شنبه 22 ذیقعده 1447
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
9 می 2026

(۳۲۳۳) حکم برداشتن خال‌های صورت برای بهبود ظاهر

(۳۲۳۳) سوال: من جوانی بیست ساله هستم و و در آستانه‌ی ازدواج قرار دارم ولی آنچه زندگی‌ام را ناگوار کرده، این است که در چهره‌ام دانه‌های سیاه رنگ که خال نامیده می‌شود، زیاد وجود دارد و برخی از آن دانه‌ها جلب توجه می‌کنند و مرا در معرض تمسخر برخی از مردم به خصوص کودکان قرار داده و بر من می‌خندند چه برسد به بزرگترها! تا جایی که این قضیه مرا افسرده کرده و در فکر فرو برده و اخیراً تصمیم گرفتم که برخی از آن‌ها را از بین ببرم آیا گناهی دارد؟ آیا اشکالی دارد اگر آن را به وسیله عمل جراحی از بین ببرم؟

جواب:

تغییر خلقت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ  بر دو نوع است: نوعی که هدف از آن زیبایی است و نوعی که هدف از آن از بین بردن زشتی است.

اما نوعی که هدف از آن زیبایی است، مانند: کندن ابرو، خالکوبی(که با رنگ سیاه یا سبز و مانند آن تزئیناتی که در دست یا صورت برخی مردم می‌بینیم)، کوتاه کردن یا فاصله انداختن میان دندان‌ها و غیره که ظاهر نصوص بلکه صریح آن دلالت بر حرمت همه‌ی این‌ها دارد بلکه از گناهان کبیره است؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فاعل آن را لعنت نموده‌اند[۱].

اما نوع دوم که هدف از آن از بین بردن اذیت و عیب است، اشکالی ندارد بلکه سنت دلالت دارد بر اینکه برخی اوقات این کار مطلوب است همان‌طور که در حدیث سنن فطرت از کوتاه کردن ناخن‌ها، سبیل و ختنه کردن دلالت دارد[۲] همه‌ی این‌ها در حقیقت از بین بردن چیزهایی است که باعث اذیت می‌شود و سرشت سالم از آن خوشش نمی‌آید و شریعت بر آن دستور داده است بلکه می‌گویم: این از نوعی است که مباح می‌باشد زمانی که برای انسان چیزهایی که او را اذیت می‌کند حاصل شود و بخواهد که آن را از بین ببرد همان‌طور که این سوال کننده در مورد دانه‌هایی که عوام آن را خال می‌نامند ذکر نمود، اشکالی ندارد که انسان حتی به وسیله‌ی عمل جراحی‌ای که غالب ظن بر سلامتی آن جراحی است، آن‌ها را از بین ببرد؛ لذا شریعت به مداوا نمودن بیماری‌ها و شبیه آن بر وجه مشروع آن دستور داده است و بدون شک این عیوب جسمی نوعی از بیماری است حال حتی اگر بیماری نباشد که برجسم تاثیراتی مانند از بین بردن قدرت داشته باشد بلکه بیماری درونی است چون انسان به سبب آن همان‌طور که سوال‌کننده ذکر نمود، در تنگنا می‌افتد، بنابراین می‌گوییم: اشکالی ندارد که برای از بین بردن این چیزها عمل نماید به شرط اینکه غالب ظنش این باشد که سالم می‌ماند و این عمل سودمند است.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] صحیح بخاري: كتاب اللباس، باب قص الشارب، شماره‌ی(۵۸۸۹) ومسلم: كتاب الطهارة، باب خصال الفطرة، شماره‌ی(۲۵۷).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا شاب أبلغ من العمر عشرين سنة، ومُقبل على حياة زوجية، ولكن الذي يُعَكِّر على حياتي أنه يوجد في وجهي حبوب سوداء تُسَمَّى حبة الخال، وهي كثيرة، ولكنَّ بعضها لافت للنظر؛ مما يَلْفِتُ الأنظار نحوي، ويجعلني عرضة لاستهزاء بعض الناس خصوصا الصغار أو الأطفال فيضحكون مني، فكيف الكبار ؟! لذلك تجدني منطويًا على نفسي وغارقًا في التفكير، وأخيرا قررت أن أزيل بعضها، وهي اثنتان، فهل في هذا شيء؟ وماذا لو أني أزلتهما في عملية جراحية؟

فأجاب رحمه الله تعالى : تغيير خلق الله سبحانه وتعالى على نوعين:

نوع يُراد به التجميل، ونوع يُراد به إزالة السيئ.

فأما ما يُراد به التجميل فكالنَّمْص، والوشم، والوَشْر، والنَّمْصُ نتف شعر الوجه، والوشم غرز الجلد بلون أسود أو أخضر أو نحو ذلك من الزركشة التي نراها في أيدي بعض الناس أو وجوههم، والوَشْر: بَرْدُ الأسنان لتجميلها، بفلجها أو تصغيرها أو نحو ذلك. وظاهر النصوص، بل صريحها، أن ذلك محرم، بل من الكبائر؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم لعن فاعله.

والنوع الثاني على سبيل إزالة الْمُؤْذِي والعيب: فهذا لا بأس به، بل قد دلت السُّنَّة على أن بعضه مطلوب، كما في حديث سنن الفطرة: من تقليم الأظفار، وحف الشوارب، والختان، فإن هذا في الحقيقة إزالة أشياء مؤذية تَنْفِرُ منها الطباع السليمة، وقد جاء الشرع بطلب فعلها من هذا النوع، بل أقول: إنه من نوع آخر يكون مباحًا إذا حصل للإنسان أشياء مؤذية وأراد أن يزيلها، كما ذكر هذا السائل من بعض الحبوب التي يسميها العامة الخال أو حبة الخال، فإنه لا بأس أن يزيلها الإنسان ولو بإجراء عملية إذا غلبت السلامة في إجراء هذه العملية، ولهذا أمر الشرع بمداواة الأمراض وشبهها على وجه مشروع، ولا شك أن هذه العيوب البدنية الجسمية نوع من الأمراض، ثم إنها إن لم تكن مَرَضًا يؤثر على الجسم بانحطاط قُوَّتِهِ فهي مرض نفسي؛ لأن الإنسان يتضايق منها كثيرا، كما ذكر السائل، فعليه نقول: لا بأس من إجراء العملية لإزالة هذه الأشياء، بشرط أن تغلب السلامة، ويغلب على الظن النفع بهذه العملية.

مطالب مرتبط:

(۳۲۴۲) حکم اهدا عضو

آنچه نزد من ترجیح دارد، این است که جایز نیست هیچ شخصی چیزی از اعضای بدنش را اهدا کند و اگر اهدا کردن جایز نباشد، فروش آن از باب اولی جایز نیست....

ادامه مطلب …

(۳۲۱۷) حکم شرعی جلوگیری از بارداری با توافق یا بدون رضایت شوهر

استفاده زن از قرص جلوگیری از بارداری بدون رضایت شوهرش حرام است زیرا شوهر در فرزند آوری حق دارد...

ادامه مطلب …

(۳۲۲۹) حکم لمس بدن زنان توسط مرد برای تزریق آمپول

در صورت وجود زن، برای این مرد جایز نیست...

ادامه مطلب …

(۳۲۵۵) ثمره و فایده‌ی ذکر گفتن هنگام مرگ چیست؟

ثمره و فایده‌ی ذکر گفتن هنگام مرگ، این است که هر کس آخرین سخنش از دنیا (لا إله إلا الله) باشد که آن را خالصانه از صمیم قلبش گفته باشد از اهل بهشت خواهد بود....

ادامه مطلب …

(۳۲۴۶) حکم لمس بیماران توسط پرستار زن در حین انجام وظایف شغلی

این کار اشکالی ندارد زیرا اگر نیاز باشد زن، مردی را پرستاری کند، گناه و اشکالی در آن نیست و تفاوتی نمی‌کند که لازمه‌ی آن لمس مرد باشد یا خیر اما بر وی شایسته‌ است دست‌کش بپوشد....

ادامه مطلب …

(۳۲۲۴) حکم مصرف قرص‌های تحریک کننده‌ی بارداری

این به مشورت پزشک بستگی دارد، اگر گفت: مصرف قرص‌های تحریک کننده‌ی بارداری ضرری ندارد، شایسته است از آن برای بارداری استفاده شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه