جمعه 14 ذیقعده 1447
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
1 می 2026

(۶۹۱۹) چرا کعبه به “بیت‌الله الحرام” نام‌گذاری شده است؟

(۶۹۱۹) سوال: چرا کعبه به “بیت‌الله الحرام” نام‌گذاری شده است؟

جواب:

کعبه “بیت‌الله” نامیده شده است زیرا محل تعظیم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و مردم از هر مکان به سوی آن می‌روند تا فریضه‌ای را که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آنان واجب کرده، یعنی حج به خانه او را انجام دهند و مردم در نمازهای خود از هر جای دنیا به سوی کعبه رو می‌کنند تا یکی از شروط صحت نماز را ادا نمایند همان‌طور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: {وَمِنۡ حَیۡثُ خَرَجۡتَ فَوَلِّ وَجۡهَكَ شَطۡرَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۚ وَحَیۡثُ مَا كُنتُمۡ فَوَلُّوا۟ وُجُوهَكُمۡ شَطۡرَهُۥ} [سوره البقرة: ۱۵۰]: (و از هر جا که بیرون شدی پس روی خود را بسوی مسجد الحرام کن، و (ای مؤمنان) هر جا که بودید روی خود را به سوی آن کنید).

 الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کعبه را برای تشریف و تعظیم و تکریم، به خود نسبت داده است؛ لذا چیزی که به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ  نسبت داده می‌شود به دو دسته تقسیم می‌شود: یا صفتی از صفات او می‌باشد یا مخلوقی از مخلوقاتش است؛ لذا اگر از صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ  باشد، به او نسبت داده شده است چون قائم به او است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن متصف می‌باشد مانند سمع الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، بصر او، علم او، قدرت او، کلامش و دیگر صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ.

 اگر از مخلوقات او باشد، از جهت تکریم و تعظیم و تشریف، به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نسبت داده شده است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کعبه را در آیه {وَطَهِّرۡ بَیۡتِیَ لِلطَّاۤىِٕفِینَ} [سوره الحج: ۲۶]: (و خانه‌ی مرا برای طواف کنندگان پاک گردان) به خود نسبت داده است همچنین، مساجد را در آیه {وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَـٰجِدَ ٱللَّهِ أَن یُذۡكَرَ فِیهَا ٱسۡمُهُۥ} [سوره البقرة: ۱۱۴]: (و کیست ستمکارتر از آن کس که مسجد‌های الله را باز داشت که در آن نام الله برده شود) به خود نسبت داده است.

گاهی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چیزی از مخلوقات خود را برای بیان عموم مالکیتش به خود نسبت می‌دهد همان‌طور که در آیه {وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِی ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِی ٱلۡأَرۡضِ جَمِیعا مِّنۡهُ} [سوره الجاثية: ۱۳]: (و آنچه را که در آسمان‌ها و آنچه را که در زمین است همگی از آن اوست که برای شما مسخّر (و رام) کرد) فرموده است.

در خلاصه می‌گوییم: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کعبه را از روی تشریف، تعظیم و تکریم، به خود نسبت داده است.

و کسی گمان نکند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کعبه را به خود نسبت داده زیرا جایگاه حضور اوست؛ لذا این محال است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر همه چیز احاطه دارد و هیچ‌یک از مخلوقاتش او را احاطه نمی‌کنند بلکه {وَسِعَ كُرۡسِیُّهُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ} [سوره البقرة: ۲۵۵]: (کرسی او آسمان‌ها و زمین را در بر گرفته)، {وَٱلۡأَرۡضُ جَمِیعا قَبۡضَتُهُۥ یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِ وَٱلسَّمَـٰوَٰتُ مَطۡوِیَّـٰتُۢ بِیَمِینِهِۦ} [سوره الزمر: ۶۷]: (در حالی‌که روز قیامت تمام زمین در مشت اوست و آسمان‌ها درهم پیچیده در دست راست اوست) و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بالای آسمان‌ها بر عرش مستوی است و هرگز امکان ندارد که در چیزی از مخلوقاتش حل شده باشد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لماذا سميت الكعبة ببيت الله الحرام؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: سُميت الكعبة بيت الله، لأنها محل تعظيم الله -عز وجل- فإن الناس يقصدونها من كل مكان ليؤدوا الفريضة التي فرضها الله عليهم، وهي الحج إلى بيته ولأن الناس يستقبلونها في صلواتهم في كل مكان ليؤدوا شرطا من شروط صحة الصلاة، كما قال الله -تعالى- ﴿ وَمِنۡ حَیۡثُ خَرَجۡتَ فَوَلِّ وَجۡهَكَ شَطۡرَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۚ وَحَیۡثُ مَا كُنتُمۡ فَوَلُّوا۟ وُجُوهَكُمۡ شَطۡرَهُۥ ﴾ [البقرة: ١٥٠].

وأضافها الله إليه تشريفا وتعظيما وتكريما لها، فإن المضاف إلى الله -سبحانه وتعالى- ينقسم إلى قسمين: إما أن يكون صفة من صفاته، وإما أن يكون خَلقا من مخلوقاته، فإن كانت صفة من صفاته، فإنما أضيف إليه لأنه قائم به، والله -عز وجل- مُتَّصِف به كسمع الله وبصره وعلمه وقدرته وكلامه وغير ذلك من صفات الله -عز وجل-.

وإن كان مخلوقا من مخلوقاته، فإنما يضاف إلى الله -عز وجل- من باب التكريم والتشريف والتعظيم، وقد أضاف الله -تعالى- الكعبة إلى نفسه في قوله – تعالى – ﴿ وَطَهِّرۡ بَیۡتِیَ لِلطَّاۤىِٕفِینَ ﴾ [الحج: ٢٦].

وأضاف المساجد إليه في قوله ﴿ وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَـٰجِدَ ٱللَّهِ أَن یُذۡكَرَ فِیهَا ٱسۡمُهُۥ ﴾ [البقرة: ١١٤].

وقد يضيف الله – تعالى – الشيء إلى نفسه من مخلوقاته لبيان عموم ملکه كما في قوله – تعالى – ﴿ وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِی ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِی ٱلۡأَرۡضِ جَمِیعࣰا مِّنۡهُ ﴾ [الجاثية:13].

وخلاصة الجواب أن نقول: إن الله أضاف الكعبة إلى نفسه تشريفا وتعظيما وتكريما لها.

ولا يظن ظان أن الله أضاف الكعبة إلى نفسه، لأنها محله الذي هو فيه، فإن هذا ممتنع عن الله -عز وجل- فهو سبحانه وتعالى- محيط بكل شيء، ولا يحيط به شيء من مخلوقاته، بل قد ﴿ وَسِعَ كُرۡسِیُّهُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ [البقرة: ٢٥٥]، ﴿ وَٱلۡأَرۡضُ جَمِیعࣰا قَبۡضَتُهُۥ یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِ وَٱلسَّمَـٰوَٰتُ مَطۡوِیَّـٰتُۢ بِیَمِینِهِۦ [الزمر: ٦٧]، وهو سبحانه وتعالى- فوق سمواته مستو على عرشه، ولا يمكن أن يكون حالا في شيء من مخلوقاته أبدا.

مطالب مرتبط:

(۶۹۱۶) حکم استفاده از هسته خرما یا پوسته برخی مغزها برای ساخت تابلوهای هنری چیست؟

استفاده از هسته خرما برای اهداف هنری اشکالی ندارد زیرا در زمان حاضر هسته خرما ارزشی ندارد و بیشتر مردم آن را در زباله‌ها که دور ریخته می‌شوند، می‌اندازند....

ادامه مطلب …

(۶۹۰۷) حکم سخن گفتن در دل بر ضد دیگران

انسان در مورد آنچه در دل خود سخن گفته اما به عمل یا گفتار تبدیل نکرده، گناهی بر او نیست...

ادامه مطلب …

(۶۸۶۳) حکم صرف مال در خرید عطر و ارتباط آن با حدیث «حُبِّب إليَّ من دُنياكُم ثلاث»

دون شک استفاده از عطر و خوشبوکننده‌ها به دلایل زیر امری پسندیده و دارای فضیلت است:...

ادامه مطلب …

(۶۸۷۱) حکم نگاه به زنان بی‌حجاب در اماکن عمومی

بدون شک، بیرون آمدن زنان بی‌حجاب در بازارها یکی از منکراتی است که هر کس آن را ببیند بر او واجب است تغییرش دهد، اگر بتواند با دست، اگر نتواند با زبان و اگر نتواند، با قلب خود، همچنین بر حکام مسلمانان واجب است که از خروج زنان بی‌حجاب به بازارها منع کنند...

ادامه مطلب …

(۶۸۷۰) گناهان کبیره کدام‌اند؟

گناهان کبیره آنهایی هستند که بر آنها عقوبت خاصی تعیین شده است، یعنی تنها با نهی یا حرام بودن (در نصوص) نیامده است بلکه حتماً باید عقوبت ویژه‌ای نیز برای آنها (در نصوص قرآن و سنت) آمده باشد...

ادامه مطلب …

(۶۹۳۰) حکم کنیه دادن پدر به فرزندش قبل از تولد چیست؟

هیچ مشکلی ندارد که فردی پیش از تولد فرزندش، کنیه‌ای برای خود انتخاب کند یا حتی بدون داشتن فرزند، کنیه‌ای برای خود داشته باشد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه