سه‌شنبه 15 شعبان 1447
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
3 فوریه 2026

(۳۷۴۲) آیا دادن زکات به خواهران و برادرانم که خردسال نیستند جایز است؟

(۳۷۴۲) سوال: آیا پرداخت زكات مال یا زكات فطر به برادران و خواهران خردسالم که پس از وفات پدرم رَحِمَهُ‌الله تحت سرپرستی مادرم هستند، درست است؟ آیا دادن زکات به خواهران و برادرانم که خردسال نیستند اما احساس می‌کنم که از دیگران که زکات را به آنان می‌دهم نیازمندتر هستند، درست است؟

جواب:

پرداخت زکات به خوایشاوندانی که مستحق و اهل زکات هستند، بهتر از پرداخت آن به غیر از خویشاوندان است؛ زیرا صدقه دادن به خویشاوند، صدقه و صله‌ی رحم است مگر این که تأمین مخارج این خویشاوندان بر تو واجب باشد که در این صورت اگر از زکاتت به آنان بدهی، به همان مقدار از مخارجش تأمین می‌شود و مالت را حفظ کرده‌ای که این کار، جایز نیست؛ لذا اگر فرض شود که این برادران و خواهرانت نیازمند باشند و مال تو برای پرداخت مخارج آنان کافی نباشد، ایرادی ندارد که از زكاتت به آنان بپردازی. همچنین اگر بدهکار باشند، ایرادی ندارد که بدهی آنان را از زکات بپردازی زیرا پرداخت بدهی خویشاوند بر عهده‌ی خویشاوند نیست لذا پرداخت آن از زکات، پذیرفته است؛ حتی اگر پسر یا پدرت بدهکار باشد و توان پرداخت آن را نداشته باشد، جایز است که بدهی‌ پسر یا پدرت را از زكاتت بپردازی به شرطی که سبب این بدهی و قرضش تأمین مخارج و نفقه‌ای که بر عهده‌ی تو بوده است نباشد؛ که اگر چنین باشد، جایز نیست که بدهی را از زکاتت بپردازی؛ تا از این مسئله به عنوان حیله و نیرنگ استفاده نشود که شخص از پرداخت نفقه‌ی کسانی که نفقه‌ی آنان بر وی واجب است سر باز زند تا آنان قرض بگیرند سپس وی قرض‌هایشان را از زکاتش بپردازد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يصح إخراج زكاة المال أو زكاة الفطر إلى إخواني وأخواتي القاصرين الذين تقوم على تربيتهم والدتي بعد وفاة والدي الله ؟ وهل يصح دفع هذه الزكاة إلى إخواني وأخواتي غير القاصرين، ولكنني أشعر أنهم محتاجون إليها ربما أكثر من غيرهم من الناس الذين أدفع لهم هذه الزكاة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الجواب أن دفع الزكاة إلى الأقارب الذين هم من أهلها أفضل من دفعها إلى من ليسوا من قرابتك؛ لأن الصدقة على القريب صدقة وصلة، إلا إذا كان هؤلاء الأقارب ممن تلزمك نفقتهم، وأعطيتهم من الزكاة ما تحمي به مالك من الإنفاق، فإن هذا لا يجوز. فإذا قُدر أن هؤلاء الإخوة الذين ذكرت والأخوات فقراء، وأن مالك لا يتسع للإنفاق عليهم، فلا حرج عليك أن تعطيهم من زكاتك، وكذلك هؤلاء الإخوة أو الأخوات عليهم ديون من الناس فقضيت ديونهم من زكاتك فإنه لا حرج عليك في هذا أيضًا، وذلك لأن الديون لا يلزم القريب أن يقضيها عن قريبه، فيكون قضاؤها من زكاته أمرًا مجزئًا، حتى لو كان ابنك أو أباك وعليه دين لأحد وهو لا يستطيع وفاءه، فإنه يجوز لك أن تقضيه من زكاتك، أي: يجوز أن تقضي دين أبيك من زكاتك، ويجوز أن تقضي دين ولدك من زكاتك، بشرط ألا يكون سبب هذا الدين تحصيل نفقة واجبة عليك، فإن كان سببه تحصيل نفقة واجبة عليك فإنه لا يحل لك أن تقضي الدين من زكاتك؛ لئلا يُتَّخَذ ذلك حيلة إلى امتناع الإنسان من الإنفاق على من تجب نفقتهم عليه؛ لأجل أن يستدينوا، ثم يقضي ديونهم من زكاته.

مطالب مرتبط:

(۳۷۵۱) حکم صدقه دادن به کافری که بسیار نیازمند باشد

صدقه دادن به غير مسلمان که محتاج و نیازمند است، جایز است و اجر دارد اما جایز نیست که صدقه‌ی واجب یعنی زکات به او داده شود مگر این که از کسانی باشد که تألیف قلب و به دست آوردن دل‌هایشان مطلوب است...

ادامه مطلب …

(۳۷۱۷) حکم تقسیم ناعادلانه زکات

باید مبلغی که دریافت کرده‌ای را به فقیران بدهی یا آن مبلغ را در کارهای خیریه مصرف کنی که البته مصرف این مبلغ برای فقرا و به خصوص در همان روستا، بهتر است و اولویت دارد....

ادامه مطلب …

(۳۷۵۰) آیا شرط است که زكات مال، فقط باید به نیازمندان مسلمان داده شود؟

به کافر، زکات داده نمی‌شود مگر این که از کسانی باشد که تألیف قلب و به دست آوردن دل‌هایشان مطلوب است که پرداخت زکات به این دسته از كفار، جایز است.....

ادامه مطلب …

(۳۷۱۶) آیا بهتر است زکات به شخص بدهکار داده شود یا به فرد فقیر؟

نیاز فقیر، اولویت دارد؛ زیرا نیازهای شخص فقیر، ابتدایی و ضروری است که به غذا، نوشیدنی و پوشاک نیاز دارد اما بدهکار می‌تواند قرضش را در آینده نیز بپردازد....

ادامه مطلب …

(۳۷۱۹) پرداخت زکات به همسر

پرداخت زکات به همسرش با این نیت، درست نیست و بر وی واجب است که زکاتش را دوباره بپردازد....

ادامه مطلب …

(۳۷۲۶) حکم برداشت زکات طلا برای نیاز شخصی

شخص اجازه ندارد زکات را برای خودش بردارد؛ یعنی جایز نیست که زکات را به خودش بپردازد بلکه واجب است زکات را به مستحقان آن بپردازد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه