سه‌شنبه 7 رمضان 1447
۵ اسفند ۱۴۰۴
24 فوریه 2026

(۳۲۷۵) حکم غسل، نماز و دفن میتی که واجبات شرعی را ترک کرده است

(۲۳۷۵) سوال: آیا برای یک شخص جایز است میتی را که نماز نمی‌خوانده و روزه نمی‌گرفته و مشروب می‌نوشیده غسل دهد یا جایز نیست؟ و آیا جایز است که بر او نماز خوانده شود و در قبرستان مسلمانان دفن شود؟

جواب:

میتی که نماز نمی‌خوانده و روزه نمی‌گرفته، جایز نیست که غسل داده شود، وقتی این فرد نماز نمی‌خوانده والعياذ بالله، مسلمان نبوده هرچند که خود می‌پنداشته که مسلمان است اما او کافر بوده است؛ لذا وقتی بمیرد، غسل، کفن و دفن شدن در قبرستان مسلمانان جایز نیست و فقط در لباسش و در گودالی در جایی دور دفن می‌شود و آن هم برای اینکه کافر، نماز، دعا و غیره، او را پاک نمی‌کند.

 به همین مناسبت دوست دارم هرکس را که میتی نزدشان مرده درحالی ‌که می‌داند او نماز نمی‌خوانده و توبه نکرده است، برحذر ‌دارم از اینکه او را به مساجد مسلمانان بیاورند تا مسلمانان بر او نماز بخوانند که همانا این از انداختن مسلمانان در گناه است اما درصورتی ‌که انجام دهنده‌ی آن نمی‌داند پس گناهی بر او نیست ولی آن‌ها (صاحبان میت که از بی‌نمازی او باخبر بودند) مردم را در گناه می‌اندازند، به دلیل فرموده الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم: {وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ  إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ} [التوبة: ۸٤]: (و هرگز بر هیچ‌یک از آن‌ها که مرده است نماز نخوان و بر -کنار- قبرش نایست, بی‌گمان آن‌ها به الله ورسولش کافر شدند) بنابراین جایز نیست برهیچ کافری نماز خوانده شود و بر قبرش ایستاد نمی‌شود که برایش دعا شود.

 این مسأله‌ای است که برخی مردم در آن واقع می‌شوند: یا به خاطر ستر کردن میتشان یا جهلشان به این موضوع ولی اطاعت از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسولش بالاتر از هر اعتباری ا‌ست، لذا مومن وقتی دانست کسی  بر کفر مرده است جایز نیست که بر او نماز بخواند؛ بدین‌ترتیب وقتی میت ایشان بمیرد درحالی ‌که می‌داند او کافر است، به هر سببی از اسباب تکفیر، پس بر وی واجب است که از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بترسد و بر این میت نماز نخواند و او را برای مسلمانان عرضه نکند که بر او نماز بخوانند.

 در اینجا مسئله‌ای وجود دارد: ممکن است شخصی به انسان عرضه شود که در او شک دارد: آیا او مسلمان است یا کافر؟ زیرا وی به عنوان مثال نزدش مقرر شده که او از جمله‌ی کسانی است که نماز نمی‌خوانده، پس این فردی که نزدش مقرر شده نماز نمی‌خوانده می‌میرد سپس به وی عرضه می‌شود تا بر او نماز بخواند، لذا شک می‌کند در اینکه او مسلمان است یا کافر، بنابراین چکار کند؟ درست این است که بر او نماز بخواند؛ زیرا اصل اینست که مسلمان بر اسلام خویش باقی‌ است.

اما به نسبت دعا کردن برای او شرط می‌کند و می‌گوید: بارالها اگر مومن بوده پس او را مورد مغفرت و رحمت قرار بده و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ حالش را می‌داند که آیا مومن است یا خیر، و بدین‌وسیله از مسئولیت در امان می‌شود و از اینکه برای شخصی کافر دعای رحمت و مغفرت کرده باشد نیز در امان می‌شود.

 استثنا نمودن در دعا یا شرط کردن در آن امری‌ است که در قرآن آمده و در آیات لعان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: {فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ* وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ} [النور: ٦-٧]: (پس هر یک از آن‌ها باید چهار مرتبه به نام الله سوگند یاد کنند که او از راست‌گویان است *  و پنجمین بار -چنین گوید: – که لعنت الله بر او باد؛ اگر از دروغ‌گویان باشد) و در مورد زن فرمود: {وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ  إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ* وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِنْ كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ} [النور: ۸-۹]: (و زن بدین سان می تواند مجازات (زنا) را از خود دور نماید که چهار بار به نام الله سوگند یاد کند و گواهی دهد که شوهرش دروغگوست* و پنجمین گواهی (زن، بدین ترتیب است) که خشم الله بر او باد، اگر شوهرش راستگو باشد)؛ لذا استثنا در دعا وارد است همان‌طور که در عبادت نیز وارد است چنانچه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم  به ضباعة دختر زبير، وقتی قصد حج کرد درحالی‌ که بیمار بود رسول‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «حُجِّي وَاشْتَرِطِي، وَقُولِي: اللَّهُمَّ مَحِلِّي حَيْثُ حَبَسْتَنِي»[۱]: (به حج برو و شرط کن و بگو: بارالها؛ بیرون آمدنم از احرام، همان جایی ا‌ست که تو مرا بازداشتی).

بنابراین مهم این است که انسان در چنین حالتی استثنا قائل شود و بگوید: بارالها؛ اگر مومن است، او را مغفرت کن.

 ابن قیم رَحِمَهُ‌الله در کتاب “إعلام الموقعين” از شیخ خود ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله ذکر کرده است که ایشان مسائلی از دین یا فقه بر وی مشکل می‌آمد و از جمله چیزهایی که بر وی مشکل آمد این بود که جنازه‌هایی بر او عرضه شده و نمی‌داند: آیا او مسلمان است یا خیر؟ پس رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را در خواب دید و به او گفت: باید شرط کنی ‌ای احمد[۲] و سند ابن قیم رَحِمَهُ‌الله از شیخش ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله سندی صحیح است؛ زیرا هر دو ثقه هستند؛ اگر کسی بگوید: ما اینجا بر اثبات حکم شرعی به خواب تکیه نمودیم؛ برای اینکه قرآن این خواب را تأیید می‌کند چنانچه کمی قبل در قصه‌ی لعان بدان اشاره کردیم و آن هم اینکه استثنا در دعا عملی جایز است و بر همین اساس این خواب موافق با قواعد شریعت است بنابراین بدان عمل می‌شود.


[۱] صحیح خاري كتاب النكاح، باب الأكفاء في الدين، رقم (٥٠٨٩) مسلم، كتاب الحج، باب جواز اشتراط المحرم التحلل بعذر المرض ونحوه، رقم (١٢٠٧).

[۲] إعلام الموقعین عن رب العالمین (٤٢٧/٣).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز للرجل أن يُغسل مينا كان لا يُصلي ولا يصوم ويشرب الخمر أم لا يجوز؟ وهل يجوز أن يُصَلَّى عليه ويُدفن في مقابر المسلمين؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: لا يجوز أن يُغَسَّلَ ميت لا يُصلِّي ولا يصوم، فإذا كان هذا لا يُصلِّي -والعياذ بالله – ولو كان يزعم أنه مسلم فليس بمسلم، فهو كافر، فإذا مات فإنه لا يجوز تغسيله ولا أن يُكَفَّنَ، ولا أن يُصَلَّى عليه، ولا أن يُدْفَنَ في مقابر المسلمين، وإنما يُعْمَسُ في ثيابه في حفرة في مكان بعيد، وذلك لأن الكافر لا يطهره صلاةٌ ولا دعاء ولا غيره.

وبهذه المناسبة أود أن أحذر من مات عندهم ميت وهم يعلمون أنه لا يُصلي ولم يتب، أحذرهم من أن يتقدموا به إلى مساجد المسلمين ليصلي عليه المسلمون، فإن هذا من إيقاع المسلمين في الإثم وإن كان فاعل ذلك لا يدري فلا إثم عليه، لكن هم يوقعون الناس في الإثم، لقوله -تعالى- لرسوله : ﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلَا نَهُمْ عَلَى قَبْرِهِ ۚ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ﴾ [التوبة: ٨٤]. فكل كافر لا يجوز أن يُصلى عليه، ولا يقام على قبره بالدعاء له.

وهذه مسألة يقع فيها بعض الناس: إما سترا على ميتهم أو جهلا منهم بالأمر، ولكن طاعة الله ورسوله فوق كل اعتبار، فالمؤمن إذا علم أنه لا يجوز أن يُصَلَّى على من مات كافرًا، فإنه إذا مات له ميت وهو يعلم أنه كافر بأي سبب من أسباب التكفير فإنه يجب عليه أن يخشى الله، وأن لا يُصَلَّى على هذا الميت، ولا يقدمه للمسلمين يصلون عليه.

وها هنا مسألة، وهي: أنه قد يقدم إلى الإنسان شخص يشك فيه: هل هو مسلم أو كافر؟ لأنه – مثلا – تقرر عنده أنه ممن لا يصلي، فيموت هذا الذي تقرر عنده أنه لا يصلي، ثم يقدم إليه ليصلي عليه، فيشك في أنه مسلم أو كافر فماذا يصنع ؟ فالصواب أن يصلى عليه؛ لأن الأصل أن المسلم باقي على إسلامه.

أما بالنسبة للدعاء له فيشترط فيقول: اللهم إن كان مؤمنا فاغفر له وارحمه، والله -تعالى- يعلم حاله هل هو مؤمن أو لا؟ وبهذا يسلم من التَّبِعَة، ويسلم من أن يدعو لشخص كافر بالرحمة والمغفرة. والاستثناء في الدعاء أو الشرط فيه أمر وارد في القرآن، ففي آيات اللعان قال الله -تعالى-: ﴿ فَشَهَدَهُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَدَاتِ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّدِقِينَ وَالْخَمْسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الكذبين [النور: ٦-٧]. وقال في المرأة: ﴿ ويدروا عَنْهَا الْعَذَابَ أَن تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَدَاتِ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَذِبِينَ وَالْخَمِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّدِقِينَ ﴾ [النور: ٨-٩]. فالاستثناء في الدعاء وارد كالاستثناء في العبادة أيضًا، كما قال النبي -عليه الصلاة والسلام – لضباعة بنت الزبير حينما أرادت الحج وهي شاكية، فقال لها الرسول صلى الله عليه وسلم: «حُجِّي وَاشْتَرِطِي، وَقُولِي: اللَّهُمَّ يَحِلِّي حَيْثُ حَبَسْتَني». فالمهم أن يستثني الإنسان في مثل هذه الحال، فيقول: اللهم إن كان مؤمنا فاغفر له.

وقد ذكر ابن القيم رحمه الله  في إعلام الموقعين عن شيخه ابن تيمية الله رحمه الله أنه أشكل عليه مسائل من مسائل الدين أو الفقه، وكان من جملة ما أشكل عليه أنه تقدم له جنائز لا يدري هل هو مسلم أم لا؟ فرأى النبي صلى الله عليه وسلم في المنام، فقال له: عليك بالشرط يا أحمد، وسند ابن القيم رحمه الله عن شيخه ابن تيمية رحمه الله سنىد صحيح؛ لأن الرجلين كلاهما ثقة فإن قال قائل: إننا اعتمدنا هنا على إثبات حكم شرعي برؤيا؛ لأن هذه الرؤيا يؤيدها القرآن -كما أشرنا إليه قبل قليل- في قصة اللعان، وهو أن الاستثناء في الدعاء سائغ، وعلى هذا فإن هذه الرؤيا موافقة لقواعد الشريعة، فيُعمل بها.

مطالب مرتبط:

(۳۲۷۰) آیا استفاده از دندان طلا جایز است؟

استفاده از دندان طلا برای مردان جایز نمی‌باشد مگر اینکه نیاز باشد مثل اینکه دندانش بیرون آورده شده و نیاز است که با طلا وصل شود یا شکسته شده است و غیره که نیاز به پوشش طلا دارد و این حکم به نسبت مردان است....

ادامه مطلب …

(۳۲۶۸) حکم دندان طلای متوفی و نحوه برخورد با آن در میراث

هنگامی که انسانی فوت کرد و دندان طلایی داشت، آن دندان کنده می‌شود مگر اینکه از کندن آن دندان، دندانهای دیگر نیز کنده شوند که در این صورت آن دندان طلایی بیرون آورده نمی‌شود...

ادامه مطلب …

(۳۲۸۱) احکام شرعی در قبال جراحت میت هنگام غسل

در مورد این گناهی بر تو نیست چنانچه زخم بدون اختیار تو یا با عمل غسل دهنده دومی بوده است...

ادامه مطلب …

(۳۲۸۷) آیا کسی‌ در تصادف می‌میرد، شهید محسوب می‌شود؟

میت با تصادف از زمره‌ی شهدا می‌شود إن شاء الله؛ برای اینکه او همچون کسی است که با آوار یا غرق شدن و یا مانند آن می‌میرد...

ادامه مطلب …

(۳۲۶۷) حکم دیدار زن از همسر متوفی قبل از دفن

برای آن زن جایز است که همسرش را بعد از مرگ ببیند بلکه حتی او را غسل بدهد ....

ادامه مطلب …

(۳۲۹۱) آیا غسل کردن پس از غسل میت باعث از بین رفتن اجر می‌شود؟

هنگامی ‌که انسان، میت را غسل داد و غسل دادنش را به عهده گرفت، برای او سنت است که خودش نیز بعد از آن، غسل کند و چنانچه بعد از آن غسل کند اجرش ضایع نمی‌شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه