سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۴۱۱۲) حکم رفتن زن بدون محرم برای انجام حج واجب

(۴۱۱۲) سوال: اگر زن محرمی ندارد و حج واجب را ادا نکرده باشد و زنانی باشند که به حج می‌‌روند؛ آیا همراه آن‌‌ها برود در حالی که آن‌‌ها بسیار پایبند و مورد اطمینان هستند یا این که در این حالت حج از آن‌‌ها ساقط می‌‌شود؟ شیخ بزرگوار! لطفا پاسخ دهید، متشکرم.

جواب:

حج بر این زنی که محرم ندارد واجب نیست به دلیل فرموده‌‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ۚ}[آل عمران: ۹۷](و برای الله حج خانه (کعبه) بر مردم واجب است (البته) کسانی که توانایی رفتن به سوی آن را دارند)و این زن هر چند که توانایی حسی دارد اما از لحاظ شرعی ناتوان است زیرا برای زن جایز نیست که به سفر برود مگر این که همراه محرم باشد به دلیل حدیث ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا که می‌‌گوید شنیدم رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خطبه می‌‌خواند و می‌‌گفت: «لا تسافر امرأة إلا مع ذي محرم»: (هیچ زنی سفر نکند مگر این که محرم همراه او باشد) لذا مردی سؤال نمود و گفت: ‌ای رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ! همسرم به برای ادای حج رفته و من می‌‌خواهم در فلان غزوه شرکت کنم، پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «انطلق فحج مع امرأتك»[۱]: (همراه همسرت به حج برو).

 بنابراین پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دستور داد که جهاد را رها نموده و همراه همسرش برای ادای حج برود و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در این حالت تفصیل ندادند که آیا همراه این زن، زنان ملتزم هستند و آیا در امان است یا خیر یا جوان است یا پیر؟ لذا زمانی که تفصیل ندادند بلکه به این مرد دستور داد جهاد را رها کند و همراه همسرش برود تا این که حج را ادا کند دلالت بر عام بودن می‌‌دهد و برای زن جایز نیست بدون وجود محرم به مسافرت چه حج و چه غیر حج برود هر چند که امنیت داشته باشد و همراه زنان باشد لذا در این حالت از لحاظ شرعی توانایی ندارد و اگر بمیرد و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را ملاقات کند در قبال این حج مسئول نیست زیرا معذور است.

برخی از علما می‌‌گویند: وجود محرم شرط وجوب حج است بنابراین  اگر توانایی مالی دارد لازم نیست کسی را به نیابت از خود برای ادای حج قرار دهد زیرا اگر شرط وجوب نفی شود ساقط می‌‌شود و با نفی شدن آن وجوب نیز ساقط می‌‌شود.

برخی از علما می‌‌گویند: وجود محرم شرط لازم بودن ادا است یعنی لازم بودن این که خود حجش را ادا کند بنابراین بر او لازم است اگر مال دارد کسی را به نیابت خود برای ادای حج قرار دهد و در صورتی که فوت کند واجب است هزینه‌‌ی حج از اموالش خارج شود.

در هر صورت به این خانم سؤال کننده می‌‌گوییم: مطمئن باش که الان تو اگر حج را انجام ندهی گناهی بر تو  نیست بلکه اگر برای ادای حج بروی گناه‌‌کار هستی و اگر فوت شدی چیزی بر گردن تو نیست زیرا از لحاظ شرعی توانایی نداشته‌‌ای.

بسیاری از مردم مشتاق حج و دوست‌‌دار حج هستند لذا برای تحقق یافتن اشتیاق، اراده و محبتش مرتکب برخی از محرمات می‌‌شوند و این درست نیست بلکه آن چه درست و حق است این است که در این امور و… از آن چه در شریعت آمده پیروی کنند لذا اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تو را ملزم به حج نکرده شایسته نیست خود را  به آن چه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تو را به آن ملزم نکرده ملزم کنی.

مثال: برخی از مردم بدهکار کسی هستند مانند پول خرید کالا، قرض، اجاره و… لذا می‌بینی که به حج می‌‌رود در حالی که بدهکار است با این وجود که در این حالت بر او حج واجب نیست بلکه او به منزلت فقیری است که زکات بر او واجب نیست همچنین کسی که بدهکار است حج بر او واجب نیست و با ترک آن گناهی بر او نیست و زمانی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را ملاقات کند مستحق عذاب نیست زیرا معذور است بنابراین پرداخت بدهی واجب است و حج با وجود بدهکاری واجب نیست و عاقل آن چه را واجب نیست انجام نمی‌‌دهد که آن چه واجب است را ترک کند.

بنابراین نصیحت من به برادرانم که بدهکار هستند این است که حج را رها نموده تا این که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن‌‌ها ثروت دهد و بدهی خود را پرداخت نموده سپس حج را ادا کنند بله در صورتی که پرداخت بدهی دارای زمان باشد و انسان مال زیادی دارد و از خود اطمینان دارد که هرگاه زمان پرداخت فرا رسد آن را پرداخت می‌‌کند این شخص اگر هنگام فرا رسیدن زمان حج مال داشته باشد حج را ادا می‌‌کند و اشکالی ندارد.


[۱] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: إذا كانت الْمَرْأَةُ لا يوجد لها تَحْرَم، ولم تُؤَدُّ فَرِيضَةَ الحج، وتوجد نساء يُرِدْنَ الْحَجَّ، فهل تحج معهن وهنَّ ملتزمات وموثوقات جدا جدا، أم يسقط عنها الْحَج في هذه الحالة؟ أرجو من فضيلة الشيخ الإجابة مأجورين.

فأجاب رحمه الله تعالى: الْحَجُ لا يجب على هذه الْمَرْأَةِ التي لم تَجِدْ مَحرَما، لقول الله -تبارك وتعالى -: ﴿ وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا [آل عمران: ٩٧]، وهذه الْمَرْأَةُ وإن كانت مستطيعة استطاعة حسيَّةً، فإنها غير مستطيعة استطاعة شرعية، وذلك أنه لا يَحِلُّ للمرأة أن تسافر إلا مع ذي محرم لقول ابن عباس رضي الله عنهما سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يخطب يقول: «لا تُسَافِرُ امْرَأَةٌ إلا مَعَ ذِي تَحرَم»، فقام رجل قال: يا رسول الله إن امرأتي خَرَجَتْ حَاجَةً، وإني اكتتب في غزوة كذا وكذا، فقال النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «انْطَلِقُ فَحُجَّ مِع امْرَأَتِكَ».

فأمره النبي صلى الله عليه وسلم أن يد الغزو وأن ينطلق فيَحُجَّ مع امرأته، ولم يَسْتَفْصِلِ النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- في هذه الحال هل الْمَرْأَة معها نساء ملتزمات؟ وهل هي آمنة أو غير آمنة؟ وهل هي شابة أو عجوز؟ فلما لم يستفصل بل أمر هذا الرجل أن يَدَعَ الغزو ويذهب ليَحُجَّ مع امرأته دلّ ذلك على العموم، وأنه لا يحل لامرأة أن تسافر لِلْحَجِّ ولا لغيره أيضا إلا مع ذي محرم، حتى وإن كانت آمنة على نفسها، وإن كانت مع نساء، وفي هذه الحال تكون غير مستطيعة شرعا، فلو توفيت ولاقت الله -عز وجل- فإنها لا تكون مسئولة عن هذا الْحَجِّ، لأنها معذورة.

لكن من العلماء من قال: إن الْمَحْرَمَ شرط لوجوب الحج، وعلى هذا فلا يلزمها أن تستنيب من يحج عنها إذا كانت قادرة بمالها، لأن شرط الوجوب إذا انتفى يسقط ويسقط بانتفائه الوجوب.

ومن العلماء من قال: إن الْمَحْرَمَ شرط للزوم الأداء، أي للزوم حجها بنفسها، وبناء على هذا يلزمها إذا كان عندها مال أن تُقِيمَ من يَحج عنها، وإذا توفيت فإنه يجب إخراج الْحَج عنها من تَرِكَتِهَا.

على كل حال نقول لهذه السائلة اطمئني فأنتِ الآن لست آئمة إذا لم تحجي، بل إذا حججت فأنت آئمة، وإذا من فليس في ذمتك شيء، لأنك غير مستطيعة شرعًا.

وكثير من الناس يكون مشتاقاً إلى الْحَجّ ومحبا لِلْحَجِّ، فيرتكب بعض المحرمات من أجل تحقيق رغبته وإرادته ومحبته، وهذا غير صحيح، بل الصحيح والحق أن تتبع ما جاء من الشرع في هذه الأمور وغيرها، فإذا كان الله تعالى لم يُلْزِمْكِ بِالْحَجِّ، فلا ينبغي أن تُلْزِمي نفسك بما لا يلزمك الله به.

ومثال ذلك: بعض الناس يكون في ذِمَّتِهِ دَيْنُ لأحد، كثَمَنِ مَبيع، أو قيمة مثله، أو إيجاره، أو غير ذلك، فتجده يذهب لِلْحَجِّ وذمته مشغولة بهذا الدَّيْنِ، مع أن الحج في هذه الحال لا يجب عليه، بل هو بمنزلة الفقير لا تجب عليه الزكاة، فكذلك هذا الذي عليه الدَّيْنُ لا يجب عليه الْحَجُّ، ولا يكون آنها بتركه، ولا مستحقا للعقاب إذا لاقى الله عز وجل، لأنه معذور فوفاء الدِّينِ واجب والْحَجُّ مع الدَّيْنِ ليس بواجب، والعاقل لا يقوم بما ليس بواجب ويَدَعُ ما هو واجب.

فنصيحتي لأخواني الذين عليهم دُيُون أن يَدَعُوا الْحَجَّ حتى يُغْنِيَهُم الله -عز وجل- ويَقْضُوا ديونهم ثم يَحُجُّوا ، نعم لو كان الدين مؤجلا وكان عند الإنسان مال وافر بحيث يضمن لنفسه أنه كُلَّمَا حَلَّ قِسْطُ من هذا الدَّيْنِ فإنه يقضيه، فهذا إذا كان بيده مال عند حلول وقت الْحَجِّ فإنه يحج به، ولا بأس بذلك.

مطالب مرتبط:

(۴۱۱۸) مسافتی که برای پیمودن آن زن به محرم نیاز دارد چقدر است؟

برخی از اهل می‌‌گویند: برای زن جایز نیست بدون محرم به مسافرت برود چه مسیر آن کوتاه و چه طولانی باشد و احتیاط این است که همراه محرم سفر کند چه مسافت آن کوتاه و چه طولانی باشد...

ادامه مطلب …

(۴۰۸۷) حکم ادا حج با مال صدقه

بله، جایز است انسان با مالی که به عنوان صدقه از جانب پدر، برادر، پسر و یا یکی از برادارانش که منتی از جانب آن‌‌ها بدو نمی‌‌رسد حج را ادا کند....

ادامه مطلب …

(۴۱۰۳) حکم طواف به نیابت از خواهر

طواف تو به نیابت از خواهرت درست است و این که موهای سرت را بعد از طواف برای عمره کوتاه کردی نیز درست است...

ادامه مطلب …

(۴۱۲۴) حکم ادای حج نیابتی برای مادر فوت شده قبل از انجام حج واجب

اگر ناتوان بوده و مالی برای ادای حج نداشته حج بر او واجب نیست...

ادامه مطلب …

(۴۰۸۱) آیا برای کسی که بدهکار است جایز است حج را ادا کند؟

در صورتی که انسان بدهکار باشد که شامل کل مال او شود حج بر او واجب نیست زیرا الله حج را فقط بر کسی که توانایی دارد واجب نموده است...

ادامه مطلب …

(۴۰۶۲) انجام حج یا صدقه دادن، کدام یک اولویت دارد؟

این بر حسب نیاز است لذا اگر مردم به صدقه نیاز دارند صدقه بهتر است ولی اگر به صدقه نیاز ندارند حج بهتر است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه