پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

(۴۲۸۲) آیا دعای خاصی هنگام طواف و سعی برای حج یا عمره وجود دارد؟

(۴۲۸۲) سوال: آیا دعای خاصی هنگام طواف و سعی برای  حج یا عمره وجود دارد؟ آیا جایز است هنگام طواف و سعی قرآن خوانده شود؟

جواب:

دعای خاصی برای حج و عمره وجود ندارد و انسان هر دعایی که دوست دارد را بگوید اما اگر می­خواهد به آن چه از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد شده پایبند باشد بهتر است مثل دعایی که بین رکن یمانی و حجر الاسود است: {رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}[بقره: ۲۰۱](پروردگارا! به ما در دنیا و در آخرت نیکی عطا فرما و ما را از عذاب آتش نگه دار) همچنین آن چه از دعا در روز عرفه وارد شده همچنین آن چه از ذکر بر روی صفا و مروه وارد شده و شبیه این­ها لذا آن چه آن را می­داند شایسته است آن را بگوید و آن چه را نمی­داند آن را آن چه را در ذهنش می­داند بی­نیاز می­سازد و این واجب نیست بلکه مستحب است.

مهم این که برای حج و عمره دعایی واجب وجود ندارد بلکه بحث فضیلت است و بدین مناسبت دوست دارم بگویم: آن چه در این کتابچه­ها کوچک پیرامون مناسک حج و عمره  از دعاهایی مخصوص برای هر دور نوشته می­شود و به دست حاجیان و عمره گزاران داده می­شود از جمله بدعت­هایی است که از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده و مفاسدی در آن است که مشخص است لذا این افرادی که این دعاها را با این گمان که از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد شده می­خوانند سپس با این الفاظ مشخص را عبادت می­دانند و چه بسا آن­ها را می­خوانند در حالی که معنای آن را نمی­دانند وبرای  هر دور دعای خاصی قرار می­دهند اگر دعا قبل از اتمام دورها تمام شد همان­طور که هنگام شلوغی رخ می­دهد در ادامه­ی دور ساکت می­شوند و اگر دور قبل از تمام شدن دعا کامل شد آن دعا را قطع نموده و ترک می­کنند همه­ی این­ها از جمله آسیب­هایی است که بر این بدعت مترتب می­شود.

همچنین آن چه در این کتابچه­ها یافت می­شود دعا نمودن در مقام ابراهیم است در حالی که این از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده که در مقام ابراهیم دعا کنند و هنگامی که به آن روی آورد فرموده­ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را خواند: {وَاتَّخِذُوا مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى}[بقره: ۱۲۵](و از مقام ابراهیم نماز گاهی برای خود برگیرید) سپس پشت آن دو رکعت خواند اما دعایی که با آن دعا می­کنند و باعث حواس پرتی نمازگزاران نزد مقام می­شوند از دو جهت منکر است:

اول: از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده لذا بدعت است.

دوم: با آن نمازگزارانی که پشت مقام نماز می­خوانند را اذیت می­کنند و مهم این که غالب آن چه در این کتابچه­ها بافت می­شود یا در کیفیت یا در وقت یا در مکان آن بدعت است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل هناك دعاء خاص في الطَّوَافِ أو السَّعْيِ لِلْحَجِّ أو لِلْعُمْرَةِ؟ وهل يجوز أن يقرأ القرآن فيهما؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: ليس هناك دعاء خاص لِلْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ، وليقل الإنسان ما شاء من دعاء، ولكن إذا أخذ بما ورد عن النبي عليه الصلاة والسلام فهو أكمل، مثل الدعاء بين الرُّكْنِ اليَمَاني والحجر الأسود ﴿ ربَّنا وَاتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴾ [البقرة: ٢٠١] وكذلك ما ورد من الدعاء في يوم عَرَفَةَ، وما ورد من الذكر على الصَّفَا وَالْمَرْوَةِ، وما أشبه ذلك، فالشيء الذي يعلمه ينبغي أن يقوله، والشيء الذي لا يعلمه يغني عنه ما كان في ذهنه مما يعلمه، وهذا ليس على سبيل الوجوب أيضًا، بل هو على سبيل الاستحباب.

المهم أنه ليس لِلْحَجِّ ولا لِلْعُمْرَةِ دعاء مُعَيَّن لا بد منه، بل الأمر كله فيه على سبيل الفضيلة، وبهذه المناسبة أود أن أقول: إن ما يكتب في هذه المناسك الصغيرة التي تقع في أيدي الْحُجَّاجِ والعُمارِ من الأدعية المخصصة لكل شوط، إن هذا من البدع التي لم ترد عن النبي صلى الله عليه وسلم ، وفيها أيضًا من المفاسد ما هو معلوم، فإن هؤلاء الذين يقرؤون هذه الأدعية يظنون أنها أمر وارد عن النبي -عليه الصلاة والسلام-، ثم يعتقدون التعبد بتلك الألفاظ الْمُعَيَّنَةِ، ثم إنهم يقرؤونها وقد لا يعلمون معناها، والمراد بها، ثم إنهم يخصونها بالدعاء بكل شوط، فإذا انتهى الدعاء قبل تمام الشوط كما يكون في الزحام سكتوا في بقية الشوط، وإذا انتهى الشوط قبل تمام هذا الدعاء قَطَعُوهُ وتَرْكُوهُ، حتى لو أنه قد وقف على قوله اللهم. ولم يأتِ بما يريد قطعه وتركه، وكل هذا من الخطأ ومن الأضرار التي تترتب على هذه البدعة.

وكذلك أيضًا ما يوجد في هذه المناسِكِ من الدعاء في مقام إبراهيم، فإن هذا لم يرد عن النبي – عليه الصلاة والسلام- أنه دعا عند مقام إبراهيم، وإنما قرأ حين أقبل عليه قوله تعالى: ﴿ وَاتَّخِذُوا مِن مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلَّى [البقرة: ١٢٥] وصلى خلفه ركعتين، وأما هذا الدعاء الذي يَدْعُونَ به، ويُشَوِّشُونَ به على المصلين عند المقام فإنه منكر من جهتين:

الجهة الأولى: أنه لم يرد عن النبي – عليه الصلاة والسلام – فإنه بدعة.

الجهة الثانية: أنهم يؤذون به هؤلاء المصلين الذين يُصَلُّونَ خلف المقام، والمهم أن غالب ما يوجد في هذه المناسِكِ مُبْتَدَعْ ، إما في كيفيته، وإما في وقته، وإما في موضعه.

مطالب مرتبط:

(۴۲۷۹) آیا هنگام طواف با رسیدن وقت نماز، باید طواف را قطع کرد؟

هرگاه نماز اقامه شد و تو در حال طواف کردن بودی چه طواف عمره، چه طواف حج و چه طواف سنت باشد طواف خود را توقف نموده و نماز می­خوانی سپس طواف را کامل می­کنی و از ابتدا شروع نمی­کنی...

ادامه مطلب …

(۴۲۵۰) حکم طواف و سعی در حج قران

هرگاه انسان حج قران را انجام دهد طواف و سعی حج برای او از حج و عمره کفایت می­کند و طواف قدوم طواف سنت می­شود ...

ادامه مطلب …

(۴۲۶۷) انجام مناسک حج در حال حیض

این زن همچنان مُحرم است زیرا از احرام خروج دومی نشده است از این جهت که طواف نموده در حالی که حیض بوده است و طواف زنی که حیض است فاسد است لذا از احرام خروج دومی نمی­شود مگر زمانی که طواف، سعی همراه با رمی و کوتاه کردن مو را کامل کند.....

ادامه مطلب …

(۴۲۷۶) حکم ترک دور آخر طواف به دلیل درد پا و تکمیل آن توسط شخص دیگر

طوافی که این زن انجام داده است صحیح نمی‌باشد و هنگامی که طواف صحیح نباشد سعی نیز صحیح نیست و بر همین مبنا او همچنان در عمره می‌باشد لذا بر او واجب است که از تمام محظورات احرام دوری کند...

ادامه مطلب …

(۴۲۶۹) حکم عمره دختری که در حال حیض طواف کرده

در صورتی که از میقات احرام بسته چیزی بر او لازم نیست زیرا این کار درست است اما اگر قبل از این که غسل بزند طواف و سعی را انجام داده طواف و سعی او درست نیست....

ادامه مطلب …

(۴۲۵۵) حکمت از بوسیدن حجر الاسود چیست؟

حکمت عبادت نمودن الله با تبعیت از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در بوسیدن این سنگ است و گر نه این سنگی مانند دیگر سنگ­ها است که همان­طور که امیر مؤمنان گفت سود و زیانی نمی­رساند ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه