سه‌شنبه 18 ذیقعده 1447
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
5 می 2026

(۶۷۰۶) حکم ادامه‌ی تحصیل دختری جوان در برابر مخالفت پدر

(۶۷۰۶) سوال: من دختری ۱۷ ساله هستم و الحمدلله (به دین) پایبندم و نصیحت و راهنمایی را دوست داریم ولی پدرم که الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را ببخشد من را دوست ندارد و مانع ادامه تحصیلم می‌شود لذا این‌گونه شده‌ام که من نیز او را دوست ندارم و دچار تنش و اضطراب عصبی شده‌ام سپس نزدیکان، پدرم را نصیحت کردند و من تحصیلم را تکمیل کردم و الان می‌خوام وارد دانشگاه شوم و در رشته‌ی تربیت اسلامی تخصص بگیرم إن شاء الله و دعوت‌گر به سوی الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ گردم و پدرم به دلیل این‌که می‌گوید آموزش حرام است، این را قبول نمی‌کند، لطفاً مرا راهنمایی نمایید الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به شما جزای خیر بدهد؟

جواب:

این گفته‌ی پدر شما که آموزش حرام است، تعجب‌برانگیز است؛ چه کسی گفته است که آموزش حرام است؟ چه کسی گفته است که یادگیری علم شرع حرام است؟ چه کسی گفته است که یادگیری وسایلی که به دانستن کتاب الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم کمک می‌کند، حرام است؟ آموزش زن در مدارس، یا در کالج‌ها و دانشگاه‌های تک‌جنسیتی اگر در آن حرامی نباشد، اشکالی ندارد بلکه مطلوب است زنان و مردان (دراین‌باره) مشابه هم‌هستند و همانگونه که برای مردان یادگیری شریعت الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که برای اقامه‌ی دینشان لازم است، واجب می‌باشد، برای زنان نیز آنچه برای اقامه‌ی دینشان از یادگیری شریعت الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ لازم است، واجب است زیرا مردان و زنان در واجب بودن یادگیری آنچه از دینشان نیاز دارند برابر هستند.

بله، اگر این تحصیل متضمن حرامی باشد، مانند اینکه زن با راننده‌ای که محرم او نیست به تنهایی به مدرسه برود، در این صورت می‌گوییم: باید او را از رفتن به مدرسه به تنهایی با راننده‌ای که محرم او نیست منع کرد اما با این حال، نمی‌گوییم که تحصیل بر او حرام است اگر او از وسیله‌ای مباح استفاده کند.

اما به نسبت شما می‌گوییم: بر آنچه از طرف پدرت حاصل گشته است صبر کن، ممکن است الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از طریقی دیگر گشایش حاصل کند، به طوری که پدرت در امر خود تفکر کند و با افراد عاقل و دیندار مشورت نماید و الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ وضعیت را تغییر دهد؛ انسان اگر صبر کند و به الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امید داشته باشد و از الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ انتظار گشایش را داشته باشد، الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را برای او آسان می‌کند، همانطور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است: «وَاعْلَمْ أَنَّ فِي الصَّبْرِ عَلَى مَا تَكْرَهُ خَيْرًا كَثِيرًا، وَأَنَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ، وَأَنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْكَرْبِ، وَأَنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»[۱]: (و بدان که در صبر بر آنچه که دوست نداری، خیر فراوانی است؛ و بدان که پیروزی همراه با صبر است؛ و بدان که گشایش همراه با سختی است؛ و بدان که همراه سختی، آسانی است).

پس اعصاب خود را خرد نکن و نگران نباش، بلکه از الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ یاری بخواهی و صبر کن، یقینا الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با صابران است.


[۱] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: إني فتاة أبلغ من العمر السابعة عشرة، وأنا فتاة ملتزمة، والحمد لله، وأحب النصح والإرشاد، ولكن الوالد – سامحه الله – يكرهني، ويمنعني من مواصلة تعليمي، فأصبحت أَكْرَهُه، وأُصبت بانهيار عصبي، فنصحه الأقارب فأكملت تعليمي، وأنا الآن أريد أن أدخل الجامعة، علما بأنني سوف أتخصص في التربية الإسلامية» إن شاء الله، وأكون داعية الله -عز وجل- وهو يرفض ذلك بحجة أنه يقول: التعليم حرام. أفيدوني مأجورين؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: إن قول الوالد: إن التعليم حرام، أمر يستغرب منه، فمن الذي حرَّم التعليم؟ من الذي حرَّم تعلم الشرع؟ من الذي حرم تعلم الوسائل التي يستعين بها على معرفة كتاب الله وسنة رسوله -صلى الله عليه وعلى آله وسلم ؟ فتعلّم المرأة في المدارس، أو في الكليات الجامعية والمنفردة، لا بأس به إذا لم يكن فيه محذور، بل هو مما يطلب، فإن النساء شقائق الرجال، فكما أن الرجال يجب عليهم أن يتعلموا من شريعة الله ما يقوم به دينهم، فكذلك النساء عليهن أن يتعلمن من شريعة الله ما يقوم به الدين، لأن الرجل والمرأة سواء في وجوب تعلم ما يحتاجون إليه في دينهم.

نعم لو تَضَمَّن هذا التعلُّم شيئا محرَّما، مثل أن تذهب المرأة إلى المدرسة مع السائق وحده، وليس مَحرَما لها، فحينئذ نقول: يجب أن تمنع هذه من الذهاب وحدها مع السائق الذي ليس بمحرم لها، ولكن مع ذلك لا نقول: إنه يحرم عليها أن تتعلم إذا اتخذت وسيلة مباحة.

أما بالنسبة لكِ فنقول : اصبري على ما حصل من الوالد، وقد يُفرج الله -تعالى- الأمر من وجه آخر بحيث يتبصر الوالد في أمره، ويستشير ذوي الرأي والدين، فيُغيّر الله الحال إلى حال أخرى، والإنسان إذا صبر واحتسب، وانتظر الفَرَج مِن الله -عز وجل- يَسَّر الله له ذلك، كما قال النبي عليه الصلاة والسلام : «وَاعْلَمْ أَنَّ فِي الصَّبْرِ عَلَى مَا تَكْرَهُ خَيْرًا كَثِيرًا، وَأَنَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ، وَأَنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْكَرْبِ، وَأَنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا».

فلا تنهري أعصابك، ولا يلحقك القلق، بل استعيني بالله واصبري، إن الله مع الصابرين.

مطالب مرتبط:

(۶۷۰۸) حکم نوشتن (بسم الله الرحمن الرحیم) بر تابلو سپس پاک کردن آن چیست؟

اشکالی ندارد که انسان بسمله (بسم الله الرحمن الرحیم) یا آیه‌ای از قرآن را بنوسید سپس بعد از اینکه منظور از نوشتن آن تمام شد، آن را پاک کند....

ادامه مطلب …

(۶۶۹۸) کفاره‌ی کوتاهی معلم در انجام وظایف و حکم صدقه از حقوق

نظر من این است که بر  او واجب می‌باشد به اندازه‌ای که کوتاهی کرده است، از حقوق خود به صندوق مدرسه واریز کند، اگر این امکان‌پذیر نیست، باید آن مبلغ را صدقه بدهد...

ادامه مطلب …

(۶۷۱۹) نظر شرع در مورد تقلب در درس انگلیسی چیست؟

برای دانش‌آموز جایز نیست در هیچ درسی تقلب کند، نه در انگلیسی و نه در سایر دروس که به او محول شده و اخذ مدرک به فهم این دروس وابسته است...

ادامه مطلب …

(۶۷۲۰) برخی دانشجویان در طول امتحانات تقلب می‌کنند، حکم آن چیست؟

برای دانشجو جایز نیست که در امتحانات تقلب کند، زیرا تقلب از گناهان بزرگ است چون رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده‌اند...

ادامه مطلب …

(۶۷۰۳) معلمی در پایان سال تحصیلی احساس کوتاهی می‌کند چه کاری باید برای جبران این کوتاهی انجام دهد؟

هیچ کاری نکند، زیرا زمان از دست رفته است اما شاید این شک و تردید ناشی از وسواس باشد تا زمانی که انسان هنگام انجام کارش معتقد است که آن را به نحو احسن انجام داده، پس بعد از آن نباید به شک و وسواس اهمیت دهد....

ادامه مطلب …

(۶۷۱۶) حکم شرعی حقوق به‌ دست آمده از مدرکی که در آن تقلب شده است

پاسخ من به این سوال این است که من در این مسئله توقف می‌کنم (فتوا نمی‌دهم) زیرا بر اساس مدرک مستحق حقوق می‌باشد و حقیقت این است که مدرک او جعلی است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه