(۲۳۶۹) سوال: زمانی که میتی بمیرد درحالی که در دهانش طلا به صورت دندان قرار گرفته باشد، آیا کندن آن طلا جایز است؟ یا باید همراه میت باقی بماند و در قبر دفن شود؟
جواب:
قبل از اینکه در مورد جواب این سوال صحبت کنم دوست دارم بگویم: چیزی که امروزه بسیاری از مردان به آن دچار هستند استفاده کردن طلا با وجود حرام بودنش میباشد؛ الان بسیاری از مردان را مییابیم که از طلا در انگشتر، زنجیر و دندانشان استفاده میکنند و این حرام است و برای ایشان جایز نیست چون رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم انگشتر طلا را برای مرد حرام کرده است تا آنجایی که به اخگر آتش که انسان در دستش بگیرد تشبیه کرده است[۱] و خبر داده است که طلا و ابریشم برای مردان امتش حرام میباشد[۲] و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در قرآن بیان میدارد که زیورآلات مخصوص زنان میباشد: {أَوَمَنْ يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ} [سوره الزخرف: ۱۸]: (آیا کسی را که در زیور (و زینت) پرورده میشود و او در (هنگام) جدال (قادر به) آشکار (و تبین مقصودش) نیست (به الله نسبت میدهید؟!)) پس مرد لازم نیست که جمالش را با پوشیدن طلا تکمیل کند چون وظیفه او آرایش کردن برای اینکه دیگری را جذب خودش کند، نیست بلکه وظیفه آن بالاتر از این است که شبیه زنانی کند که با طلاهایشان خود را جلوی شوهرانشان زینت میدهند.
فرقی ندارد بین مردی که انگشتر طلا بر دست میکند و بین کسی که قصد میکند به آن چیزی که الدبلة (آن چیزی است که خواستگار یا شوهر به دست میکند که به آن حلقهی نامزدی میگویند) نامیده میشود که دو حرام در آن وجود دارد:
اولی: تشبه به نصاری میباشد به این خاطر که میراث و فرهنگ ایشان است.
دومی: اعتقاد فاسد میباشد زمانی که مرد اسم همسرش را در آن چیزی که میپوشد مینویسد و زن نیز در آن چیزی که میپوشد اسم شوهرش را مینویسد و معتقد هستند که از اسباب با هم بودنشان میباشد و یا از علامتی ارتباط بین آن دو است؛ همهی اینها خرافات و عقاید باطلی است که اصلی ندارد و اعتماد و تکیه بر آن جایز نمیباشد.
اما به نسبت دندان: گذاشتن دندان طلا برای مرد اگر بدان نیاز داشته باشد، اشکالی ندارد چه دندان مستقل باشد یا روکشی از طلا به مقداری که لازم دارد، بر روی آن قرار دهد همچنین برای زن اشکالی ندارد که طلا را برای تجمل و زینت بر دندانهایش قرار دهد که آن زیبایی برای همسرش باشد پس هنگامی که وفات نمود و چیزی از این طلا بر او بود، برداشتن آن واجب است به خاطر اینکه بقای آن دو مفسده را به دنبال دارد:
اول: ضایع کردن مال است و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از آن نهی کردهاند و فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ كَرِهَ لَكُمْ ثَلَاثًا: قِيلَ وَقَالَ، وَإِضَاعَةَ الْمَالِ، وَكَثْرَةَ السُّؤَالِ» [۳]: (الله این سه خصلت را بر شما ناپسند میدارد: گفتار بیهوده و ضایع کردن مال و بسیار سوال کردن) و در قرآن به آن اشاره شده است زمانی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا} [سوره النساء: ۵]: (و اموال خود را که الله آن را وسیله قوام (زندگی) شما قرار دادهاست، به سفیهان (و کم خردان) ندهید).
دوم: فوت شدن این مال که مستحق ورثه میباشد مخصوصاً اگر که ورثه کودک باشند و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ} [سوره اﻷنعام: ۱۵۲]: (و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به نیکوترین وجهی (که برای اصلاح باشد)) و زمانی که میت وفات نموده است اموال و حقوق مالی او به وارثان بعد از او منتقل میشود:{ وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ} [سوره النساء: ۱۲]: (و برای شما نصف ترکه همسرانتان است) پس نتیجه این شد که جایز نیست دندان طلای میت بعد از مرگش با میت باقی بماند بلکه واجب است که بیرون آورده شود اما اگر بیرون آوردن آن مساوی با مثله کردن آن است، مثل این که آن دندان بیرون آورده نمیشود مگر اینکه ما حول آن دندان نیز کنده شوند یا ترس پاره شدن و شکافتن باشد کهاشکالی ندارد باقی بماند سپس اگر ورثهها به سن رشد رسیدن و بدان اجازه دادن، برای آنها میباشد مگر اینکه ظن این برود که میت تجزیه شده است و آن طلا از قبر بیرون آورده میشود.
سوال کننده میگوید: شیخ بزرگوار: ولی خارج کردن آن از قبر چیزهای دیگری نیز بر آن مترتب خواهد شد، چه بسا میت بر حالت دیگری از آن حالت که در قبر گذاشته شده است دیده شود سپس در معرض زبان مردم قرار گرفته خواهد شد یا چیزهایی از این قبیل.
جواب: حالتهای وجود دارد که نبش قبر در آن حالتها جایز است مانند این حالت همچنین زمانی که در هنگام دفن میت اگر چیز گرانبهایی در قبر رها شود و نیاز به نبش قبر باشد تا به صاحبش بازگردد.
همچنین اگر از روی جهل میت به روی غیر قبله قرار داده باشند پس نیاز است که نبش قبر صورت گیرد و جهت آن به سوی قبله تغییر کند؛ مهم این است هنگامی که نیاز به نبش قبر بود ترس اینکه میت بر صفت مرغوب آن نباشد، مانع نبش قبر نیست چون ما در این حالت میگوییم: نبش قبر را کسی انجام نمیدهد مگر افراد مورد اعتماد و اهل دین و ستر باشد که در این صورت ضرری ندارد سپس مسئلهی تغییر حالت میت احتمال است اما باقی ماندن این مال در قبر مفسدهای محقق است و شیء محقق با شیء محتمل رها نمیشود.
[۱] صحیح مسلم: كتاب اللباس والزينة، باب طرح خاتم الذهب، شماره (۲۰۹۰).
[۲] سنن أبو داود: كتاب اللباس، باب في الحرير للنساء، رقم (٤٠٥٧) و سنن ترمذی: كتاب اللباس باب ما جاء في الحرير والذهب، شماره (۱۷۲۰)، وقال: حسن صحيح و سنن نسائي: كتاب الزينة باب تحريم الذهب على الرجال، شماره (٥١٤٤) وابن ماجه: كتاب اللباس، باب لبس الحرير والذهب للنساء، شماره (٣٥٩٥) وأحمد، (٩٦/١)، شماره (٧٥٠).
[۳] صحیح بخاري كتاب الزكاة، باب قول الله تعالى ﴿لَا يَسْتَلُونَ النَّاسَ الْحَافَا﴾ [البقرة: ٢٧٣]، وكم الغنى، رقم (١٤٧٧) ومسلم: كتاب الأقضية، باب النهي عن كثرة المسائل من غير حاجة، شماره (١٧١٥).