جمعه 4 محرم 1448
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
19 ژوئن 2026

(۴۲۸۳) حکم تکبیر و اشاره به رکن یمانی در هنگام ناتوانی از لمس آن

(۴۲۸۳) سوال: بسیاری از مردم مخصوصا روزهایی که شلوغ است نمی‌توانند رکن یمانی را لمس کنند لذا وقتی در برابرش قرار گرفتند تکبیر می‌گویند، حکم این تکبیر چیست؟ و حکم اشاره کردن به آن چیست؟

جواب:

برای این تکبیر اصلی نمی‌شناسم و همچنین برای این اشاره کردن اصلی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نمی‌شناسم و زمانی که برای آن اصلی نمی‌شناسد نه برای تکبیر و نه برای اشاره پس اولی‌تر این است که تکبیر نگوید و اشاره نیز نکند.

اما در مورد حجر الأسود تکبیر و اشاره کردن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است و بدعت‌هایی که در هنگام طواف کردن وجود دارد کتابچه‌هایی ایت که برای هر دور طواف دعایی خاصی قرار داده است و چنین چیزی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت نیست و شایسته نیست که انسان به آن ملزم شود و به آن عمل کند زیرا هر آنچه با آن عباذت می‌وشد و از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده باشد بدعت است و از آن نهی می‌شود همانطور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموند:«كل بدعة ضلالة» [۱]: (هر بدعتی گمراهی است.(

اما اگر انسان دعای عامی که در سنت آمده است را بدون خاص کردن آن به هر دور، بخواند می‌گوییم: اشکالی ندارد به این شرط که معتقد نباشد که آن در طولف مشروعیت دارد و اگر انسان خودش به آنچه می‌خواهد دعا کند هر آنچه را که از اذکار مشروع به یاد دارد بخواند اولی‌تر است که سه وجه دارد:

اول: انسان هر چه برایش میسر است پرودگارش را یاد می‌کند  و به آنچه را دوست دارد دعا می‌کند که این بهترین اقسام آن است.

دوم: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با آن ذکرهایی که وارد شده است دعا و یاد می‌کند بدون اینکه به دوری معین تخصیص دهد که به این شکل اشکالی ندارد اگر که معتقد به سنت بودن آن در طولف نباشد.

سوم: برای هر دوری دعای خاصی قرار دهد که این بدعت می‌باشد و شایسته نیست که انسان دینی (از جانب خود) بگیرد که با آن خود را به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزدیک کند در حقیقت به این روش به غیر از جانب اعتقادی، از جانب عملی نیز مفسده حاصل می‌شود و آن، این که بسیاری از مردم که آن را تلاوت می‌کنند معنای آن دعا را نمی‌دانند و نمی‌دانند که چه می‌گویند و به خاطر همین گاهی اوقات می‌شنویم که عبارت‌هایی استفاده می‌کنند که با آن بر علیه خودشان دعا می‌کنند نه برای خودشان زیرا نمی‌دانند چه می‌گویند و گاهی اوقات آن عبارت‌ها را غیر عرب‌ها می‌سازند که حروف عربی را نمی‌شناسند و آن را اشتباه به کار می‌برند و معنایش را تغییر می‌دهند.

برای همین اگر علمای مسلمین، مسلمانان را به روش درست توجیه کنند و بگویند: طواف نیازی به این دعاهای که در قرآن وسنت نیست ندارد و با آنچه را که دوست می‌دارید دعا کنید زیرا هر انسانی خواسته‌ی خاص خود را دارد که آن را از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بخواهد و این بهتر و اولی‌تر است و همچنین سالم‌تر است به خاطر آن تشویشی که با بلند کردن صدا حاصل می‌شود و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خارج شد و اصحابش نماز را با صدای بلند می‌خواندند که فرموند: «كلُّكم يُناجي ربَّه فلا یجهرْ بعضکم علی بعض في القرآن -أو قراءة-»[۲] : (همه‌ی شما با پروردگارتان مناجات می‌کنید پس کسی بر یک‌دیگر با صدای بلند قرآن -یا قرائت- نخواند): برای همین سالم می‌مانیم هنگامی که از این بدعتی که امروزه بسیاری از حجاج انجام می‌دهند اجتناب کنیم و همچنین از تشویش ایجاد کردن دوری کردیم و طواف با سکوت و خشوع می‌باشد و انسان با آنچه می‌خواهد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را می‌خواند و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهم که این برای امت اسلامی تحقق یابد.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] رواه احمد(۹۴/۳) و ابو داود (۱۳۲۲).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل كثير من الناس – وخاصة أيام الزحام- لا يستطيعون مَسَّ الركن اليماني، فيُكَبِّرُونَ إذا حاذوه، فما حكم هذا التكبير؟ وما حكم الإشارة إليه؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا التكبير لا أعلم له أصلا، ولا أعلم للإشارة أصلا أيضًا عن النبي صلى الله عليه وسلم ، وإذا لم يعلم لذلك أصل، لا للإشارة ولا للتكبير، فإن الأَوْلَى أَلا يُكَبَّرَ الإنسان، ولا يشير.

أما الحجر الأسود فقد ثبت فيه التكبير والإشارة عن النبي صلى الله عليه وسلم، وبما أننا في الطَّوَافِ فإن من البدع أيضًا ما يوجد في هذه الكتيبات التي تجعل لكل شوط دعاء خاصا، فإن هذا ليس واردا عن النبي عليه الصلاة والسلام-، ولا ينبغي للمسلم التزامه، ولا العمل به، لأن كل شيء لم يرد عن الرسول -عليه الصلاة والسلام – مما يتعبد الله به فإنه بدعة يُنهى عنه، وهو كما قال الرسول -عليه الصلاة والسلام -: «كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ».

ولو اتخذ الإنسان دعاء عاماً مما وردت به السُّنَّةُ غير مخصص بكل شوط لقلنا: إن هذا لا بأس به، بشرط ألا يعتقد مشروعيته في الطَّوَافِ، ولو أن الإنسان دعا لنفسه بما يريد، وذكر الله تعالى بما يستحضر من الأذكار المشروعة لكان هذا أولى، فالوجوه إذن ثلاثة:

تارة: يذكر الإنسان رَبَّهُ بما تيسر، ويدعوه بما يُحِبُّ، فهذا خير الأقسام.

وتارة يذكر الله تعالى بما ورد، ويدعوه بما ورد غير مُقَيَّد بشوط مُعَيَّن، فهذا لا بأس به إذا لم يعتقد الإنسان أنه سُنَّةٌ في الطَّوَافِ.

والقسم الثالث: أن يدعو الله سبحانه وتعالى- في كل شوط بدعاء مُخصص له، فهذا بِدْعَةٌ، ولا ينبغي للإنسان أن يتخذه دينًا يتقرب به إلى الله -عزوجل-، وهذه الطريقة يحصل بها في الحقيقة مَفْسَدَةٌ من الناحية العملية، غير الناحية الاعتقادية، وهي أن كثيرًا ممن يَتْلُونَ هذا الدعاء لا يفهمون معناه، ولا يدرون ما يقولون، ولهذا نسمعهم أحيانًا يأتون بالعبارة على وجه تكون دعاء عليهم لا دعاء لهم، لأنهم لا يفهمون، ولا يعرفون ما يقولون، وأحيانًا يكونون غَيْرَ عرب فلا يعرفون الحروف العربية فيكسرونها ويُغَيِّرُونَ معناها.

ولهذا لو أن علماء المسلمين وَجَهَّوُا المسلمين إلى الطريق السليم، وقالوا: إن الطَّوَافَ لا حاجة إلى أن تدعو فيه بهذه الأدعية التي ليست من الكتاب ولا من السُّنَّة، وإنما تدعون الله تعالى بما تُحِبُّون لأن لكل إنسان رغبة خاصة، ومطلبًا خاصا يسأله ربه، لكان هذا أَوْلَى وأَحْسَنُ وأسلم من هذا التشويش الذي يحصل برفع الأصوات، وقد خرج النبي عليه الصلاة والسلام على أصحابه وهم يُصَلُّونَ وَيَجْهَرُونَ فقال: «كُلُّكُمْ يُنَاجِي رَبَّهُ، فلا يَجْهَرْ بعضكم على بعض في القراءة» أو قال: «في القرآن»، وعلى هذا فَنَسْلَمُ إِذا تَجَنَّبْنَا هذه البِدَعَ التي عليها كثير من الْحُجَّاج اليوم نَسْلَمُ من التشويش ويكون الطَّوَافُ هادئا، ويكون الإنسان خاشعًا، وكل إنسان يدعو ربه بما يريد، وأسال الله تعالى أن يحقق ذلك للأمة الإسلامية.

مطالب مرتبط:

(۴۲۵۲) حکم اشتباه در سنت اضطباع (پوشاندن شانه راست به جای چپ) در حج

هدی و چیز دیگری بر تو واجب نیست اگر این کار از روی فراموشی بوده....

ادامه مطلب …

(۴۲۷۶) حکم ترک دور آخر طواف به دلیل درد پا و تکمیل آن توسط شخص دیگر

طوافی که این زن انجام داده است صحیح نمی‌باشد و هنگامی که طواف صحیح نباشد سعی نیز صحیح نیست و بر همین مبنا او همچنان در عمره می‌باشد لذا بر او واجب است که از تمام محظورات احرام دوری کند...

ادامه مطلب …

(۴۲۵۳) حکم اضطباع در طواف وداع چیست؟

در طواف وداع اضطباع وجود ندارد زیرا انسان مُحرم نیست و انسان در حالی طواف وداع را انجام می­دهد که لباس عادی پوشیده است...

ادامه مطلب …

(۴۲۵۵) حکمت از بوسیدن حجر الاسود چیست؟

حکمت عبادت نمودن الله با تبعیت از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در بوسیدن این سنگ است و گر نه این سنگی مانند دیگر سنگ­ها است که همان­طور که امیر مؤمنان گفت سود و زیانی نمی­رساند ...

ادامه مطلب …

(۴۲۵۰) حکم طواف و سعی در حج قران

هرگاه انسان حج قران را انجام دهد طواف و سعی حج برای او از حج و عمره کفایت می­کند و طواف قدوم طواف سنت می­شود ...

ادامه مطلب …

(۴۲۶۵) حکم بطلان وضو در میانه طواف و سعی

نظر ما این است که هرگاه انسان در طواف خود بی­وضو شد به خصوص در اوقات سخت به طواف خود ادامه دهد و طواف او درست است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه