جمعه 28 ذیقعده 1447
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
15 می 2026

(۵۳۶۱) حکم الفاظ کنایه‌آمیز طلاق در حالت عصبانیت همراه با نیت طلاق

(۵۳۶۱) سوال: هنگامی که بین مرد و زنی خصومت شدت گرفته است مرد به زنش در حالت عصبانین می‌گوید: خارج شو یا برو یا من از تو برئ هستم و با آن نیت طلاق را می‌کند سپس از آن صرف نظر کرده و می‌گوید از روی جهل بوده و نمی‌دانسته است که در آن حرام یا لَغوی است و همیشه این را تکرار می‌کند، حکم این در شریعت چیست؟

جواب:

قبل از جواب دادن به این سوال دوست دارم به نکته‌ای اشاره کنم که شایسته است وقتی کسی از عالمی از علماء سوال می‌کند عبارت حکم آن در شرع چیست را مقید کند و بگوید: حکم شرع در نظر شما چیست یا در رأی شما یا نزد شما و مانند آن؟ چون این عالمی که جواب می‌دهد براساس نظر خود جواب می‌دهد و ممکن است موافق شرع باشد و ممکن است نباشد همانطور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که فرمودند: «إِذَا حَكَمَ الْحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَصَابَ، فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا حَكَمَ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَخْطَأَ، فَلَهُ أَجْرٌ»[۱]: (هرگاه قاضی حکم کند، اگر در اجتهاد خود مصیب باشد دو پاداش و اگر در اجتهاد خود به خطا رود، یک پاداش خواهد داشت).

این حدیث دلالت می‌کند که مجتهد برای رسیدن به حکم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ممکن است خطا کند و ممکن است درست اجتهاد کند لذا اگر او خطا کند مقتضای آن  (جمله) این است که این خطا در شرع است لذا باید به امور مانند این توجه نمود.

اما جواب سوال ایشان که این مرد می‌گوید: در حالت عصبانیت و خصومت به همسر خود گفته است: خارج شو، برو و مانند آن از کلماتی که مراد او از آن طلاق بوده است پس وقتی او با این کلمات مرادش طلاق بوده است پس طلاق واقع می‌شود چون طلاق لفظی نیست که با آن شارع (الله) را عبادت کنیم یعنی به گونه‌ای باشد که از آن تجاوز نکنیم بلکه طلاق همان جدایی همسر است که با هر لفظی که انسان نیت آن را بکند، حاصل می‌شود.

لذا می‌گوییم: با این کلماتی که با آن نیت طلاق را کرده است، طلاق واقع می‌شود چون کلمات دلالت بر جدایی می‌کنند و او نیز نیت طلاق کرده است و از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که فرموده است: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ، وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى»[۲]: (همه‌ی اعمال بستگى به نيت آنها دارد، و براى هر فردى آنچه كه نيت كرده حاصل مى گردد): لذا این بدون شک با نیت او این کلمات دلالت بر جدایی می‌کند چون لفظ محتمل است و علماء رحمهم الله الفاظ طلاق را به دو قسمت، تقسیم کرده‌اند:

اول: صریح: احتمالی غیر از طلاق ندارد مثل: تو طلاق هستی یا تو را طلاق دادم یا تو طلاق داده شده‌ای یا مانند آن.

دوم: کنایه: احتمال طلاق و غیر طلاق را دارد و در این حالت طلاق واقع نمی‌شود مگر این نیت طلاق را بکند زیرا وقتی احتمال طلاق و غیر طلاق را دارد یقینا ما به چیزی که احتمال دارد او را ملزم نمی‌کنیم مگر این که یکی از آن دو احتمال را نیت کرده باشد که در این صورت هر آنچه نیت کرده است و این برای حدیثی است که کمی قبل به آن اشاره کردیم.

و در این ناسبت دوست دارم که برادران مسلمانم را از عصبانیت بر حذر دارم زیرا عصبانیت آثار بدی دارد که انسان بعد از آن پشیمان می‌شود و پشیمانی بعد از آن فایده ندارد و در صحیح بخاری ثابت است که: «أَنَّ رَجُلًا قَالَ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : أَوْصِنِي ؟ قَالَ : ” لَا تَغْضَبْ “. فَرَدَّدَ مِرَارًا، قَالَ : ” لَا تَغْضَبْ »[۳]: (مردى به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گفتند: مرا نصيحت كنيد، فرمودند: خشمگين نشويد، آن مرد چندين بار آن را تكرار كرد، فرمودند: خشمگين نشويد): لذا هر وقت انسان احساس عصبانیت و خشم نمود به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از شیطان رانده شده پناه برد و اگر ایستاده، بنشیند و اگر نشسته، دراز بکشد و اگر عصبانیت او شدت گرفت پس وضو بگیرد که آن از چیزی است عصبانیت و خشم را از بین می‌برد.

چقدر انسان‌هایی بودند که از روی خشم همسر خود را طلاق داده‌اند یا از روی خشم فرزندان خود را سخت زده‌اند یا چیزی از مالشان را تلف کرده‌اند و بعد پشیمان شده‌اند در صورتی که دیگر پشیمانی فایده ندارد لذا انسان باید اعصابش را کنترل کند و در اراده و عزم خود قوی باشد همانطور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است: «لَيْسَ الشَّدِيدُ بِالصُّرَعَةِ ، إِنَّمَا الشَّدِيدُ الَّذِي يَمْلِكُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ»[۴]: (توانمند (پهلوان) آنيست كه نيرومندان را بر زمين بيفكند؛ بلكه توانمند (پهلوان) كسى است كه بتواند در هنگام خشم خود را كنترل كند).


[۱] رواه البخاری (۷۳۵۲) و مسلم (۱۷۱۶).

[۲] رواه البخاری (۱).

[۳] رواه البخاری (۶۱۱۶).

[۴] رواه البخاری (۶۱۱۴)و مسلم (۲۶۰۹).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: رجل قال لزوجته عندما اشتد بينهما الخصام: اخرجي أو اذهبي، أو إني بريء منكِ. عند الغضب، ينوي به الطلاق، ثم عدل عن هذا، ويقول بأن هذا عن جهل، ولم يعلم بأن فيه تحريما، أو لغوا، ودائما يقول هذا مرارا، فما حكم الشرع في هذا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: قبل أن نجيب على سؤال السائل أحب أن أنبه على أنه ينبغي للسائل إذا وَجه سؤالًا إلى عالم من العلماء أن يُقيد مثل هذه الكلمة، أعني قوله: ما حكم الشرع؟ فيقول: ما حكم الشرع في رأيك، أو في نظرك، أو عندك، أو ما أشبه ذلك؟ وذلك لأن هذا العالم الذي يجيب بما يرى أنه هو الشرع قد يوافق الشرع، وقد لا يوافقه، كما ثبت ذلك عن النبي صلى الله عليه وسلم في قوله: «إِذَا حَكَمَ الحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَصَابَ فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا حَكَمَ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَخْطَأَ فَلَهُ أَجْرٌ».

فإن هذا الحديث يدل على أن الإنسان المجتهد للوصول إلى حكم الله قد يصيب، وقد يخطئ، فإذا أخطأ فمقتضى ذلك أن يكون الخطأ في الشرع، فأرجو الانتباه لمثل هذا.

وأما الجواب على سؤاله فإن هذا الرجل يقول: إنه في حال الغضب والخصومة مع زوجته يقول لها اخرجي اذهبي وما أشبه ذلك من الكلمات يريد بها الطلاق، وهو إذا قال ذلك مريدا به نية الطلاق فإن الطلاق يقع؛ وذلك لأن الطلاق ليس له لفظ تَعبَّدَنا الشارع به؛ بحيث لا نتجاوزه، بل الطلاق هو فراق الزوجة، وهو حاصل بأي لفظ كان إذا نواه الإنسان.

وعليه فنقول: إن الطلاق يقع عليه بهذه الكلمات إذا كان نوى بها الطلاق؛ لأنها كلمات تدل على الفراق وقد نواه، وقد ثبت عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: «إِنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى». فهذه الكلمات تدل-بلا شك- على الفراق بنِيَّتِهِ؛ لأن اللفظ يحتمله، وقد قسم العلماء -رحمهم الله – ألفاظ الطلاق إلى قسمين:

أولا: الصريح: ما لا يحتمل سوى الطلاق؛ مثل: أنت طالق، أو قد طلقتك، أو أنت مطلقة، أو ما أشبه ذلك.

ثانيا: الكناية: ما يحتمل الطلاق وغيره، وهذا لا يقع به الطلاق إلَّا إذا نواه؛ لأنه لما كان محتملا للطلاق وغيره فإننا لا نُلْزِمه بشيء يكون فيه الاحتمال إلا إذا نوى أحد المحتملين، فإذا نوى أحد المحتملين فله ما نوى؛ للحديث الذي أشرنا إليه آنفًا. وبالمناسبة أود أن أحذر إخواني المسلمين من الغضب؛ لأن الغضب له آثار سيئة يندم عليها الإنسان حين لا ينفع الندم، وقد ثبت في صحيح البخاري أن رجلا قال: يا رسول الله، أَوْصِنِي. قَالَ: «لَا تَغْضَبْ». فَرَدَّدَ مِرَارًا، قَالَ: «لَا تَغْضَبْ». فإذا أحسّ الإنسان بالغضب فليستعذ بالله من الشيطان الرجيم، وإن كان قائما فليقعد، وإن كان قاعدًا فليضطجع، فإن اشتد به الغضب فليتوضأ، فإن ذلك مما يزيله.

وكم من إنسان غضب فطَلَّق زوجته، أو غضب فضرب أولاده ضربًا مُبرِّحًا، أو غضب فأتلف شيئًا من ماله فحصل بذلك الندم حين لا ينفع الندم، فعلى الإنسان أن يكون مالكًا لأعصابه ، قويًّا في إرادته وعزيمته، كما قال النبي صلى الله عليه وسلم: «لَيْسَ الشَّدِيدُ بِالصُّرَعَةِ، إِنَّمَا الشَّدِيدُ الَّذِي يَمْلِكُ نَفْسَهُ عِنْدَ الغَضَب».

مطالب مرتبط:

(۵۳۶۹) حکم طلاق پنهانی بدون اعلام به زوجه و مراجع قضایی

بله صحیح است که بدون شهود و بدون دادگاه، طلاق دهد و صحیح است که در عده بدون شهود و بدون دادگاه به زنش رجوع کند ولی شکی نیست که افضل آن است که شاهد بگیرد...

ادامه مطلب …

(۵۳۶۳) حکم طلاق در صورت ارسال پیام و نوار صوتی

طلاق آخر تو که اگر نیت تو از گفتن: باید از خانه خارج شوی، طلاق بوده است پس طلاق بر او واقع شده است...

ادامه مطلب …

(۵۳۶۴) آیا لعن همسر در عصبانیت، پیوند ازدواج را می‌شکند؟

لعنت کردن همسرش که لعنت کردن مسلمانی است حرام می‌باشد بلکه لعنت کردن کافر معین نیز حرام است و برای هیچ کس جایز نیست که شخص معینی را لعنت کند زیرا معنای لعنت، دوری و طرد از رحمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌باشد....

ادامه مطلب …

(۵۳۶۰) حکم کنایه در طلاق و آثار رجوع پس از انقضای مدت عدّه بدون وقوع طلاق علنی

دوست دارم که به این برادر سوال کننده و دیگر شنوندگان گوش‌زد کنم که طلاق امر آسانی نیست که با یک کلمه یا با کمترین خشم رخ دهد و مشروع این است که مرد بر نفس خود توانا باشد و خشم خود را فرو برد...

ادامه مطلب …

(۵۳۵۸) حکم شرعی استفاده از الفاظ کنایه‌آمیز با نیت طلاق

اگر به زن خود گفته است: تو را طلاق داده‌ام و بعدا ورقه‌ی طلاق برای تو می‌آید پس در این صورت طلاق واقع شده است...

ادامه مطلب …

(۵۳۶۵) حکم نیت طلاق در غیاب تلفظ و اقدام

شایسته است که هر کاری می‌خواهد بکند در آن تعقل کند مخصوصا در امور خطرناک مثل این یعنی طلاق..

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه