(۵۲۵۹) سوال: یک سال و دو ماه است و من نمیتوانم با سوهرم زندگی کنم و او را دوست ندارم به سبب خصلتهایی زیادی دارد که من آن را دوست ندارم و حلی برای آن پیدا نکردهام و چیزی که مرا عذاب میدهد این است که تا الان نتوانستهام با او زندگی کنم و من نمیتوانم که او شوهر من باشد و همچنین نمیتوانم که زن نیکی باشم که هر مردی تمنای آن ا دارد بلکه بر عکس برای او همسری خواهم بود که نافرمان است و کسی تمنای آن را ندارد و من الحمدلله متدین هستم ولی نمیتوانم و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میداند که تلاش کردهام ولی از روز اول ازدواجمان ناموفق بودهام و من او را دوست ندارم و نمیتوانم او را تحمل کنم ولی تلاش کردهام که شتاب نورزم و صبر کنم و یک سال و دو ماه از ازدواجم میگذرد ولی چیزی تغییر نکرده است و اگر به من بگویید که صبر کن و با او زندگی کن و من در ادا نکردن حق او در گناه میافتم و من نیازی به این گناه و معصیتها ندارم و من تحمل این مرد را ندارم آیا درخواست طلاق کنم مخصوصا که فرزندی روزی ما نشده است؟
جواب:
میگویم که این حالت بر بسیاری از زنان پیش میآید؛ بین او و شوهرش توافق و انسجام صورت نمیگیرد و او میترسد که حدود الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را در حق سوهرش به جا نیاورد و این در عهد رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نیز واقع گشت و زن قبول کرد که مهریه را به شوهرش بازگرداند لذا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به شوهر او امر کرد که مهریه را قبول کند و او را طلاق دهد.
و آن زن، همسر ثابت بن قیس بن شماس رَضِيَاللهُعَنْهُ بود که نزد رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم رفت و گفت: «يَا رَسُولَ اللَّهِ، ثَابِتُ بْنُ قَيْسٍ مَا أَعْتِبُ عَلَيْهِ فِي خُلُقٍ وَلَا دِينٍ، وَلَكِنِّي أَكْرَهُ الْكُفْرَ فِي الْإِسْلَامِ»[۱] : (ای رسول الله، از اخلاق و ديانت ثابت بن قيس گِلايه ندارم. ولی من کفر در اسلام را دوست ندارم): یعنی میخواهد که از او جدا گردد چون که از کفر در اسلام میترسد و علماء گفتهاند مراد از کفر در اسلام ناسپاسی شوهر است نه کفر به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و برای همین گفت: کفر در اسلام و کفر در اسلام ممکن نیست مگر کفر اصغر لذا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به او فرمود: «أَتَرُدِّينَ عَلَيْهِ حَدِيقَتَهُ ؟ “. قَالَتْ : نَعَمْ. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ” اقْبَلِ الْحَدِيقَةَ وَطَلِّقْهَا تَطْلِيقَةً» : (آيا باغش را به او بر می گردانی؟» گفت: بله. رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم خطاب به ثابت بن قيس فرمود: باغ را قبول كن و او را يك طلاق بده): لذا هنگامی زن نتواند بر شوهر خود صبر کند و از این بترسد که حدود الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ که بر او در حق شوهرش واجب است را به جا نیاورد، اشکالی ندارد که درخواست طلاق کند.
و این مشکل در این زمان زیاد گشته است و سبب آن والله أعلم این است که زوجین حق یکدیگر را ادا نمیکنند پس قلوب از هم متنفر میشوند و دشنام و لعنت کردن زیاد میگردد و چه بسا به دشنام به پدران و مادران نیز برسد العیاذ بالله و چه بسا به زدنی هم برسد که شرع بدان اجازه نداده است و خلاف و درگیری رخ دهد لذا نصحیت من به زوجین این است که تقوای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را در حق خود و همسرشان رعایت کنند و حق او را به جا بیاورند و هنگامی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ دانست آنها آشتی بین خود را میخواهند، آنها را موفق میگرداند.
[۱] رواه البخاری (۵۲۷۳).