چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

(۵۳۹۰) حکم ظهار مشروط

(۵۳۹۰) سوال: من مردی هستم که ازدواج کردم و خانواده‌ای را اداره می‌کنم و خواستم که برای کسب روزی حلال از کشورم بروم ولی نتوانستم که هزنیه سفر را پرداخت کنم و همسرم کمی زیور آلات داشت که به من داد تا آن بفروشم که با پول آن بتوانم سفر کنم و این با رضایت و اختیار خودش بوده است و قبل از که این سفر کنیم من و همسرم رفتیم تا خانواده‌اش را زیارت کند اما وقتی پدرش طلا را در همسرم ندید و از او سوال کرد که کجاست؟ و او نیز آن را با خبر ساخت و از دختر خشمگین شد و قسم خورد در حالی که مادرش (مادر همسرم) نشسته بود و گفت: یکی از شما امشب طلاق است و وقتی من این را دانستم به همسرم گفتم: تو بر من حرام هستی تا وقتی که طلاهایت را برایت بیاورم سپس سفر کردم و ۱۸ ماه کار کردم سپس در مرخصی به کشورم برگشتم و طلایش را برایش نیاوردم و همسرم را در خانه‌ام یافتیم و با او همبستر شدم، اول این که حکم طلاق پدر زنم به یکی از کسانی که آنجا نشسته بودند یعنی زن و دخترش چیست؟ و حکم حرام کردن او از جانب من و همبستر شدن با او قبل از حاضر کردن طلاها چیست؟ و آیا پدر زنم حق اعتراض در اموری مثل این که خاص دخترش و شوهر اوست را دارد؟

جواب:

در حقیقت شایسته است که انسان در هنگام خشم خود را کنترل کند همانطور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است: «لَيْسَ الشَّدِيدُ بِالصُّرَعَةِ ، إِنَّمَا الشَّدِيدُ الَّذِي يَمْلِكُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ»[۱]: (توانمند (پهلوان) آنيست كه نيرومندان را بر زمين بيفكند؛ بلكه توانمند (پهلوان) كسى است كه بتواند در هنگام خشم خود را كنترل كند): و : «أَنَّ رَجُلًا قَالَ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : أَوْصِنِي ؟ قَالَ : ” لَا تَغْضَبْ “. فَرَدَّدَ مِرَارًا، قَالَ : ” لَا تَغْضَبْ»[۲] : (مردى به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گفتند: مرا نصيحت كنيد، فرمودند: خشمگين نشويد، آن مرد چندين بار آن را تكرار كرد، فرمودند: خشمگين نشويد).

شکی نیست که عصبانیت پدر زنت و تو شایسته نیست لذا انسان شایسته است که در هنگام خشم قوی باشد و خود را کنترل کند و قول پدر زنت که گفته است: یکی از شما طلاق است، همسر تو طلاق داده نمی‌شود چون که او مالک طلاقش نیست.

و حرام کردن او تا این‌که طلاها را بیاوری نیز خطایی از جانب توست و حکم آن حکم قسم است زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {یَـٰۤأَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَاۤ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَۖ تَبۡتَغِی مَرۡضَاتَ أَزۡوَ ٰ⁠جِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ* قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَیۡمَـٰنِكُمۡۚ وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡ} [سوره التحريم: ۱-۲] : (ای پیامبر! چرا چیزی را که الله بر تو حلال کرده است به خاطر خشنودی همسرانت (بر خود) حرام می‌کنی؟! و الله آمرزندۀ مهربان است* به راستی الله (راه) گشودن سوگندهای‌تان را برای شما مقرر داشته است): پس الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تحریم را قسم محسوب کرد.

و بر همین اساس الان کفاره‌ی قسم بر تو واجب است از جهتی که قبل از آوردن طلا با همسرت همبستری شدی و کفاره‌ی قسم نیز همانطور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است غذا داده به ۱۰ مسکین یا لباس دادن به آن‌ها یا آزاد کردن برده است و نصیحت من به تو این است که سریع واکنش نشان ندهی و خشمگین نگردی.

اما به نسبت خشم پدر زنت که از طلا دادن دخترش عصبانی شده نیز شایسته نیست و همچنین مادامی که دخترش عاقل و بالغش است نمی‌تواند که جلوی تصرف دختر خود در مالش را بگیرد بلکه او آزاد است و می‌تواند برای مال خود تصمیم بگیرد مخصوصا که به شوهر خود داده است که بتواند سفر کند تا هزینه‌ی زندگی او و فرزندانش را بپردازد.


[۱] رواه البخاری (۶۱۱۴)و مسلم (۲۶۰۹).

 [۲] رواه البخاری (۶۱۱۶)    

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا رجل متزوج، وأعول أسرة، وقد رغبتُ في السفر من بلدي بحثًا عن الرزق الحلال ولكني لم أكن أستطيع دفع تكاليف إجراءات السفر، وكانت زوجتي تمتلك شيئًا من الحلي الذهبية، فأعطتني إياها لكي أبيعها، وأستفيد من ثمنها لذلك الغرض، وكان ذلك برضاها واختيارها، وقبل أن نسافر ذهبنا أنا وهي إلى زيارة أهلها، فلما لم ير والدها الذهب عليها، فسألها: أين هو ؟ فأخبرته بما حصل، فغضب منها، وحلف وكانت أمها جالسة قائلًا: إحداكن طالق هذه الليلة. فلما علمتُ أنا بذلك قلتُ: لزوجتي أنت محرمة عليَّ حتى أحضر لك ذَهَبَكِ. ثم سافرتُ، وعملت مدة ثمانية عشر شهرا، ثم عدت إلى بلدي في إجازتي، ولم أخضر لها ذَهَبَها، ووجدتُها في بيتي وعاشرتها، فما الحكم أولا في تطليق والد زوجتي لإحدى الجالستين زوجته أو ابنته؟ وما الحكم في تحريمي لها، ومعاشرتي قبل أن أحضر لها الذهب؟ وهل من حق والد زوجتي الاعتراض في مثل هذا الأمر الذي هو خاص بين ابنته وزوجها؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الحقيقة أنه ينبغي للإنسان أن يَمْلِك نفسه عند الغضب، كما قال النبي صلى الله عليه وسلم: «لَيْسَ الشَّدِيدُ بِالصُّرَعَةِ، إِنَّمَا الشَّدِيدُ الَّذِي يَمْلِكُ نَفْسَهُ عِنْدَ الغَضَبِ». وجاءه رجل فقال: يا رسول الله، أَوْصِنِي، قَالَ: «لا تَغْضَبْ». فَرَدَّدَ مِرَارًا، قَالَ: «لَا تَغْضَبْ».

ولا ريب أن غضب والد زوجتك وغضبك أنت لا ينبغي، فالإنسان ينبغي أن يكون عنده من القوة ما يجعله يملك نفسه إذا غضب، وقول أبي زوجتك : إحداكما طالق. لا تطلق به زوجتك؛ لأنه لا يملك طلاقها.

وتحريمك إياها حتى تحضر لها الذهب هذا خطأ منك أيضًا، وحكمه حكم اليمين؛ لقوله تعالى: ﴿ یَـٰۤأَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَاۤ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَۖ تَبۡتَغِی مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ* قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَیۡمَـٰنِكُمۡۚ وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡ ﴾ [التحريم: ١-٢]. فجعل الله تعالى التحريم يمينًا.

وعلى هذا فإنه يجب عليك الآن كفارة يمين؛ حيث إنك استحللت زوجتك قبل أن تأتي إليها بالذهب وكفارة اليمين هي كما قال الله -عز وجل-: إطعام عشرة مساكين، أو كسوتهم، أو تحرير رقبة. ونصيحتي لك ألا تكون متسرعًا ولا غاضبًا.

أما بالنسبة لكون أبي زوجتك يغضب لإعطاء زوجتك الذهب فهذا لا ينبغي منه أيضًا، وهو لا يملك الحجر على ابنته، ما دامت ابنته عاقلة بالغة رشيدة فإنه لا يملك الحجر عليها، فهي حرة تتصرف في مالها، لا سيما أنها أعطته زوجها الذي سافر من أجل حصول المعيشة لها ولأولادها.

مطالب مرتبط:

(۵۳۹۷) حکم اطلاق عبارات محبت‌آمیز همسر به شوهر در قالب نسبت‌های محرم

این کلام او را بر تو حرام نمی‌کند چون قول او: تو پدر و برادرم هستی و مانند آن یعنی تو در نزد من در کرامت و رعایت به منزله‌ی برادر و پدرم هستی و مراد او تحریم تو به مانند پدر و برادرش نیست....

ادامه مطلب …

(۵۳۹۲) اگر بین زوجین خصومتی پیش بیاید و زن، شوهرش را بر خود حرام کند آیا تأثیری دارد؟

این که زن، شوهرش را برخود حرام کند حکم قسم به خود می‌گیرد یعنی اگر بعد از آن با شوهرش همبستری کرد بر زن واجب است که کفاره‌ی قسم را بپردازد چون در عموم این قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ وارد است...

ادامه مطلب …

(۵۳۹۵) حکم شرعی ظهار و کفاره واجب در صورت تأخیر در پرداخت صدقه

آن لفظی که شوهرت بر تو به کار برده است طلاق نیست و ظهار است چون گفته است: تو مانند مادر و خواهرم بر من حرامی و ظهار نیز همانطور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را وصف کرده است قول زشت و دروغی است و شوهرت باید از کاری که کرده است توبه کند و برایش حلال نمی‌باشد که از تو کام‌ جوید مگر تا وقتی که آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امر کرده است را انجام دهد....

ادامه مطلب …

(۵۳۸۵) کفاره ظهار در صورت عجز از انجام آن

این‌که قبل از دادن کفاره با همسرت همبستری نمودی، چیزی بر گردن تو نیست اگر که تنگ دست بودی بلکه اکثر اهل علم می‌گویند جایز است...

ادامه مطلب …

(۵۳۸۴) حکم زوجه در صورت تحقق ظهار مشروط و تأخیر در ادای کفاره از سوی شوهر

اگر قصد مرد از گفتن: تو بر من به مانند مادر و خواهرم همبستری با تو بر من حرام است، حرام کردن او است پس بی شک ظهار کرده و جایز نیست که با او همبستری کند..

ادامه مطلب …

(۵۳۸۶) حکم ظهار و شروط بازگشت همسر پس از اختلاف با مادر شوهر

قول تو: او را مثل مادرم (در همبستری) قرار دادم، حرام است و جایز نیست ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه