یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

رد شبهه‌ی خوارج: شیخ آلبانی امر به خروج بر علیه سلطان ظالم کرده است

خوارج می‌گویند: اگر دنبال حق هستید، عالمی را سرلوحه قرار دهید که به دور از حکّام باشد. کسی مثل شیخ آلبانی رَحِمَهُ‌الله تعالی؛ چرا که از ایشان نقل شده که خروج بر علیه حکام را جواز داده‌اند. اما چیزی که هست اینکه ایشان الان را وقتِ مناسبی برای خروج نمی‌بینند و این نیز بر حسب اجتهاد ایشان است، و کسانی غیر از ایشان، وقت را مناسب برای خروج می‌بینند!


جواب اهل سنت:

آیا غیر از این است که شیخ آلبانی رَحِمَهُ‌الله تعالی نیز از طعنه‌ها و عیبجویی‌های شما در امان نمانده است؟! آیا مگر همین شما نبودید که به خاطر اینکه خروج بر علیه حکام را جایز نمی‌شمارد، او را متهم به إرجاء می‌نمودید؟! او نیز همانند دیگر مشایخی است که شما به آنها اعتراض می‌کنید. نظر همه‌ی آنها در مورد خروج بر علیه حاکم مسلمانِ ظالم یکی است و از آن منع می‌کنند. پس سعی نکنید به مردم چنین بنمایانید که این علما در یک وادی و شیخ آلبانی در وادیِ دیگری است. شما برای نصرت مذهب خود این قول از شیخ آلبانی را گرفته‌اید در حالی که شیخ آلبانی یکی از علمایی است که در رد بر خروج علیه حکام بسیار واضح سخن گفته و در این مورد سخت گیری کرده. ایشان در این زمینه سخنان زیاد و واضحی دارند. از آن جمله سخنانی است که در نوار صوتی در «سلسلة الهدی والنور» به تاریخ ۱۴ شعبان ۱۴۱۴ هـ آمده است. در این نوار از ایشان در مورد خروج بر علیه حاکم سوال می‌شود. ایشان با زبان عربی واضح جواب می‌دهند: «این در مورد حاکمی است که وارد کفر آشکار شده باشد. خروج بر او جایز نیست مگر در صورتی که قدرتِ خروج بر علیه او وجود داشته باشد و این خروج، مفید واقع شود. اما حاکمی که فاسق است، مطلقا نباید بر او خروج نمود؛ چرا که اولا این کار مخالف حدیثی است که به ما اجازه‌ی خروج نمی‌دهد مگر زمانی که از او کفر آشکار ببینیم».

می‌گویم: بنگرید که اهل علم تا چه حد در مقابل دلیل، تسلیم هستند. اگر شما در انتساب خود به اهل حدیث، واقعا صادق هستید، پس این کلام شیخ آلبانی است که یکی از سران اهل حدیث در عصر حاضر می‌باشد. آیا سخنی صریح‌تر از این خواهید یافت؟

از دیگر سخنان ایشان سخنی است که در «السلسلة الصحیحة» ذیل حدیث (۱۹۲۴) آمده که می‌گوید: «بدون شک، جهلِ زیاد، یکی از سبب‌هایِ گمراهیِ گروه جُهَیمان بود که فتنه‌ی حرم مکی را پدید آورده و به دروغ ادعا کردند که مهدی موعود در بین آنهاست و برای او طلب بیعت نمودند. پس الله فتنه‌شان و مهدیشان را نابود کرد و شر آنان را از سر مومنان کم نمود».

همچنین ذیل حدیث (۲۲۳۶) می‌گوید: «و بدان ای برادر مومن! بسیاری از مردم هنگامی که فتنه‌ای حاصل می‌شود، عقلشان را از دست داده و در قبال فتنه، بصیرتشان کور می‌شود؛ چرا که این بصیرت است که به آنها راه میانه‌ای را می‌نمایاند که پیمودنش بر آنها واجب است. اما آنها از این راه میانه، فاصله‌ی بسیاری می‌گیرند. مثلا برخی از مردم از کسانی پیروی می‌کنند که ادعای مهدویت یا عیسویّت می‌کنند. مثل قادیانی‌ها که از میرزا غلام احمد قادیانی پیروی می‌کنند که اول ادعای مهدویت نمود. سپس مدعی شد که عیسی است و سپس ادعای نبوت کرد. همچنین مثل جماعت جُهَیمان در سعودی که در سال ۱۴۰۰ هـ در حرم مکی فتنه‌ای بر پا کرد به گمان اینکه مهدی منتظر همراه اوست و از کسانی که در حرم بودند خواست که با او بیعت نمایند و برخی ساده لوحان و نادانان و اشراری که پیروی او بودند، به دنبالش افتادند. سپس الله بعد از اینکه خون مسلمانان زیادی را ریختند، فتنه‌ی آنان را خاموش کرد و بندگانش را از شر آنها رهانید».

در فتنه‌ی الجزایر (سال ۱۴۰۰ هـ) و ما بعدش نیز چنین بود. این حوادث که بدایت آن سیاسی بود، از این طریق بود که اخوانی‌ها و تکفیری‌ها خواستند وارد پارلمان کشور شوند تا چنان که همیشه ادعا می‌کنند، امور به دست سکولارها نیفتد!! پس از آن به طبیعت حال، وضعیت تبدیل به کشتارگاه شد که هم قاتل و هم مقتول مسلمان بودند. شیخ آلبانی از اول این حوادث تا به آخر آن، کسانی را که بر علیه دولتشان خروج کرده بودند، از این کار نهی می‌کرد. بلکه حتی ایشان به اعتراف روزنامه‌های رسمیِ دولت، یکی از علمایی بودند که بیشترین تاثیر را بر مردمی داشتند که اسلحه به دست گرفته بودند تا سلاح‌هایشان را زمین بگذارند. تا جایی که نظامیان به وسیله‌ی هلیکوپتر بر فراز اردوگاه‌های مخالفین پرواز نموده و کتاب «فتاوی العلماء الأکابر فیما أُهدر من دماء فی الجزائر» را به همراه نواری صوتی از شیخ آلبانی که در آن از خروج نهی می‌کردند، برایشان می‌ریختند و همین باعث هدایت عده‌ی بسیاری از آنها شد که سلاح را زمین بگذارند و خون‌ریزی‌ها پس از این اقدامات متوقف گردید.

این نظر محدِّث عصر، علامه محمد ناصر الدین آلبانی رَحِمَهُ‌الله تعالی در مورد خروج بر علیه حاکمِ مسلمانِ ظالم است. حال آیا فرقی بین قول ایشان و قول دیگر علمایی که آنها را علمای سلطان می‌نامید، مشاهده می‌کنید؟

خوارج خواهند گفت: چطور این امکان پذیر است در حالی که ایشان سخن مشهوری دارند که در آن، گروه‌های مسلح در الجزایر را تایید نموده و آنها را نصیحت می‌کنند که با عجله خروج نمایند و صراحتا می‌گویند: «عجّلوا»! این را در نواری صوتی از «سلسلة الهدی والنور» شماره‌‌ی (۱/۱۴۰) گفته‌اند. علما که نمی‌توانند آنچه را در دلشان است به صراحت بگویند. ولی ما منظور آنها را با چیزهایی که در نوشته‌هایشان می‌خوانیم، متوجه می‌شویم. شما نیز به خاطر سادگیتان است که حکومت‌های طاغوتی از شما سوء استفاده می‌کنند تا مجاهدین را بکوبید و به وسیله‌ی فتواهای شما، اهدافشان را برای نابودی اسلام و تایید سکولاریسم پیش ببرند.

جواب:

حق باید رسانده شود. چه حق با شما باشد چه با دشمن شما. اگر اهل باطل معترف به قسمتی از حق هستند، نباید آن را تحریف نمود. سلفِ صالحِ ما وقتی که حق سلطان بر مردم را به مردم ابلاغ می‌کردند، در مخیله‌شان آنچه در مخیله‌ی شما می‌گنجد، نمی‌گنجید که حق را به تصور اینکه طواغیت – به تعبیر شما – از آن سوء استفاده خواهند کرد، کتمان نمایند. چرا که همانطور که قبلا نیز در مقالاتمان در همین سایت بیان کردیم، این امر یکی از اصول اسلام است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برای رساندن آن به مردم در بزرگ‌ترین اجتماعاتی که تشکیل می‌شد، حریص بودند. کما اینکه علما این مساله را یکی از مباحثی قرار داده‌اند که از اصول اعتقاد است.

و اما این ادعایتان که می‌گویید شیخ آلبانی رَحِمَهُ‌الله مردم را تشویق به خروج بر حاکم مسلمان کرده و گفته برای این کار عجله کنید!!! در اینجا فقط به قسمتی از نواری که خودتان اشاره کردید، اشاره کرده و جواب ادعایتان را می‌دهیم. در قسمتی از نوارِ ذکر شده، سائل از شیخ می‌پرسد: «موضع ما در قبال حاکمی که شریعت الله را تعطیل نموده و به آن حکم نمی‌کند، چیست؟ آیا خروج بر علیه او جایز است؟

شیخ آلبانی می‌گوید: خروج بر علیه چنین حاکمی، چنان که امروزه می‌گویند، سوال مُد روز جوانان در عالم اسلامی است. برخی از آنها سوال کرده و به جوابی که از اهل علم می‌گیرند، راضی می‌شوند. برخی دیگر نیز از کسی سوال نمی‌کنند و با شور و حماسه برای خروج بر حاکم تلاش می‌کنند. ولی نمی‌توانند کاری از پیش ببرند.

چیزی که می‌خواهم بگویم این است: خروج بر حاکم از جنبه‌ی شرعیِ آن، امری جایز است. اما به شرط اینکه کفر صریحِ آشکار از او مشاهده نماییم.

شرط دوم این است که ملت این قدرت را داشته باشند که بر این حاکم خروج نموده و بر او غلبه کرده و کسی را جایگزین او نمایند، بدون اینکه خون زیادی ریخته شود. اما چیزی که واقعیت جهان اسلام در عصر حاضر است، این است که ملت این قدرت را ندارند که بر حکام خروج نمایند؛ زیرا حکام، خود را با انواع و اقسام قدرت‌ها و سلاح‌ها مجهز کرده‌اند و از آن به عنوان سپری در مقابل کسانی استفاده می‌کند که ممکن است بر آنها خروج نمایند.

به همین خاطر است که به اعتقاد من اگر جواب این بود که: خروج بر حکام جایز بود و به هیچ تفصیلی در این مساله نیازی نبود، باز هم می‌گویم: سوالی که در این ایام مطرح است، چیزی غیر از این می‌باشد؛ چرا که کسی وجود ندارد که خروج کند. اگر ملت‌هایی باشند که تواناییِ خروج بر حکامشان را داشته باشند، به آنها می‌گوییم: قبل از اینکه بر حکامتان خروج کنید، بر علیه کفار خروج نمایید.[۱]

پس این سوال چنان که نحویان می‌گویند، محلی از إعراب ندارد. اما از جنبه‌ی شرعی، زمانی خروج بر حاکم جایز است که کفرش را علنی کند که با تاسف شدید، چنین چیزی در برخی کشورها دیده می‌شود. اما ملتی که در این کشورها وجود دارد تواناییِ این را ندارد که بر حاکم خروج نموده و او را مغلوب کرده و کسی را جایگزینش نماید.

از این رو می‌گوییم: وظیفه‌ی ملت‌های اسلامی این است که به چیزی عنایت ورزند که برایشان امکان پذیر است. باید به آموختن اسلام خالص پرداخته و سپس خود را بر اساس این اسلامِ صحیح، تربیت نمایند. این چیزی است که فعلا امکانِ آن را دارند. حال اگر حاکم، کافر یا ملحد باشد، نباید خود را درگیر چیزی کنند که توانش را ندارند…

به بحث اولمان بر می‌گردیم: آیا ملت این آمادگی را دارد که بر حاکم خروج نماید؟ آمادگی از دو جنبه: آمادگیِ روحی و آمادگیِ مادی؟

اگر این آمادگی را دارند، پس من آنها می‌گویم: عجِّلوا، بشتابید! و دست به دامان مسائل دیپلماتیک نشوید که بگویید: ما می‌خواهیم به خاطر اصلاحات، وارد پارلمان شویم. طوری که حاکم نفهمد چه اتفاقی افتاد!!!

اما آیا به نظرت هیچ یک از ملت‌های مسلمان، چنین آمادگی‌ای برای خروج بر حاکم را دارند؟ حتی به وسیله‌ی این راه‌های پیچیده و مخملی گونه؟

حال هر چه با تسلسل در این موضوع پیش برویم آخرش به رویارویی بین حاکم و محکوم می‌رسیم. با این تفاصیل، آیا ملت این آمادگی را دارد که با حاکم و قدرت حاکم و کسانی که پشت حاکم هستند، رو در رو شود…»؟!

سپس شیخ رَحِمَهُ‌الله مقصود خود را از «و کسانی که پشت حاکم هستند» بیان می‌کند که منظورش قدرت‌های جهانی هستند که کاملا از برخی از حکامی که کفر خود را اعلان کرده‌اند، حمایت می‌کنند. شیخ سپس می‌گوید: «می‌ترسم آنچه که در مصر و دیگر کشورها اتفاق افتاد، بر سر شما نیز بیاید که شکست خورده و ذلیل و مقتول برگردید بدون اینکه هیچ فایده و نفعی برده باشید. به همین خاطر من در آخر، نظر شما را به مبدأ اسلامی جلب می‌کنم که: بهترین هدایت، هدایتِ محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است.

رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چه طریقی را پیمود تا اینکه حکومت اسلامی به وجود آمد؟

آیا با کفار همراه شده و با آنها در حکومتشان شریک شد تا بدین وسیله بر آنها استیلا یابد، یا اینکه آنها را به سوی کلمه‌ی حق دعوت نمود که می‌فرماید: {أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}، یعنی: {آنکه الله را بپرستید و از طاغوت دوری نمایید}؟ [نحل:۳۶].

آیا این همان راهی نیست که ما مسلمانان و خصوصا همه‌ی سلفی‌ها به آن ایمان داریم؟

بنا بر این، آیا این راهی که می‌خواهید بپیماید، یعنی مشارکت در پارلمان، همان راه پیامبری است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در قرآن به ما می‌فرماید: {لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}، یعنی: {بدون شک در پیامبر برای شما الگویی نیکوست}؟ [احزاب:۲۱].

حال هر کس که اهل عبرت است، عبرت بگیرد…!

حرکتی که الان در جزائر در جریان است، اولین حرکت از نوع خود نیست و حتما شما این حقیقت را می‌دانید؟

این حرکت‌ها که بارها تلاش کرده‌اند، چه استفاده‌ای برده‌اند؟ اولین حرکتی که بپا خاست، حرکت اخوان المسلمین بود که می‌خواستند در مصر به حکومت برسند. از چه طریقی؟ انتخابات!

عاقبتش چه بود؟!

یکی را اجیر کردند که به حسن البنا شلیک کند و همینطور نیز شد. همه‌ی نیرویی که وجود داشت، باد هوا شد!

چرا؟ چون ملت به صورت فردی، اسلامی تربیت نشده‌اند. بلکه تربیتِ حزبی شده‌اند. برای رسیدن به چه؟ برای رسیدن به حکومت، و می‌گویند پس از اینکه به حکومت رسیدیم، مردم را تربیت می‌کنیم!!

أوردها سعد و سعد مشتمل                  ما هکذا یا سعد تورد الابل[۲]

به همین خاطر: {لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}، یعنی: {بدون شک در پیامبر برای شما الگویی نیکوست}، [احزاب:۲۱]؛ پس امیدوارم که برادرانمان در آنجا دوراندیش باشند و طوری نباشند که این ضرب المثل قدیمیِ عربی در موردشان صدق کند: (فلانی جلوتر از نوک بینی‌ایش را نمی‌نگرد)! این چشم است و این نوک بینی…». پایان سخن شیخ آلبانی رَحِمَهُ‌الله.

این خلاصه‌ی سخن شیخ آلبانی رَحِمَهُ‌الله در این نوار است. هر کس که این سخنرانی را به صورت کامل می‌خواهد، می‌تواند به همین نوار و یا به کتابی که معرفی کردم مراجعه نماید.

حال، از کجای این نوار شما متوجه شده‌اید که شیخ آلبانی رَحِمَهُ‌الله خروج بر حاکم مسلمانِ ظالم را تایید می‌کند؟!!!


[۱] – یعنی بر علیه کفاری که به بلاد مسلمانان مثل اندلس و فلسطین و … حمله کرده و این کشورها را نابود کرده‌اند.

[۲] – این ضرب المثل به معنای این است که امور را این گونه به انجام نمی‌رسانند.


گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط:

رد شبهه‌ی خوراج: خروج بر حاکم ظالم از باب مقابله به مثل است

می‌گویند: این حکام دهان ملت‌های خود را بسته و حرکت آنها برای مطالبه‌ی حقوقشان را خفه کرده‌اند و قدرت را بین خودشان دست به دست می‌کنند و خود را بر هر کس که بخواهد از حقش دفاع کند مسلط می‌گردانند. بنا بر این گناه کسی که می‌خواهد برای به دست آوردن حقش، مقابله به مثل […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: بیعت با حاکم ظالم، جایز نیست

می‌گویند: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خبر داده که هیچ ظالمی نمی‌تواند امام و خلیفه‌ی مسلمین قرار بگیرد. می‌فرمایند: {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}، [بقره:۱۲۴]، یعنی: {و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد [به او] […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: شرط خلیفه این است که قریشی باشد

خوارج می‌گویند: چیزی که نشانگر غیر شرعی بودن حکومت حکام امروزی است، این است که آنها فاقد یکی از شروط امامت هستند. این شرط، قریشی بودن است. بخاری در صحیح خود بابی منعقد کرده با عنوان: «بابٌ الأمراءُ مِن قُرَیش»، یعنی: «امیران از قریش هستند»، و نیز در صحیح مسلم از ابن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا روایت […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: اقرار به صحّت بیعت با شخص ظالم یا فاسق، همکاری بر گناه و تعدّی است

می‌گویند: ما امامت شخص ظالم یا فاسق را نمی‌توانیم قبول کنیم؛ زیرا این کار چیزی جز تعاون بر گناه و تعدی نیست، و همکاری با کسانی که بر علیه آنها خروج می‌کنند، همکاری بر نیکی و تقواست؛ زیرا الله تعالی می‌فرماید: {وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}، یعنی: { و در نيكوكارى […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: چطور شریعت امر به اختیار نمودنِ شخص اصلح می‌کند، سپس به ولایت کسی که پایین‌تر از اوست، اقرار می‌نماید؟!

می‌گویند: از تناقضات بسیار واضحی که هیچ عقل و هیچ شریعتی نمی‌تواند بپذیرد این است که گفته شود: اختیار کردنِ شخص اصلح برای امامت، واجب است. ولی بعد به مردم امر شود که اگر شخصی بدون صلاحیت، بر حکم و قدرت چیره شد، باید در برابرش سر تسلیم فرود آورد!! جواب: بله، اگر قضیه‌ی انتخاب […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: روایتی از امام احمد وجود دارد مبنی بر اینکه خلیفه‌ی مبتدع، خلع می‌شود

خوارج می‌گویند: دکتر عبدالله الدُّمَیجی در کتاب خود «الإمامة العظمی» (ص۴۹۸) می‌گوید: «بلکه تصریح کرده که خلیفه‌ی مبتدع در صور وجود استطاعت، خلع می‌گردد. ابن ابی یعلی در ذیل کتاب خودش «طبقات الحنابله» با سند متصل، اعتقاد امام احمد را ذکر کرده است. او می‌گوید: و ایشان می‌گفت: (هر کدام از آنها – یعنی خلفا […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه