پنج‌شنبه 17 شعبان 1447
۱۵ بهمن ۱۴۰۴
5 فوریه 2026

(۴۷۷۴) حکم دریافت زمین به شرط قرائت روزانه قرآن

(۴۷۷۴) سوال: فردی زمینی دارد. می­گوید شخصی این زمین را به من داده و در ازای آن برای من شرط گذاشته که هر روز بعد از نماز صبح یک جز از قرآن را تلاوت کنم. حال این فرد بر آن است که زمین را پس دهد زیرا بر اثر کهولت سن دیگر توان خواندن روزی یک جز قرآن کریم را ندارد و فرزندانش نیز قرآن نمی­خوانند و می­ترسد بمیرد یا به دلیل ترک زمین برای فرزندان، مکروهی گریبانگیر وی شود. حال می­خواهد بداند که از لحاظ شرعی باید با زمین چه کند؟ زیرا تمام نزدیکان وی گرفتن این زمین به شرط قرائت را رد کرده­اند؟ و حکم اخذ این زمین به شرط قرائت چیست؟

جواب:

این امر دو وجه دارد: اگر صاحب زمین، این ملک را به عنوان اجرت برای این شخص و به ازای قرآنی که برای او می­خواند به وی داده که جایز نیست. زیرا قرائت از اعمال تقربی است و اعمال تقربی نباید برای دستمزد انجام شود. اما اگر صاحب زمین آن را برای کسی که روزی یک جز قرآن بخواند وقف کرده است، پس به قرائت وقف شده و هر کس که (دیگر) قاری نیست، دیگر مستحق دریافت این زمین نیست و بنابراین (و یا در هر دو حالت) باید زمین به محکمه شرعی ارجاع داده شود و این مرجع مسئول این امر است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: توجد أرض لشخص يقال إنه أخذها من واحد قال له: إذا أنت ترغب في أخذ هذه الأرض ملكا، فيجب أن تقرأ كل يوم جزءا من القرآن بعد صلاة الفجر، وأخذ هذا الرجل الأرض بذلك الشرط، والآن هذا الشخص يريد أن يُسلّم هذه الأرض، لأنه عاجز عن الاستمرار في القراءة لكبر سنه، وأولاده لا يقرءون القرآن وهو يخاف أن يموت، أو يحدث له أي مكروه بسبب ترك الأرض عند أولاده، فيقول: كيف يعمل في هذه الأرض، لأن جميع الناس عندهم رفضوا أخذها بسبب شرط القراءة، فكيف يتصرف فيها، وما حكم أخذها وتملكها بذلك الثمن الذي هو القراءة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى -: هذه الصيغة على وجهين: إن كان صاحب الأرض أراد أن يجعلها أُجرة لمن يقرأ له هذا القدر كل يوم، فإن هذه الأجرة لا تصح، لأن القراءة من أعمال القرب، وأعمال القُرب لا يجوز أخذ الأجرة عليها، وإن كان صاحب الأرض قد أوقفها على من يقرأ كل يوم جزءا، فيكون هذا قد أوقفها على القراء، فمن لم يكن ،قارئا فإنه لا يستحق منها شيئًا، وعلى هذا – أو على التقديرين كليهما – لا بد أن تُسَلَّمَها إلى المحكمة الشرعية، وهي التي تتولى أمرها، والله الموفق.

مطالب مرتبط:

(۴۷۸۱) اولویت وقف زمین برای عبور عمومی یا فروش آن برای امور خیریه؟

از نظر من باید این امر به قاضی آن شهر ارجاع داده شود تا سند زمین را مورد بررسی قرار دهد و ببیند صاحب آن زمین را چگونه وقف کرده است...

ادامه مطلب …

(۴۷۹۷) حکم شرعی تغییر اجرای وصیت با رضایت ورثه

بله اگر ورثه با عمل به این وصیت موافق هستند، مانعی ندارد...

ادامه مطلب …

(۴۷۹۰) آیا میتوان قرآن را از مسجد برداشت و سپس به آن بازگرداند؟

بردن قرآن از مسجد و بازگرداندن آن ابدا جایز نیست. زیرا قرآن­های موجود در مساجد وقف عام هستند...

ادامه مطلب …

(۴۷۸۲) آیا می‌توان نذر متوفی را به شکلی دیگر ادا کرد؟

وقف کننده باید اموالش را در اموری که احسان و اطاعت خدا در آن است، وقف نماید و بهترین این امور هم مصالح عمومی است که عبارت است از تعمیر و صیانت از مساجد، خرید فرش و آبسردکن و تهویه و ... ....

ادامه مطلب …

(۴۷۸۸) نحوه مصرف درآمد موقوفه مسجد در صورت کاهش نیازمندان در ماه رمضان

این موقوفه، برای مسجد وقف شده و بنابراین تا مسجد برپا است باید صرف مخارج مسجد گردد و اگر چیزی از مخارج مسجد اضافه ماند آنگاه برای فقرا مصرف شود...

ادامه مطلب …

(۴۷۸۵) حکم ترک موقوفه به دلیل اشتغال در شهر دیگر

اگر نمی­توانید خود زمام امور را به دست گیرید بهتر است فرد مورد اطمینانی را بر سر امور بگذارید تا بر حسب وصیت وقف کننده (اگر مخالف شرع نیست) کارها را به پیش ببرد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه