چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۴۸۸ – حکم لقب «قاضی القضات» چیست؟

۴۸۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن «قاضی القضاة» چیست؟

جواب دادند: قاضی القضاة، با این معنای برای الله عز و جل شایسته‌ است. کسی که خود را این گونه نام گذاری کند، خود را در چیزی شریک الله عز و جل قرار داده که فقط مختص الله تعالی است. او قاضی است که بالاتر از هر قاضیِ دیگری است. حکم از آن اوست و هر حکمی به او باز می‌گردد. اما اگر این کلمه را مقید به زمان یا مکان کند، جایز است. ولی باز هم بهتر است آن را به کار نبرد. چون منجر به خود بزرگ بینی و غرور می‌شود، تا جایی که اگر جایی قولش مخالف حق بود، حق را نمی‌پذیرد. جایز بودن آن فقط از این لحاظ است که قضای الله، مقید نمی‌شود، و در صورتی که این اسم را مقید به زمان یا مکان کند، ایهام شراکت با الله عز و جل در آن از بین می‌رود. مثل: قاضی قضات عراق، یا قاضی قضات شام، یا قاضی قضات عصر خود.

اما اگر به فنی از فنون مقیّد شد، به مقتضای تقیّد، جایز است. اما اگر با فقه، مقیّد شد. مثلا گفته شد: عالم العلماء در فقه: فرقی نمی‌کند که بگوییم فقه، شامل اصول و فروع دین می‌شود، که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد آن فرمود: «هر کس که الله به او اراده‌ی خیر داشته باشد، او را در دین فقیه می‌گرداند»، یا چنان که نزد اصولیان معروف است، بگوییم: منظور از فقه، احکام شرعی عملی است؛ دارای چنان وسعتی می‌شود که مقتضایش این است که مرجع همه‌ی مردم در شرع، اوست. من در جواز چنین لقبی شک دارم و بهتر است چنین لقبی به کار برده نشود.همچنین، اگر مقید به قبیله شد، جایز است. اما همراه با جواز، بهتر است جانب موصوف را نیز رعایت کرد تا به خود مغرور نشود. به همین خاطر بود که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به کسی که شخصی را مدح کرد، فرمودند: «گردن دوستت را قطع کردی».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(488) سئل فضيلة الشيخ: عن حكم التسمي بقاضي القضاة؟

فأجاب قائلاً: قاضي القضاة بهذا المعنى الشامل العام لا يصلح إلا لله – عَزَّوَجَلَّ – فمن تسمى بذلك فقد جعل نفسه شريكاً لله – عَزَّوَجَلَّ – فيما لا يستحقه إلا الله ـ عَزَّوَجَلَّ ـ، وهو القاضي فوق كل قاضٍ. والحكم وإليه يرجع الحكم كله، وإن قيد بزمان أو مكان فهذا جائز، لكن الأفضل أن لا يفعل، لأنه قد يؤدي إلى الإعجاب بالنفس والغرور حتى لا يقبل الحق إذا خالف قوله، وإنما جاز هذا لأن قضاء الله لا يتقيد، فلا يكون فيه مشاركة لله – عَزَّوَجَلَّ – وذلك مثل قاضي قضاة العراق، أو قاضي قضاة الشام، أو قاضي قضاة عصره.

وأما إن قيد بفن من الفنون فبمقتضى التقييد يكون جائزاً، لكن إن قيد بالفقه بأن قيل: عالم العلماء في الفقه سواء قلنا بأن الفقه يشمل أصول الدين وفروعه على حد قوله، ﷺ: “من يرد الله به خيراً يفقهه في الدين” أو قلنا بأن الفقه معرفة الأحكام الشرعية العملية كما هو المعروف عند الأصوليين صار فيه عموم واسع مقتضاه أن مرجع الناس كلهم في الشرع إليه فأنا أشك في جوازه والأولى التنزه عنه. وكذلك إن قيد بقبيلة فهو جائز ولكن يجب مع الجواز مراعاة جانب الموصوف حتى لا يغتر ويعجب بنفسه ولهذا قال النبي، ﷺ، للمادح: “قطعت عنق صاحبك”.

مطالب مرتبط:

۵۰۴ – حکم گفتن لفظ مسیحیت به جای نصرانیت چیست؟ حکم گفتن مسیحی به کسی که نصرانی است چیست؟

۵۰۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن لفظ مسیحیت، به نصرانیت چیست؟ حکم گفتن مسیحی، به کسی که نصرانی است، چیست؟ جواب دادند: شکی نیست که انتساب نصاری بعد از بعثت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به مسیح، صحیح نیست. زیرا اگر صحیح بود، به محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ایمان می‌آوردند. زیرا ایمان آوردنشان به محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم، […]

ادامه مطلب …

۴۴۷ – آیا درست است هنگام تعزیه می‌گویند: «بقای عمر شما» یا «بقیه در زندگی خودت»؟

۴۴۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن چیست که هنگام تعزیه، به شیخ می‌گویند: «بقیه در زندگی خودت»، و اهل میت نیز این گونه جواب می‌دهند: «زندگی باقیِ خودت»؟ جواب دادند: مانعی نمی‌بینم که انسان بگوید: «بقیه در زندگی خودت». اما بهتر این است که گفته شود: الله برای هر مرده‌ای بازمانده […]

ادامه مطلب …

۴۳۷ – حکم این سخن در پایان دعا چیست: «إن الله علی ما یشاء قدیر»؟

۴۳۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن در پایان دعا و امثال آن چیست: «إن الله علی ما یشاء قدیر»؟ جواب دادند: از چند جهت، گفتن چنین چیزی جایز نیست: اول: وقتی الله تعالی خود را وصف به قدرت نموده، آن مقید به مشیئت نفرموده است. در این آیه، می‌فرماید: {وَلَوْ شَاءَ […]

ادامه مطلب …

۴۲۸ – جمع بین قول صحابه: «الله و رسولش آگاه‌ترند»، و انكار پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر مردی که گفت: «آنچه الله و تو بخواهید».

۴۲۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چگونه بین قول صحابه که می‌گفتند: «الله و رسولش آگاه‌ترند»، که با واو عطف آمده و پیامبر نیز اعتراضی به آنها نمی‌کردند، با انکار ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر مردی که گفت: «آنچه الله و تو بخواهید» جمع بندی کنیم؟ جواب دادند: گفتنِ «الله و رسولش آگاه‌ترند»، جایز است. زیرا […]

ادامه مطلب …

۴۹۱ – حکم لعنت کردن شیطان چیست؟

۴۹۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم لعنت کردن شیطان چیست؟ جواب دادند: به انسان دستور داده نشده که شیطان را لعنت کند. بلکه دستور دارد که از او پناه برد؛ چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}[۱]، یعنی: {و اگر وسوسه‌ای از سوی شیطان به […]

ادامه مطلب …

۴۲۶ – آیا درست است بگوییم «چوب خدا صدا ندارد»؟

۴۲۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: وقتی الله از برخی ظالمان انتقام می‌گیرد، عده‌ای می‌گویند: «الله با چوب نمی‌زند»[۱]. حکم چنین سخنی چیست؟ جواب دادند: جایز نیست که انسان چنین تعبیری را به نسبت الله عز و جل به کار برد. بلکه می‌تواند بگوید: الله عز و جل قاضی‌ای است که به هیچ کس […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه