پنج‌شنبه 17 شعبان 1447
۱۵ بهمن ۱۴۰۴
5 فوریه 2026

(۴۷۷۷) حکم بی‌توجهی به زمین‌های اوقافی و پیامدهای آن

(۴۷۷۷) سوال: نزدیک ما زمین اوقافی وجود دارد که در آن زراعتی انجام نمی­شود و متولیانش به آن اعتنایی نمی­کنند و در زمین­های دیگرشان کشاورزی می­کنند و این زمین را ترک کرده­اند. حال ما می­ترسیم به دلیل این اقدام ایشان دیگر باران بر ما نبارد. تقاضا داریم بفرمایید توصیه شما به این گونه افراد چیست. پاینده باشید.

جواب:

در حالت کلی جایز نیست متولیان اماکن موقوفه، این اماکن را به حال خود رها کنند و اهمال پیشه کنند، بلکه بر آنها واجب است که از آن به نحو احسن مراقبت کنند و در صورت امکان از آن استفاده کنند که در آن مصلحت زیادی وجود دارد. یا باید در آن کار کرد و از آن بهره برد یا اینکه آن را فروخت و پول آن را در اموری که خیر واقفین و کسانی که وقف برای آنها انجام گرفته خرج کرد. اما اگر اینگونه با اهمال کاری به حال خود رها شود قطعا جایز نیست و خلاف اصول امانتداری است، زیرا این مال موقوفه بر گردن ایشان امانت است.

حال به این مناسبت مایلم مطلبی را برای شنوندگان عزیز تبیین نمایم. وقتی می­خواهیم مالی را وقف کنیم بهتر ان است که این وقف را در اموری انجام دهیم که سود آن به صورت دائمی متوجه همگان باشد، مثلا مدرسه­ای یا مسجدی بنا کند یا خیابان یا جاده­ای را تعمیر نماید و … زیرا نفع و سود این کارها برای عموم دائمی و مستمر است و دین و مسئولیت و زحمتی را متوجه متولیان آن نمی­کند و  موجب ایجاد نزاع و خصومت نمی­گردد. زیرا گاهی دیده می­شود کسی مسئولیت وقفی را به فرزندانش یا کسان دیگر واگذار می­کند و این امر باعث ایجاد خصومت و نزاع و حتی رجوع به دادگاه و محکمه می­گردد که واقعا زیبنده اقوام و اقارب نیست.

پس بهتر است انسان اگر نیت وقف دارد، این وقف را در اموری جاری سازد که نفع آن دائم و مستمر باشد؛ مانند ساخت مسجد و مدرسه، تعمیر جاده، چاپ کتاب و … .

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لدينا أوقاف وهي لم تُزرع، ولم يَعْتَنِ أهلها بها، ويزرعون أراضيهم الأخرى، ويتركونها، ونخشى أن يكون ذلك سببا لانقطاع المطر، أرجو الإرشاد والنصح لمثل هؤلاء، ودمتم؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: على كل حال هذه الأماكن الأوقاف لا يجوز للنظار عليها الذين يتولونها، لا يجوز لهم أن يُهملوها، بل الواجب أن يراعوها حق رعايتها، فإن كان يمكن استغلالها، وفيه مصلحة، فإنها تُستغل وتؤخذ مساحتها، وإلا فإنها تباع، ويُصرَف ثمنها في أشياء ينتفع بها الموقوف عليهم والواقفون، وأما أن تبقى هكذا هَمَلًا، فلا يجوز، وهو خلاف الأمانة التي تجب علي من تولاها أن يقوم بها.

ثم إنه بهذه المناسبة أُحِبُّ أن أبين لإخواننا المستمعين أنه ينبغي للإنسان إذا أراد أن يوقف شيئًا أن يجعله من الأشياء المستمر نفعها المعلوم، كبناء المدارس، وبناء المساجد، وإصلاح الطرق وما أشبه ذلك، مما يحصل به النفع المستمر الذي لا يوجب إشغال ذمة المتولين على هذه الأوقاف، ولا يوجب أيضًا نزاعهم وخصومتهم، كما نجد الأوقاف الخاصة التي توقف على الذُرِّية وشبههم، فإنه يحصل فيها من الخصومة والملاحاة والمحاكم أحيانا ما لا ينبغي أن يكون بين الأقارب.

لهذا نرى أن الأفضل للإنسان إذا أراد أن ينفع نفسه أن يبذل ما يقدر الله له في حياته في أمور نافعة مستمرة، كما أشرنا إليه أولا من بناء المساجد والمدارس، وإصلاح الطرق، وطبع الكتب النافعة، وما أشبهها.

مطالب مرتبط:

(۴۷۷۳) حکم عمل به وصیت‌نامه‌ای که پس از تقسیم میراث پیدا شده

باید از هر وارث، یک سوم سهم الارثی که اخذ کرده پس گرفته شود و سپس مبلغ گردآمده به مقتضای این وصیت نامه وقف گردد...

ادامه مطلب …

(۴۷۸۶) وظیفه شرعی وارث در قبال زمین و دام‌های وقفی پدر پس از فوت

در مورد دام­هایی که تلف شده­اند لازم نیست کاری انجام دهی. مگر اینکه به علت سهل انگاری یا ندانم کاری تو تلف شده باشند که در این صورت مسئولیت آنها متوجه تو است. ....

ادامه مطلب …

(۴۷۷۶) آیا وقف کتاب جایز است؟

بله جایز است و طلب علم خود نوعی جهاد است....

ادامه مطلب …

(۴۷۹۷) حکم شرعی تغییر اجرای وصیت با رضایت ورثه

بله اگر ورثه با عمل به این وصیت موافق هستند، مانعی ندارد...

ادامه مطلب …

(۴۷۸۳) حکم تخریب مسجد قدیمی برای ساخت مسجدی بزرگ‌تر

اگر قرار بر این شد که مسجد به مکان دیگری منتقل گردد، حکم زمین مسجد قبلی زایل می­گردد زیرا اسم مسجد از آن ساقط شده است و می­توان در آن خانه بنا کرد یا مثلا در آن زراعت کرد یا ... زیرا دیگر حکم مسجد بودن از آن زایل شده است....

ادامه مطلب …

(۴۷۹۰) آیا میتوان قرآن را از مسجد برداشت و سپس به آن بازگرداند؟

بردن قرآن از مسجد و بازگرداندن آن ابدا جایز نیست. زیرا قرآن­های موجود در مساجد وقف عام هستند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه