(۵۲۳۷) سوال: حق شوهر بر زن خود یا حق زن بر شوهر خود چیست؟
جواب:
حق زن بر شوهر خود و حق شوهر بر زن خود را الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در این آیه به صورت اجمالی بیان میکند: {وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِ} [سوره النساء: ۱۹] : (و با آنها بطور شایسته رفتار کنید): و همچنین میفرماید: {وَلَهُنَّ مِثۡلُ ٱلَّذِی عَلَیۡهِنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ وَلِلرِّجَالِ عَلَیۡهِنَّ دَرَجَةࣱ} [سوره البقرة: ۲۲۸] : (و برای زنان حقوق شایستهای است همانند (حقوق و وظایفی) که بر عهده آنهاست، و مردان بر آنان برتری دارند): لذا حق هر یک از آنها بر دیگری آنچیزی است که در عرف قرار دازد و عرف به حسب زمان و مکان مختلف است ولی اموری وجود دارد که در هر حالت بر زن و شوهر واجب است:
اولا: اموری که در هر حالت بر شوهر واجب است: نفقه ی زن خود از آب و غذا و لباس و منزل را پرداخت کند زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در حجة الوداع در روز عرفه بر مردم خطبه خواند یعنی بزرگترین جمعی از مسلمانان که حول پیامبرشان جمع شدهاند و فرموده است: «وَلَهُنَّ عَلَيكُمْ رِزۡقُهُنَّ وَكِسۡوَتُهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِ»[۱]: (بر شما خوراک و پوشاک آنان را بطور شایسته لازم است).
لذا بر مرد حلال نیست که در چیزی از آنها برای زن خود کوتاهی کند بلکه واجب است که آن را به کاملترین وجه انجام دهد مگر این که زن او در چیزی که در آن اطاعت از او واجب است نافرمانی او کند که در این صورت میتواند از آنچه برایش (شوهر) واجب میباشد زن خود را از آن منع کند اما زمانی که نفقه بر شوهر واجب است ولی دادن آن به زنش امتناع میکند ، همسر او میتواند به اندازهای که در عرف نفقهی اوست میتواند از مال شوهر خود بردارد اگر شوهرش از نداند زیرا هند دختر عتبه از شأن خود با ابوسفیان رَضِيَاللهُعَنْهُ شوهرش از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فتوا خواست و گفت: او مردی آزمند است و به اندازهای که کفایت من و فرزندم را کند به من نمیدهد، رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرموده: «خُذِي مَا يَكْفِيكِ وَوَلَدَكِ بِالْمَعْرُوفِ»[۲]: (طبق عرف به اندازه ای که برای تو و فرزندت کافی باشد بردار).
دوما: حق شوهر بر زن در هر حالت: آنچه رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در حجة الوداع در خطبهی روز عرفه میباشد زمانی که گفتند: «وَلَكُمْ عَلَيْهِنَّ أَنْ لَا يُوطِئْنَ فُرُشَكُمْ أَحَدًا تَكْرَهُونَهُ»[۳] : (کسی که شما دوست ندارید را به خانههایتان راه ندهند): لذا برای زن حلال نیست که کسی را به منزل شوهرش راه دهد که شوهرش وارد شدن او منزلش را دوست ندارد اگرچه از نزدیکترین اشخاص به زن باشد زیرا منزل شوهرش است و حق اوست و همچنین اطاعت کردن در آنچه از حق اوست واجب است لذا هنگامی که او را به همخوابی دعوت کند بر زنش واجب است از او اطاعت کند اگر که بر او ضرری ندارد یا فرض از فرضهای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از او فوت نمیگردد لذا اگر این کار را نکند، رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرموده است: «إِذَا دَعَا الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ إِلَى فِرَاشِهِ فَأَبَتْ فَبَاتَ غَضْبَانَ عَلَيْهَا، لَعَنَتْهَا الْمَلَائِكَةُ حَتَّى تُصْبِحَ»[۴]: (هرگاه مرد، زنش را به بستر خود فرابخواند و زن به بستر شوهرش نرود و مرد، شب را در حال خشم (و نارضايتی) از همسرش سپری کند، ملائکه آن زن را تا صبح لعنت می کنند).
سوما: حقوق مطلق که به عرف بستگی دارد: این حسب عرف مختلف است مثلا: آیا برای زن واجب است که در کارهای خانه خدمت شوهر خود را بکند مانند آشپزی و شستن لباس و مانند آن؟ لذا میگوییم: این به عرف برمیگردد، اگر از عادت مردم است که زن این کارهای را انجام میدهد پس بر او واجب است که آنها را انجام دهد و در عرف چنین نیست و کسی غیر زن آن را انجام میدهد پس برای او لازم نمیباشد که آن را انجام دهد.
و زنان صحابه امور مثل این را انجام میدادند همانطور که فاطمه رَضِيَاللهُعَنْهَا به سوی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از خستگی آرد کردن گندم شکایت کرد که برای غذای خانه بود و همانطور زن زبیر بن العوام رَضِيَاللهُعَنْهُ هسته را از مدینه به باغ او در خارج مدینه حمل میکرد لذا این چیزی که شارع آنچه را بر عهدهی زن و شوهر میباشد را تعیین نکرده به عرف برمیگردد زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِ} [سوره النساء: ۱۹] : (و با آنها بطور شایسته رفتار کنید).
و در نزد ما در عربستان زن این امور یعنی آشپزی و نظافت خانه و مانند آن را انجام میدهد و همچنان مردم آن را اینگونه میدانند ولی با وجود اگر عرف تغییر کرد و این اموز را کسی غیر از زن انجام میداد پس بر اساس آنچه عرف اقتضا میکند حکم میشود.
[۱] رواه مسلم (۱۲۱۸).
[۲] رواه البخاری (۵۳۶۴) و مسلم (۱۷۱۴).
[۳] رواه مسلم (۱۲۱۸).
[۴] رواه البخاری (۵۱۹۳) و مسلم (۱۴۳۶).