(۶۷۶۵) سوال: بعد از درود و سلام، من دختر ۱۹ سالهای هستم که از وسواس زیاد رنج میبرم و قادر به کنترل افکار و وسواسهای خود نیستم، به حدی که گاهی به کفر میرسد حتی هنگام نماز و قرائت قرآن و دائم استغفار میکنم اما فایدهای ندارد و من از این وسواس عذاب میکشم؛ لطفاً مرا راهنمایی کنید، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به شما اجر دهد.
جواب:
وسواس در اغلب موارد ناشی از خلأ روانی، فکری و حتی جسمی است زیرا وقتی انسان مشغول به کاری است، به آنچیزی که بدان مشغول است اهتمام میورزد و افکار و وساوس بد از او دور میشوند اما حتی با وجود مشغولیت فکری، جسمی و روانی، ممکن است وسواس رخ دهد.
راههای خلاصی از آن به شرح زیر است:
اول: عدم توجه و اهتمام به آن، لذا شخص نباید به وسواس توجه کند و در درون خود جایگاهی به آن بدهد حتی اگر وسوسه کند، به خود بقبولاند که این افکار واقعی نیستند و از فکر کردن به آنها دست بردارد؛ این روش رهایی از وسواس است، یعنی خود را از آنها خلاص کند و به آنها توجه نکند.
دوم: استفاده از راههای نجاتدهنده از وسواس، از جمله اینکه زیاد به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از شر شیطان رانده شده و وسوسهها پناه ببرد و هنگام پناه بردن، دو امر را مدنظر داشته باشد:
اول: نیاز و احتیاج کامل به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از هر جهت، به طوری که انسان در این حالت از توان و قدرت خود برائت جوید و کار را به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ واگذار کند.
دوم: این احساس را داشته باشد که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ قادر به رفع آن مشکل است زیرا: {إِنَّمَاۤ أَمۡرُهُۥۤ إِذَاۤ أَرَادَ شَیۡـًٔا أَن یَقُولَ لَهُۥ كُن فَیَكُونُ} [سوره يس: ۸۲]: (جز این نیست که فرمان او، چون چیزی را اراده کند، (این است) که به آن میگوید: «موجود شو» پس (بی درنگ) موجود میشود).
این امر دوم، موجب افزایش امید و حسن ظن به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میشود تا اینکه از این بیماری که به آن دچار شده است، رهایی یابد.
سوم: وقتی به امور دینی و دنیوی خود مشغول میشود، باید جدی باشد؛ یعنی قلب خود را هنگام کار به آن اختصاص دهی در این حالت، اگر قلب از وسواس و رخوت ذهنی به جدیت در کار معطوف شود، وسواسها فراموش میشوند و از بین میروند.
چهارم: بدانید که این مسأله- به ویژه وسواس در عقاید و آنچه مربوط به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ، نامها و صفات اوست – برای کسانی که از ما در ایمان کاملتر و حالشان از ما بهتر بوده، یعنی صحابه نیز پیش آمده است و آنها این از موضوع به رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم شکایت کردند و ایشان به آنها دستور دادند که از شر آن به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ پناه ببرند و از آن دست بردارند چنانکه در حدیث آمده است: «يَأْتِي الشَّيْطَانُ أَحَدَكُمْ، فَيَقُولَ: مَنْ خَلَقَ كَذَا وَكَذَا؟ حَتَّى يَقُولَ لَهُ: مَنْ خَلَقَ رَبَّكَ؟ فَإِذَا بَلَغَ ذَلِكَ، فَلْيَسْتَعِذْ بِاللَّهِ، وَلْيَنْتَهِ»[۱]: (شیطان یکی از شما را وسوسه میکند و میگوید: چه کسی فلان چیز را خلق کرده؟ چه کسی فلان چیز دیگر را خلق کرده؟ تا اینکه میپرسد: چه کسی خالق پروردگارت است؟ هنگامی که به این مرحله رسید، پس باید به الله پناه ببرد و از آن دست بکشد).
با این چهار روش که اکنون به یاد دارم، میتوانی از این وسوسههایی که به آن دچار شدهای خلاص شوی، از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میخواهم که تو و همهی مسلمانان را از این وسواسها عافیت دهد.
[۱] صحیح بخاری: كتاب بدء الخلق، باب صفة إبليس وجنوده، شماره (۳۱۰۲)، و صحیح مسلم: كتاب الإيمان، باب الوسوسة في الإيمان وما يقوله من وجدها، شماره (١٣٤).