جمعه 18 شعبان 1447
۱۶ بهمن ۱۴۰۴
6 فوریه 2026

(۶۶۲۳) مسئولیت رعایت حقوق راه هنگام همراهی با دوستان

(۶۶۲۳) سوال: بعضی دوستانم که زیاد با آن‌ها نمی‌نشینم و بعضی از اوقاتم را با آن‌ها می‌گذرانم، گاهی از آن‌ها در مسیر، بعضی مخالفات دینی سر می‌زند و من به آن‌ها حقوق راه را برای کسی که در آن می‌نشیند، واجب است به آن ملزم باشد را یاد‌آور می‌شوم ولی آن‌ها لجبازی می‌کنند و می‌گویند: آن برای کسی که در راه می‌نشیند واجب است نه برای کسی که در آن راه می‌رود، نظر شما دراین‌باره چیست؟ و حدیثی که در این معنا می‌باشد چیست؟

جواب:

نظر ما در مورد آنچه ذکر کردند که حقوقی که در این‌باره آمده است درباره‌ی کسی می‌باشد که در راه می‌نشیند و نه برای کسی از آن عبور می‌کند، این است که صحیح می‌باشد چون حدیث در مورد کسی آمده که در راه می‌نشیند همانگونه که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «إِيَّاكُمْ وَالْجُلُوسَ فِي الطُّرُقَاتِ. قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَا لَنَا بُدٌّ مِنْ مَجَالِسِنَا نَتَحَدَّثُ فِيهَا. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم:  فَإِذَا أَبَيْتُمْ إِلَّا الْمَجْلِسَ فَأَعْطُوا الطَّرِيقَ حَقَّهُ. قَالُوا: وَمَا حَقُّهُ؟ قَالَ: غَضُّ الْبَصَرِ، وَكَفُّ الْأَذَى، وَرَدُّ السَّلَامِ، وَالْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ، وَالنَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ»[۱]: (از نشستن بر سرِ راه‌ها (و معابر عمومی) بپرهيزيد؛ اصحاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم عرض کردند: ‌ای رسول الله، چاره‌ای جز اين نداريم؛ زيرا می‌نشينيم و با هم صحبت می‌کنيم، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: حال که چنين است، پس حقّ راه را رعايت کنيد، پرسيدند: حقّ راه چيست؟ فرمودند: حفاظت چشم‌ها، اجتناب از اذيت و آزار رهگذران، دادن جواب سلام و امر به معروف و نهی از منکر).

این حقوق پنج‌گانه اگر چه در حدیث درباره‌ی کسی می‌باشد که در راه می‌نشیند ولی برای کسی که از راه عبور می‌کند نیز واجب است؛ لذا حفاظت از چشم‌ها، اجتناب از اذیت و آزار، جواب دادن سلام و امر به معروف و نهی از منکر برای هر کسی واجب است، بنابراین برای هر کسی واجب است که از اذیت و آزار اجتناب کند و نگاه خود را از چیزی که برای او جایز نیست، بپوشاند و جواب سلام را بدهد و امر به معروف و نهی از منکر نماید لذا اگر آن دوستانت چیزهایی که از آن نهی کردی را رها نمودند که برای تو و آن‌ها خیر است و اگر کارهای نیک انجام دادند و از بدی‌ها و زشتی‌ها دوری کردند، به دوستی‌ با آن‌ها ادامه بده اما اگر بر آنچه (از گناه قرار) دارند اصرار ورزیدند و آنچه الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از امثال این‌ها و مانند آن و بزرگ‌تر از آن را که حرام کرده است دست‌ برندارند، پس برای تو جایز نیست که با آن‌ها دوستی کنی چون همراه بودن با کسی که بدی را انجام می‌دهد، حکم فاعل آن بدی را دارد زیرا الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {وَقَدۡ نَزَّلَ عَلَیۡكُمۡ فِی ٱلۡكِتَـٰبِ أَنۡ إِذَا سَمِعۡتُمۡ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ یُكۡفَرُ بِهَا وَیُسۡتَهۡزَأُ بِهَا فَلَا تَقۡعُدُوا۟ مَعَهُمۡ حَتَّىٰ یَخُوضُوا۟ فِی حَدِیثٍ غَیۡرِهِۦ} [سوره النساء: ۱۴۰]: (و مسلماً (الله) در قرآن (این حکم) را بر شما نازل کرده که چون شنیدید (افرادی) آیات الله را انکار می‌کنند و آن را به ریشخند می‌گیرند با آنان ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند).

 در این مناسب دوست دارم آنچه برخی مردم از این حدیث می‌فهمند را ذکر کنم که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید: «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ»[۲]: (هریک از شما منکری دید باید آن را با دستش تغییر دهد، و اگر نتوانست با زبانش، و اگر نتوانست با قلبش، و آن ضعیف ترین ایمان است) برخی از مردم از این حدیث فهمیده‌اند کسی با شخصی که منکری انجام می‌دهد بشیند و در قلبش از آن منکر بدش بیاید پس از آن سالم مانده است در صورتی که این اشتباه می‌باشد چون کسی که قلبش از آن کراهت داشته باشد نمی‌تواند در آن مکان یا حالتی که از آن بدش می‌آید، بماند لذا اگر بدش می‌آید آنجا را ترک می‌کند چون که ترک کسی که فاعل منکر است، انکار با قلب می‌باشد زیرا (این) علامت آن است اما این که با آن‌ها بشینی و بگویی: من از آنچه انجام می‌دهند بدم می‌آید مخالف واقع می‌باشد یعنی نشستن تو با اهل منکر؛ بنابراین انکار قلبی امکان ندارد مگر این که مکان معصیت و کسی که آن معصیت را انجام می‌دهد ترک نمایی.


[۱] صحیح بخاری: كتاب المظالم والغصب باب أفنية الدور والجلوس فيها، والجلوس على ﴾ الصعدات، شماره (۲۳۳۳)، و صحیح مسلم: كتاب اللباس والزينة، باب النهي عن الجلوس في الطرقات، و شماره (۲۱۲۱).

[۲] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لي بعض الأصدقاء الذين كثيرا ما أجلس معهم، وأقضي بعض الوقت معهم، فيحدث أحيانا منهم بعض المخالفات الدينية في الطريق، فأُذَكَّرُهم بحقوق الطريق التي يجب الالتزام بها لمن جلس فيها، ولكنهم يكابرون ويقولون إنها واجبة على من جلس في الطريق، لا على من مشى فيها. فما رأيكم في هذا؟ وما هو الحديث الذي يتحدث عن هذا المعنى؟

فأجاب رحمه الله تعالى: رأينا في هذا أن ما ذكروه من أن هذه الحقوق إنما جاءت فيمن يجلس على الطريق لا فيمن يمر به صحيح، فهي جاءت فيمن يجلس على الطريق، حيث قال النبي – عليه الصلاة والسلام-: «إِيَّاكُمْ وَالجُلُوسَ عَلَى الطَّرُقَاتِ. فَقَالُوا: مَا لَنَا بُدٌ إِنَّمَا هِيَ تَجَالِسُنَا، نَتَحَدَّثُ فِيهَا. : قَالَ: «فَإِذَا أَبَيْتُمْ إِلَّا المَجَالِسَ، فَأَعْطُوا الطَّرِيقَ حَقَّهَا». قَالُوا: وَمَا حَقُّ الطَّرِيقِ؟ قَالَ: «غَضُّ البَصَرِ ، وَكَفُّ الأَذَى، وَرَدُّ السَّلَامِ، وَأَمْرٌ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهْيٌّ عَنِ المُنكَرِ».

وهذه الحقوق الخمسة، وإن كانت جاءت في الحديث فيمن جلس في الطريق، فإنها واجبة حتى على مَن مَرَّ بالطريق، فإنَّ غضَّ البصر، وكفَّ الأذى، ورد السلام والأمر بالمعروف والنهي عن المنكر، واجبة على كل أحد، كل أحد واجب عليه أن يَكُفَّ أذاه، وأن يَغُضّ بصره عما لا يجوز النظر إليه، وأن يَرُدَّ السلام، وأن يأمر بالمعروف، وأن ينهي عن المنكر. فهؤلاء الأصحاب إن امتثلوا ما نهيتهم عنه وتركوه، فهذا خير لك ولهم، وتستمر على صحبتهم إذا كانوا يأتمرون بالمعروف وينتهون عن المنكر، وأما إذا أَصَرُّوا على ما هم عليه، ولم يُقلعوا عما حرَّم الله عليهم من هذه الأشياء وأمثالها، وما هو أعظم منها، فإنه لا يجوز لك أن تصاحبهم، لأن مصاحب فاعل السوء، له حكم فاعله، لقوله تعالى ﴿ وَقَدۡ نَزَّلَ عَلَیۡكُمۡ فِی ٱلۡكِتَـٰبِ أَنۡ إِذَا سَمِعۡتُمۡ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ یُكۡفَرُ بِهَا وَیُسۡتَهۡزَأُ بِهَا فَلَا تَقۡعُدُوا۟ مَعَهُمۡ حَتَّىٰ یَخُوضُوا۟ فِی حَدِیثٍ غَیۡرِهِۦ ﴾ [النساء: 140].

وبهذه المناسبة أود أن أذكُرَ ما يفهمه بعض الناس من قول النبي صلى الله عليه وسلم: «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ». حيث إن بعض الناس فَهِم مِن هذا الحديث أن من جلس مع من يفعل المنكر، وهو كاره لهذا المنكر بقلبه، فإنه قد سَلِمَ منه، وهذا فهم مخطئ، لأن من كره بقلبه لا يمكن أن يبقى في مكان، أو في حال يكرهها، ولو صدق لفارقهم، فمفارقة الإنسان لفاعل المنكر هو الإنكار بالقلب، لأنه علامته، وأما أن تجلس معهم، وتقول: أنا أكره ما يفعلون. فهذا يخالفه الواقع، وهو جلوسك مع أهل المنكر، فلا يمكن الإنكار بالقلب إلا بمفارقة مكان المعصية، ومن يمارس هذه المعصية.

مطالب مرتبط:

(۶۶۲۹) حکم شوخی‌های مکرر جوانان در جمع و بررسی آثار گناه آن

اگر این شوخی حق می‌باشد یعنی متضمن دروغ و مسخره به کسی نمی‌باشد و فقط خوشحالی و نشاطی برای شادمانی برادران و دوستانش است، اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

(۶۶۱۶) آیا این صحیح است: که خوابیدن بعد از نماز صبح جایز نمی‌باشد؟ زیرا بعد از فجر روزی تقسیم می‌گردد،

بهتر این است که انسان بعد از نماز صبح به ذکر از قرائت قرآن، تسبیح یا تهلیل یا تحمید و غیر آن که انسان را به الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزدیک می‌گرداند مشغول گردد...

ادامه مطلب …

(۶۶۱۳) حکم شرعی استفاده از روزنامه به عنوان سفره با وجود اسماء الهی و احادیث در آن

اگر دانسته شود که در این روزنامه‌ها آیاتی از قرآن یا اسم‌هایی از اسماء الله یا برخی احادیث وجود دارد جایز نیست که از آن برای خوردن یا نشستن بر آن یا مانند آن استفاده کرد ...

ادامه مطلب …

(۶۶۱۰) آیا دور ریختن باقی‌مانده‌ی غذا در فاضلاب درست است؟

این از مواردی می‌باشد که شایسته نیست شست‌شویی دستان و ظرف که با غذا همراه می‌باشد را همراه با کثیفی‌ها و نجاست‌ها نمود ...

ادامه مطلب …

(۶۶۲۰) برخی مردم بعد از خمیازه می‌گویند: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، آیا این وارد گشته است؟

(در نصوص) وارد نشده است هنگامی که انسان خمیازه بکشد، بگوید: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بلکه چیزی که وارد شده این است که انسان خمیازه‌اش را در حد توان مخفی کند و اگر نتواند دستش را جلوی دهانش بگیرد...

ادامه مطلب …

(۶۵۹۱) نظرتان در مورد کسی که سلام نمی‌کند مگر با صدایی پایین یا با صدایی که از او شنیده نمی‌شود جیست؟

افشای سلام یعنی اظهار و إعلان آن، پس شکی نیست کسی که سلام را به گونه‌ای می‌کند که فقط صدای سوتی از او شنیده می‌شود، افشایی که شایسته‌ی سلام بوده را به جا نیاورده است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه