یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۴۸۸ – حکم لقب «قاضی القضات» چیست؟

۴۸۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن «قاضی القضاة» چیست؟

جواب دادند: قاضی القضاة، با این معنای برای الله عز و جل شایسته‌ است. کسی که خود را این گونه نام گذاری کند، خود را در چیزی شریک الله عز و جل قرار داده که فقط مختص الله تعالی است. او قاضی است که بالاتر از هر قاضیِ دیگری است. حکم از آن اوست و هر حکمی به او باز می‌گردد. اما اگر این کلمه را مقید به زمان یا مکان کند، جایز است. ولی باز هم بهتر است آن را به کار نبرد. چون منجر به خود بزرگ بینی و غرور می‌شود، تا جایی که اگر جایی قولش مخالف حق بود، حق را نمی‌پذیرد. جایز بودن آن فقط از این لحاظ است که قضای الله، مقید نمی‌شود، و در صورتی که این اسم را مقید به زمان یا مکان کند، ایهام شراکت با الله عز و جل در آن از بین می‌رود. مثل: قاضی قضات عراق، یا قاضی قضات شام، یا قاضی قضات عصر خود.

اما اگر به فنی از فنون مقیّد شد، به مقتضای تقیّد، جایز است. اما اگر با فقه، مقیّد شد. مثلا گفته شد: عالم العلماء در فقه: فرقی نمی‌کند که بگوییم فقه، شامل اصول و فروع دین می‌شود، که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد آن فرمود: «هر کس که الله به او اراده‌ی خیر داشته باشد، او را در دین فقیه می‌گرداند»، یا چنان که نزد اصولیان معروف است، بگوییم: منظور از فقه، احکام شرعی عملی است؛ دارای چنان وسعتی می‌شود که مقتضایش این است که مرجع همه‌ی مردم در شرع، اوست. من در جواز چنین لقبی شک دارم و بهتر است چنین لقبی به کار برده نشود.همچنین، اگر مقید به قبیله شد، جایز است. اما همراه با جواز، بهتر است جانب موصوف را نیز رعایت کرد تا به خود مغرور نشود. به همین خاطر بود که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به کسی که شخصی را مدح کرد، فرمودند: «گردن دوستت را قطع کردی».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(488) سئل فضيلة الشيخ: عن حكم التسمي بقاضي القضاة؟

فأجاب قائلاً: قاضي القضاة بهذا المعنى الشامل العام لا يصلح إلا لله – عَزَّوَجَلَّ – فمن تسمى بذلك فقد جعل نفسه شريكاً لله – عَزَّوَجَلَّ – فيما لا يستحقه إلا الله ـ عَزَّوَجَلَّ ـ، وهو القاضي فوق كل قاضٍ. والحكم وإليه يرجع الحكم كله، وإن قيد بزمان أو مكان فهذا جائز، لكن الأفضل أن لا يفعل، لأنه قد يؤدي إلى الإعجاب بالنفس والغرور حتى لا يقبل الحق إذا خالف قوله، وإنما جاز هذا لأن قضاء الله لا يتقيد، فلا يكون فيه مشاركة لله – عَزَّوَجَلَّ – وذلك مثل قاضي قضاة العراق، أو قاضي قضاة الشام، أو قاضي قضاة عصره.

وأما إن قيد بفن من الفنون فبمقتضى التقييد يكون جائزاً، لكن إن قيد بالفقه بأن قيل: عالم العلماء في الفقه سواء قلنا بأن الفقه يشمل أصول الدين وفروعه على حد قوله، ﷺ: “من يرد الله به خيراً يفقهه في الدين” أو قلنا بأن الفقه معرفة الأحكام الشرعية العملية كما هو المعروف عند الأصوليين صار فيه عموم واسع مقتضاه أن مرجع الناس كلهم في الشرع إليه فأنا أشك في جوازه والأولى التنزه عنه. وكذلك إن قيد بقبيلة فهو جائز ولكن يجب مع الجواز مراعاة جانب الموصوف حتى لا يغتر ويعجب بنفسه ولهذا قال النبي، ﷺ، للمادح: “قطعت عنق صاحبك”.

مطالب مرتبط:

۴۸۷ – حکم این سخن در مورد شخصی که به تازگی مرده می‌گویند: «الله به او اندیشید»

۴۸۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن چیست که وقتی در مورد شخص که به تازگی مرده، از کسی سوال می‌شود، می‌گوید: «فلان؟ الله به او اندیشید»؟ جواب دادند: اگر منظورش از این سخن، این باشد که الله تعالی او را به یاد آورد، و سپس او را از دنیا برد، چنین […]

ادامه مطلب …

۴۹۵ – حکم به کار بردن کلمه‌ی «اگر» چیست؟

۴۹۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم به کار بردن کلمه‌ی «اگر»، چیست؟ جواب دادند: برای استعمال کلمه‌ی «اگر»، تفصیل وجود دارد. به این صورت: اول: منظور از آن، فقط خبر باشد. در این صورت اشکالی ندارد. مثلا شخصی به شخص دیگری بگوید: «اگر به ملاقاتم بیایی، تو را اکرام خواهم کرد»، یا «اگر […]

ادامه مطلب …

۴۹۱ – حکم لعنت کردن شیطان چیست؟

۴۹۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم لعنت کردن شیطان چیست؟ جواب دادند: به انسان دستور داده نشده که شیطان را لعنت کند. بلکه دستور دارد که از او پناه برد؛ چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}[۱]، یعنی: {و اگر وسوسه‌ای از سوی شیطان به […]

ادامه مطلب …

۴۱۶ – آیا جایز است برخی صفات را برای انسان به کار ببریم مثل: پدر عزیزم، یا برادر بزرگوارم؟

۴۱۶ – آیا اگر وقتی کسی نامه‌ای می‌نویسد، و در آن بگوید: «به پدر عزیزم»، یا «به برادر بزرگوارم»[۱]، اشکالی دارد؟ جواب دادند: اشکالی ندارد. بلکه جایز نیز هست. الله تعالی می‌فرماید: {لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَاعَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}[۲]، یعنی: {معنی آیه}، و می‌فرماید: {لَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ}[۳]، یعنی: {معنی […]

ادامه مطلب …

۴۶۱ – وصف انسان به حیوان ناطق چه حکمی دارد؟

۴۶۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: وصف انسان به حیوان ناطق چه حکمی دارد؟ جواب دادند: حیوان ناطق، چنان که اهل منطق ذکر می‌کنند، به انسان اطلاق می‌شود، و نزد آنها هیچ عیبی هم ندارد. زیرا تعریفی برای حقیقت انسان است. اما در عرف، عیب به شمار می‌آید. به همین خاطر وقتی انسان به […]

ادامه مطلب …

۴۸۵ – توضیح بیشتر در مورد اصطلاح «متفکر اسلامی»

در فتوای شماره‌‌ی «484» فرمودید که کلمه‌ی فکر اسلامی جایز نیست. زیرا به این معناست که اسلام عبارت از افکاری است که ممکن است درست یا نادرست باشند. اما در مورد اطلاق کلمه‌ی «متفکر اسلامی» فرمودید که اشکالی ندارد. چون فکر شخص تغییر می‌کند و ممکن است صحیح باشد یا بر عکس. اما کسانی که اصطلاح «متفکر اسلامی» را به کار می‌برند، می‌گویند: منظور ما، فکر اشخاص است و در مورد اسلام به عنوان یک کلّ، یا در مورد شریعت اسلامی، حرف نمی‌زنیم. آیا با این تفسیری که ذکر شد، باز هم اصطلاح «متفکر اسلامی» جایز است یا خیر؟ و اگر خیر، چه اصطلاحی جایگزین آن شود؟

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه