۶۵ – از شیخ رَحِمَهُالله در مورد سخن کسی سوال شد که میگوید: یک چشم بودنِ دجال، اثبات نمیکند که الله دارای دو چشم است. بلکه فقط ثابت میکند او هر چه میگذرد را میبیند؟
جواب دادند: اگر پرسشگر، در حدیث دجال تامل کند، خواهد دید که به وضوح دلالت بر این دارد که الله تعالی دارای دو چشم است. در صحیح بخاری از عبدالله بن عمر رَضِيَاللهُعَنْهُمَا روایت شده که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در مورد دجال فرمودند: «یک چشم است، و چشمش مانند حبهی انگوری بر آمده است»، و در صحیح مسلم آمده که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم دجال را یاد کرده، فرمودند: «الله یک چشم نیست، و مسیح دجال یک چشم است. چشمش مانند حبهی انگوری بر آمده است».
وجه دلالت حدیث در اینجاست که اگر الله تعالی بیشتر از دو چشم داشت، بدون شک این چشمهای اضافه، کمال هستند. زیرا ممکن نیست الله تعالی به صفاتی متصف باشد که صفات کمال نیست، و این کمال این گونه حاصل میشود که بگوید: الله را چشمهایی بیشتر از دو چشم است. اگر این مسئله، ثابت باشد، ذکر آن واجب است؛ زیرا با ذکر تمییز، این مسئله در توصیف پروردگار عز و جل به صفات کمال، بلیغتر است.
همچنین ابوالحسن اشعری و دیگران ذکر کردهاند که این، یعنی اثبات اینکه الله تعالی فقط دو چشم دارد، چیزی است که اهل سنت بر آن هستند، و علتی که در این فرمودهی الله تعالی: {تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا}[۱]، یعنی: {زیر نظر ما در حرکت بود}، به صورت جمع ذکر شده، این است که به اسم جمع، اضافه شده است که در این صورت، جمع آن به خاطر تناسب بین مضاف و مضاف الیه، اولی است؛ چنان که لفظ یَد در این فرمودهی الله تعالی به صورت جمع آورده شده است: {أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَامًا}[۲]، یعنی: {آیا ندیدهاند که ما برای آنها با دستان خود، چهارپایانی آفریدیم؟}، که به خاطر تناسب بین مضاف و مضاف إلیه به این صورت ذکر شده است.
ابن قیم رَحِمَهُالله در “الصواعق المرسلة” جلد۱ صفحه ۲۵۴ میگوید: «این ادعای جهمی که میگوید ظاهر قرآن دال بر این است که الله تعالی دارای دستهای زیادی در یک طرف خود و نیز چشمهای زیادی در یک صورت است، سخت گیری نسبت به قرآن و نقص وارد کردن در آن و مذمّت آن است، و ظاهر و باطن قرآن به هیچ وجهی بر چنین چیزی دلالت ندارند و نیز کسی که عقل دارد، چنین چیزی از ظاهر قرآن برداشت نمیکند»، تا آنجا که میگوید: «این ابوالحسن اشعری است، و کسانی که قبل از او و بعد از او و کسانی که هم عصر او بودند، هیچ کدام از لفظ «أعین: چشمها»، برداشت نکردهاند که چشمهای زیادی در یک چهره هستند، نیز چنین نفهمیدهاند که لفظ «أیدی: دستها» به معنی دستهای زیاد در یک شق از جسم هستند، تا اینکه این جهمی آمده و قرآن را به بازی گرفته و ادعا کرده این ظاهر قرآن است. اما قصد امثال اینها فقط تشنیع بر اهل سنت و اهل حدیث است که آنها را بدعت گذار و گمراه میدانند». پایان سخن ابن قیم.
[۱] – سوره قمر، آیه «۱۴».
[۲] – سوره یس، آیه «۷۱».