چهارشنبه 15 رمضان 1447
۱۳ اسفند ۱۴۰۴
4 مارس 2026

(۳۴۳۹) حکم برگزاری مراسم هفتم برای میت و ذکر جمعی

(۳۴۳۹) سوال: در روز هفتم بعد از اینکه میت وفات می‌یابد، اهل میت به برخی بزرگان دین اطلاع می‌دهند و اینان می‌آیند و به نماز جماعت و خواندن قرآن می‌پردازند، و الله عَزَّوَجَلَّ را با گفته‌هایی یاد می‌کنند از جمله: لا إله إلا الله، الله الله الله، أستغفر الله؛ این را صد بار یا بیشتر می‌گویند، سپس بر پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم صلوات می‌فرستند با گفته‌ی خودشان: اللهم صلِّ علی سيدنا محمد، و على آله وصحبه وسلم، اللهم صلِّ على سيدنا محمد النبي الصادق بعدد ما خلقت يا ربنا وأنت الخالق، وعلى آله وصحبه وسَلِّمْ؛ چندین مرتبه این را می‌گویند، و در همه‌ی این اذکار هر یک به دیگری می‌شنواند و افرادی که نشسته‌اند نیز با آن‌ها در این امر مشارکت می‌کنند، سپس به درگاه الله عَزَّوَجَلَّ دعای عفو و مغفرت و قبول اجر این عملشان برای میت می‌کنند، لذا حکم عمل این افراد چیست؟ و آیا از این عملشان ثواب می‌برند؟ خصوصا که آن‌ها در این عمل اجر را از الله عَزَّوَجَلَّ می‌خواهند و هیچ مابازاء مادی (و مزد مالی) نمی‌گیرند، همان‌طور که این عادت را سببی قرار داده‌اند برای اینکه مردم بر طاعت الله و فرمان‌برداری امرش و پرهیز از نهیش ترغیب شوند، و بیشتر مردم تنها چیز کمی از اسلام می‌فهمند، و بخش بزرگی از نمازگزاران درباره‌ی ادای نماز به شکل مطلوب نمی‌فهمند، و برای نماز در مساجد حاضر نمی‌شوند، و کسی را نمی‌یابند که آن‌ها را راهنمایی کند، به علاوه‌ی اینکه این بزرگان دین برای مردم تبیین می‌کنند که این عملشان آتش (دوزخ) را از فقید (و میت) آن‌ها دور نمی‌کند، و او را وارد بهشت نمی‌کند چنانچه در زندگی خویش به آنچه که الله عَزَّوَجَلَّ بر وی واجب کرده نپرداخته است؟

جواب:

این از بدعت‌های منکری است که از رسول‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحاب ایشان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم ثابت نیست، و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از بدعت‌ها نهایت تحذیر را داده و فرموده‌اند: «شَرَّ الْأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا، وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ» [تخریج آن گذشت] یعنی: (و بدترین امور، امور نوپیداست و هر بدعتی گمراهی است).

و هر عبادتی که انسان با آن به پرودگارش تقرب جوید و اصلی از شرع برای آن نباشد پس وی بر انجام آن ثوابی نمی‌برد، هرچند از انجام آن نیت خیر کرده باشد، و هرچند از انجام آن نیت تقرب به درگاه الله عَزَّوَجَلَّ کرده باشد؛ زیرا تقرب به درگاه الله عَزَّوَجَلَّ جز به واسطه شرع او نمی‌باشد، و شرع او همان چیزی است که پیامبرش محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آورده است. و من برای تو مثالی می‌زنم: اگر خواستی که از یکی از شهرها به مدینه برسی و راهی غیر از راه آن را پیموده باشی، به بی‌راهه می‌روی، و همین‌طور هم وقتی خواستی به الله عَزَّوَجَلَّ برسی و راهی غیر از راه و شرع او که پیامبرانش آورده‌اند را بپیمایی، پس تو هرگز به او نخواهی رسید؛ و برای همین اهل علم گفته‌اند: همانا از شرط قبولی عبادت این است که مبنی بر دو امر باشد: اول اخلاص برای الله عَزَّوَجَلَّ (که خالصانه برای الله عَزَّوَجَلَّ باشد)، و این شرط نزد این مبتدعان وجود دارد. و دوم: متابعت از رسول‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است و این نزد این مبتدعان مفقود است، و برای همین این عملشان آن‌ها را به الله عَزَّوَجَلَّ نزدیک نمی‌کند، و بلکه بر دوری آن‌ها از الله عَزَّوَجَلَّ می‌افزاید.

اما وسیله‌‌ای باشد برای اینکه مردم بفهمند چگونه نماز بخوانند، و چگونه به درگاه الله عَزَّوَجَلَّ تضرع و زاری کنند، و چگونه الله عَزَّوَجَلَّ را عبادت کنند، پس ما می‌گوییم: این وسیله جدید (نوآوری شده و بدعت) و منکر است، و امکان ندارد که امور منکر وسیله‌ای برای اصلاح باشند، حتی اگر کمی اصلاح کنند قطعاً به میزان بیشتری فساد می‌کنند، و بلکه وسایل اصلاح همان چیزهایی است که رسول‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آن را از طریق تعلیم شریعت به روش قولی، مکتوب و منطوق، و به روش عملی آورده است، همان‌طور که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم امتش را این ‌چنین تعلیم می‌دهد، گاهی برای آن‌ها نماز می‌خواند، پس بر منبر بالا می‌رود و قیام می‌کند (و می‌ایستد) و رکوع می‌کند و (از رکوع) بالا می‌آید درحالی‌که بر منبر است، سپس (از منبر) پایین می‌آید و سجده می‌کند، سپس می‌فرماید: «أَيهَا النَّاسُ، إِنَّمَا صَنَعْتُ هَذَا لِتَأْتَمُّوا بِي وَلِتَعَلَّمُوا صَلاَتِي» [أخرجه البخاري: كتاب الجمعة، باب الخطبة على المنبر، رقم(٩١٧). ومسلم: كتاب المساجد ومواضع الصلاة، باب جواز الخطوة والخطوتين في الصلاة، رقم (٥٤٤)]. یعنی: (من اين كار را كردم تا اينكه شما از من پيروی كنيد و چگونگی نماز خواندن من را ياد بگيريد). و همین‌طور اصحابش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم بعد از وی امت را به روش قولی و عملی تعلیم می‌دادند، چنانکه عثمان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ دستور می‌دهد ظرف آبی بیاورند، آنگاه جلوی مردم وضو می‌گیرد و می‌گوید: «رأيت رسول‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم   توضأ مِثل وُضوئي هذا». [أخرجه البخاري: كتاب الوضوء، باب الوضوء ثلاثا ثلاثا، رقم(١٥٩). ومسلم: كتاب الطهارة، باب فضل الوضوء والصلاة عقبه، رقم(٢٢٩). واللفظ لمسلم]. یعنی: (رسول‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم   را ديدم که مانندِ اين وضوی من، وضو گرفت).

و در هر حال راه تعلیم مردم همان راهی‌ست که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آورده است، اما اینکه فتوای عبادت‌هایی را بدهیم که شریعت آن را نیاورده و بگوییم: با این کار می‌خواهیم شریعت را به مردم تعلیم دهیم، پس در حقیقت ما بدعت را به آن‌ها تعلیم داده‌ایم و شریعت را به آن‌ها نیاموخته‌ایم‌.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: في اليوم السابع من بعد ما يُتَوَفَّى الميت يرسل أهل الميت إلى رجال دين، ويأتي هؤلاء ويقومون بأداء الصلاة جماعة وقراءة القرآن، ويذكرون الله بأقوال منها : لا إله إلا الله الله الله الله، أستغفر الله، يقولون ذلك مائة مرة و أكثر، ثم يُصَلُّون على النبي بقولهم: اللهم صل على سيدنا محمد، وعلى آله وصحبه وسلم، اللهم صل على سيدنا محمد النبي الصادق بعدد ما خلقت يا ربنا وأنت الخالق، وعلى آله وصحبه وسلّم، يقولونها عدة مرات، وفي كل هذه الأذكار يسمع بعضهم بعضًا، ويشاركهم الجالسون في ذلك، ثم يَدْعُونَ الله بالعفو والمغفرة وقبول أجر عملهم هذا للميت. فما حكم عمل هؤلاء؟ وهل يُتَابُونَ على عملهم؟ خصوصًا أنهم يبتغون بذلك الأجر من الله ولا يأخذون أَيَّ عوض مادي، كما أنهم اتخذوا من هذه العادة سببا لحث الناس على طاعة الله وامتثال أمره واجتناب نواهيه، وأكثر الناس لا يفهمون إلا القليل عن الإسلام وقسم كبير من المصلين لا يفهمون تأدية الصلاة على الوجه المطلوب، ولا يحضرون الصلاة في المساجد، ولا يجدون من يُرْشِدُهُمْ، كما أن رجال الدين يُبينون للناس أن عَمَلَهُمْ هذا لا يَدْفَعُ عن فقيدهم النار، ولا يُدْخِلُهُ الجنَّةَ إذا لم يَقُم هو في حياته بأداء ما أوجبه الله عليه؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذه من البِدَع الْمُنْكَرَةِ التي لم تثبت عن رسول الله صلى الله عليه وسلم ولا عن أصحابه، وقد حذر النبي صلى الله عليه وسلم من البدع غاية التحذير فقال: «شَرُّ الْأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا، وَكُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ». وكل عبادة يَتَقَرَّب بها الإنسان إلى ربه وليس لها أصل من الشرع فإنه لا يُثاب عليها، وإن نوى بها الخير، وإن نوى بها التقرب إلى الله عز وجل – ؛ لأن التقرب إلى الله – تعالى – لا يكون إلا بواسطة شرعه، وشَرْعُه ما جاء به نبيه محمد صلى الله عليه وسلم، وإني لضارب لك مثلا: لو أردت أن تصل إلى مدينة من المدن وسلكت طريقا غير طريقها لضللت عنها، هكذا أيضًا إذا أردت الوصول إلى الله -عز وجل- وسلكت طريقا غير طريقه وشرعه الذي جاءت به رسله فإنك لن تَصِلَ إليه؛ ولهذا قال أهل العلم: إن من شرط قبول العبادة أن تكون مَبْنِيَّةٌ على أمرين: الأول: الإخلاص لله -عز وجل، وهذا قد يكون مُتَوَفِّرًا لدى هؤلاء الْمُحْدِثِينَ. والثاني: المتابعة للرسول صلى الله عليه وسلم، وهذا مفقود عند هؤلاء الْمُحْدِثِينَ، ولذلك عملهم هذا لا يُقَرِّبُهم إلى الله -عز وجل-، وإنما يزيدهم من الله بعدا.

وأما كون هذا وسيلةً إلى أن يعرف الناس كيف يُصَلُّون، وكيف يتضرعون إلى الله، وكيف يعبدون الله فإننا نقول: هذه الوسيلة الْمُحْدَثَةُ مُنْكَرَةٌ، ولا يمكن أن تكون الأمور المنكرة وسيلة للإصلاح أبدا، حتى وإن أصلحت قليلا فإنها تُفْسِدُ كثيرًا، وإنما وسائل الإصلاح ما جاء به الرسول صلى الله عليه وسلم من تعليم الشريعة بطريق القول المكتوب والمنطوق، وبطريق الفعل، كما كان الرسول – عليه الصلاة والسلام – يُعَلِّمُ أمته هكذا، أحيانًا يُصَلِّى بهم فيصعد على المنبر ويقوم ويركع ويرفع وهو على المنبر، ثم ينزل فيسجد ثم يقول: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّما صَنَعْتُ هَذَا لِتَأْتَمُوا وَلِتَعَلَّمُوا صَلانِ». وهكذا أصحابه من بعده كانوا يُعلمون الأمة بطريق القول والفعل، كما كان عثمان رضي الله عنه يأمر بإناء من ماء فيتوضأ أمام الناس ويقول: «رَأَيْتُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم تَوَضَّأَ مِثْلَ وُضُوئِي هَذَا».

وعلى كل حال الطريق إلى تعليم الناس هي الطريق التي جاء بها النبي -عليه الصلاة والسلام-، أما أن نُفْتِيَ في عبادات لم تأتِ بها الشريعة ونقول: إننا نريد بذلك أن نُعَلِّمَ الناس الشريعة، ففي الحقيقة أننا علمناهم البدعة ولم نُعَلِّمْهُمُ الشريعة.

مطالب مرتبط:

(۳۴۳۸) حکم صدقه دادن برای میت به نیت جبران نمازهای فوت‌شده

نماز برای میت نه با عینش و نه با بدلش قضا نمی‌شود، بلکه وقتی در آن کوتاهی کرده بود و به درجه‌ی کفر نرسیده بود فقط برایش طلب مغفرت می‌شود، که شاید الله از تقصیر او گذشت و او را آمرزید....

ادامه مطلب …

(۴۳۴۷) حکم اهدای ثواب قرائت قرآن به پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اموات

به نسبت اهدا برای پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که بدعت است، زیرا صحابه که بسیار بیشتر از ما محبت رسول‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را داشتند این کار را انجام نمی‌دادند....

ادامه مطلب …

(۳۴۲۳) حکم تقسیم ثواب اعمال میان همسر و دیگران

پاداش برای هر یک از شما به صورت کامل است و فضل الله واسع است...

ادامه مطلب …

(۳۴۲۷) صدقه دادن به میت از طریق تسبیح و اعمال دیگر

بهتر است که انسان اعمال نیک را برای خود قرار داده و برای پدر و مادرش دعا نماید ....

ادامه مطلب …

(۳۴۰۳) آیا نمازگزاردن به نیابت از شخصی که وفات نموده جایز است؟

نمازگزاردن به نیابت از شخصی که وفات نموده مشروع نیست حتی اگر دانسته شود که وی نماز را به امید این که بعد از شفا یافتن بخواند، ترک کرده است...

ادامه مطلب …

(۳۴۱۲) بهترین اعمال برای هدیه کردن ثواب به والدین متوفی

برترین آنچه یاد شد همان دعا است زیرا همان چیزی است که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بدان ارشاد نموده ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه