یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۴۷۲۷) وظیفه شرعی کارمند نسبت به خطاهای مالی گذشته

(۴۷۲۷) سوال: در شرکتی برای چند سال به عنوان حسابدار کار کردم. بنیانگذار این شرکت بیمار شد به نحوی که دیگر قادر به ادامه کار نبود و عقل خود را از دست داد و توان تفکر و تشخیصی برایش نمانده بود. از این رو یکی از وراث خود را وکیل خود قرار داد و این وکیل نیز دستورات لازم مبنی بر پرداخت حقوق و پاداش و هدایا و صدقات و … را صادر میکرد. یک بار در کار بر اثر فراموشی و ندانسته خطایی از من سر زد و چون فکر میکردم وکیل در مقام مالک است، بعد از وفات صاحب موسسه، در حالی که پیشتر هم مرا به خاطر خطاهایم عفو کرده بود از او حلالیت طلبیدم. اما مشکل این است که هنوز در درونم به خاطر مشکلات بسیاری که از من سر زده ناراحت و غمگینم. آیا باید از تمامی وراث حلالیت بطلبم؟ چه باید کنم تا دیگر دینی بر گردن من نماند؟

جواب:

اگر در آنچه انجام دادهای تعمدی در کار بوده، باید از ورثهی کسی که تو را وکیل خویش قرار داده حلالیت بطلبی، زیرا عذر تو در این امر پذیرفته نیست. اما اگر آنچه انجام دادهای بر اثر خطا و اشتباه روی داده و غیر عمدی بوده، پس تو بر حق هستی و هیچ ضمانتی بر  تو نیست و نیازی نیست از ورثه حلالیت بطلبی. خودت به این قضیه نگاه کن! اگر واقعا حس میکنی که کوتاهی کردهای باید از آنان حلالیت بطلبی، اما اگر کوتاهی نکردهای و در آن لحظه حس کردهای که کار درست را انجام میدهی، هیچ مسئولیتی متوجه تو نیست.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: عملت موظفا في إحدى الشركات بوظيفة محاسب لعدة سنوات، وكان المؤسس لهذه الشركة قد أصيب بمرض أقعده عن العمل، وأصبح مختل العقل، ولم يكن لديه قدرة على التفكير والتمييز، فوگل أحد الورثة بجميع أعماله، وكان هذا الوكيل يأمر بصرف الرواتب والمكافآت والأعطيات والصدقات وغيرها، وقد حصل تقصير مني في أداء العمل جهلا ونسيانا، وكنت أظن أن الوكيل يقوم مقام المالك في الأمر والنهي، وبعد وفاة صاحب المؤسسة تحلّلت من الوكيل الشرعي، وقد سامحني عن كل خطأ وتقصير، إلا أنه لا زال في نفسي شيء من الحزن والألم في التقصير الكثير الذي حصل مني، فهل يلزمني أن أتحلل من جميع الورثة، وماذا أفعل لتبرأ ذمتي؟

فأجاب رحمه الله تعالى: إذا كان قد جرى منك تقصير عمدا، فإن عليك أن تتحلل ورثة من وكَّلك، لأنك غير معذور بذلك، وأما إذا كان الذي حصل منك خطأ، وأنت حين التصرف تظن أنك مصيب، وأنك على حق، فإنه لا ضمان عليك، ولا يلزمك أن تتحلل الورثة، فانظر في أمرك إن كان الأمر كما قلت أو لا، أي أنه حصل منك تقصير تعرف أنه تقصير، ولكنك تهاونت، فعليك أن تتحللهم، وإن كان الأمر على غير ذلك، وأنك عملت العمل ترى أنه عمل موافق مفيد، فلا شيء عليك.

مطالب مرتبط:

(۴۷۵۱) مردی بدهی فراوانی دارد، نذر هم دارد، کدام را باید اول ادا کند؟

اگر فردی بمیرد و به خدواند عزوجل مدیون باشد، حال چه این دین نذر باشد، چه کفاره چه زکات چه بدهی به مردم، قول ارجح در این مساله این است که بین دیون خدا و انسانها سهمیه بندی انجام گیرد....

ادامه مطلب …

(۴۷۵۰) در صورت داشتن بدهی و نذر، کدام را باید اول پرداخت کرد؟

اگر بدهی قبل از نذر بوده، اول بدهی را تسویه کن و اگر نذر قبل از بدهی بوده ابتدا آن را ادا کن....

ادامه مطلب …

(۴۷۴۳) فردی فوت کرده که مقداری پول از من طلب دارد، باید چه کنم؟

باید دنبال ورثه او بگردی تا پول را به آنها تحویل دهی، زیرا وقتی کسی میمیرد مالش به ورثههایش میرسد....

ادامه مطلب …

(۴۷۲۶) حکم شرعی نگهداری مال بی‌صاحب تا زمان یافتن صاحب آن

اگر از یافتن او ناامید شدهای و ورثههای او را نیز نمیشناسی، با این پول به نیت او در راه خدا صدقه بده....

ادامه مطلب …

(۴۷۳۲) چگونگی ثبت فروش نسیه در معاملات

سه راه وجود دارد:...

ادامه مطلب …

(۴۷۴۱) حکم استفاده از پول دیگران در کسب‌وکار بدون اطلاع آن‌ها

بله اشکال دارد. اگر به انسان مالی به عنوان امانت دادند (یعنی ودیعه)، هرگز بر او حلال نیست در آن دخل و تصرفی انجام دهد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه