۶] – سوره أنعام، آیه «۴۴».

[۷] – سوره طه، آیه «۱۱۵».

[۸] – سوره سجده، آیه «۱۴».

[۹] – سوره توبه، آیه «۶۷».

[۱۰] – سوره بقره، آیه «۱۷».

[۱۱] – سوره کهف، آیه «۹۹».

[۱۲] – سوره عنکبوت، آیه «۳۵».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(83) سئل الشيخ: هل يوصف الله تعالى بالنسيان؟

فأجاب حَفِظَهُ‌الله تعالى بقوله : للنسيان معنيان:

أحدهما:الذهول عن شيء معلوم مثل قوله تعالى:( ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا) (سورة البقرة، الآية “286”). ومثل قوله تعالى: ( ولقد عهدنا إلى آدم من قبل فنسي ولم نجد له عزماً) (سورة طه: الآية ” 115″). على أحد القولين، ومثل قوله ﷺ : ” إنما أنا بشر كما تنسون فإذا نسيت فذكروني”. وقوله ﷺ : ” من نام عن صلاة أو نسيها فليصلها إذا ذكرها” . وهذا المعنى للنسيان منتف عن الله عَزَّوَجَلَّ بالدليلين السمعي، والعقلي.

أما السمعي: فقوله تعالى: ( يعلم مابين أيديهم وما خلفهم) (سورة طه، الآية “110”) وقوله عن موسى: (قال علمها عند ربي في كتاب لا يضل ربي ولاينسى) (سورة طه “52”) . فقوله: ( يعلم ما بين أيديهم ( أي مستقبلهم يدل على انتفاء الجهل عن الله تعالى، وقوله : (وما خلفهم( أي ماضيهم يدل على انتفاء النسيان عنه . والآية الثانية دلالتها على ذلك ظاهرة.

وأما العقلي: فإن النسيان نقص، والله تعالى منزه عن النقص، موصوف بالكمال، كما قال الله تعالى: ( ولله المثل الأعلى وهو العزيز الحكيم‌) (سورة النحل، الآية “60”). وعلى هذا فلا يجوز وصف الله بالنسيان بهذا المعنى على كل حال .

والمعنى الثاني للنسيان : الترك عن علم وعمد، مثل قوله تعالى:(فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبواب كل شيء) (سورة الأنعام، الآية “44”). الآية، ومثل قوله تعالى: (ولقد عهدنا إلى آدم من قبل فنسي ولم نجد له عزماً) (سورة طه، الآية “115”). على أحد القولين. ومثل قوله ﷺ في أقسام أهل الخيل: “ورجل ربطها تغنياً وتعففاً، ولم ينس حق الله في رقابها وظهورها فهي له كذلك ستر” . وهذا المعنى من النسيان ثابت لله تعالى عَزَّوَجَلَّ قال الله تعالى: (فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا إنا نسيناكم) (سورة السجدة، الآية “14”). وقال تعالى في المنافقين: ( نسوا الله فنسيهم إن المنافقين هم الفاسقون) (سورة التوبة، الآية “67”). وفي صحيح مسلم في كتاب الزهد والرقائق عن أبي هريرة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ قال: قالوا: يا رسول الله هل نرى ربنا يوم القيامة؟

فذكر الحديث، وفيه” أن الله تعالى يلقى العبد فيقول : أفظننت أنك ملاقي ؟ فيقول : لا. فيقول: فإني أنساك كما نسيتني”.

وتركه سبحانه للشيء صفة من صفاته الفعلية الواقعة بمشيئته التابعة لحكمته، قال الله تعالى: ( وتركهم في ظلمات لا يبصرون) (سورة البقرة ، الآية ” 17 “). وقال تعالى:( وتركنا بعضهم يومئذ يموج في بعض) (سورة الكهف، الآية”99”). وقال: ( ولقد تركنا منها آية بينة) (سورة العنكبوت، الآية “35”). والنصوص في ثبوت الترك وغيره من أفعاله المتعلقة بمشيئته كثيرة، معلومة، وهي دالة على كمال قدرته وسلطانه. وقيام هذه الأفعال به سبحانه لا يماثل قيامها بالمخلوقين، وإن شاركه في أصل المعنى ، كما هو معلوم عند أهل السنة.

مطالب مرتبط:

۷۶ – معنای حدیث: «الله، آدم را بر صورت خودش خلق کرد»

این حدیث، در صحیحین آمده و به اجماع مسلمانان و عقلا، ظاهرِ آن منظور نیست؛ زیرا فقط کرسیِ – محل قرار دادن دو پای – الله تعالی به وسعت آسمان‌ها و زمین است، و آسمان‌ها و زمین به نسبت کرسی، مانند حلقه‌ای است که در بیابانی وسیع افتاده است، و فضل عرش بر کرسی، مانند فضل این بیابان وسیع بر حلقه است. و هیچ کس به وصف نمودن یا تخیل کردن او احاطه‌ای ندارد، و کسی که چنین وصفی داشته باشد، ممکن نیست که بر صورت آدم باشد که شصت ذراع است. اما حدیث بر یکی از این دو معنی حمل می‌شود...

ادامه مطلب …

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ۞ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ»، (یعنی: و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد). اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

ادامه مطلب …

رساله‌ای در خصوص تاویل «تقرب» بنده به پروردگارش

چیزهایی که در برخی از کلام شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله در تقریر تقرب بنده با حرکت روح و بدنش به پروردگارش آمده، و اینکه قرب بندگان به او و قرب او به بندگان، نزد جماهیر سلف و اتباعشان ممتنع نیست، مخالف با آن چیزی است که در کتاب "نقض التاسیس" در رد بر رازی نوشته، و بر این اساس، شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد این مسئله دارای دو قول است. اما کدام یک از آنها را می‌شود گفت نزد او ارجح است؟

ادامه مطلب …

۶۱ – منظور از معیّت در آیه‌ی ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾

می‌دانیم که الله بالای هر چیزی است و بر عرش خود قرار گرفته – استوا کرده – است. وقتی این فرموده‌ی او تعالی را شنیدیم: «وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ»، (یعنی: و او با شماست هر جا که باشید)، امکان ندارد کسی آن را چنین بفهمد که او در زمین با ما همراه است. هیچ عاقلی چنین تصوری نمی‌کند چه برسد به مومن. اما او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ما همراه است در حالی که بر بالای عرشش بر بالای آسمان‌هاست.

ادامه مطلب …

۷۷ – درباره‌ی چیزهایی که الله جَلَّ‌جَلَالُهُ به خود نسبت می‌دهد؛ مثل: «وجه الله»، «ید الله»، و امثال آن

انواع چیزهایی که الله تعالی به خود اضافه می‌کند، سه تا است (۱) عینی که قائم به نفس خود است. (۲) عینی که قائم به نفس نیست، بلکه قائم به غیر است. (۳) اینکه وصفی محض باشد که مضاف در آن، صفت الله باشد، و این نوع، غیر مخلوق است.

ادامه مطلب …

۵۷ – استوای الله بر عرش

تفسیر استواء الله تعالی بر عرش خود، با قرار گرفتن بر بالای عرش به گونه‌ای که شایسته‌ی اوست، تفسیر سلف صالح است. امام مفسرین، ابن جریر طبری رَحِمَهُ‌الله در تفسیر خود می‌گوید: «از معانی استواء، علوّ و ارتفاع است. مثل این سخن: استوی فلان علی سریره، یعنی بر آن قرار گرفت»، و همچنین در تفسیر این فرموده‌ی الله تعالی: «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى» (یعنی: رحمان – الله – بر عرشش قرار گرفت)، می‌گوید: «او جلّ ذکره می‌گوید: الله بر عرشش مرتفع شده و قرار گرفت».

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه