یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

(۴۸۶۸) حکم اختصاص دادن تمام دارایی پدر به یک فرزند در زمان حیات

(۴۸۶۸) سوال: مردی پنج فرزند دارد که یکی از آنها رشد یافته و بقیه کوچک هستند و به مدرسه می‌روند. پسر بزرگ کارمند است و در تربیت برادران دیگر به پدرش کمک می‌کند و پدر نیز ماترک خود را به نام این پسر بزرگ ثبت کرده است زیرا او را در تربیت فرزندان یاری می‌دهد و پدر هنوز در قید حیات است. آیا تخصیص ماترک به این شیوه حلال است.  لطفا ما را توجیه و نصیحت بفرمایید.

جواب:

این پدر مجاز نیست که ماترک خود را به نام این فرزند بزرگش ثبت کند زیرا این کار در زمره وصیت وارث قرار می‌گیرد و خدوند متعال سهم وراث را پس از مرگ مورثشان تعیین نموده است و در آیه مواریث فرموده است:{ ءَابَآؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًۭا ۚ فَرِيضَةًۭ مِّنَ ٱللَّهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًۭا }{پدران‌تان و فرزندان‌تان کدام یک برای شما سودمندترند. (این احکام) فریضه‌ای (معین و مقرر شده) از جانب الله است و بی‌گمان الله دانای حکیم است.}(نساء:١١) و در آیه دوم بعد از ذکر مواریث فرموده است: { تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ ۚ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ* وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ*}{ این‌ها (احکام و) حدود الهی است، و هر کس از الله و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ش اطاعت کند، و ی را به باغ‌هایی در آورد که از زیر (درختان) آن نهرها جاری است، در آن جاودانه‌اند، و این پیروزی بزرگی است.* و هر کس از الله و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ش نافرمانی کند و از حدود او تجاوز کند، وی را در آتشی وارد می‌کند که جاودانه در آن خواهد ماند، و برای او عذاب خوار کننده‌ای است.} (نساء: ١٣، ١٤)   و در آیات سوم پس از ذکر مواریث فرموده است:{ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّوا۟ ۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۢ}{الله (احکام خویش را) برای شما بیان می‌کند تا گمراه نشوید، و الله به همه چیز داناست».}(نساء: ١٧٦) و همچنین پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم   فرموده‌اند: « إن الله قد أعطی کل ذي حق حقه، فلا وصیة لوارث» «خداوند به هر ذی حقی حقش را داده است و هیچ وارثی حق وصیت کردن ندارد».

بنابرین بر این پدر حلال نیست که ماترک خود را به نام فرزند بزرگش انتقال دهد و در واقع هیچ چیز دیگری را نباید بدون برادران دیگر به این برادر بزرگ ببخشد. . در صحیحین از نعمان بن بشیر نقل شده که پدرش مالی به او بخشید. مادرش عمرة بنت رواحة به او گفت: راضی نمی‌گردم مگر اینکه رسول خدا صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر این امر شهادت دهند. پس چون به نزد ایشان رفت از رسول خدا صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از او پرسید: آیا برای تمامی فرزندانش بخشش مشابهی انجام داده است؟ گفت: خیر. پس پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «إتقوا الله، واعدلوا بین أولادکم» «تقوای خدا را پیشه کنید و میان فرزندانتان عدالت برقرار نمایید». وهم چنین فرمودند: «أشهد علی هذا غیری» «شاهد دیگری برای این پیدا کن» و بنابراین حلال نیست که این پدر چه در زمان حیاتش و چه پس از آن به پسر بزرگش مالی مجزا اختصاص دهد. اما اگر پسر بزرگش با او کار می‌کند، پرداخت حقوق و قسمتی از سود و … بلا اشکال است.

اما اینکه این فرزند در تربیت برادران کوچکش به پدرش کمک می‌کند از دو وجه ثواب دارد: یکی اینکه صله رحم به برادرانش است و دیگری اینکه نیکی به پدر و مادر است که این خود از تمام دنیا و آنچه در آن است نیکوتر است.

در همین باب مایلم موضوعی را مطرح کنم که اغلب مردم از من درباره آن سوال می‌پرسند. دیده می‌شود که فردی که پسرانی بالغ دارد و برای آنها عروسی برپا می‌کند، وصیت می‌کند که برای فرزندان کوچکش هم وقتی بالغ شدند، یک مراسم عروسی همانند آنچه برای بزرگترها برگزار شده، برگزار گردد که این وصیت کاملا حرام است و ابدا جایز نیست، زیرا ازدواج انفاق است و باید به هر فرزندی به اندازه نیازش داده شود و چون این فرزندان کودک به سن ازدواج نرسیده‌اند، مستحق دریافت آن نیستند. از طرف دیگر این امر وصیت وارث محسوب می‌شود و وصیت وارث حرام است. پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در این باره می‌فرمایند:« إن الله قد أعطی کل ذي حق حقه، فلا وصیة لوارث» «خداوند به هر ذی حقی حقش را داده است و هیچ وارثی حق وصیت کردن ندارد»

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل ع رجل له خمسة من الأولاد، منهم ولد كبير في السن، وأما الباقون فهم أطفال في المدارس والابن يعمل موظفا، ويقوم بمساعدة والده في تربية إخوانه، وقام الوالد بتسجيل التركة باسم هذا الولد الكبير، لأنه يساعده في تربية الأطفال، ووالدهم ما زال على قيد الحياة، فهل له الحق في هذا التخصيص، نرجو التوجيه والنصح مأجورين؟

فأجاب – رحمه الله تعالى -: جوابنا على هذا السؤال: أنه لا يجوز لهذا الوالد أن يكتب التركة باسم ولده الأكبر، لأن هذا يتضمن وصية لوارث، وقد حدد الله -عز وجل- للورثة نصيبهم بعد موت مورثهم، وقال في آية من آيات المواريث: ﴿ ءَابَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴾ [النساء: ۱۱]، وقال في الآية الثانية بعد ذكر المواريث: ﴿ تلك حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَلِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَلِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ [النساء: ١٣-١٤]، وقال في الآية الثالثة بعد ذكر مواريث الإخوة الأشقاء، أو لأب: ﴿ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عليم ﴾ [النساء: ١٧٦]، وقال النبي صلى الله عليه وسلم: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى كُلَّ ذِي حَقٌّ حَقَّهُ، فَلَا وَصِيَّةَ لِوَارِث».

وعلى هذا، فلا يَحِلُّ لهذا الوالد أن يكتب تركته باسم ولده الأكبر، بل ولا يَحِلُّ له أن يخصص ولده في حياته بشيء دون إخوته، لأن بشير بن سعد رضي الله عنه نحل ابنه النعمان بن بشير نِحْلة، فقالت له أُمُّ النعمان: لا أرضى حتى تشهد رسول الله صلى الله عليه وسلم. فذهب بشير بن سعد إلى النبي صلى الله عليه وسلم ليشهده، فقال النبي صلى الله عليه وسلم: «أَشْهِدْ عَلَى هَذَا غَيْرِي». وقال: «اتَّقُوا اللَّهَ، وَاعْدِلُوا بَيْنَ أَوْلَادِكُمْ». وعلى هذا، فلا يجوز لهذا الوالد أن يخصص ولده الأكبر بشيء، لا في حياته، ولا بعد مماته، نعم لو فرض أن ولده الأكبر تفرغ للعمل معه في تجارته، فله أن يجعل له أجرة شهرية على حسب أجرة المثل، وله أن يشركه معه في الربح، فيعطيه نصف الربح، أو ثلث الربح، أو ما أشبه ذلك بالنسبة لما جرت العادة بمثله.

أما بالنسبة لهذا الابن الأكبر الذي أعان والده في تربية إخوانه، فإن له أجرا عند الله -عز وجل- أجرا من وجهين من جهة البر بوالده، ومن جهة صلة الرحم بإخوانه، وهذا خير من الدنيا وما فيها.

وإنني بهذه المناسبة أود أن أشير إلى مسألة نبهت عليها من هذا المنبر كثيرا، وهي أن بعض الناس يكون له أولاد صغار وكبار، فيبلغ الأولاد الكبار سن الزواج، فيزوجهم الأب، ثم يكتب وصية للأولاد الصغار الذين لم يبلغوا سن الزواج في حياته، فيكتب لهم وصية بقدر المهر الذي أعطاه المتزوج، وذلك لكل واحد، وهذا لا يجوز ، وذلك لأن الزواج من جملة الإنفاق، فيعطى كل واحد من الأولاد ما يحتاجه، وإذا كان هؤلاء الأولاد الصغار لم يحتاجوا ذلك في حياة والدهم، فإنه لا يَحِلُّ له أن يوصي لهم بشيء، فإن فَعَل فقد أوصى لوارث، وقد قال النبي – عليه الصلاة والسلام-: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى كُلَّ ذِي حَقٌّ حَقَّهُ، فَلَا وَصِيَّةَ لِوَارِثٍ».

مطالب مرتبط:

(۴۸۵۴) آیا اختصاص یک‌سوم ارث به دو فرزند خردسال مشروع است؟

این وصیت صحیح نیست و باطل است...

ادامه مطلب …

(۴۸۵۳) حکم سهم‌بری از خانه پدری به‌عنوان پاداش خدمت

وصیت پدرت برای تو کاملا ظالمانه بوده است و اجرای آن جایز نیست، مگر اینکه دیگر وراث بر انجام آن رضایت دهند و چون گفتید یک بار رضایت داده‌اند دیگر حق ندارند نظر خود را عوض کنند...

ادامه مطلب …

(۴۸۵۵) حکم شرعی وصیت به نفع پسران و محروم‌کردن دختران از ارث

قول اصح در میان اقوال علما این است که تخصیص ارثیه‌ به یکی از وراث جایز نبوده و این وصیت باطل است....

ادامه مطلب …

(۴۸۴۹) چرا اسلام وصیت برای وارث را منع کرده است؟

علت این است که وصیت کردن برای وارث تعدی از حدود الهی است و خداوند تعالی برای فرائض و مواریث حدود تعیین فرموده‌اند...

ادامه مطلب …

(۴۸۵۲) آیا وصیت به نصف دارایی برای امور خیریه با وجود ورثه جایز است؟

وصیت بیش از یک سوم اموال بر انسان حرام است، اما اگر کسی از روی جهل یا سهل انگاری بیش از یک سوم مالش را وصیت کرد، پس از مرگش ورثه می‌توانند به اختیار خود قسمت اضافی آن را یا بپذیرند و یا نپذیرند....

ادامه مطلب …

(۴۸۵۱) چرا وصیت کردن برای بیش از ثلث مال ناجایز است؟

دلیل ناجایز شمردن این امر این است که ورثه در ارثیه ذی حق هستند و اگر به صاحب مال اجازه داده شود بیش از این مقدار را وصیت نماید، تضییع حقوق ایجاد می‌گردد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه