یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

۷۷ – درباره‌ی چیزهایی که الله جَلَّ‌جَلَالُهُ به خود نسبت می‌دهد؛ مثل: «وجه الله»، «ید الله»، و امثال آن

 77 – از شیخ در مورد آن چیزهایی سوال شد که الله تعالی آنها را به خود اضافه می‌کند؛ مثل: وجه الله، و ید الله، و امثال آن؟

جواب دادند: انواع چیزهایی که الله تعالی به خود اضافه می‌کند، سه تا است:

اول: عینی که قائم به نفس خود است. اضافه‌ی آن از باب اضافه‌ی مخلوق به خالقش است، و این اضافه گاهی بر سبیل عموم می‌آید، مثل این فرموده‌ی الله تعالی: {إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ}[۱]، یعنی: {بدون شک زمین من وسیع است}، و یا به خاطر شرفی که دارد، بر سبیل خصوص است. مانند این فرموده‌ی او تعالی: {وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}[۲]، یعنی: {و خانه‌ام را برای طواف کنندگان و نماز خوانندگان و کسانی که رکوع و سجود می‌کنند، پاکیزه کن}، و این فرموده‌ی او تعالی: {نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا}[۳]، یعنی: {ماده شتر الله و آبشخورش را واگذارید}. این نوع، مخلوق است.

دوم: عینی که قائم به نفس نیست، بلکه قائم به غیر است. مثل این فرموده‌ی الله تعالی: {وَرُوحٌ مِنْهُ}[۴]، یعنی: {و روحی از جانب او}. اضافه‌ی این روح به الله، از باب اضافه‌ی مخلوق به خالق از روی تشریف است. این روح، از ارواحی است که الله تعالی آن را خلق کرده و جزئی از الله نیست. زیرا این روح در عیسی حلول کرده است، و این عینی منفصل از الله است. این نوع نیز، مخلوق است.

سوم: اینکه وصفی محض باشد که مضاف در آن، صفت الله باشد، و این نوع، غیر مخلوق است؛ زیرا همه‌ی صفات الله غیر مخلوق هستند. مثال آن: قدرت الله، و عزت الله است و در قرآن بسیار آمده است.


[۱] – سوره عنکبوت، آیه «۵۶».

[۲] – سوره حج، آیه «۲۶».

[۳] – سوره شمس، آیه «۱۳».

[۴] – سوره نساء، آیه «۱۷۱».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(77) سئل فضيلة الشيخ: عما أضافه الله تعالى إلى نفسه مثل وجه الله، ويد الله ونحو ذلك؟

فأجاب قائلاً: أقسام ما أضافه الله إلى نفسه ثلاثة:

القسم الأول: العين القائمة بنفسها، فإضافتها من باب إضافة المخلوق إلى خالقه، وهذه الإضافة قد تكون على سبيل العموم كقوله تعالى: ( إن أرضي واسعة‌) (سورة العنكبوت، الآية ” 56 “). وقد تكون على سبيل الخصوص لشرفيته كقوله تعالى: ( وطهر بيتي للطائفين والقائمين والركع السجود) (سورة الحج، الآية ” 26 “) وقوله: ( ناقة الله وسقياها‌) (سورة الشمس، الآية ” 13 “). وهذا القسم مخلوق.

القسم الثاني: العين التي يقوم بها غيرها مثل قوله تعالى: ( وروح منه‌) (سورة النساء، الآية ” 7 “). فإضافة هذه الروح إلى الله من باب إضافة المخلوق إلى خالقه تشريفاً فهي روح من الأرواح التي خلقها الله، وليست جزءاً من الله، إذ إن هذه الروح حلت في عيسى، عليه السلام، وهو عين منفصلة عن الله وهذا القسم مخلوق.

القسم الثالث: أن يكون وصفاً محضاً يكون فيه المضاف صفة الله وهذا القسم غير مخلوق، لأن جميع صفات الله غير مخلوقة، ومثاله قدرة الله وعزة الله وهو في القرآن كثير.

مطالب مرتبط:

۶۸ – الحاد در اسماء و صفات الله چیست و چه انواعی دارد؟

اهل علم برای الحاد در اسماء و صفات الهی، انواعی را ذکر کرده‌اند که جمعا می‌شود گفت در این جمله خلاصه می‌شود: رویگردانی از معنایی که اعتقاد به آن در باب اسماء و صفات، واجب است. این انواع شامل: (۱) انکار چیزی از اسماء یا هر آنچه که صفات بر آن دلالت می‌دهند. (۲) اسمی را به الله تعالی نسبت دهد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خود را بدان اسم ننامیده باشد. (۳) معتقد باشد این اسم‌ها دال بر اوصاف مخلوقات هستند و به این صورت، آنها را دال بر تمثیل قرار دهد. (۴)‌ از اسم‌های الله تعالی، نام‌های را برای نامیدن بت‌ها، مشتق کند. مانند اشتقاق «لات» از آلهه، و «عزّی» از عزیز، و «منات» از منّان.

ادامه مطلب …

۸۲ – آیا صفت «حیّ» مسبوق به عدم است؟

حیات الله عز و جل حیاتی کامل است که مسبوق به عدم نبوده و زوال نیز به آن راه ندارد. آن شرح واسطیه‌ای نیز که سائل در آن خوانده که حیات الله عز و جل مسبوق به عدم است، بدون شک خطاست و ظاهرا اشتباه چاپی است. زیرا وقتی گفته شد: حیات کامل، پس دیگر این حیات، مسبوق به عدم نیست. حیات الله نیز حیات کاملی است که متضمن همه‌ی صفات کامل بوده و مسبوق به عدم نیست و زوالی نیز به آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

نوشته‌ای در بحث نفی کیفیت صفات الله متعال

سلف، کیفیت صفات را به طور مطلق نفی نمی‌کنند. زیرا نفی مطلق کیفیت، نفی وجود است؛ چه اینکه هیچ موجودی وجود ندارد مگر اینکه دارای کیفیتی است. اما این کیفیت، گاهی معلوم و گاهی مجهول است، و کیفیت ذات الله و صفات او تعالی برای ما مجهول است، و جایز نیست برای هیچ یک از صفات الهی، تعیین کیفیت کنیم.

ادامه مطلب …

۵۵ – آیا الله همه جا هست؟

از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد سخن برخی مردم سوال شد که وقتی از آنها پرسیده شود: «الله کجاست؟»، می‌گوید: «الله همه جاست»، یا اینکه «موجود است». آیا این جواب به طور عمومی، صحیح است؟

ادامه مطلب …

۷۹ – آیا اهل سنت لفظ «ید» (دست) را در آیه‌ی ﴿يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ﴾ تاویل می‌کنند؟

این فرموده‌ی الله تعالی: «یدالله فوق أیدیهم»، واضح است که در حقیقت دست الله بالای دست آنها نیست، و دستی که هنگام بیعت بالای دست آنها بود، دست پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بود، و پیامبر هم مبلّغ از جانب الله است. همچنین جایز است چنین بگوییم: منظور از «ید الله فوق أیدیهم» بر سبیل علوّ مطلق است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بالای همه چیز است.

ادامه مطلب …

۶۳ – اثبات دو چشم برای الله جَلَّ‌جَلَالُهُ و دلیل آن

اول: اینکه الله تعالی دو چشم دارد. این عقیده‌ای است که نزد اهل سنت و جماعت معروف است و تا جایی که می‌دانم هیچ کس از آنها خلاف این را نگفته است، و ابو الحسن اشعری این را در کتابش «اختلاف المصلین و مقالات الإسلامیین» از آنها نقل می‌کند. او می‌گوید: "قول اهل سنت و اصحاب حدیث". سپس مسائلی را ذکر می‌کند، و سپس می‌گوید: «و اینکه او دارای دو چشم است بدون تعیین کیفیت آنها...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه