چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۵۲۴۶) حکم بیزاری شوهر از همسر صالحه و ترک ادای حقوق واجب

(۵۲۴۶) سوال: مردی از زن خود بدش می‌آید و آن زن تمام حقوق واجب را به جا می‌آورد و نیازهای شوهرش را استجابت می‌کند ولی او از زن خود بدش می‌آید و واجبی که بر گردن او در قبال زن خود دارد را به جا نمی‌آورد، این زن چکار باید بکند؟

جواب:

کراهت و محبت به اختیار انسان نیست لذا چیزی می‌باشد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در قلب بنده می‌اندازد و اما انجام دادن واجبی که بر گردنش می‌باشد و ترک آن، به اختیار انسان است لذا می‌گوییم: این که زن خود را دوست ندارد علاجی ندارد مگر این که از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خواست او را هدایت کند و محبت او ا در قلبش قرار دهد اما این که واجب او را به جا نمی‌آورد علاج آن ممکن است لذا بر شوهر واجب می‌باشد آنچه که به او واجب است از معاشرت شایسته و لباس و خرجی، کم و زیاد، بزرگ و کوچک و محل سکونت را به جا آورد و ترک آن عدری ندارد.

اما به نسبت زن، همچنین برای او واجب است که با همسر خود معاشرتی شایسته داشته باشد و هنگام انجام واجبی که بر گردن زن در قبال شوهرش است، از آن کراهت نداشته باشد و آن را به تعویق نیاندازد ولی اگر شوهرش واجب خود را انجام نمی‌دهد پس اولین کار اصلاح بین آن دو می‌باشد، طوری که به آن زن و شوهر، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را یادآور شوند و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ترسانده شوند و از هر کدام خواسته شود که واجبی که در مقابل دیگری دارد را انجام دهد، اگر وضع خوب شد که خوب است و اگر خوب نگشت پس راهی جز جدایی نیست.

چون همسر ثابت بن قیس بن شماس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ نزد رسول الله رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ رفت و گفت:«يَا رَسُولَ اللَّهِ، ثَابِتُ بْنُ قَيْسٍ مَا أَعْتِبُ عَلَيْهِ فِي خُلُقٍ وَلَا دِينٍ، وَلَكِنِّي أَكْرَهُ الْكُفْرَ فِي الْإِسْلَامِ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ” أَتَرُدِّينَ عَلَيْهِ حَدِيقَتَهُ ؟ “. قَالَتْ : نَعَمْ. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ” اقْبَلِ الْحَدِيقَةَ وَطَلِّقْهَا تَطْلِيقَةً»[۱]: (ای رسول الله، از اخلاق و ديانت ثابت بن قيس گِلايه ندارم. ولی من مسلمانم و دوست ندارم ناسپاسی اش را كنم. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: آيا باغش را به او بر می گردانی؟» گفت: بله. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خطاب به ثابت بن قيس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ فرمود: باغ را قبول كن و او را يك طلاق بده): پس او را طلاق داد.

اگر حالت بین زوجین مستقر نیست و ماندن‌شان کنار هم فقط کراهت و مشکل را بیشتر می‌کند پس راهی بهتر از جدایی نیست و غالبا یا برخی اوقات بعد از جدایی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ محبت را در قلب ایشان می‌اندازد و آن‌ها را می‌یابی که در تلاش بازگشتند کنار هم‌دیگر هستند.


[۱] رواه البخاری (۵۲۷۳).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: رجل يكره زوجته، وهي تقوم بجميع الواجب، وتلبي له الحاجات لكنه يكرهها، ولا يقوم بالواجب الذي عليه تجاه هذه الزوجة، فماذا تفعل؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الكراهة والمحبة ليست باختيار الإنسان، فهي شيء يلقيه الله -عز وجل- في قلب العبد وأما القيام بالواجب، وترك القيام بالواجب، فهذا شيء باختيار العبد، فنقول: كون الزوج يكرهها لا علاج له إلا سؤال الله -عز وجل- أن يهديه، ويلقي في قلبه محبتها. وكونه لا يقوم بالواجب هذا هو الذي يمكن علاجه، فالواجب على الزوج أن يقوم بما يجب لزوجته من المعاشرة بالمعروف من الكسوة والإنفاق، قليله وكثيره دقيقه وجليله، والسكنى ولا عذر له في ترك شيء منه.

وأما بالنسبة للزوجة فيجب عليها أيضًا أن تعاشر زوجها بالمعروف وألا تتكره عند بذل ما يجب عليها له، وألا تماطل بذلك، ولكن إذا كان زوجها لا يقوم بواجبها فأول ما يتخذ الإصلاح بينهما؛ بأن يؤتى بالرجل والمرأة ويُذكَّرا بالله – عز وجل – ويُخوّفا منه، ويطلب منهما أن يقوم كل واحد منهما بما يجب لصاحبه، فإن حَسُنَتِ الحال فهذا هو المطلوب وإن لم تحسن فليس إلا الفراق.

لأن امرأة ثابت ابن قیس بن شماس رضي الله عنه ذهبت إلى النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، وقالت: يَا رَسُولَ اللَّهِ، ثَابِتُ بْنُ قَيْسٍ، مَا أَعْتِبُ عَلَيْهِ فِي خُلُقٍ وَلَا دِينِ وَلَكِنِّي أَكْرَهُ الكُفْرَ فِي الْإِسْلَامِ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: أَتَرُدِّينَ عَلَيْهِ حَدِيقَتَهُ؟ قَالَتْ: نَعَمْ. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: «اقْبَلِ الْحَدِيقَةَ وَطَلَّقْهَا تَطْلِيقَةٌ». فَفَعَلَ.

فإذا كانت الحال غير مستقرة بين الزوجين، ولا يزيد بقاؤهما على النكاح إلا تعقيدا وشدة في الكراهة فلا أحسن من الفراق، وفي الغالب -أو أحيانًا- بعد الفراق يلقي الله المحبة في قلب كل واحد ، فتجدهما يحاولان الرجوع.

مطالب مرتبط:

(۵۲۵۶) حکم حق حضانت و نگهداری دختر بین مادر، همسر و مادربزرگ

خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنی خانه‌ی همسرت است و او می‌تواند هرکه را که بخواهد منع کند یا اینکه اجازه دهد داخل شود و زندگی کند و اگر شوهرت اجازه نمی‌دهد که مادرت در خانه‌اش بیاید این حق را دارد ولی او را نصیحت می‌کنم که نرم باشد و اجازه دهد که مادرت نزد تو در خانه‌اش زندگی کند...

ادامه مطلب …

(۵۲۵۳) حکم زنی که در هنگام عصبانیت به همسر و نزدیکان همسر دشنام می‌دهد

غضب و خشم، گل آتشی است که شیطان در قلب بنی آدم قرار می‌دهد و رگ گردن او متورم می‌شود و صورت و چشمش قرمز می‌گردد و چه بسا ضایع شود لذا در قول یا فعلش تصرف نیکی نمی‌کند...

ادامه مطلب …

(۵۲۵۰) حکم امتناع شوهر از طلاق و ترک نفقه در صورت سوء‌رفتار مستمر با همسر دوم

او را به صبر امر می‌کنم و این که با آن احتساب اجر کند و شوهر خود را با آنچه می‌ترسد موعظه کند و قلب او نرم می‌شود...

ادامه مطلب …

(۵۲۲۷) هنگامی که انسان بخواهد با زنی دیگر ازدواج کند آیا اجازه گرفتن از همسر اول شرط است؟

اجازه‌ی همسر اول شرط نیست بلکه حتی اگر از او اجازه بگیرد و او اجازه ندهد باز می‌تواند ازدواج کند ولی با این وجود نظر من این است شایسته می‌باشد که با او مشورت کند و او را قانع کند....

ادامه مطلب …

(۵۲۱۹) چگونه عدل بین همسران متحقق می‌گردد؟

در آن‌چیزی که تو مالک آن هستی و می‌توانی معامله‌ی یکسانی کنی، با یکسان تعامل کردن بین همسران، عدالت بین آن‌ها تحقق می‌یابد...

ادامه مطلب …

(۵۲۹۵) حکم زندگی با همسری نیک‌سیرت اما مبتلا به شرب خمر

معاشرت تو به نسبت این مرد حرام و ممنوع نیست چون که نوشیدن خمر مقتضای کفر نیست ولی او را زیاد نصیحت کن شاید الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با آن نفع رساند اما هجر تو در بستر اگر که مصلحت ترک نوشیدن خمر در آن می‌باشد و این که از آن دست بکشد، جایز است و اگر در آن مصلحتی نمی‌باشد برای تو جایز نیست ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه