(۵۳۵۳) سوال: من دختری را چهار سال قبل از روستایمان خواستگاری کردم و شروط و مهریهها در روستای ما بسیار زیاد است و مهریه به ۱۳۰هزار رسال میرسد و من نیز با همین مبلغ مذکور ازدواج کردم ولی از سوی دولت و مشایخ روستای مجاور قراری در مورد شروط و مهریهها زنان تعیین شد و بر مبلغ ۵۰ هزار ریال توافق کردند ولی روستای ما به این پایبند نشدند و هر ولی و سرپرست دختری خواست که دختر خود را از روی طمع در مال با مهریهها ۱۳۰ هزار ریال به ازدواج در آورد و من نیز با همین مبلغ ازدواج کردم چون هیچ کس را از روستای خود با مهریهی کم پیدا نکردم و امرم را به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ سپردم و ازدواج کردم ولی دادگاه امور زنان و مردان از کسانی که ازدواج کردند و میکنند، خواست که قسم بخورند که مبلغی بالاتر از آنچه اتفاق شده است نمیپردازند و نمیگیرند و از من نیز قسم خواستند و به من گفتند که بگو: بالله العظیم، و من نیز بعد از آن تکرار میکردم تا جایی که گفت: همسر تو از سرت طلاق است، من نیز گفتم ولی نیت طلاق نداشتم و ما نیز مبلغ بالاتر از مبلغ اتفاق شده پرداخت کردیم، سوالم این است: آیا این طلاق محسوب میگردد؟ و با آن چندتا حساب میگردد؟ یا چه محسوب میشود؟
جواب:
ظاهر این است که طلاق محسوب نمیگردد چون مقصود از آن تأکید خبری بوده است که خبر دادی که بیشتر از آنچه دادگاه دعیین کرده است بیشتر نبوده باشد لذا در این صورت طلاق محسوب تمیگردد چون از اگر قصد آن از طلاق، تشویق یا منع یا تصپیق یا تکذیب باشد، بر اساس قول راجح از اقوال اهل علم، حکم قسم را دارد.
و بر همین اساس همسر تو طلاق نیست و همسر تو میباشد و اگر بر این قسم مجبور بودی، همچنین گناهی نیز بر تو نیست و کفاره نیز واجب نمیباشد چون از شروط وجوب کفارهی یمین، این است که قسم بر امری در آینده باشد اما قسم بر امری گذشته، کفاره ندارد و گناه دارد اگر که با آگاهی به دروغ خود، دروغ گفته است و راست گفته یا براساس غالب ظن خود قسم، خورده است گناهی ندارد.
آیا بالا بودن مهریه تا این حد، سخت کردن امور ازدواج و مانند آن نیست؟
جواب: شکی نیست که بالا بودن مهریهها از اسباب کم بودن ازدواج است در صورتی که شایسته است ازدواج زیاد باشد تا امت و نسل آن زیاد گردد و با آن خیر حاصل گردد و برای همین برای عموم مسلمانان شایسته است که تا جایی که امکان دارد مهریهها را کم کنند چون در زیاد کردن مهریهها مفاسدی است:
اول: خلاف سنت است لذا اهل علم میگویند: در مهریه کم بودن آن سنت است.
دوم: سبب حرمان برکت است چون از برکت نکاح این است که تدارکات آن آسان و کم باشد.
سوم: بالا بودن مهریه سبب ماندن و نگه داشته شدن زن با وجود معاشرت بد میشود چون اگر مرد بداند که فقط زن با مهریه ی بالا پیدا میگردد و او نیز آن مهریها زیاد را به این همسر پرداخت کند پس با او میماند اگرچه زندگی بدی با او داشته باشد و در این خستگی روحی و بدنی ظاهر است و تقریبا هیچ وقت او را طلاق نمیدهد ولی اگر مهریهها کم بود میتوانست طلاق دهد اگر که دو همسر را باهم نکند.
چهارم: زیاد بودن مهریه در هنگامی که زندگی بین آنها بد باشد و امکان ماندن کنار هم برای آنها وجود نداشته باشد و شاید برای خلع این شوهر طلب کند که هر آنچه داده است را برگرداند سپس همسر و خانوادهاش را به پرداخت آن مبلغ زیاد مکلف کند و شاید ایشان نیز نتوانند که آن را پرداخت کنند.
اینها از مفاسد زیاد بودن مهریهها است و دوست دارم که عانهی مسلمانان نهایت حرص را در پایین آوردن مهریهها داشته باشند و این امر را بزرگان و رؤسا و کسانی که دارای جاه و مقام هستند شروع کنند تا مردم نیز در آن از آنها پیروی کنند لذا مردم وقتی دیدند که بزرگان و صاحب مقامان مهریهها را کم کردند، از ایشان در این پیروی میکنند و در این اموری مثل این مجرد گفتن یا نوشتن کافی نیست بلکه نفعی که تأثیر جدی داشته باشد نمیگذارد مگر اینکه با انجام آن باشد لذا وقتی مردم صحبت بگویند که فلانی با این مهریهی کم ازدواج کرده است و او از بزرگان و رؤسا و صاحب مقامان است، برای ایشان نیز بعد از آن آسان میشود که با مهریهی کم به ازدواج در آورند.