پنج‌شنبه 20 ذیقعده 1447
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
7 می 2026

(۶۶۶۸) حکم شرعی در به‌کارگیری لعن و ناسزا در زبان عامیانه

(۶۶۶۸) سوال: در لغت عامیانه‌ی ما و هر لغتی بلا و مصیبتی وجود دارد و آن ناسزاگویی و فحش می‌باشد و مثال آن: انسان می‌گوید: الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پدر ابلیس را لعنت کند، جواب شما شیخ بزرگوار بر این چیست و از شما تشکر می‌کنم؟

جواب:

شایسته است که انسان زبان خود را بر کلمات پاک نافع تمرین دهد و از همه‌ی الفاظ دشنام و ناسزا پرهیز کند حتی در چیزهایی که برای او جایز است دشنام و ناسزا گوید چراکه شایسته نیست آن‌ها را به زبان آورد چه رسد به اموری که خیری در آن نیست مثل لعنت کردن ابلیس یا لعنت کردن پدر ابلیس یا مانند آن؟ لذا این شایسته نمی‌باشد بلکه آنچه شایسته است پناه بردن از شر شیطان به الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و بگوید: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم اما لعنت کردن او و دشنام دادنش را ابن قیم رَحِمَهُ‌الله در کتاب (زاد المعاد)[۱] ذکر می‌کند که شایسته نیست زیرا هنگامی که شیطان  ما را وسوسه می‌کند، امر به پناه بردن به الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شده‌ایم اما اگر بر علیه او دعا کردیم شاید خود را بالا ببرد و (وسوسه‌هایش را زیاد کند) اما پناه بردن از شر او به الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، برایش اهانت و ذلیل کردن او است و مشروع پناه بردن انسان به الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از شیطان رانده شده می‌باشد نه این‌که به او و پدرش لعنت کند.


[۱] زاد المعاد في هدي خير العباد (٢/۳۲٣).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: في لغتنا الدارجة (في كل لسان بلوى)، و هي بلوى الشتيمة، فمثال ذلك: يقول الإنسان: (لعن الله والدي إبليس)، فما ردَّ سماحتكم على هذا، وشكرًا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: ينبغي للإنسان أن يُمَرِّنَ لسانه على الكلمات الطيبة المثمرة النافعة، وأن يتجنب جميع ألفاظ السباب والشتائم، حتى فيما يجوز له أن يفعله من السباب والشتائم، فإنه لا ينبغي إطلاق لسانه فيها، فكيف في الأمور التي لا خير له فيها، مثل لعن إبليس، أو والدي إبليس، أو ما أشبه ذلك؟ فإن هذا لا ينبغي، بل إن الذي ينبغي هو أن يتعوذ الإنسان بالله من شر الشيطان فيقول: أعوذ بالله من الشيطان الرجيم، وأما لعنه وسَبُّه، فقد ذكر ابن القيم رحمه الله في (زاد المعاد)، أن ذلك مما لا ينبغي، لأننا أمرنا عندما يَنْزَغ الشيطان الإنسان بالاستعاذة بالله منه، وأما إذا دعونا عليه، فإنه قد يربو بنفسه ويزداد، وأما الاستعاذة بالله منه، فهي إهانة وإذلال له، فهذا هو المشروع أن يستعيد الإنسان بالله من الشطان الرجيم ولا يلعن الشيطان، وأبوي الشيطان.

مطالب مرتبط:

(۶۶۸۳) حکم شرعی به‌ کاربردن تعبیر «حرام است» در سخنان روزمره

آن چیزی که وصف تحریم را بر آن کرده است اگر از آن‌چیزی باشد که الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را حرام کرده همانطور که اگر بگوید: حرام است که این مرد در زنا واقع گردد و حرام است که انسان دزدی کند و مانند آن، وصف آن چیز به حرام صحیح است...

ادامه مطلب …

(۶۶۵۳) معنی غیبت و سخن‌چینی چیست؟

غیبت، یاد کردن برادرت با آنچه از آن خوشش نمی‌آید می‌باشد مثل این‌که در غیاب او بگویی: او فاسق است، در دین سهل‌انگار است یا در او فلان عیب‌های متعلق به بدن می‌باشد است یا فلان عیب‌هایی که متعلق به اخلاق می‌باشد، وجود دارد....

ادامه مطلب …

(۶۶۷۵) حکم تعریف و تمجید غیر واقعی برای خوشحال کردن دیگران

مهم آن است که وصف نمودن آن به خوب و نیکو، وصفی برای حرام نباشد که در این صورت اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

(۶۶۵۱) حکم عادی شمردن دروغ و غیبت در مجالس

کم شرعی غیبت حرام بودن آن است بلکه از گناهان کبیره می‌باشد...

ادامه مطلب …

(۶۶۸۲) بعضی مردم وقتی از کبوتر یا الاغ یا سگ یا مانند آن را ذکر می‌کنند، می‌گویند: أعزكم الله یا أکرمکم الله، حکم آن چیست؟

اشکالی ندارد زیرا این از عادت‌های رایجی است که برخواسته از ادب گوینده است ولی به نظر من اگر آن را ترک کند بهتر می‌باشد چون سلف صالح مانند این چیزها را ذکر می‌کردند و به مخاطب نمی‌گفتند: أعزك الله و أكرمك الله...

ادامه مطلب …

(۶۶۵۶) حکم غیبت کسی که نماز را ترک کرده است چیست؟

کسی که اصلا نماز نمی‌خواند (یعنی نه در مسجد و نه در خانه نماز نمی‌خواند) کافر است و از دین اسلام خارج شده و کافر غیبت ندارد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه