جمعه 1 شوال 1447
۲۸ اسفند ۱۴۰۴
20 مارس 2026

۶۵ – درباره‌ی سخن کسی که می‌گوید: یک‌چشم بودنِ دجال، اثبات نمی‌کند که الله دارای دو چشم است. بلکه فقط ثابت می‌کند او همه چیز را می‌بیند.

۶۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد سخن کسی سوال شد که می‌گوید: یک چشم بودنِ دجال، اثبات نمی‌کند که الله دارای دو چشم است. بلکه فقط ثابت می‌کند او هر چه می‌گذرد را می‌بیند؟

جواب دادند: اگر پرسشگر، در حدیث دجال تامل کند، خواهد دید که به وضوح دلالت بر این دارد که الله تعالی دارای دو چشم است. در صحیح بخاری از عبدالله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا روایت شده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد دجال فرمودند: «یک چشم است، و چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است»، و در صحیح مسلم آمده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دجال را یاد کرده، فرمودند: «الله یک چشم نیست، و مسیح دجال یک چشم است. چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است».

وجه دلالت حدیث در اینجاست که اگر الله تعالی بیشتر از دو چشم داشت، بدون شک این چشم‌های اضافه، کمال هستند. زیرا ممکن نیست الله تعالی به صفاتی متصف باشد که صفات کمال نیست، و این کمال این گونه حاصل می‌شود که بگوید: الله را چشم‌هایی بیشتر از دو چشم است. اگر این مسئله، ثابت باشد، ذکر آن واجب است؛ زیرا با ذکر تمییز، این مسئله در توصیف پروردگار عز و جل به صفات کمال، بلیغ‌تر است.

همچنین ابوالحسن اشعری و دیگران ذکر کرده‌اند که این، یعنی اثبات اینکه الله تعالی فقط دو چشم دارد، چیزی است که اهل سنت بر آن هستند، و علتی که در این فرموده‌ی الله تعالی: {تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا}[۱]، یعنی: {زیر نظر ما در حرکت بود}، به صورت جمع ذکر شده، این است که به اسم جمع، اضافه شده است که در این صورت، جمع آن به خاطر تناسب بین مضاف و مضاف الیه، اولی است؛ چنان که لفظ یَد در این فرموده‌ی الله تعالی به صورت جمع آورده شده است: {أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَامًا}[۲]، یعنی: {آیا ندیده‌اند که ما برای آنها با دستان خود، چهارپایانی آفریدیم؟}، که به خاطر تناسب بین مضاف و مضاف إلیه به این صورت ذکر شده است.

ابن قیم رَحِمَهُ‌الله در “الصواعق المرسلة” جلد۱ صفحه ۲۵۴ می‌گوید: «این ادعای جهمی که می‌گوید ظاهر قرآن دال بر این است که الله تعالی دارای دست‌های زیادی در یک طرف خود و نیز چشم‌های زیادی در یک صورت است، سخت گیری نسبت به قرآن و نقص وارد کردن در آن و مذمّت آن است، و ظاهر و باطن قرآن به هیچ وجهی بر چنین چیزی دلالت ندارند و نیز کسی که عقل دارد، چنین چیزی از ظاهر قرآن برداشت نمی‌کند»، تا آنجا که می‌گوید: «این ابوالحسن اشعری است، و کسانی که قبل از او و بعد از او و کسانی که هم عصر او بودند، هیچ کدام از لفظ «أعین: چشم‌ها»، برداشت نکرده‌اند که چشم‌های زیادی در یک چهره هستند، نیز چنین نفهمیده‌اند که لفظ «أیدی: دست‌ها» به معنی دست‌های زیاد در یک شق از جسم هستند، تا اینکه این جهمی آمده و قرآن را به بازی گرفته و ادعا کرده این ظاهر قرآن است. اما قصد امثال اینها فقط تشنیع بر اهل سنت و اهل حدیث است که آنها را بدعت گذار و گمراه می‌دانند». پایان سخن ابن قیم.


[۱] – سوره قمر، آیه «۱۴».

[۲] – سوره یس، آیه «۷۱».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(65) سئل فضيلة الشيخ: عمن يقول : إن كون الدجال أعور لا يثبت أن الله ذو عينين وإنما يثبت أنه يرى كل شيء يمر؟

فأجاب حَفِظَهُ‌الله بقوله: لو تأمل القائل حديث الدجال لرأى أنه يدل دلالة واضحة على أن الله تعالى له عينان اثنتان فقط، ففي صحيح البخاري عن عبد الله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُما أن النبي ﷺ قال في الدجال: ” أعور العين كأن عينه عنبه طافية”. وفي صحيح مسلم أن النبي ﷺ ذكر الدجال فقال: ” إن الله ليس بأعور ألا وإن المسيح الدجال أعور العين اليمنى كأن عينه عنبة طافية “.

ووجه الدلالة من الحديث أنه لو كان لله تعالى أكثر من عينين لكان الزائد كمالاً بلا شك، لأنه لا يمكن أن يتصف الله تعالى بما ليس بكمال، وهذا الكمال يحصل به التمييز فيقول: إن الله له أعين، فلو كان ثابتاً لكان ذكره هو الواجب، لأنه أبلغ في وصف الرب بالكمال مع التمييز.

وقد نقل أبو الحسن الأشعري وغيره أن هذا هو ما عليه أهل السنة، أعني إثبات أن الله تعالى له عينان فقط، وإنما جمعت في قوله تعالى: ( تجري بأعيننا( لأنها أضيفت إلى اسم جمع فكان جمعها أولى من أجل التناسب بين المتضايفين كما جمعت اليد في قوله تعالى: (أولم يروا أنا خلقنا لهم مما عملت أيدينا أنعاماً( من أجل التناسب بين المتضايفين.

قال ابن القيم رَحِمَهُ‌الله في الصواعق 1/254: ” إن دعوى الجهمي أن ظاهر القرآن يدل على أن لله تعالى أيدياً كثيرة على جنب واحد وأعيناً كثيرة على وجه واحد عضن للقرآن، وتنقص له وذم، ولا يدل ظاهر القرآن ولا باطنه على ذلك بوجه ما، ولا فهمه من له عقل ” .

إلى أن قال : ” فهذا الأشعري والناس قبله وبعده ومعه لم يفهموا من الأعين أعيناً كثيرة على وجه ، ولا أيدياً كثيرة على شق واحد، حتى جاء هذا الجهمي فعضن القرآن وادعى أن هذا ظاهره وإنما قصد هذا وأمثاله التشنيع على من بدعه وضلله من أهل السنة والحديث” . ا.هـ .

مطالب مرتبط:

۷۱ – آیا «حنّان» از اسم‌های الله است؟

در هیچ کدام از منابع ذکر شده اسم «حنّان» را نیافتم، به جز یک حدیث نزد امام احمد که در آن لفظ حنّان و منّان آمده است "الترغیب" آمده در آن فقط لفظ منّان آمده است. همچنین شیخ الاسلام ابن تیمیه نمی‌پذیرد که حنّان از اسم‌های الله تعالی باشد. وقتی که چنین است و اکثر روایت‌ها دال بر عدم اثبات آن است، نظرم بر توقف است.

ادامه مطلب …

۵۱ – عقیده‌ی اهل سنت و جماعت در مورد اسماء و صفات الله و فرق بین اسم و صفت

عقیده‌ی اهل سنت و جماعت در مورد اسماء و صفات الله این است که هر آنچه از اسماء و صفات را که الله برای خود اثبات کرده، بدون تحریف و تعطیل و تعیین چگونگی و بدون تمثیل، اثبات می‌کنند. فرق بین اسم و صفت در این است که اسم: هر چیزی است که الله خود را بدان نامیده، و صفت: هر چیزی است که الله خود را بدان توصیف نموده است، و فرق بین این دو کاملا واضح است.

ادامه مطلب …

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

دشنام دادن به زمانه، سه قسم است: (۱) منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. یا (۲) زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. یا (۳) زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است...

ادامه مطلب …

۵۶ – حقیقت معیّت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با بندگانش

حقیقت معیّت – همراهی – به معنای اختلاط نیست، و به همین خاطر عرب می‌گوید: «هر چه می‌رویم، ماه نیز با ماست»، با اینکه ماه در آسمان است، و هیچ کس از این سخن، چنین برداشت نمی‌کند که ماه در زمین است. پس الله عز و جل بزرگ‌تر و جلیل‌تر است. بنا بر این، او با اینکه در آسمان و بر عرش خود قرار گرفته، همراه مخلوقات است و ممکن نیست با مخلوقاتش اختلاط پیدا کند.

ادامه مطلب …

۶۴ – در مورد تفسیر رازی در مورد چشم الله جَلَّ‌جَلَالُهُ از آیات ﴿وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي﴾ و ﴿وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا﴾

اینکه ادعا کرده ظاهر این دو آیه، چیزی است که او می‌گوید، ادعایی باطل است؛ زیرا معنایی که ادعا می‌کند ظاهر آیه است، معنایی باطل است و چنان که خودش اعتراف کرده، هیچ عاقلی آن را نمی‌گوید. بنا بر این وقتی معنا باطل باشد و هیچ عاقلی به آن معتقد نباشد، پس چگونه برای مومن و حتی شخص عاقل جایز است که بگوید: این ظاهر کلام الله تعالی است؟

ادامه مطلب …

۷۷ – درباره‌ی چیزهایی که الله جَلَّ‌جَلَالُهُ به خود نسبت می‌دهد؛ مثل: «وجه الله»، «ید الله»، و امثال آن

انواع چیزهایی که الله تعالی به خود اضافه می‌کند، سه تا است (۱) عینی که قائم به نفس خود است. (۲) عینی که قائم به نفس نیست، بلکه قائم به غیر است. (۳) اینکه وصفی محض باشد که مضاف در آن، صفت الله باشد، و این نوع، غیر مخلوق است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه